دراينكه يكي از مشكلات شايع جامعه سياسي ايران گرفتاري ذهني درچنبره ي تئوري توطئه است، امروز كمتركسي ترديد روا مي دارد. اما پرسش متصل به اين موضوع آن است كه به واقع اين مشكل ازكجا ريشه دوانده است. چرا شماري از تحليل گران به جاي درنظر گرفتن فكتهاي قابل اتكا وعيني مدام ازتراوشات بي مبناي ذهني مدد مي جويند تا راهي به سوي منويات خود بيابند.درزمره ي پاسخ ها به چرايي پديده ي پيش گفته مي توان از مطلق انديشي در بخش قابل توجهي ازاين نقش آفرينان عرصه سياست ياد كرد. اگر جرياني خواه رجعت گرا يا آينده نگر براين باورباشد كه درتحليل هايش هرگزدچارخطا نگرديده وهرديدگاهي جز خود را انحرافي قلمداد كند . اين منظر بطور طبيعي دربرخورد با نظرات و تحليلهاي غير، جوينده ي دست طرار دشمن است كه آگاهانه يا ناخودآگاه برآن ديدگاه ها سوار است.به عنوان نمونه تارنماي اينترنتي پيك نت درياد داشت سردبير(شماره اول دي ماه ) در نوشتاري تحت عنوان «كنفرانس برلين دردانشگاه تهران!» با امنيتي خواندن خيل جريان ها و چهره هاي سياسي كه انديشه اي غيرازنگارنده ي آن مقاله دارند . بطور تلويح و تصريح چنين نتيجه مي گيرد كه هرگروه يا فردي كه موافق رويه ي اصلاح طلبان حكومتي درايران نيست سرنخ آن در دستگاه امنيتي حكومت است؟!اين عينك توطئه انگار هجوم ذهني خود را از سازمان هاي به تعبيرخود «سوپر چپ» و كمونيست مستقر در خارج كشور آغاز كرده ودرادامه دامنه آن را به «اصغر زاده (خط امام)» ، « طبرزدي» و «منوچهرمحمدي» (جنبش ساختارشكن 18 تير) تا جاسبي (موتلفه)، قاليباف (سردارسپاه)، دانشجويان دموكراسي خواه دانشگاه تهران و «دانشجويان مدعي چپ... كه تا پيش از دستگيري ها مانور سرخ مي دادند » و فرجام كار به پيروز دواني (از جان باختگان قتلهاي سياسي زنجيره اي سال 77 )ختم مي نمايد. احتمال مي رود اگر كسي ازافراد وجريان هاي سياسي از قلم افتاده ناشي ازآن باشد كه نويسنده دور ازايران است و آشنايي چنداني با مسايل و نيروهاي سياسي داخل كشور ندارد. چرا كه درغير اين صورت مي بايست جبهه ملي ايران، فعالان دانشجويي دانشگاه شيراز، پلي تكنيك تهران ، سهند تبريز، بوعلي همدان، فردوسي مشهد ، دانشگاه زاهدان ، تحكيم وحدت ، سازمان ادوار و ... را هم اضافه مي كرد . و همه را يك جا «فرو افتادگان در دامچاله بازي هاي سياسي» و«زود گر گرفته» و« گرفتار در هيجان سازي هاي هدايت شده ي امنيتي» مي خواند، چراكه آنها نيزمي گويند بالاي چشم اصلاح طلبان حكومتي ابروست.تامل در اينگونه شاخصه ها در نيروهاي سياسي جامعه مان آن هم آن بخشي كه در شعارهايش خواهان دمكراسي مي باشد، نشانگر آن است كه ما تا رسيدن به دمكراسي همچنان راه درازي درپيش داريم. چرا كه هنوز ابتدايي ترين مبادي آن را كه تحمل يكديگر و ضرورت طنين چند صدايي براتمسفر سياسي حاكم است را نمي پذيريم و به جاي اينكه دربرخورد با نظرات مخالف خود به گفتگو، نقد و چالش منطقي مواضع هم مبادرت ورزيم در پي آنيم تا با سفسطه و توطئه انگاري ديدگاه هاي غيرخود را منسوخ شماريم .نكته ديگري كه درياد داشت مورد اشاره و تحليل هاي مشابه آن به كرات مشاهده مي شود آن است كه به صرف اينكه دو جريان مختلف و بلكه مخالف هم در عرصه اي رويكرد مشابه داشتند با خلط انگيزه و انگيخته چنين نتيجه مي گيرند كه هر دو جريان آبشخور واحد دارند. اين متد سوفسطايي براي درهم كوبيدن مخالفان فكري هم درمطالب نويسندگان كيهان شريعتمداررواج دارد،هم درنوشته سردبيرپيك نت مشهود است. غافل از آنكه اين منطق ديريا زود دامن مروجان آن را خواهد گرفت . به اين جملات كه در ياد داشت مورد اشاره در تقبيح پرسش هاي انتقادي دانشجويان از خاتمي آمده توجه شود: « راستی نباید به این فکر کرد که چرا خبرگزاری فارس، بلافاصله اعلامیه دانشجویان دمکراسی خواه در باره رفتن خاتمی به دانشگاه تهران و سخنرانی 16 آذر اخیر را در صدر خبرهای خود منتشر کرد و به استقبال مقابله با خاتمی در دانشگاه رفت؟»درواقع اگر با چنين نگاه و منطقي بخواهيم اهداف يك جريان يا گروه سياسي را تحليل كنيم پس چاپ تحليل ها و تهديدهاي مندرج درنشريات غربي برضد حاكميت اقتدارگرا درپيك نت (آنهم دراسرع وقت )چه برداشتي دارد.نكته آخر اينكه پيك نت مانند هرنظرگاه سياسي ديگر محق است تا ازجريان ها وچهره هاي سياسي مقبول خود تبليغ كند اما نمي توان انتظار داشت كه ابراز نقطه نظرات سياسي درتيول افراد يا گروه خاصي است وچنانچه درصدد باشيم به بهاي حاكم كردن راي و نظر خود هر منتقدي را با پرونده سازي و مشوه كردن چهره اش زيرسووال ببريم آيا مي توان چشم انداز مناسبي از جامعه چند صدايي و حاكميت دمكراتيك ترسيم كرد؟
Monday, December 22, 2008
Sunday, December 21, 2008
احضار35دانشجوی دانشگاه شیراز به کمیته انضباطی
پروژه سرکوب گسترده دانشجویان مبارز وآزادیخواه دانشگاه شیراز
با احضار 19 دانشجوی دیگر به کمیته انضباطی دانشگاه شیراز بیش از 30 نفر به کمیته انضباطی احضار شدند.
آرش روستایی،سعیدخلعتبری،هادی الم لی،حمداله نامجو،کاظم رضایی،جلیل رضایی،یونس میرحسینی،افشین هوشنگ،اسماعیل معدنچی،اسماعیل جلیل وند،محسن زرین کمر،امین درستی،عبداله داودیان،اکبر حسن پور،
سعید خسروآبادی،لقمان فدیری،آرمین برازش،آلما رنجبر،همت جهانشاهی،احسان هاشمی،روح اله قاسمی،دلیر بارخدا،کامران محمدی،نسیم دالوند،ندااسکندری،محدثه محوی شیرازی،فاطمه آقایی،مجتبی شیخیان و چند دانشجوی دیگر به کمیته انضباطی احضار شدند.
با توجه به حجم وسیع احضار ها در دانشگاه شیراز احتمالا تعداد بیشتری در روز های آینده احضار شوند.
اتهام این دانشجویان برگزاری و شرکت در تریبون آزاد روز دانشجو در 18 آذر و مراسم16 آذر اعلام شده است.
برای تعدادی از دانشجویان احضار شده در گذشته احکام محرومیت از تحصیل صادر شده بود که هم اکنون در حال اجرا می باشد.همچنین تعدادی از دانشجویان برای چندمین بار است که به کمیته انضباطی احضار می شوند ودر معرض اخراج شدن از دانشگاه قرار دارند.
شنیده ها حاکی است که در جلسه شورای تامین استان که با حضور مسولین امنیتی استان چون رییس اطلاعات،دادستان و..تشکیل می شود ،موارد زیر مطرح شده است:
اجرایی شدن احکام تعلیقی که در گذشته صادر شده و اجرا نشده،برخورد شدید کمیته انضباطی دانشگاه با دانشجویان،ارائه مدرک و سند به اطلاعات توسط بسیج دانشجویی وتشکیل پرونده توسط اداره اطلاعات برای سرکوب دانشجویان توسط قوه قضائیه.
در روز 16 آذر عده ای از دانشجویان وابسته از دانشگاه های مختلف در حالی که تعداد آنها به 150 نفر نمی رسید ،در دانشگاه شیراز جمع شدند تا مراسم روز دانشجو را به نمایندگی از حکومت برگزار کنند.
در مقابل تعداد زیادی از دانشجویان با زدن ماسک هایی اعتراض خود را به حکومتی شدن روز دانشجو اعلام کردند.2 روز بعد تریبون آزاد با حضور گسترده دانشجویان برگزار شد.
این احضار ها با فشار نهاد های بیرون دانشگاه و تشکل های وابسته مثل بسیج و..صورت گرفته است.
بسیج دانشگاه که با نهاد های بیرون دانشگاه مثل سپاه پاسداران در ارتباط است ،با پخش اعلامیه ها و نشریات در سطح گسترده خواستار برخورد شدید با دانشجویان شد.برگزاری اعتکاف سیاسی و حضور در استانداری فارس از برنامه های بسیج در راستای سرکوب دانشجویان بود .
توهین به شهدا،مقدسات و رهبری آخرین دستاویز برای سرکوب دانشجویان دانشگاه شیراز شده است
به نظر می رسد خشم مسولین از انتقادات بی پرده دانشجویان نسبت به مسولین نظام و خصوصا رهبری
باشد و توهین به مقدسات و شهدا بهانه ای بیش نیست.
ترس از شکسته شدن تابوی رهبر جمهوری اسلامی در دانشگاه ها را می توان عامل اصلی سرکوب گسترده در دانشگاه شیراز دانست.
Saturday, December 20, 2008
سخنان مهندس طبرزدی درمراسم بزرگداشت یک مبارز آزادیخواه
درروزجمعه ی گذشته مراسم بزرگداشت شادروان علی اکبر بهمنش وکیل پایه یک دادگستری با حضور گروهی از ازادیخواهان و دوستان ان بزرگ مرد بر گزار شد. در این مراسم که علاوه بر آقای مهندس امیر انتظام وهمسرش اعضای خانواده ی ان شادروان نیز حضور داشتند مهندس طبرزدی دبیرکل جبهه ی دمکراتیک ایران در سخنان خود به نقش موثر شادروان بهمنش دریاری رساندن به آزادیخواهان درموقعیتهای مختلف یاد نمود.متن سخنان ایشان در ادامه آمده است
هواداران جبهه ی دمکراتیک ایران - استان تهران
من 10 سال پیش و در جریان بازداشتم با بهمنش آشناشدم. من پیش از 18 تیر از سوی شعبه 6 دادگاه انقلاب به دلیل انتشار هفته نامه ی هویت خویش و درج بیانیه ی ساختار سیاسی اینده ی ایران که در ان خواهان جدایی دین از سیاست شده بودیم بازداشت شدم. در ان دوره شادروان بهمنش همراه با شادروانان حشمت اله خیاط زاده و محمد علی سفری و دکتر ناصر طاهری وکالت مهندس امیر انتظام را پذیرفته بودند. به واسطه ی ارتباط ما با محمد علی سفری و مهندس انتظام این جمع وکالت من را نیز پذیرفت و اقای بهمنش در زندان اوین با من دیدار داشت. ان روز یک جمله به من یاد داد که همیشه در ذهنم باقی ماند و به ویژه در دوران سخت بازجویی و شکنجه در بند 209 و شکنجه گاه توحید از ان جمله بهره بردم. زیرا در ان دوران اگر چه من با دادگاه و زندان و بازجویی سر و کار داشتم ولی با مبانی حقوقی خیلی اشنا نبودم.او به من یاد داد:پسرم تو که خلاف قانون عمل نکردی. تو از حق قانونی خودت استفاده کرده ای. فضای تبلیغی وحشت انگیز رژیم به قدری سنگین بود که من گمان کرده بودم که تندروی کرده یا از قانون تخطی نموده و در مقابل بازجو و قاضی داد گاه انقلاب خلع شعار شده ام. ولی ا ین جمله ی اقای بهمنش به من تسلی داد و در تمام بازجویی ها بر این امر تاکید می کردم که من از حق قانونی خود استفاده کرده ام و در چارچوب قانون عمل نموده ام. من اگر میتینگی داشته یا چیزی نوشته و سخنانی ابراز داشته ام ،همگی در چارچوب قانون بوده است. این اموزه ی بهمنش من را در مقابل بازجو ها قرار داد وعملا ان ها بودند که خلع شعار شدند. و این مطلب به ظاهر ساده برای یک مبارزی که در مقابل بازجویی های ایدئولوژیک قرار می گیرد بسیار حیاتی است.طبرزدی افزود:دفاع مشترک بهمنش و سفری از من در جریان بازداشت سال 79 به اتهام برگزاری میتینگ 4 خرداد موجب شد تا 1 سال حبس من به یک میلیون جزای نقدی تبدیل شود. ولی مهم تر از ان،در پرونده ای بود که قاضی حداد در سال 82 برای من درست کرد و من را به 14 سال حبس در زندان برازجان محکوم کرده و 10 سال محرومیت اجتماعی را بر ان افزود. ولی با پیگیری های بهمنش بود که این حکم در شعبه ی تشخیص دیوان عالی به 7 سال حبس تقلیل یافت.طبرزدی افزود:بهمنش یک مبارز واقعی بود که مرتب به ملاقات من می امد و از مبارزات خود و خاطراتش از خسرو روزبه و دکتر مصدق و سایر مبارزین می گفت و به من می اموخت که در راه مبارزه نباید از زندان و شکنجه و اعدام هراسید. بهمنش برای من تعریف کرد که قاضی حقانی از او خواسته بود که از وکالت من انصراف دهد ولی او در پاسخ گفته بود که اگر خدا هم از اسمان به پایین بیاید و چنین درخواستی کند نمی پذیرد. در عوض به او پیشنهاد داده بود که اگر او هم روزی لازم داشته باشد،بهمنش اماده است تا از او دفاع کند. مهندس طبرزدی افزود:من تا کنون انسانی به این درجه از مقاومت و شرافت و انسانیت ندیده ام و به همین دلیل فکر می کنم که او اسطوره ای تکرار نشدنی است. او کسی بود که ارزو می کرد با من حبس بکشد و این در حالی بود که بیش از 90 سال سن داشت. بهمنش به من اجازه نمی داد که درخواست مرخصی کنم و می گفت که شان تو نیست که از این ادم های پست چنین درخواستی داشته باشی. در عین حال به قدری انسان بود که از دم در زندان تا سالن ملاقات به سرباز و افسر و زندان بان سلام می کرد و به همین دلیل همگان به او احترام می گذاشتن. بهمنش به من می گفت که از هیچ کس کینه به دل نگیر و اگر عیب من را نگویی مسئولی. او انسانی بود که در تمام مدت حبس به بچه های من سر می زد و می گفت به من بگویید بابا بهمنش. بچه های من او را پدر بهمنش صدا می زدند.تکیه کلام او دنیا سلام بود. پدر بهمنش در زندان به من می گفت:پسرم نباید ذره ای مشکل و نگرانی تو را ازار بدهد. او حتا نگران مشکلات مالی من بود که مبادا در راه مبارزاتم خللی به وجود بیاید. دوست داشت وکالت همه ی زندانیان سیاسی را بر عهده بگیرد. این مرد کهن سال و مبارز از شدت تواضع و احترام به مبارزین دست یکی از زندانیان سیاسی را بوسید و من شگفت زده شدم. طبرزدی گفت:بهمنش در زندان به من می گفت: پسرم این اخوند ها زن را نصف مرد به حساب می اورند و زن را تحقیر می کنند. او مدعی بود که برای اولین بار به اقای طالقانی برای تساوی حقوق زن و مرد طرحی ارایه داده است. بهمنش به شدت نگران محیط زیست بود و می گفت که این حکومت مذهبی حتا به محیط زیست هم رحم نکرده و همه چیز را از بین برده اند. بهمنش در مورد مبارزات طبقاتی و حقوق طبقات محروم حساس بود و همواره به من می گفت که این مهم را مد نظر داشته باشم. او معتقد بود که این حکومت را بیگانگان بر سر کار اورده اند و به جریانات پیش از کودتای 28 مرداد اشاره می کرد. او اطلاعات زیادی از خمینی و رفسنجانی داشت.طبرزدی افزود: اقای بهمنش خاطرات زیادی از دوران مصدق داشت و به مصدق ارادت زیادی داشت. او قاضی دادگاه افشار طوس بوده و در این مورد اطلاعات مستندی داشت. بهمنش به دانش جو و به ویژه جنبش دانش جویی 16 اذر عشق می ورزید چرا که خودش در ان ماجرا قاضی تحقیق بود. بهمنش یک مبارز پیر و یک ازادی خواه تجربه دیده و کار ازموده بود. زندگی او و کلام او به ما درس مبارزه می اموخت و اموخت. افتخار من این بود که چنین دوست و وکیلی داشتم. ان ها که بهمنش را از نزدیک می شناسند به خوبی می دانند که او تا چه اندازه به من لطف داشت. برای این که خیال می کرد من ادامه دهنده ی راه مبارزین راستین هستم و در راه ازادی و دموکراسی حاضرم جانم را فدا کنم. هرگاه او را می دیدم انگار همه ی مبارزین قدیم را یک جا می دیدم و در زندان اوین به احساس خوشی دست می یافتم.انگار این پیرمرد 95 ساله چون جوان 18 ساله ای است که برای ازادی می جنگد. من متاسفم که جامعه ی استبداد زده ی ما حتا یادی از این بزرگان نمی کند و ما تا این اندازه به گسست نسلی و تاریخی تنزل یافته ایم.طبرزدی افزود:بهمنش تاریخ زنده ی 100 سال اخیر ایران بود که خودش فعالانه در این تاریخ سازی نقش داشته است. اگر چه او هم مثل سایر انسان ها از اشتباه و خطا به دور نبود ولی نمونه یک انسان نیک اندیش و مسئول بود. من در شب پایان زندگانی اش با او بودم. از او پرسیدم چطوری؟ او در پاسخ گفت: پسرم بهتر از این نمیشه!در حالی که هر از چند گاهی نفس او قطع می شد و ممکن بود دیگر بالا نیاید.او همین که فرصت نفس کشیدن می یافت به من می گفت که برویم به کوه!من با خودم می اندیشیدم که این مرد مرگ را به سخره گرفته و چنین بود.در حالی که روی تخت خواب افتاده بود و امکان هیچ حرکتی نداشت،دست او را گرفتم و به علامت ادامه ی مبارزه مشت در مشت هم انداخته و دست یکدیگر را فشار دادیم. می دانم که روح بزرگ او شاهد روزگار ماست و من به پیمانی که با او بسته ام وفادارم. روحش شاد و راهش مستدام. ما مبارزی بزرگ و چریکی کهن سال و انسانی شریف را از دست دادیم. کسی که برای انسان ارزش قایل بود و همواره به این می بالید که در سر در سازمان ملل این ابیات از سعدی حک شده است:بنی ادم اعضای یکدیگر اند/که در افرینش ز یک گوهرند. چو عضوی به درد اورد روزگار/ دگر عضو ها را نماند قرار.تو کز محنت دیگران بی غمی/ نشاید که نامت نهند ادمی. وجود او بیانگر این ابیات بود.
Tuesday, December 16, 2008
اگاهینامه، آذر 1387 -دهم دسامبر سالروز حقوق بشر
اگاهینامه، آذر 1387
دهم دسامبرشستمین سالروز حقوق بشر
شست سال پیش، روز دهم دسامبر 1948، متن اعلامية جهاني حقوق بشر به تصويب سازمان ملل متحد و به امضاي كشورهاي عضو از جمله ايران رسيد.
مادة اول اين اعلاميه، كه پايه هاي انسانی آن در ايران سابقة ژرف فرهنگي وتاريخي دارد، چنين ميگويد:
« تمام افراد بشر آزاد بدنيا ميآيند و از لحاظ حيثيت و حقوق با هم برابرند. همه داراي عقل و وجدان ميباشند و بايد نسبت به يكديگر با روح برادري رفتار كنند .»
بررسی تاریخ تمدن بشر نشان میدهد که استقرار دموکراسی و حکومت قانون بر پایه حقوق بشر بنیاد استواری برای پیشرفتهای اجتماعی، اقتصادی و رفاه ملی کشورها بوده است. شایسته است که سالگرد این روز جهانی را بهمگان تبریک گفته وکوشش نمائیم که ملت ایران و همه ملتهای زیر یوغ دیکتاتوری، حقوق انسانی خودرا بدست آورده و به کاروان تمدن جهانی بپیوندند.
بیش از یک سده است که زنان و مردان ایران دوش به دوش هم برای بدست آوردن آزادی و استقرار دموکراسی میکوشند. بررسی سه دهه گذشته حاکی از آن است که مردم ایران، از مزیتهای نخستین حقوق بشر محرومند و بعلت نادانی و واپسگرایی رژیم جمهوری اسلامی، اکثریت بالایی در فقرو فلاکت بسر میبرند. با وجود این شرایط غیر انسانی، مردم ایران بگونه ای خستگی نا پذیر و شجاعانه با این رژیم و قوانین وحشیانه آن مبارزه میکنند.
جهانیان باید بدانند که آنچه در ایران میگذرد خواسته ملت ایران نیست . این رژیم جمهوری اسلامی است که اصول حقوق بشر را زیر پا میگذارد و در سیاستهای تروریستی بین المللی و ایجاد آشوب و نا امنی، که از فرهنگ ایرانی بدور است، شرکت دارد. جای آن دارد که یادآور شویم که کوروش بزرگ ، بیش از ••٢۵ سال پیش، نخستین اعلامیه حقوق بشر را به جهانیان عرضه کرد، سندی که همواره باعث افتخار جامعه بشری بوده است.
ما از کشورهای آزاد جهان میخواهیم که، بدون در نظر گرفتن منافع زود گذرخود، به مبارزات ملت ایران یاری دهند تا رژیم ضد بشری را، که سد راه آزادی و دمکراسی در منطقه و صلح جهانی میباشد، از میان بر دارد، زیرا یک ایران آزاد، پیشرفته و مسئول، که بر پایه هدفهای حقوق بشر پایه گذاری شود، ضامن دمکراسی و صلح پایدار در منطقه و جهان و حافظ منافع دراز مدت جامعه جهانی خواهد بود.
سازمانهای تهیه کننده آگاهینامه بترتیب الفبا:
پشتیبانان همبستگی دانشجوئئ – جبهه ملی ایران در خارج از کشور ( شمال
کالبفرنیا – جنوب کالیفرنیا – سوئد – قبرس – انگلستان ) - جبهه دمکراتیک
ایران شاخه ی برونمرزی – جزب پان ایرانیست ( شاخه برونمرزی ) – حزب سبزها – حزب مشروطه ایران – همبستگی ملی ایرانیان "هما
دهم دسامبرشستمین سالروز حقوق بشر
شست سال پیش، روز دهم دسامبر 1948، متن اعلامية جهاني حقوق بشر به تصويب سازمان ملل متحد و به امضاي كشورهاي عضو از جمله ايران رسيد.
مادة اول اين اعلاميه، كه پايه هاي انسانی آن در ايران سابقة ژرف فرهنگي وتاريخي دارد، چنين ميگويد:
« تمام افراد بشر آزاد بدنيا ميآيند و از لحاظ حيثيت و حقوق با هم برابرند. همه داراي عقل و وجدان ميباشند و بايد نسبت به يكديگر با روح برادري رفتار كنند .»
بررسی تاریخ تمدن بشر نشان میدهد که استقرار دموکراسی و حکومت قانون بر پایه حقوق بشر بنیاد استواری برای پیشرفتهای اجتماعی، اقتصادی و رفاه ملی کشورها بوده است. شایسته است که سالگرد این روز جهانی را بهمگان تبریک گفته وکوشش نمائیم که ملت ایران و همه ملتهای زیر یوغ دیکتاتوری، حقوق انسانی خودرا بدست آورده و به کاروان تمدن جهانی بپیوندند.
بیش از یک سده است که زنان و مردان ایران دوش به دوش هم برای بدست آوردن آزادی و استقرار دموکراسی میکوشند. بررسی سه دهه گذشته حاکی از آن است که مردم ایران، از مزیتهای نخستین حقوق بشر محرومند و بعلت نادانی و واپسگرایی رژیم جمهوری اسلامی، اکثریت بالایی در فقرو فلاکت بسر میبرند. با وجود این شرایط غیر انسانی، مردم ایران بگونه ای خستگی نا پذیر و شجاعانه با این رژیم و قوانین وحشیانه آن مبارزه میکنند.
جهانیان باید بدانند که آنچه در ایران میگذرد خواسته ملت ایران نیست . این رژیم جمهوری اسلامی است که اصول حقوق بشر را زیر پا میگذارد و در سیاستهای تروریستی بین المللی و ایجاد آشوب و نا امنی، که از فرهنگ ایرانی بدور است، شرکت دارد. جای آن دارد که یادآور شویم که کوروش بزرگ ، بیش از ••٢۵ سال پیش، نخستین اعلامیه حقوق بشر را به جهانیان عرضه کرد، سندی که همواره باعث افتخار جامعه بشری بوده است.
ما از کشورهای آزاد جهان میخواهیم که، بدون در نظر گرفتن منافع زود گذرخود، به مبارزات ملت ایران یاری دهند تا رژیم ضد بشری را، که سد راه آزادی و دمکراسی در منطقه و صلح جهانی میباشد، از میان بر دارد، زیرا یک ایران آزاد، پیشرفته و مسئول، که بر پایه هدفهای حقوق بشر پایه گذاری شود، ضامن دمکراسی و صلح پایدار در منطقه و جهان و حافظ منافع دراز مدت جامعه جهانی خواهد بود.
سازمانهای تهیه کننده آگاهینامه بترتیب الفبا:
پشتیبانان همبستگی دانشجوئئ – جبهه ملی ایران در خارج از کشور ( شمال
کالبفرنیا – جنوب کالیفرنیا – سوئد – قبرس – انگلستان ) - جبهه دمکراتیک
ایران شاخه ی برونمرزی – جزب پان ایرانیست ( شاخه برونمرزی ) – حزب سبزها – حزب مشروطه ایران – همبستگی ملی ایرانیان "هما
Monday, December 15, 2008
ادامه فشار بر دانشجویان دانشکاه شیراز
درادامه متن کامل آخرین رویدادها در دانشگاه شیراز و نیز متن بیانیه فعالان دانشجويی دانشگاه شیرازآمده است. تعداد احضاری ها در دانشگاه شیراز به 7 نفر رسيده است و با سناریوی اعتکاف و توهین به مقدسات که دقیقا از طرف حفاظت اطلاعات سپاه و نیروهای بسیج هدایت می شود احتمال بازداشت و ... نیز وجود دارد.
لطفا به خاطر کاهش فشارها بر دانشجویان دانشگاه شیراز، به صورت گسترده منعکس کنید و در حمایت از دانشجویان دانشگاه شیراز بیانیه بدهید، این امر به ما قوت و دلگرمی می دهد. احتمال این که چند هفته آینده دانشگاه شیراز عرصه زد و خورد شود بسیار زیاد است. تعدادی از فعالان دانشجویی اعلام کرده اند که دست به تحصن و اعتصاب غذای نامحدود خواهند زد.
ائتلاف فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز
لطفا به خاطر کاهش فشارها بر دانشجویان دانشگاه شیراز، به صورت گسترده منعکس کنید و در حمایت از دانشجویان دانشگاه شیراز بیانیه بدهید، این امر به ما قوت و دلگرمی می دهد. احتمال این که چند هفته آینده دانشگاه شیراز عرصه زد و خورد شود بسیار زیاد است. تعدادی از فعالان دانشجویی اعلام کرده اند که دست به تحصن و اعتصاب غذای نامحدود خواهند زد.
ائتلاف فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز
تعداد دانشجویانِ احضاری در دانشگاه شیراز به 7 تن رسید؛ لجنپراکنی و اعمال فشار از طرف نیروهای بسیج و سایر تشکلهای
وابسته همچنان ادامه دارد:
با احضار کاظم رضایی، جلیل رضایی و احمد کهنسال به کمیته انضباطی تعداد دانشجویانِ احضاری در در این دانشگاه به خاطر تجمعات روزهای 16 و 18 آذر به 7 نفر رسید. پیش از این، آرش روستایی، سعید خلعتبری، حمداله نامجو و هادی الملی نیز به کمیته انضباطی احضار شده بودند. از این افراد تا کنون، کاظم رضایی و حمداله نامجو 4 بار و آرش روستایی، سعید خلعتبری و هادی الملی دو بار به کمیته انضباطی دانشگاه شیراز احضار شدهاند. در احضاریههای این افراد قید شده است که یکهفته وقت دارند خود را به کمیته انضباطی معرفی کنند.
از طرفی نیروهای بسیج و سایر تشکلهای وابسته نظیر جامعه اسلامی و انجمن اسلامی مستقل همچنان به اعتکاف خود در مسجد دانشگاه شیراز ادامه میدهند. شیوهی آنها در برگزاری مراسم اعتکاف اینچنین است که در آغاز شب و همزمان با نماز مغرب و عشاء عدهای از نیروهای خود را از دانشگاههای پیام نور، دانشکده فنی باهنر و... به درون دانشگاه میآورند و بعد از صرف شام(که از بیرون دانشگاه تهیه میشود) آنها را از دانشگاه خارج میسازند. با وجود تبلیغات گسترده و به کار گرفتن هزینههای سرسامآور این اعتکاف و سناریوی از پیش طراحی شده، عملا ناموفق بوده است، چرا که افرادی که شب در مسجد دانشگاه میمانند، تعدادشان از 50 نفر نیز تجاوز نمیکند. در اقدامی بینظیر به معتکفان گفته شده است، که روزها میتوانند از مسجد خارج شوند و به کارهای خود برسند!
در ادامه لجنپراکنیها در شیراز بر علیه فعالان دانشجویی این دانشگاه، سید محمد انجوی نژاد رییس کانون رهپویان وصال که سال گذشته در حسینیه وی اقدام به بمبگذاری شد، مرتبا با ایراد سخنرانی جو عمومی را بر علیه دانشجویان تحریک میکند. به گزارش رجا نیوز وی برگزاری مراسم تریبون آزادِ«آزادی دانشگاه؛ آزادی جامعه» را عملیاتِ انتحاری خوانده است و آن را با عملیات انتحاری مجاهدین خلق مقایسه کرده است. وی همچنین قرار است، امشب(دوشنبه شب) در مسجد دانشگاه شیراز حاضر شود. حضور وی در دانشگاه تنها برای اعمال فشار بر مسئولین برای برخورد شدید با دانشجویان برآورد میشود. همچنین قرار است، ظهر سهشنبه، «عماد افروغ» از نمایندگان اصولگرای مجلس هفتم، در مسجد دانشگاه شیراز برای نیروهای بسیجی سخنرانی کند.
سناریوی اعتکاف با هزینه فراوان که اصلا مشخص نیست از کجا تامین میشود، اجرا میگردد، چنانکه در چند روز گذشته نیروهای بسیج از سلفسرویس دانشگاه نیز استفاده نمیکنند و وعدههای غذای آن مرتبا از بیرون دانشگاه آورده و در مسجد سرو میشود.
معتکفان با پخش اعلامیههای خود در سطحی وسیع و خیرهکننده عملا خواستار قلع و قمع شدید دانشجویان دانشگاه شیراز شدهاند در قسمتی از بیانیه امروز آنان خطاب به وزیر علوم چنین نوشته شده است: « با ما بگویید از چه می ترسید آقای وزیر؟ از بوق های دروغین حقوق بشر و دموکراسی خواهی؟ مگر غزه و عراق و افغانستان و پاکستان را ندیده اید؟ این روبه صفتان چه گلی بر سر دنیای اسلام زده اند که قرار باشد از ادعای واهی آنها هراسی داشته باشی؟ از اغتشاش و درگیری و سوء استفاده تلویزیون های عناصر منافق و ضد انقلاب؟ از آنکه بگویند اینجا مستبد ترین کشور دنیاست؟ مگر امروزه که دست نوازش شما و مسئولین منتصب شما در دانشگاه ها بر سر پیاده نظام آنها سایه افکنده است نظام و انقلاب تو را به استبداد محکوم نمی کنند؟
شما وزیر دولت محمودی احمدی نژاد هستی! شما وزیر نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران هستی، پس یا تصمیم انقلابی بگیر و لکه ننگ جامانده بر دانشگاه ها را محو کن و یا نظاره کن و ببین چگونه خشم انقلابی جنبش دانشجویی مسلمان نه تنها لانه امن کفتارها که میز صدارت شما را می سوزاند.»
در واکنش به این فشارها امروز فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز که اقدام به برگزاری مراسم روز دانشجو در روزهای 16 و 18 آذر کرده بودند، با پخش بیانیهای در سطح دانشگاه(که خطاب به دانشجویان آگاه و بیدار و ملت شریف ایران نوشته شده بود)، به سناریو بودنِ کلیتِ این جریان اشاره کردند و اعلام کردند که تا آخرین نفس در مقابل سلطه و سرکوب خواهند ایستاد. همچنین این دانشجویان به مقامات دانشگاه، استان و نیز مسئولان ارشد نظام هشدار دادهاند که در صورتی که روند پروند سازی برای دانشجویان متوقف نشود، مسئولیت هر گونه اقدام احتمالی نظیر تحصن و اعتصاب غذای نامحدود بر عهدهی آنان خواهد بود.
متن کامل بیانیه فعالان فعالان دانشجویی که امروز(دوشنبه) در سطح دانشگاه شیراز توزیع شد:
دانشجویان آگاه و بیدار و ملت شریف ایران
بار دیگر نهادهای سرکوب دست به دست هم دادهاند، تا سناریویی دیگر و این بار در دانشگاه شیراز به مرحلهی اجرا درآورند. اکنون بیش از هر چیز بر همگان محرز گشته است که سرکوبِ مخالف و منتقد، به بارزترین شاخصهی حاکمیت تبدیل شده است. همهچیز در اینجا به ابزاری جهتِ حذف و طرد دگراندیشان تبدیل شده است. کسانی که از برگزاری مراسمی 400 نفره در سطح دانشگاه عاجز هستند، با دروغپردازی وقیحانه و آشکار، پروژهای را پیش میبرند که به لطف حمایتهای مالی و معنوی اربابانشان، امروز دیگر بر همگان آشکار گشته است که از کجا آب میخورد. کافی است به حجم بیانیهها و اعلامیههای پخش شده توسط آنان و هزینههایی که احتمالا از خزانهی ملت تامین شده است، نگاه کنیم. اینان اگر ذرهای راستگویی و انصاف در وجودشان میبود، فیلم مراسم باشکوهِ تریبون آزاد را منتشر میکردند تا مشخص شود در کجا توهین صورت گرفتهاست. دانشجویان دانشگاه شیراز خوب میدادنند که در تریبون آزادِ «آزادی دانشگاه؛ آزادی جامعه» نه تنها به شهدا هیچ توهینی صورت نگرفت بلکه از احترام به حقوقِ خانواده و فرزندانِ شهدا سخن به میان آمد.
امروز دیگر بر همگان روشن گشته است که هر گاه نهادهای سلطه و سرکوب، از فریادِ رهایی و آزادیِ مبارزان این مرز و بوم بهراسند، با توسل به انواع شیوههای غیراخلاقی، راه را برای حذفِ همیشگیِ مخالفان هموار میکنند. دستهایی که عروسکهای این خیمهشب بازیِ وقیحانه را اداره میکند، دیگر برای همگان رو شده است. دانشجویان آگاه و بیدار و همچنین ملت شریف ایران، سناریوی جعل نشریات در دانشگاه امیرکبیر را از یاد نبردهاند؛ سناریویی که در نتیجهی آن سه تن از یاران دبستانی ما، در نتیجه آن به زندانِ سرکوب و ارتجاع افتادند و جوِ پویایِ دانشگاه امیرکبیر نیز به شدتِ هر چه تمامتر سرکوب شد.
امروز اما روز دیگریست، از طرفی تشکلهای وابسته و حلقه به گوش، ماهیت واقعی خود را به همگان نشان دادهاند، همهی تشکلهای حکومتی، در عوضِ دم زدن از حقوق و آزادیهای دانشجویان، بر سرکوب و حبس و تعلیق آنها اصرار میورزند و خود آلتِ دستِ حاکمیتِ سرکوب شدهاند. اگر شرایط حال حاضر حاکمیت، دیکتاتوری و استبداد نیست، چرا از دیکتاتوری خطاب کردنِ وضعیتِ کنونی اینچنین به خشم آمدهاید؟ دیکتاتوری و استبداد به چه نشانهای بارزتر از بیانیهها و اعلامیههای شما احتیاج دارد؟ از طرف دیگر جنبش دانشجویی شکل گرفته در شیراز، آنچنان بالغ و پخته شده است که به هیچ وجه مرعوب و مغلوبِِ این دسیسههای شوم نخواهد شد. یک مبارز، در جریان مبارزه برای آزادی و رهایی چیزی جز زنجیرهایش برای از دست دادن ندارد. آگاهی از این امر است که ما را واداشته است تا اعلام کنیم، تا آخرین نفس در مقابل سلطه و استبدادِ لخت و عریان قد علم میکنیم و میایستیم.
در نهایت، ما فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز، به مقامات دانشگاه و استان و نیز مقامات ارشد کشور که تا کنون در جریانِ سناریویِ در حالِ اجرا در دانشگاه شیراز قرار گرفتهاند، اخطار میکنیم که روند پرونده سازی و سرکوبِ مخالفان باید خاتمه یابد، در غیر اینصورت مسئولیت هرگونه اقدام احتمالی نظیر تحصن و اعتصاب غذای نامحدود بر عهدهی آنان خواهد بود.
فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز
همچنین فعالان دانشجویی اعلام کردهاند که از دانشجویان سراسر کشور و نیز کلیه نهادهای حقوق بشری درخواست حمایت میکنند.
با احضار کاظم رضایی، جلیل رضایی و احمد کهنسال به کمیته انضباطی تعداد دانشجویانِ احضاری در در این دانشگاه به خاطر تجمعات روزهای 16 و 18 آذر به 7 نفر رسید. پیش از این، آرش روستایی، سعید خلعتبری، حمداله نامجو و هادی الملی نیز به کمیته انضباطی احضار شده بودند. از این افراد تا کنون، کاظم رضایی و حمداله نامجو 4 بار و آرش روستایی، سعید خلعتبری و هادی الملی دو بار به کمیته انضباطی دانشگاه شیراز احضار شدهاند. در احضاریههای این افراد قید شده است که یکهفته وقت دارند خود را به کمیته انضباطی معرفی کنند.
از طرفی نیروهای بسیج و سایر تشکلهای وابسته نظیر جامعه اسلامی و انجمن اسلامی مستقل همچنان به اعتکاف خود در مسجد دانشگاه شیراز ادامه میدهند. شیوهی آنها در برگزاری مراسم اعتکاف اینچنین است که در آغاز شب و همزمان با نماز مغرب و عشاء عدهای از نیروهای خود را از دانشگاههای پیام نور، دانشکده فنی باهنر و... به درون دانشگاه میآورند و بعد از صرف شام(که از بیرون دانشگاه تهیه میشود) آنها را از دانشگاه خارج میسازند. با وجود تبلیغات گسترده و به کار گرفتن هزینههای سرسامآور این اعتکاف و سناریوی از پیش طراحی شده، عملا ناموفق بوده است، چرا که افرادی که شب در مسجد دانشگاه میمانند، تعدادشان از 50 نفر نیز تجاوز نمیکند. در اقدامی بینظیر به معتکفان گفته شده است، که روزها میتوانند از مسجد خارج شوند و به کارهای خود برسند!
در ادامه لجنپراکنیها در شیراز بر علیه فعالان دانشجویی این دانشگاه، سید محمد انجوی نژاد رییس کانون رهپویان وصال که سال گذشته در حسینیه وی اقدام به بمبگذاری شد، مرتبا با ایراد سخنرانی جو عمومی را بر علیه دانشجویان تحریک میکند. به گزارش رجا نیوز وی برگزاری مراسم تریبون آزادِ«آزادی دانشگاه؛ آزادی جامعه» را عملیاتِ انتحاری خوانده است و آن را با عملیات انتحاری مجاهدین خلق مقایسه کرده است. وی همچنین قرار است، امشب(دوشنبه شب) در مسجد دانشگاه شیراز حاضر شود. حضور وی در دانشگاه تنها برای اعمال فشار بر مسئولین برای برخورد شدید با دانشجویان برآورد میشود. همچنین قرار است، ظهر سهشنبه، «عماد افروغ» از نمایندگان اصولگرای مجلس هفتم، در مسجد دانشگاه شیراز برای نیروهای بسیجی سخنرانی کند.
سناریوی اعتکاف با هزینه فراوان که اصلا مشخص نیست از کجا تامین میشود، اجرا میگردد، چنانکه در چند روز گذشته نیروهای بسیج از سلفسرویس دانشگاه نیز استفاده نمیکنند و وعدههای غذای آن مرتبا از بیرون دانشگاه آورده و در مسجد سرو میشود.
معتکفان با پخش اعلامیههای خود در سطحی وسیع و خیرهکننده عملا خواستار قلع و قمع شدید دانشجویان دانشگاه شیراز شدهاند در قسمتی از بیانیه امروز آنان خطاب به وزیر علوم چنین نوشته شده است: « با ما بگویید از چه می ترسید آقای وزیر؟ از بوق های دروغین حقوق بشر و دموکراسی خواهی؟ مگر غزه و عراق و افغانستان و پاکستان را ندیده اید؟ این روبه صفتان چه گلی بر سر دنیای اسلام زده اند که قرار باشد از ادعای واهی آنها هراسی داشته باشی؟ از اغتشاش و درگیری و سوء استفاده تلویزیون های عناصر منافق و ضد انقلاب؟ از آنکه بگویند اینجا مستبد ترین کشور دنیاست؟ مگر امروزه که دست نوازش شما و مسئولین منتصب شما در دانشگاه ها بر سر پیاده نظام آنها سایه افکنده است نظام و انقلاب تو را به استبداد محکوم نمی کنند؟
شما وزیر دولت محمودی احمدی نژاد هستی! شما وزیر نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران هستی، پس یا تصمیم انقلابی بگیر و لکه ننگ جامانده بر دانشگاه ها را محو کن و یا نظاره کن و ببین چگونه خشم انقلابی جنبش دانشجویی مسلمان نه تنها لانه امن کفتارها که میز صدارت شما را می سوزاند.»
در واکنش به این فشارها امروز فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز که اقدام به برگزاری مراسم روز دانشجو در روزهای 16 و 18 آذر کرده بودند، با پخش بیانیهای در سطح دانشگاه(که خطاب به دانشجویان آگاه و بیدار و ملت شریف ایران نوشته شده بود)، به سناریو بودنِ کلیتِ این جریان اشاره کردند و اعلام کردند که تا آخرین نفس در مقابل سلطه و سرکوب خواهند ایستاد. همچنین این دانشجویان به مقامات دانشگاه، استان و نیز مسئولان ارشد نظام هشدار دادهاند که در صورتی که روند پروند سازی برای دانشجویان متوقف نشود، مسئولیت هر گونه اقدام احتمالی نظیر تحصن و اعتصاب غذای نامحدود بر عهدهی آنان خواهد بود.
متن کامل بیانیه فعالان فعالان دانشجویی که امروز(دوشنبه) در سطح دانشگاه شیراز توزیع شد:
دانشجویان آگاه و بیدار و ملت شریف ایران
بار دیگر نهادهای سرکوب دست به دست هم دادهاند، تا سناریویی دیگر و این بار در دانشگاه شیراز به مرحلهی اجرا درآورند. اکنون بیش از هر چیز بر همگان محرز گشته است که سرکوبِ مخالف و منتقد، به بارزترین شاخصهی حاکمیت تبدیل شده است. همهچیز در اینجا به ابزاری جهتِ حذف و طرد دگراندیشان تبدیل شده است. کسانی که از برگزاری مراسمی 400 نفره در سطح دانشگاه عاجز هستند، با دروغپردازی وقیحانه و آشکار، پروژهای را پیش میبرند که به لطف حمایتهای مالی و معنوی اربابانشان، امروز دیگر بر همگان آشکار گشته است که از کجا آب میخورد. کافی است به حجم بیانیهها و اعلامیههای پخش شده توسط آنان و هزینههایی که احتمالا از خزانهی ملت تامین شده است، نگاه کنیم. اینان اگر ذرهای راستگویی و انصاف در وجودشان میبود، فیلم مراسم باشکوهِ تریبون آزاد را منتشر میکردند تا مشخص شود در کجا توهین صورت گرفتهاست. دانشجویان دانشگاه شیراز خوب میدادنند که در تریبون آزادِ «آزادی دانشگاه؛ آزادی جامعه» نه تنها به شهدا هیچ توهینی صورت نگرفت بلکه از احترام به حقوقِ خانواده و فرزندانِ شهدا سخن به میان آمد.
امروز دیگر بر همگان روشن گشته است که هر گاه نهادهای سلطه و سرکوب، از فریادِ رهایی و آزادیِ مبارزان این مرز و بوم بهراسند، با توسل به انواع شیوههای غیراخلاقی، راه را برای حذفِ همیشگیِ مخالفان هموار میکنند. دستهایی که عروسکهای این خیمهشب بازیِ وقیحانه را اداره میکند، دیگر برای همگان رو شده است. دانشجویان آگاه و بیدار و همچنین ملت شریف ایران، سناریوی جعل نشریات در دانشگاه امیرکبیر را از یاد نبردهاند؛ سناریویی که در نتیجهی آن سه تن از یاران دبستانی ما، در نتیجه آن به زندانِ سرکوب و ارتجاع افتادند و جوِ پویایِ دانشگاه امیرکبیر نیز به شدتِ هر چه تمامتر سرکوب شد.
امروز اما روز دیگریست، از طرفی تشکلهای وابسته و حلقه به گوش، ماهیت واقعی خود را به همگان نشان دادهاند، همهی تشکلهای حکومتی، در عوضِ دم زدن از حقوق و آزادیهای دانشجویان، بر سرکوب و حبس و تعلیق آنها اصرار میورزند و خود آلتِ دستِ حاکمیتِ سرکوب شدهاند. اگر شرایط حال حاضر حاکمیت، دیکتاتوری و استبداد نیست، چرا از دیکتاتوری خطاب کردنِ وضعیتِ کنونی اینچنین به خشم آمدهاید؟ دیکتاتوری و استبداد به چه نشانهای بارزتر از بیانیهها و اعلامیههای شما احتیاج دارد؟ از طرف دیگر جنبش دانشجویی شکل گرفته در شیراز، آنچنان بالغ و پخته شده است که به هیچ وجه مرعوب و مغلوبِِ این دسیسههای شوم نخواهد شد. یک مبارز، در جریان مبارزه برای آزادی و رهایی چیزی جز زنجیرهایش برای از دست دادن ندارد. آگاهی از این امر است که ما را واداشته است تا اعلام کنیم، تا آخرین نفس در مقابل سلطه و استبدادِ لخت و عریان قد علم میکنیم و میایستیم.
در نهایت، ما فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز، به مقامات دانشگاه و استان و نیز مقامات ارشد کشور که تا کنون در جریانِ سناریویِ در حالِ اجرا در دانشگاه شیراز قرار گرفتهاند، اخطار میکنیم که روند پرونده سازی و سرکوبِ مخالفان باید خاتمه یابد، در غیر اینصورت مسئولیت هرگونه اقدام احتمالی نظیر تحصن و اعتصاب غذای نامحدود بر عهدهی آنان خواهد بود.
فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز
همچنین فعالان دانشجویی اعلام کردهاند که از دانشجویان سراسر کشور و نیز کلیه نهادهای حقوق بشری درخواست حمایت میکنند.
Saturday, December 13, 2008
پروژه امنيتي-نظامي حكومت عليه دانشجويان دانشگاه شيراز
پیام دانشجو:به دنبال خیزش جنبش دانشجویی در ۱۶ اذر امسال، و غافل گیر شدن نیرو های سرکوبگر، اینک نوبت به ان ها رسیده است تا نیرو های فاشیستی را وارد کارزار کرده و دانشجویان را به اتهام انتقاد یا اعتراض علیه پیشوا مورد سرکوب قرار بدهند. تجربه نشان داده است که هر گاه حکومت از برخورد با نیرو های مردمی و ازادی خواه باز مانده است ،نیرو های شبه نظامی و گروه های فشار را وارد کارزار می کند. این پروژه در دانشگاه شیراز کلید خورد. باید دید که نیرو های ازادی خواه و سایر جنبش های دانشجو یی در حمایت از دانشجویان شیراز و در برابر هجوم نیرو های فاشیستی چه واکنشی از خود نشان می دهند. گزارش زیر را با هم بخوانیم.
خبرنامه ی شیراز: تشکلهاِی وابسته و حکومتِی دانشگاه شِیراز شامل بسِیج دانشجوِیِی، جامعه اسلامِی و انجمن اسلامِی مستقل دانشگاه شِیراز(حکومتی) طِی اعلامِیههاِی که در سطح وسِیع در دانشگاه شِیراز پخش شده است اعلام کردهاند که ازروز(شنبه) در مسجد دانشگاه شِیراز معتکف خواهند شد. اِین تشکلهاِی وابسته که بعضِی از آنها ماهِیت شبهنظامِی نِیز دارند، دلِیل اعتکافِ سِیاسِی خود را «هتک حرمت گستاخانه به شهدا، توهِین به مقدسات و اهمال مسئولِین» اعلام کردهاند. پس ازبرگزارِی مراسم بزرگداشت روز دانشجو در روزهاِی ۱۶ و ۱٨ آذر در دانشگاه شِیراز که با حضور پرشور دانشجوِیان اِین دانشگاه برگزار گردِید، نگرانِیهاِی مجموعه حاکمِیت نسبت به جو دانشگاه شِیراز به شدت افزاِیش ِیافته است و نِیروهاِی وابسته و شبهنظامِی درون دانشگاه به همراه مسئولِین دانشگاه شِیراز و نِیز مقامات امنِیتِی استان فارس دست به دست هم دادهاند تا فعالِین دانشجوِیِی دانشگاه شِیراز را به شدت سرکوب کنند. اِین در حالِی است که خبرگزارِیهاِی وابسته و حکومتِی که ِید طولاِیِی در پروندهسازِی علِیه دانشجوِیان دارند نِیز با جوسازِی و لجنپراکنِی، فضا را به سمت برخورد شدِید با دانشجوِیان دانشگاه شِیراز پِیش مِیبرند. «رجا نِیوز» و نِیز «شبکه خبر دانشجو» ساِیت خبرِی سازمان بسِیج دانشجوِیِی عملا از برخورد خشن با دانشجوِیان صحبت مِیکنند. به گزارش شبکه خبر دانشجو معاون سِیاسِی امنِیتِی استاندار فارس در دِیدار با دانشجوِیان بسِیجِی گفته است: «در روش تاکتیکی، باید به صورت تشکیلاتی عمل کنید و ابتدا با مشورت و در مرتبه بعد با عمل بتوانید بیشترین سود و کمترین ضرر را داشته باشید.» وِی همچنِین با اشاره به جلسه سخنرانِی علِی لارِیجانِی در دانشگاه شِیراز، که با اعتراض شدِید دانشجوِیان اِین دانشگاه همراه بود، گفت: « انتظار ما این بود که دانشجوی دشمن شکن فضای تالار را دست بگیرد تا دانشجویان افراطی و دشمنان نتوانند از این شور و هیجان فضاسازی کنند.» همچنِین بنا گزارش همِین خبرگزارِی، نِیروهاِی بسِیج در اِین جلسه به حداِیق معاون سِیاسِی امنِیتِی استاندارِی فارس گفتهاند: « ما دانشجویان از حق خودمان نمی گذریم و خواهان برخورد قانونی و قاطع شورای تامین با این افراد هستیم... اگر با این مجرمین برخورد نشود مسامحه کرده اید چرا که این افراد با توهین از خط قرمز ارزش ها عبور کرده اند... توهین به ولایت فقیه، توهین به ساحت مقدس حضرت رسول الله می باشد و ما از آن نمی گذریم». پاِیگاه خبرِی رجانِیوز که نزدِیکِی زِیادِی با احمدِینژاد و روزنامه کِیهان دارد، متن بِیانِیهِی بسِیج دانشجوِیِی دانشگاه شِیراز که فعالان دانشجوِیِی را تهدِید به قتل کردهاند را منتشر کرده است و گزارش داده است که نِیروهاِی بسِیج دانشجوِیِی در دِیدار با مقامات استاندارِی فارس جهت برخورد با دانشجوِیان اولتِیماتوم سهروزهاِی صادر کردهاند. فشارهاِی بر روِی دانشجوِیان دانشگاه شِیراز در حالِی رو به افزاِیش گذاشته است، که رسانههاِی اصلاحطلب در اِین مورد سکوت معنادارِی را پِیش گرفتهاند و عملا همسو با حاکمِیت، شراِیط را براِی اِیجاد سنارِیوِیِی دِیگر در دانشگاه شِیراز مهِیا مِیکنند. اعتراضات نِیروهاِی بسِیج بِیشتر به مراسم ترِیبون آزاد که در روز ۱٨ آذر در دانشگاه شِیراز برگزار شد، برمِیگردد. در اِین مراسم، هِیچگاه به شهدا توهِین نشد و ماجراِیِی که نِیروهاِی بسِیج به عنوان توهِین به شهدا از آن ِیاد مِیکنند اِین است که ِیکِی از دانشجوِیان در صحبتهاِی خود با اشاره به کوبِیدن سر ِیکِی از دانشجوِیان در دانشگاه تهران به نردهها در مراسم ترِیبون آزاد اِین دانشگاه گفت: «دانشجوِیِی که سر وِی را به نردهها کوبِیدند، دوست من بود و فرزند شهِید است... چرا مدعِی هستِید که به شهدا احترام مِیگذارِید و به استخوانهاِی آنها احترام مِیگذارِید اما استخوانهاِی فرزندش را مِیشکنِید؟» جالب توجه است که تمامِی ساعات ترِیبون آزاد توسط دوربِینهاِی دانشگاه فِیلمبردارِی شده است و روابط عمومِی دانشگاه شِیراز مِیتواند جهت شفافسازِی اِین فِیلمها را نماِیش بدهد اما به دلِیل همدستِی مسئولان دانشگاه با نِیروهاِی سرکوبگر تا کنون چنِین اقدامِی صورت گرفته است. همچنِین تعدادِی از فعالان دانشجوِیِی اعلام کردهاند، فِیلم کامل تجمع دانشجوِیان را در اختِیار دارند که ظرف چند روز آِینده آن را در اختِیار خبرگزارِیها خواهند گذاشت. اما آنچه که نِیروهاِی بسِیجِی از آن به عنوان توهِین به مقدسات ِیاد مِیکنند، چِیزِی جز انتقاد به رهبرِی نبوده است که متن آن قبلا در اختِیار رسانهها قرار گرفته است و فِیلم آن نِیز موجود است. ِیکِی از دانشجوِیان در اِین مراسم در انتقاد به رهبرِی گفته بود: «اگر آِیتالله خامنهاِی دِیکتاتور نِیست، چرا اجازه داده نمِیشد در مورد وِی نظرسنجِی کنِیم. اگر خامنهاِی پِیرو امام علِی است، چرا در سفر وِی به استان فارس اِین همه رِیخت و پاش و تشرِیفات وجود داشت» اِین دانشجو که برادرش در جنگ شهِید شده بود، همچنِین گفته بود که: «برادر من براِی خامنهاِی شهِید نشد، بلکه در راه آزادِی و وطن شهِید شد.» تعدادِی از فعالان دانشجوِیِی در شِیراز معتقدند که در مراسم ترِیبون آزاد دانشگاه شِیراز به رهبرِی انتقاد شده است و اگر قرار است به خاطر اِین انتقادات، آنها سرکوب شوند، مقامات ارشد نظام و از جمله شخص رهبرِی باِید پاسخگو باشد. به نظر مِیرسد دستاوِیزهاِیِی نظِیر توهِین به مقدسات و شهدا سرپوشِی بر پروژه سرکوب دانشجوِیان دانشگاه شِیراز باشد که امسال به شکل جسورانهاِی مراسم روز دانشجو را برگزار کردند. «جامعه اسلامِی دانشگاه شِیراز» نِیز با انتشار اعلامِیهاِی خواستار برخورد مسئولان دانشگاه شِیراز با فعالان دانشجوِیِی اِین دانشگاه شد. در قسمتِی از اِین بِیانِیه آمده است: « سوگمندانه باِید گفت که روز ۱٨ آذر دامن دانشگاه شِیراز به لکهِی ننگ فحاشِی و هتاکِی آلوده گردِید که جز به آب مجازات و تادِیب قانونِی شسته نخواهد شد.» همچنِین قرار است در مراسم اعتکاف سِیاسِی نِیروهاِی بسِیج «عماد افروغ» حاضر شود و براِی آنها سخنرانِی کند که اِین مطلب نشان مِیدهد که پروژه از طرف مقامات ارشد جمهورِی اسلامِی آب مِیخورد
Friday, December 12, 2008
اخبارزندانیان سیاسی//تهدیدبه قتل دانشجویان مبارز شیراز// بیانیه دانشجویان لیبرال
۱-ابوالفضل جهاندار به مرخصی امد. اقای جهاندار که از درد کمر رنج می بردد 27 ماه از حبس خود را گذرانده و فقط 3 ماه دیگر از دوران حبس غیر قانونی اش باقی مانده است و باید مرخصی او متصل به ازادی شود. کمر درد اقای جهاندار به دلیل شکنجه هایی است که در 209 دیده است.شایان ذکر است که سعید درخشندی که به 3 سال زندان محکوم گردید و فقط 8 ماه از حبس غیر قانونی اش باقی مانده ،هنوز از حق قانونی مرخصی استفاده نکرده است.2-52 زندانی: پنجاه و دو نفر از کسانی که اول اذر ماه در بهشت زهرا بازداشت شدند ،هنوز در انفرادی های 240 نگهداری می شوند. در هر سلول 3-4 زندانی نگهداری می شود. شبکه ی کانال یک که این شهروندان را به تظاهرات دعوت کرد و از برنامه ی خود به جنبش ما هستیم تعبیر می کند در باره ی این زندانیان سکوت کرده است!3- ان پنج زندانی: 5 تن از زندانیان بازداشتی در میتینگ 16 اذر را به بند 7 زندان اوین منتقل کردند.گفته می شود تعداد این زندانیان بسیار بیش از این رقم است.4- شرایط اقای بروجردی نا مناسب گزارش شده است.این زندانی از سوی زندان بانان زندان یزد مورد اهانت و تحقیر قرار می گیرد و مکالمات تلفنی اش محدود شده است.5- پس از گذشت یک ماه از برگزاری دادگاه اقای احمد دانش پذیر،هنوز حکمی برای او صادر نشده است. این زندانی مدت یک سال است که در بازداشت به سر می برد.دادگاه انقلاب و بازجو های وزارت اطلاعات اصرار دارند که او را مرتبط با مجاهدین خلق معرفی کنند . در حالی که او با صراحت گفته است که از پادشاهی پارلمانی حمایت می کند. 6- اقای عزیزی از زندانبانان دهه ی 60 و از شکنجه گران،حمید رضا محمدی را تهدید کرد. او این زندانی را فقط به دلیل این که مو هایش را کوتاه نکرده است به انفرادی انداخت و به او گفت که در دهه ی 60 دماغ خیلی ادم های گنده تر از او را به خاک مالیده است.
خبرگزاری جبهه متحد دانشجویی – درپی برگزاری تجمع پرشکوه دانشجویان مبارز دانشگاه شیراز در 18 آذر ماه که طی آن نابسامانی ها ی ناشی از حاکمیت غیردمکراتیک درکشور به چالش کشیده شد از سوی بسیج دانشجویی دانشکده مهندسی این دانشگاه با صدور بیانیه ای تحت عنوان «بیایید طی یک عملیات دسته جمعی بمیریم» دانشجویان معترض به وضع موجود کشوررا تهدید به قتل کردند. بخش هایی ازاین بیانیه که اعتراض دانشجویان به مدیریت سیاسی کشور را توهین به مقدسات خواندند چنین است-حرفم را با مسئولینی شروع می کنم که دعوت خواب زمستانی را در پاییز لبیک گفته و دانشجویانی که مدعی مذهب و پاسداری از خون شهدا هستند اما خود را مصداق متحجران گوشه نشین در مسجد کرده اند…من فقط یک سوال از ایشان دارم! آستانه تحمل شما کجاست؟ باید چکارتان بکنند تا خم به ابرو بیاورید؟ در این دانشگاه مکرر دیدید که به تمام مقدسات حداقل زبانیتان توهین شد و دمی برنیاوردید-حرف دومم با کسانی است که خود را خط امام می نامند اما از آرمانهای او و نائب برحقش فاصله ها دارند.امامی که وقتی از رادیو شنیدند زنی می گوید: زهرا الگو هزار و چهارصد سال پیش بودند و الگوی امروز ما اشین است!!! فرمودند مصاحبه شونده و مصاحبه کننده و کارگردان هر سه مرتد هستند. تحقیق کنید اگر قصدی در مصاحبه بوده هر سه را اعدام کنید!!!-و اما آن گروه اقلیت روباه صفت و پرتزویر که با جنجال و هیاهو فضای علمی و فکری دانشگاه را شبیه میدان تره بار کرده اند و بدون هیچ دلیل منطقی و مستدل می خواهند دانشگاه را به آشوب بکشانند ...بدانند که ماه همیشه پشت ابر نمی ماند و چهره واقعی شما به زودی برای همه مشخص خواهد شد ( هرچند باد صحبت با تلویزیون های منافقین و آمریکایی هر ابری را کنار زده است)اما کلام آخر: اگر تمام مسئولین هم ساکت بنشینند ما با تمام وجود پیرو خط رهبری خواهیم بود اما در این کربلا دیگر حسین بن علی به قتلگاه نخواهد رفت.
اعتراض لیبرالها به قتل مرزبانان به دست گروهک تروریستی جندالله
اعتراض لیبرالها به قتل مرزبانان به دست گروهک تروریستی جندالله
اخیرا گروهک تروریستی و بنیادگرای جندالله که اسلام سیاسی در نسخه وهابیش را نمایندگی می کند، پس از به گروگان گرفتن 16 مأمور نیروی انتظامی به جز یک نفر تمامی گروگانها را به قتل رسانده است. جندالله پیش از این موکداً اعلام می کرد که تنها به قتل کسانی دست می زند که آنان را مزدوران حکومت اسلامی می نامد و مدعی بوده دستشان به خون مردم بلوچ آلوده است.جدا از نادرستی چنین گزاره ای برای ترور افراد، چنانکه در خبرها آمده است تمامی یا اکثریت این گروگانها سربازان وظیفه بی گناهی بوده اند که از بد حادثه مجبور به گذراندن خدمت سربازی در منطقه بلا خیز سیستان شده اند ، سربازانی که نه تنها دلبسته حکومت ایران نبوده اند بلکه یقینا اکثرشان چون اکثریت مردم ایران منتقد این حکومت بوده اند، که اگر از نزدیکان حکومت بودند مجبور به خدمت در آن منطقه نمی شدند. این گروهک منحط وهابی مرتبط با القاعده و شبکه های قاچاق مواد مخدربا قتل فرزندان بی گناه ایران خط بطلان پررنگی بر ادعاهای دروغین خود مبنی بر مبارزه برای آزادی ایران کشیده است.ادعایی که پوچی آن از ابتدا معلوم بود و تنها برای آن دسته از حامیانشان که این قاچاقچیان تروریست را جنبش مقاومت مردمی ایران می خواندند خوراک فراهم می کرد. ما دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای تهران اعتراض خود را به آن دسته از رسانه های ارتباط جمعی که با پوشش رسانه ای به اخبار این گروهک تروریستی وانجام مصاحبه های اختصاصی با رهبر آن به صورت غیرمستقیم به آنان کمک می کردند اعلام می کنیم.کجایند رسانه هایی که می کوشیدند از این بن لادن وطنی ماندلایی بسازند و با بیشرمی تمام او را رهبر جنبش مقاومت مردمی ایران می نامیدند؟چرا آنان به این سبعیتی که روی حیوانات وحشی را نیز سفید کرده است پوشش خبری کافی نمی دهند؟آیا مبارزه با جمهوری اسلامی مجوزی می شود برای گذشتن از هر خط و مرز اخلاقی و انسانی که یک روز رهبر آدمکشان را رهبر جنبش مقاومت مردمی ایران بخوانید و روز دیگری فردی را نماینده جنبش دانشجویی دموکراسیخواه ایران معرفی کنید که کودکان را در کرستان می رباید و فدیه اش را به دلار می ستاند تا آن را خرج مبارزات ضدآمریکاییش کند ؟ این توشه های بلاهت را کجا اندوخته اید و این کوله های حماقت را به کجا می برید؟ ما دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای تهران اعتراض خود را به بی کفایتی و بی درایتی مسئولانی که به جای دفاع از منافع ملی ایرانیان و تأمین آرامش و امنیت آنان مدام به لفاظیهای بیهوده مشغولند اعلام می داریم.ما از آنان می خواهیم به جای آنکه منابع ملت ایران را صرف حمایت از گروههای تروریستی در لبنان و فلسطین و عراق و افغانستان نمایند، به جای آنکه منابع ملت ایران را صرف حمایت بی فایده از دولتهای پوپولیست ضدآمریکایی در آمریکای جنوبی نمایندد، به جای اینکه منابع ملت ایران را صرف تهدید دولتهایی در منطقه کنند که اگر درست بنگریم یگانه متحد استراتژیک ما در این منطقه هستند ، منابع ملت ایران را در جهت دفاع از منافع ملی ایران، رشد و توسعه و آبادانی مناطق محروم و برخورد قاطع با گروهکهای تروریست مصرف کنند. اما دریغ و درد که یقین داریم اعمال غیر انسانی جندالله تنها سیکل معیوب خشونت در منطقه را پایدارتر می سازد و برخوردهای غیرانسانی عمال حکومت در قبال مردمان بی گناه و محروم منطقه را بیشتر دامن می زند. ما همچنین به بعضی قدرتهای فرامنطقه ای که نسبت به حمایتشان از امثال این گروههای تروریستی در جهت آشوب افکنی و تجزیه ایران مظنونیم هشدار می دهیم که بدانند ایران با تاریخی چند هزار ساله کشوری نیست که بتوان آن را تجزیه کرد . دولتها آمده اند و رفته اند و می آیند و می روند؛ ایران و ایرانی اما مانده است و می ماند.اعتبار سیاسی در اذهان ملتها به دشواری کسب می شود اما به سادگی از کف می رود.همچنان که پس از حادثه 28 مرداد اعتبار به کف آمده در بیش از یک قرن دولت آمریکا به عنوان دولتی آزادیخواه در اذهان ملت ایران نابود شد و نیم قرن طول کشید تا دوباره به کف آید ، اعتباری که اکنون بر اثر عملکرد ناصواب جمهوری اسلامی به کف آمده نیز به طرفه العینی دود می شود و به هوا می رود.بنا براین بهتر است در قبال حوادث ایران رویکردی مسئولا نه تر و مدبرانه تر داشته باشند و و به جای این شیطنتهای ناشیانه، از جنبش دموکراسی خواهانه ملت ایران حمایت نمایند که ایرانی آزاد و امن، بهترین دوست آنان در منطقه خواهد بود. در پایان ، ما قتل مظلومانه این سربازان را به خانواده های آنان تسلیت گفته و آرزومندیم که مجرمان این جنایت وحشیانه به سزای اعمال خود برسند.
دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای تهران
بیانیه جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد به مناسبت برگزاری مراسم روز دانشجو
آزادنا:مراسم پر شور و با شکوه روز دانشجو با عنوان"دانشگاه، فریاد آزادی" در صحن دانشکده فنی دانشگاه تهران و با حضور گسترده دانشجویان برگزار شد. جمع گسترده ای از دانشجویان دانشگاههای آزاد نیز ضمن حضور پرشور در این مراسم با صدور بیانیه ای اعتراض و انتقاد خود را نسبت به نقض حقوق بشر و نبود آزادی های آکادمیک، مدنی و سیاسی در دانشگاه های کشور اعلام کردند. متن کامل این بیانیه که توسط نماینده دانشجویان دانشگاه آزاد در مراسم روز دانشجو قرائت شد، به این شرح است:
پائیزی دیگر و آذری دیگر فرا رسیده است و اکنون نوبت ماست که در میانه آذر و در واپسین روز های خزان بهاری دیگر بیافرینیم.دانشگاه این اولین صف مبارزه علیه استبداد و این آخرین سنگر دفاع از آزادی علی رغم تمامی رنج ها و سختی هایی که در طول تاریخ این سرزمین بر آن رفته است زنده است وز نده نیز خواهد ماند. مادانشجویان دانشگاه آزاد نیز درکنار دیگر یاران دبستانی مان هستیم و اعلام می داریم که:
1-با گذشت حدود 30 سال از انقلاب اسلامی و روی کارآمدن دولت نهم روند سرکوب جامعه مدنی از جمله دانشجویان ، زنان ، معلمان ، کارگران ، مطبوعات و ...سیری صعودی گرفته و علیرغم تمام شعارهایی که مبنی بر صلح و دوستی ومهرورزی از تریبون های رسمی نعره زده می شود آزادی به رویایی دست نیافتنی تبدیل شده است که تنها راه رسیدن به آن ایستادگی و مقاومت و مداومت در آن می باشد . سیاست سرکوب و ایجاد امنیت قبرستانی ، که در دستور کار دولت نهم قرار گرفته است هر گز نخواهد توانست صدای اعتراض را در جامعه ما خاموش کند ، کما اینکه اجتماع امروز ما دانشجویان این را ثابت می کند.
2 – تبعیض علیه نیمی از جامعه و سرکوب خاموش زنان تحت هیچ عنوانی پذیرفتنی نیست و به واقع محروم کردن کشور از نیم از توانمندی های خویش می باشد. تبعیض و تفکیک جنسیتی که اینک در دانشگاه ها ی سراسری اعمال می شود امری است که سال هاست در دانشگاه آزاد وجود داشته است . مد عیان اخلاق که داعیه دفاع از دختران این سرزمین را دارند کوس رسوایی شان را به یاد آورند که چگونه در ماجرای دانشگاه زنجان و همچنین وزیر فوق دیپلم دولت نهم گوش فلک را کر کرد. جنبش زنان که در معرض شدیدترین سرکوب ها قرار داشته و دارد همواره روش های جدید مبارزه و مقاومت مدنی را به رخ کشیده است که از این حیث می تواند الگویی برای سایر بخش های جامعه مدنی باشد.
3 – گرچه سیاست های نادرست اقتصادی دولت نهم بر عالم و آدم پوشیده نیست و تورم و بیکاری و فقر گسترده گواه بر این مدعاست. آنانی که روزی شعار آوردن نفت بر سر سفره مردم می دادند گویا دیگر صدای فقر را نمی شنودند. آنچه مسلم است آنکه ایران امروز نیاز به یک جراحی اقتصادی دارد و آن نیز چیزی جز حذف و هدفمند کردن یارانه ها نیست . هیچ دولتی در جهان این قدر ابلهانه به توزیع و دود کردن ثروت ملی نمی پردازد. صندوق ذخیره نذری که باید پشتوانه اقتصاد می بود از بذل و بخشش آقایان و سوء مدیریت ایشان خالی شده است و کفگیرش مدت هاست که به ته دیگ خورده است. در این میان پرداخت نقدی یارانه ها بیش از پیش انتخاباتی بودن این طرح را بیان می دارد و امری است که باید از آن پرهیز شود.
4- عدم توانایی در دفاع از حقوق ملت ایران در عرصه جهانی و ضعف حاکمیت در احیای حقوق شهروندان ایرانی از جمله نقاط تاریک این 30 سال است. ادعای نامشروع شیخ نشین ها پیرامون جزایر3گانه و خلیج فارس، کم شدن سهم ایران از دریای مازندران به 13 درصد و عدم توانایی کافی در بهره برداری به موقع از منابع مشترک نفتی و برخورد غیر انسانی اعراب با شهروندان ایرانی ناتوانی حاکمیت را در حمایت از حقوق ارضی و ملی مردم ایران به وضوح نشان می دهد.
5 – واما انتخابات ریاست جمهوری در پیش است و فرصت طلبان اخراج شده از قدرت که امتحانشان را پس داده اند در صدد سوء استفاده از نارضایتی موجود هستند و می کوشند تا بدون دادن برنا مه ای مدون و مشخص و تنها با ایجاد شور و هیجان به قدرت باز گردند. اینان روزی شعار ایستادگی همچون شمع سر دادند و روز دیگر صحبت از تدارکاتچی بودن به میان آوردند. اکنون نیز با پر رویی تمام شکست اصلاحات را نه بز دلی خویش که تند روی مطرح می کنند. آری قدرت آن قدر شیرین است که دانشجو را می توان به پایش فدا کرد ، ولی ما دانشجویان ضمن اینکه کسانی را که به یاری دانشجویان پرداختند فراموش نخواهیم کرد اعلام می داریم که دیگر جانب احزاب و افرادی که به دریوزگی قدرت می پردازند را نخواهیم گرفت ورنگ حنایشان را با ور نخواهیم کرد.
اکنون وضعیت کشور و به خصوص اوضاع اقتصادی آن نابه سامان است . کشور با حاکمیتی فرقه ای رو به روست که برای تو جیه عملکرد نا صواب خویش از هیچ کاری ابا ندارد. سرکوب و اعدام ، سلب اختیار و قدرت انتخاب از مردم و دست اندازی به اعتقادات مردم و تر ویج خرافه گرایی و ... نمونه ای از این توجیه های نا بخردانه می باشد. در این بین لزوم توجه دانشجویان به وجوه مشترک خود که بیش از پیش احساس می شود باید مد نظر قرار گیرد و دانشجویان در یک صف به مبارزه علیه استبداد و دیکتاتوری بپردازند.
ما داشنجویان دانشگاه آزاد نیز در کنار دیگر دوستانمان خواهیم بود و همانطور که در سال گدشته نیز نشان دادیم همراه با این عزیزان در روشن نگاه داشتن شعله مبارزه از هیچ کوشش دریغ نخواهیم کرد.
جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد
پائیزی دیگر و آذری دیگر فرا رسیده است و اکنون نوبت ماست که در میانه آذر و در واپسین روز های خزان بهاری دیگر بیافرینیم.دانشگاه این اولین صف مبارزه علیه استبداد و این آخرین سنگر دفاع از آزادی علی رغم تمامی رنج ها و سختی هایی که در طول تاریخ این سرزمین بر آن رفته است زنده است وز نده نیز خواهد ماند. مادانشجویان دانشگاه آزاد نیز درکنار دیگر یاران دبستانی مان هستیم و اعلام می داریم که:
1-با گذشت حدود 30 سال از انقلاب اسلامی و روی کارآمدن دولت نهم روند سرکوب جامعه مدنی از جمله دانشجویان ، زنان ، معلمان ، کارگران ، مطبوعات و ...سیری صعودی گرفته و علیرغم تمام شعارهایی که مبنی بر صلح و دوستی ومهرورزی از تریبون های رسمی نعره زده می شود آزادی به رویایی دست نیافتنی تبدیل شده است که تنها راه رسیدن به آن ایستادگی و مقاومت و مداومت در آن می باشد . سیاست سرکوب و ایجاد امنیت قبرستانی ، که در دستور کار دولت نهم قرار گرفته است هر گز نخواهد توانست صدای اعتراض را در جامعه ما خاموش کند ، کما اینکه اجتماع امروز ما دانشجویان این را ثابت می کند.
2 – تبعیض علیه نیمی از جامعه و سرکوب خاموش زنان تحت هیچ عنوانی پذیرفتنی نیست و به واقع محروم کردن کشور از نیم از توانمندی های خویش می باشد. تبعیض و تفکیک جنسیتی که اینک در دانشگاه ها ی سراسری اعمال می شود امری است که سال هاست در دانشگاه آزاد وجود داشته است . مد عیان اخلاق که داعیه دفاع از دختران این سرزمین را دارند کوس رسوایی شان را به یاد آورند که چگونه در ماجرای دانشگاه زنجان و همچنین وزیر فوق دیپلم دولت نهم گوش فلک را کر کرد. جنبش زنان که در معرض شدیدترین سرکوب ها قرار داشته و دارد همواره روش های جدید مبارزه و مقاومت مدنی را به رخ کشیده است که از این حیث می تواند الگویی برای سایر بخش های جامعه مدنی باشد.
3 – گرچه سیاست های نادرست اقتصادی دولت نهم بر عالم و آدم پوشیده نیست و تورم و بیکاری و فقر گسترده گواه بر این مدعاست. آنانی که روزی شعار آوردن نفت بر سر سفره مردم می دادند گویا دیگر صدای فقر را نمی شنودند. آنچه مسلم است آنکه ایران امروز نیاز به یک جراحی اقتصادی دارد و آن نیز چیزی جز حذف و هدفمند کردن یارانه ها نیست . هیچ دولتی در جهان این قدر ابلهانه به توزیع و دود کردن ثروت ملی نمی پردازد. صندوق ذخیره نذری که باید پشتوانه اقتصاد می بود از بذل و بخشش آقایان و سوء مدیریت ایشان خالی شده است و کفگیرش مدت هاست که به ته دیگ خورده است. در این میان پرداخت نقدی یارانه ها بیش از پیش انتخاباتی بودن این طرح را بیان می دارد و امری است که باید از آن پرهیز شود.
4- عدم توانایی در دفاع از حقوق ملت ایران در عرصه جهانی و ضعف حاکمیت در احیای حقوق شهروندان ایرانی از جمله نقاط تاریک این 30 سال است. ادعای نامشروع شیخ نشین ها پیرامون جزایر3گانه و خلیج فارس، کم شدن سهم ایران از دریای مازندران به 13 درصد و عدم توانایی کافی در بهره برداری به موقع از منابع مشترک نفتی و برخورد غیر انسانی اعراب با شهروندان ایرانی ناتوانی حاکمیت را در حمایت از حقوق ارضی و ملی مردم ایران به وضوح نشان می دهد.
5 – واما انتخابات ریاست جمهوری در پیش است و فرصت طلبان اخراج شده از قدرت که امتحانشان را پس داده اند در صدد سوء استفاده از نارضایتی موجود هستند و می کوشند تا بدون دادن برنا مه ای مدون و مشخص و تنها با ایجاد شور و هیجان به قدرت باز گردند. اینان روزی شعار ایستادگی همچون شمع سر دادند و روز دیگر صحبت از تدارکاتچی بودن به میان آوردند. اکنون نیز با پر رویی تمام شکست اصلاحات را نه بز دلی خویش که تند روی مطرح می کنند. آری قدرت آن قدر شیرین است که دانشجو را می توان به پایش فدا کرد ، ولی ما دانشجویان ضمن اینکه کسانی را که به یاری دانشجویان پرداختند فراموش نخواهیم کرد اعلام می داریم که دیگر جانب احزاب و افرادی که به دریوزگی قدرت می پردازند را نخواهیم گرفت ورنگ حنایشان را با ور نخواهیم کرد.
اکنون وضعیت کشور و به خصوص اوضاع اقتصادی آن نابه سامان است . کشور با حاکمیتی فرقه ای رو به روست که برای تو جیه عملکرد نا صواب خویش از هیچ کاری ابا ندارد. سرکوب و اعدام ، سلب اختیار و قدرت انتخاب از مردم و دست اندازی به اعتقادات مردم و تر ویج خرافه گرایی و ... نمونه ای از این توجیه های نا بخردانه می باشد. در این بین لزوم توجه دانشجویان به وجوه مشترک خود که بیش از پیش احساس می شود باید مد نظر قرار گیرد و دانشجویان در یک صف به مبارزه علیه استبداد و دیکتاتوری بپردازند.
ما داشنجویان دانشگاه آزاد نیز در کنار دیگر دوستانمان خواهیم بود و همانطور که در سال گدشته نیز نشان دادیم همراه با این عزیزان در روشن نگاه داشتن شعله مبارزه از هیچ کوشش دریغ نخواهیم کرد.
جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد
Subscribe to:
Posts (Atom)