Wednesday, December 10, 2008

مهندس طبرزدي دبيركل جبهه دمكراتيك ايران: امروزمشكل اصلي مردم ايران حاكميت است


خبرگزاري جبهه متحد دانشجويي- مهندس حشمت اله طبرزدي دبيركل جبهه دمكراتيك ايران درگفتگو با شبكه راديو تلويزيوني صداي آمريكا به پرسش هاي اين رسانه درمورد مسايل جاري ايران پاسخ گفت متن اين گفتگو بدين شرح است
چالنگي (مجري مصاحبه): باتوجه به اظهارات آقاي رفسنجاني وبطوركلي اوضاعي كه درايران حاكم است مساله ارتباط با آمريكا چطور قابل حل است
مهندس طبرزدي : اكنون مساله اصلي براي مردم ايران تورم ، گراني مشكلات اقتصادي و سركوب هايي است كه متاسفانه حاكميت عليه مردم اعمال مي كند. گرچه مساله ارتباط با امريكا مساله اي فوق العاده مهم است اما امروزمشكل اصلي مردم ايران خود حاكميت است. اينكه هرازچند گاهي آقاي رفسنجاني يا ديگر عوامل حكومت سعي مي كنند كه مسايل خارجي به ويژه درارتباط با آمريكا را بيان كنند از ديد ما اين يك نوع فرافكني است. يعني وقتي كه خود آقاي رفسنجاني دردرون حكومت مشكل جدي دارد ودرون حاكميت حرفش را نمي خوانند به ويژه جناح آقاي احمدي نژاد، يا برعكس جناح دولت مي بيند كه با مشكل عديده روبروست اين همه وعده و وعيد آقاي احمدي نژاد به مردم داد ولي الان سفره هاي مردم خالي تر شده، جنبش دانشجويي به خاطرسركوب راديكال ترشده ، مطالبات اجتماعي مسايل زنان و ... هست اينها وقتي اين مشكل را نمي توانند حل كنند با اين چالشها درماندند سعي مي كنند مسايل را به بيرون ارتباط بدهند. براي اينكه وانمود كنند كه ريشه مشكلات جمهوري اسلامي در بيرون هست درصورتي كه ريشه مشكلات در درون هست. به اعتقاد ما هرگاه دولت جمهوري اسلامي و يا هرحاكميت ديگر بتواند ازطريق گفتگو با مردم خودش مشكلات را حل كند وبررسي كند ان شكاف عظيم كه بين حاكميت و مردم ايجاد شده چگونه آنرا مي تواند پركند آن وقت نوبت به اين مي رسد كه اين حاكميت چگونه مي تواند با دنيا مذاكره كند. دولتي كه با مردمش جزسركوب و بگيرو ببند و ايجاد وحشت ، سانسور، فقر و ايجاد تبعيض و نابرابري رويكردي ندارد اين حاكميت نمي تواند با دولت خارجي به ويژه آمريكا به گفتگو بنشيند و ازديدگاه من اكثريت مردم چنين انتظاري هم ازاين حاكميت ندارند.مردم مي گويند اگريك حكومت برسركارباشد كه به صورت دمكراتيك باشد در آن صورت مساله مذاكره با آمريكا مساله بسيارراحت خواهد بود.چالنگي : آخرين خبرها درمورد وضعيت زندانيان سياسي چيست؟مهندس طبرزدي : اين بحث مطولي است كه كوتاه اشاره مي كنم. آقاي حميد رضا محمدي به خاطر اينكه موهايش را كوتاه نكرد فرستادنش سلول انفرادي ايشان 11 سال زندان دارد (به اتهام اقدام عليه امنيت ملي )كه الان 4-5 سال زندان است. دربند 350 فقط به خاطراينكه آقاي فلاحي زاده صارمي و ظهورنبوي نرفتند نمازجماعت شركت كنند ملاقاتشان را قطع كردند. آقاي ابوالفضل جهاندار كمر درد دارد ايشان دوسال پيش در209 اوين دچاركمردرد شد. الان زندان مي گويد هزينه كمردرد با خودت هست به ما ربطي ندارد. ايشان رابا آقاي درخشندي باهم دستگيركردند. آقاي بروجردي كه متاسفانه آگاهيد كه ايشان رابه زندان يزد فرستادند. متاسفانه اينها آنهمه دم ازاسلام و قانون مي زنند و هروقت كم مي آورند مي گويند كه ما تعهد شرعي داريم كه چنين و چنان نكنيم ولي الان يك آيين نامه اي كه سازمان زندانها دارد كه براساس آن بايد تفكيك جرايم صورت بگيرد يعني مثلا زنداني سياسي را دركنارزندانيان خطرناك نفرستند اما اين را اجرا نكردند اصانلو، ماسوري ، بنازاده ها ، كهندل را فرستادند رجايي شهرهاناعبدي و صفارزاده را تبعيد كردند، هاشم شاهين نيا و سعيد شاه قلعه رافرستادند بوشهر. متاسفانه اتفاق بدي افتاد و يك مبارز به اسم علي كرم زاده يا درويش حدود 30 -40 روزپيش درخرامه فارس كشتند وانداختند درباغ هاي آن منطقه و انگشت اتهام به سمت سپاه آن منطقه هست . فرزاد كمانگرهم وضعش مشخص است آقاي اكبرلهكستاني يك آذري زبان هست كه فقط به جرم اينكه 3 سال پيش از آقاي احمدي نژاد انتقاد كرداو را به زندان انداختند واين مساله مفصل هست ...چالنگي : يك دانشجو در دانشگاه شيراز دربرابر لاريجاني به صراحت مي گويد شما قانوني نيستيد و به صراحت مي گويد من از آقاي احمدي نژاد متنفرم. اين تفسيرش چيست
مهندس طبرزدي: با توجه به اينكه سياست سركوب آقاي احمدي نژاد دراين سالها تشديد شده و به دليل فشارهاي اقتصادي و اجتماعي كه برمردم هست در واقع دانشجوها و جنبش دانشجويي راديكال ترمي شود بطورمثال اگربرفرزندتان مدام فشاروارد كنيد اين يك جايي به ضد خودش تبديل مي شود. اين فشارهايي كه جمهوري اسلامي بر جنبش دانشجويي وارد كرد امروز اين جنبش به عنوان آوانگارد و پيشتاز مبارزات اين فشارها را بر مي گرداند به حالت اعتراض...چالنگي:آيا اين نشان دمكراسي نيست كه يك دانشجو مي تواند روبروي رييس مجلس بگويد شما قانوني نيستيد؟
مهندس طبرزدي: خيراين دمكراسي نيست چون دانشجو كه الان اين اعتراض را مي كند مي داند كه 4روزديگرنه يك ماه ديگربايد برود زندان اوين يا عادل آباد شيراز و... اما درهمين دو سه روز گذشته بيش از2500 دانشجوي دانشگاه شيراز جمع شدند و درجواب حراست دانشگاه كه دانشجويان را تهديد كرد و گفت حراست شمشير را از رو بسته و اگر شما بخواهيد ميتينگي برگزار كنيد برخورد مي كنيم دانشجوها باصداي بلند اعتراض كردند و گفتند كه ما هم شمشير را از رو بستيم . بيش از 2-3 هزاردانشجو دردانشگاه تهران تجمع كردند و گفتند مرگ برديكتاتور دانشجوهاي دانشگاه بوعلي همدان تجمع كردند اينها مجبورشدند گازاشك آوربزنند. دردانشگاه زنجان هم دانشجوها گفتند كه زندان اوين دانشجو مي پذيرد! امروزاين حالت اعتراض حالتي است كه دانشجو مي داند مثلا هفته گذشته 4 دانشجوي دانشگاه علامه تحصن كردند به صورت مسالمت آميز فقط براي اينكه بروند سركلاس بنشينند آنها رابردند زندان اوين، بنابراين وقتي دانشجو اعتراض مسالمت آميز مي كند، حرف مي زند، نقد مي كند او را به زندان اوين مي برند و پس زندان اوين به تعبيرآقاي خميني شده دانشگاه(چون دانشجو مي برند انجا) اين چيزي ندارد از دست دهد اين اعتراضي است كه جنبش دانشجويي دربرابر عملكرد رژيم درپيش گرفته و اين نه به عنوان دمكراسي بلكه حركت اعتراضي است

Tuesday, December 9, 2008

خروش جنبش دانشجویی در دانشگاه شیراز//16 آذر روز ماست!

پیام دانشجو:جنبش دانشجویی در دانشگاه شیراز خروشید.ان ها که باور ندارند باور کنند. ان ها که نا امید شده بودند امید وار شوند. ان ها که ترسیده بودند از خانه به در شوند. ان ها که رادیکال و پوپولیستمان می خواندند یاد بگیرند. ان ها که تز اصلاحات از درون را تجویز می کردند پند بگیرند. ان ها که دشنه تیز کردند غلاف کنند. ان ها که سرکوب کردند از غصه بمیرند. بار دیگر جنبش دانشجویی پیشتاز شد. بار دیگر دانشجو خروشید. روح زمان بر امد. سکوت ملت شکست. سرکوب و تحمیل زور و فقر بر خلاف خواست دیکتاتور اثر گذاشت. درود بر دانشجو. درود بر ازاد زنان و ازاد مردان. درود بر سوسیالیست. درود بر لیبرالیست. درود بر کرد . درود بر بلوچ. درود بر تحکیمی. درود بر برابری طلب. درود بر کارگر. درود بر زنان و درود بر دموکراسی خواهان. درود بر همه ی کسانی که از ظلم حکومت دینی به فغان امده اند. درود بر سه دانشجوی شهید. قند چی و بزرگ نیا و شریعت رضوی. درود بر ۱۸ تیر. درود بر اکبر محمدی و عزت ابراهیم نژاد و درود بر بهروز جاوید تهرانی و درود بر جبهه ی متحد دانشجویی وارث ۱۸ تیر . درود بر جبهه ی بزرگ سکولار و خواهان تغییر رژیم خود کامه.گزارش زیر را بخوانید تا باور کنید. انگار ۱۶ اذر را هوای دگر امد:
تجمع بزرگ دانشجویان دانشگاه شیراز با جمعیتی بالغ بر 2500 نفر برگزار شد:
بنا به فراخوان فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز، درروزدوشنبه(18 آذر) تجمع پرشور دانشجویان این دانشگاه با جمعیتی بالغ بر 2500 نفر و در پردیس ارم برگزار گردید. در ابتدای این تجمع نیروهای حراست با حمله به دانشجویان قصد داشتند، سیستم صوتی و دستگاه‌های آمپلی فایر را مصادره کنند که با واکنش شدید دانشجویان مواجه شدند. نیروهای حراست که مشخص بود از بیرون دانشگاه آورده شده بودند، چند تن از دانشجویان را مضروب کردند و یکی از سه پایه‌های باند‌های سیستم صوتی را دزدیدند. در این هنگام دانشجویان یکصدا فریاد می‌زدند که «پینوشه، پینوشه؛ ایران شیلی نمیشه، 18 آذر ما، 18 تیر میشه» و «حراست، حراست، خجالت خجالت». یکی از دانشجویان اعلام کرد که اگر یک مو از سر یکی از دانشجویان دانشگاه کم شود، حادثه‌ای نظیر 18 تیر به وجود خواهند آورد.
پس از این که نیروهای حراست موفق نشدند، سیستم صوتی دانشجویان را از کار بیندازند. دانشجویان در میدان پردیس حلقه زدند و سرود «یاردبستانی من» و نیز «حرکت از این بیش شتابان کنید» را خواندند. پلاکاردهایی در دست دانشجویان بود که روی آن‌ها نوشته شده بود: «دانشگاه پادگان نیست»، «روشن از ایمان به طلوعی غریب، چوبه‌ی اعدام چراغان کنید»، «نه به جنگ، نه به استبداد»، «آزادی دانشگاه، آزادی جامعه»، «گر تیر و فتنه بارد، جنبش ادامه دارد»، «Live free or die»، «دانشگاه آخرین سنگر آزادی»، «دانشگاه زنده است» و...
این مراسم که با عنوان «آزادی دانشگاه، آزادی جامعه» راس ساعت 11:30 آغاز شده بود، پس از شعار دادن و سرودخوانی وارد فاز تریبون آزاد شد. اولین دانشجو از برخورد حراست دانشگاه و حمله به دانشجویان به شدت انتقاد کرد و گفت: «حاکمیت سعی دارد روز دانشجو را نیز حکومتی کند. و به این ترتیب هرگونه مخالفت را از جنبش دانشجویی حذف کرد». نفر بعدی نسبت به سیاست‌های دولت احمدی‌نژاد به شدت انتقاد کرد و صحبت‌های خود را به سیاست‌های اقتصادی و نیز برخورد سرکوبگرانه این دولت با فعالان دانشجویی و مدنی اختصاص داد.
یکی دیگر از دانشجویان در مورد جنبش دانشجویی و شرایط آن صحبت کرد و گفت جنبش دانشجویی جنبشی آوانگارد و رادیکال است. وی گفت: «آوانگارد کیست؟ ما آوانگاردیم. من یک آوانگارد هستم. آوانگارد، یعنی گاردِ بی‌حفاظ و بی‌پوشش، کسی که بدون هیچ سپری در برابر ظلم و ستم می‌ایستد و مبارزه می‌کند، در برابر تندر می‌ایستد، خانه را روشن می‌کند و می‌میرد... اگر آوانگاردیسم و رادیکالیسم تبه‌کاری است، من به شخصه به این تبه‌کاری معترفم.» وی همچنین به دخالت‌های وزارت اطلاعات در امور دانشگاه‌ها و نیز به نهاد شورای عالی انقلاب فرهنگی به شدت اعتراض کرد. از جمله موارد دیگری که این دانشجو به آن پرداخت، بازداشت فله‌ای دانشجویان در 13 آذر 86 و نیز تابستان 87 بود. وی همچنین به بازداشت و حکم فرزاد کمانگر و دیگر معلمان دربند به شدت اعتراض کرد و خواستار لغو فوری احکام همه‌ی فعالان سیاسی و مدنی شد. این فعال دانشجویی که به شدت از طرف دانشجویان تشویق می‌شد، اعلام کرد که «مواردی که ما به آن اعتراض داریم لیستی از خواسته‌های ما نیست که بخواهیم ملتمسانه آن‌ها را از حاکمیت طلب کنیم، بلکه بر سر آن‌ها مبارزه می‌کنیم و تا پیروزی کامل از پای نخواهیم نشست.»
یکی دیگر از دانشجویان گفت: «بحث امروز من در مورد چماق است. یکی از چماق‌ها کارپرور معاون دانشجویی دانشگاه شیراز است. دیگری همین حراست دانشگاه شیراز است که آشکارا به دانشجویان حمله می‌کند. چماق دیگر وزارت اطلاعات و قوه قضاییه است.»
دانشجویی دیگر در سخنان خود گفت: «بنده انتقاد از احمدی‌نژاد و دولت را به راننده‌های تاکسی می‌سپارم. علت سرکوب‌های موجود در جامعه، غیر مردمی بودن نظام حاکم است که سعی در کنترل تمام اجزای جامعه دارد.» وی انتصابی بودن مدیران دانشگاه‌ها را به شدت مورد اعتراض قرار داد و خواستار برکناری کارپرور معاون دانشجویی و ریاست کمیته‌ی انضباطی شد.
یکی دیگر از فعالان دانشجویی صحبت‌های خود را به رهبری اختصاص داد. این دانشجو که از دانشجویان معتقد به روشنفکری دینی بود، گفت: «ما قرار بود نظرسنجی در مورد سطح محبوبیت رهبری در دانشگاه‌ انجام دهیم. هر جور سوال طرح کردیم با آن مخالفت شد و گفته شد که سوال‌های شما علمی نیست. این مطلب در نشریه ما به چاپ رسید و در نهایت بنده بدون احضار به کمیته‌ی انضباطی، به یک ترم محرومیت از تحصیل محروم شدم. من یک سوال دارم. اگر رهبری دیکتاتور نیست چرا نباید در مورد وی نظرسنجی شود؟ رهبر من علی است. اگر رهبری پیرو علی است، چرا در سفر وی به استان فارس این همه ریخت و پاش و تجملات وجود داشت؟ من برادرم شهید شده است. من اعلام می‌کنم که برادرم در راه خامنه‌ای شهید نشده است و در راه آزادی و وطن‌اش جان خود را داده است.» این دانشجو که سیاست‌های رهبری را به شدت مورد انتقاد قرار داد، در دفعات متعدد توسط دانشجویان تشویق شد. وی در نهایت که از هیچ‌کس و هیچ چیز نمی‌ترسد و حقیقت را در هر حال خواهد گفت.
پس از صحبت این دانشجو یکی از دانشجویان اعلام کرد که فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز از تمام کسانی که به دلیل فعالیت‌های دانشجویی به کمیته انضباطی احضار شده‌اند، قاطعانه حمایت خواهند کرد. وی از جمله به مورد «یاسر رحمانی» که اخیرا به کمیته انضباطی مرکزی احضار شده است، اشاره کرد و گفت: «در صورتی که کوچکترین برخوردی با وی صورت گیرد، دانشجویان اعتراضات گسترده‌ای را سازمان خواهند داد»
دانشجویی دیگر در مورد قتل‌های زنجیره‌ای صحبت کرد و گفت که این قتل‌ عام‌ها لکه‌ی ننگی است که هیچ‌گاه از دامن حاکمیت پاک نمی‌شود. وی سران ارشد نظام را مسئول این قتل‌ها خواند و گفت حتی مجلس نیز نتوانست آن‌ها را جهت ادای توضیحات احضار کند.
یکی از دختران دانشجو هم در مورد حقوق زنان صحبت کرد و خواستار برابری جنسیتی شد.
در پایان مراسم تریبون آزاد که تا ساعت 16:30 به طول انجامیده بود، یکی از دانشجویان که از طرف برگزارکنندگان این مراسم سخن می‌گفت، اعلام کرد:« از دیروز تا کنون عده‌ی کثیری از دانشجویان به حراست دانشگاه احضار شده‌اند و به آن‌ها گفته شده که دانشگاه شمشیر را از رو بسته است. ما نیز اعلام می‌کنیم که شمشیرمان را از رو بسته‌ایم. اگر یک نفر از دانشجویان به کمیته‌ی انضباطی احضار شود، باز ما تجمع برپا می‌کنیم. به خاطر تحصن آذرماه سال گذشته ما را به کمیته‌ی انضباطی احضار کرده‌اند، ساکت نشدیم. در جریان تحصن یازده روز احضار شدیم باز ساکت نشدیم، بلکه رادیکال‌تر هم شدیم. آنقدر احضار کنند تا ما نبرد مسلحانه پیش بگیریم.» وی همچنین گفت: «از این به بعد جواب هر احضار با یک تحصن داده خواهد شد و فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز نه تنها در مسایل دانشگاه شیراز، بلکه در مسایل دیگر دانشگاه‌ها نیز دخالت خواهند کرد.»
دانشجویان در پایان این مراسم دور میدان پردیس با سرود «حرکت از این بیش شتابان کنید» رژه رفتند و همچنین سرود « لا لا دیگه بسه گل لاله» نیز پخش شد.
در نهایت دانشجویان با شعار دادن مراسم را به پایان رساندند.
لازم به ذکر است که پس از اتمام این مراسم، عده‌ای از بسیجیان در مسجد دانشگاه جمع شدند و گفتند: « این دانشجویان به رهبری توهین کرده‌اند و اگر ریاست دانشگاه نمی‌تواند با آن‌ها برخورد کند باید استعفا دهد و ما به صورت کفن‌پوش با آن‌ها برخورد می‌کنیم.»
لازم به ذکر است، مراسم ذکر شده توسط ائتلاف فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز برگزار شده بود و دیگر دانشگاه‌های شیراز در برگزاری این مراسم نقشی نداشتند. لذا اخباری که در بعضی از سایت‌ها مبنی بر برگزاری مراسم توسط «دانشجویان سوسیالیست دانشگاه‌های سراسر کشور» درج شده است، کذب محض می‌باشد. «دانشجویان سوسیالیست دانشگاه‌های سراسر کشور» در بین فعالین دانشجویی دانشگاه شیراز حتی یک عضو هم ندارند و این خبر قویا تکذیب می‌شود.
دوشنبه شب، بعضی از فعالین دانشجویی دانشگاه شیراز اعلام کردند که اگر لازم باشد، بیانیه خود را در این مورد صادر می‌کنند.
شانزده آذر روز ماست
درروز یکشنبه ۱۷ آذرماه ۸۷ تشکل دانشجویان اصلاح طلب با برگزاری مراسمی در امفی تئاتر دانشگاه و همچنین صدور بیانیه ای ضمن گرامیداشت روز دانشجو این روز گرامی داشت. این تشکل با پخش تیزری با مضمون جنبش های دانشجویی و فاجعه ۱۸ تیر و پخش فیلم اعتراض وهمچنین انتشار نشریه کویر اندیشه ویژه روز دانشجو، اعتراض خود را نسبت به وضع موجود در دانشگاه ها اعلام نمود. این بیانیه که پیش از پخش فیلم "اعتراض" در آمفی تئاتر دانشکده فنی دانشگاه در جمع انبوه دانشجویان قرائت و توزیع شد به این شرح است:
فصل پیوستن ما نزدیک است
باید آماده شویم
سفری در پیش است
باید از صحراهائی-همه خار
-باید از خارهائی-همه سنگ
-رود می بود و گذشت
باید آماده شویم... باید آماده شویم. . .
اینک 16آذری دیگر، عهد می بندیم که رادیکال تر از قبل ادامه خواهیم داد، دریغا که هر روز بی عمل تر از گذشته و سر در لاک خویش فرو رفته روزگار می گذرانیم و هر چه بیشتر می شویم مصداق این کلیشه که «هر چه پیش آید خوش آید»! این بیانیه ایست علیه تمامی چارچوب ها، علیه تمامی مسخ شدگان و علیه تمامی مستبدان.وضع موجود غیر قابل تحمل است، مناسبات موجود از وضع معیشتی گرفته تا اقتدار و دیکتاتوری حاکم بر دانشگاه ها، چنان ابعاد وسیعی به خود گرفته که آدمی ترجیح می دهد برای راحتی فکر و روان خویش هم که شده دست کم از ذکر فهرست این همه انباشت تهوع آور مصایب نا تمام، بپرهیزد. اندیشمندان اجتماعی برآنند که چنین وضعیتی به ایجاد انگیزه های وسیع در افکار عمومی برای به حرکت درآوردن موتور تحولات و تغییرات منجر خواهد شد؛ اما آیا براستی چنین است؟به 3 سالی که گذشت نگاه کنیم، واقعا دیگر چه اتفاقی باید می افتاد تا افکار عمومی مجاب شود که باید حرکتی را آغاز کرد؟ سرکوب های متعدد دانشجویان و محکومیت های بی دلیل آنان، اعمال فجیع ترین شکنجه ها بر روی ایشان، محرومیت از تحصیل و ستاره دار شدن، سرکوب جنبش کارگری، محکومیت رهبران جنبش کارگری به زندان های طولانی مدت، سرکوب جنبش زنان و صدور حکم های سنگین برای فعالان مدنی، بسته شدن مطبوعات، بازنشسته کردن اساتید دانشگاه، تورم فزاینده 30 درصدی، سرکوب های خیابانی گشت ارشاد و تجاوز به حقوق مدنی شهروندان، جدا سازی های جنسیتی گسترده از دانشگاه تا اماکن عمومی همچون پارک، ولخرجي بی حساب کتاب پول نفت و عدم پاسخ گویی دولت، بحران های متعدد بین المللی از تحریم ها گرفته تا قطعنامه های صادر شده علیه ایران، شکل گیری اجماع جهانی علیه ایران، نابودی صنایع داخلی و به خاک سیاه نشستن کشاورزان، روی کار آمدن وزرای بی لیاقت وعدم ثبات در ساختار دولت و تعویض متعدد وزرا، افزایش بی کاری، فحشا، خودکشی های اقتصادی و...می توان صدها صفحه در این باره نوشت و از لایه های پنهان فجایع ناشی از چنین اقداماتی پرده برداشت. اما چه سود؟ مگر کم نوشته شد در این سالها؟ باری، گویی واقعیت سنگین تر از آن چیزی است که تصور می کردیم:«وقتی جنایت بعد وسیعی پیدا کند، از نظرها پنهان می ماند. هنگامی که رنج ها تحمل ناپذیر شود آدمی دیگر فریادها را نمی شنود. انسانی را حقیر می کنند، انسانی را کتک می زنند، انسانی را گردن می زنند و با دیدن چنین صحنه هایی تنها از هوش می رویم. باری، گویی باید آن جمله معروف را چنین تغییر داد که: هر آنکس با هر آنچه سخت است برخورد کند دود می شود و به هوا می رود!»اکنون وضع چنین است. چگونه می توان با آن مقابله کرد؟ آیا راهی هست که مانع از بسته شدن چشم انسانها به روی فجایع شود؟ از کجا باید آغاز کرد؟ اگر این همه گواهی باشد بر این تئوری که «بدون به راه افتادن موتور کوچک، موتور بزرگ کاری نمی تواند بکند.» و حلقه ی مفقوده ی این انفعال، همچنان دانشگاه است، آنگاه باید از کلی گویی های آوانگاردیسم پرهیز کرد و مستقیما به سراغ تاکتیک ها رفت.ما وارثان سه دهه مقاومت های بی ثمر تشکیلاتی-حزبی، صنفی، پارلمانتاریستی، اصلاح طلبی و در نهایت پراکنده و نامستمر هستیم. از نخستین تجمع سیاسی زنان در روز جهانی زن در اسفند 57 گرفته تا 18 تیر 1378 چرا علی رغم کمیت قابل توجه معترضین، خواسته هایشان تحقق نیافته است؟اگر امروز در دانشگاه، اکثریت با دانشجویان سر به زیر و بی تفاوتی است که به مقررات شبه نظامی آکادمی تن داده اند و الگوی دانشجوی «نمونه» را پیش روی خود قرار داده اند و همگام با توده های مستحیل در متن واقعیت دلقک وار به دنبال ارزش های سخیفی چون مدرک، شغل، تشکیل خانواده، درآمد مکفی و... می دوند، تنها راه برون رفت از بن بست یأس و بی تفاوتی به یک معنا «عمومی کردن مشکلات» است. اگر زمانی این تئوری تجویز می شد که باید مبارزه را از داخل دانشگاه به فضای عمومی منتقل کرد ما می گوییم که بر عکس؛ باید پای همگان را به دانشگاه کشید. صحنه ی نبرد اینجاست. دانشگاه ماحصل استبداد نهفته در جامعه است؛ از توده هایش گرفته تا حاکمان. اگر دانشگاه موتور کوچک مبارزه علیه وضع موجود است، متقابلا موتور کوچک استبداد و دیکتاتوری حاکم بر جامعه هم هست. پس اگر این موتور کوچک سرکوب از کار بیفتد یقیناً می توان گفت موتور بزرگ خود به خود خاموش می شود.اینک ما باید تولید کننده ی دور جدیدی از تئوری های مبارزاتی باشیم که مشخصا به مقابله با سیاست های پدرسالارانه محیط آکادمی برمی خیزد. و این تئوری مشخصا باید از درون دانشگاه -جایی که صحنه ی اصلی مبارزه است- بیرون آید و نه از حاشیه ی روشنفکر نشین و محافظه کار رفورمیست. همان محافظه کارانی که پس از رخداد دوم خرداد، جنبش دانشجویی را بارها و بارها متهم به بدمستی کردند و از آنها می خواستند که اندازه نگه دارند. جامعه ی مدنی ایران باید بداند که یگانه «راه رهایی» از بند زور و سرکوب و دروغ و تزویر، متوقف کردن چرخه ی تولید «شهروند بی آزار» در دانشگاه است. اگر این گفته ی فیدل کاسترو را باور داشته باشیم که «دانشجویان پارتیزان های جدید عرصه ی فرهنگ اند» آنگاه مشخص است که این پارتیزان های نوظهور نیازمند مهمات و نیروی پشتیبانی اند. و این نیرو همان جامعه ی مدنی و افکار عمومی است که باید ندای دعوت ما را جدی بگیرند و به درون عرصه ی نبرد -دانشگاه- وارد شوند.نقل است که در فرانسه قرن 19 بازجویی از «آگوست بلانکی» شورشی پرسید: «شغل تو چیست؟» او جواب داد: «پرولتاریا» و جواب شنید: «پرولتاریا که شغل نیست». بلانکی پاسخ داد: «پرولتاریا شغل اکثریت مردمی است که از حقوق سیاسی شان محروم شدند». به این معنی پرولتاریا نامی بود برای همه کس. اگر «پرولتاریا» در آن روزگار واجد سیاسی ترین معانی بود، اینک و در شرایط سیاست گریزی جامعه ی ما هر مخالف وضع نفرت انگیز فعلی که خواستار درهم شکستن چارچوب های از پیش تعیین شده جامعه -اعم از اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی- است، از هر طبقه ای و در هر جایگاهی باید باور داشته باشدکه تنها یک شغل دارد و آن شغل «دانشجو»است. «دانشجو» اینک نامیست برای همه کس. نامی که اعلام می دارد: «من در حال نبردم». اگر هر یک از افراد جامعه به این باور برسد که «دانشجو» است نه به معنی «دانش»«جو» بلکه سرهم و واجد بار سیاسی و اجتماعی، آنگاه حس «تعهد» در برابر واقعیت به وجود می آید و دیگر نمی توان از سر هر صحنه ای بی تفاوت رد شد.تشکل اسلامی دانشجویان اصلاح طلب با اعلام همبستگی در این روز -16آذر- با تمامی فعالان مدنی، مبارزان و آحاد معترض جامعه از ایشان می خواهد که بیش از پیش مبارزه در عرصه ی دانشگاه را جدی بگیرند و در این راستا پیش از همه دست اساتید آگاه و مستقل را می فشارد. بیایید همگام باهم فریاد بزنیم: «16 آذر،روز ماست».

تشکل اسلامی دانشجویان اصلاح طلب

Monday, December 8, 2008

تحلیل جبهه ی دموکراتیک ایران از جنبش دانشجویی- آذر ۸۷

برآمد تاریخی ۲- استراتژی درست۳- اتحاد نیروها
پرسش مقدر در مورد برگزاری تظاهرات دانشجویی روز گذشته در دانشگاه تهران و دانشگاه های دیگر ُ این است که:نظر به این که این تظاهرات از سوی دفتر تحکیم ،صورت گرفت و این دفتر در بیانیه ی اول مهر( که در ان، استراتژی یک ساله ی ان دفتر مشخص شد، )اعلام کرده بود که رویکرد جدید ان ها فعالیت در حوزه ی مسائل اجتماعی و دوری گزینی از سیاست به ویژه حرکت های رادیکال است اما تظاهرات دانشجویی چند روز اخیر به ویژه در دانشگاه تهران با شعار مرگ بر دیکتاتور در تضاد با ان بیانیه است،بنابراین چنین تناقضی چگونه قابل توجیه است؟
برای پاسخ به این پرسش لازم است یک تحلیل همه سو نگر صورت بگیرد و برای مبارزات پیش رو رهنمود های کارامد تری به دست بیایید. ما به سهم خود این پرسش مقدر را به شرح زیر واکاوی می نماییم: ۱- ما این استراتژی دفتر تحکیم وحدت را در همان زمان مورد نقد قرار دادیم و به ویژه این نقد در مقاله ای که از سوی مهندس طبرزدی دبیر کل جبهه ی دموکراتیک ایران ارایه شد به خوبی میزان نا درستی برداشت دوستانمان در ان دفتر را باز می نماید. حاصل ان نقد این بود که اعضای دفتر تحکیم تحت تاثیر تحلیل های ناقص برخی فعالان مدنی از یک سو و فشارهای امنیتی از دیگر سو به ان استراتژی نادرست تن دادند . البته در مقالات بعدی که از سوی برخی از از اعضای ان دفتر ارایه شد ،سعی کردند ان خطای استراتژیک را جبران کنند. باور ما این است که جنبش دانشجویی به عنوان اوانگارد جنبش دموکراسی خواهی بر امده از روح زمان است که این امر را به برامدگی تاریخی تحلیل می کنیم. واقعیت این است که حاصل ۳۰ سال عوام فریبی،جنگ افروزی و خشونت،سرکوب و جاهلیت و فقر و ورشکستگی اقتصادی ناشی از عملکرد نظام دینی ،جامعه را با مطالبات انبوه و مالا انفجار روبرو کرده است. سیاست های افراطی احمدی نژاد در حدود ۴ سال اخیر مزید بر علت گردیده و مردم را در شرایط بسیار نا گواری قرار داده است.حاکمیت به جای این که به خواسته های به حق اقتصادی،مدنی و اجتماعی،حقوقی و سیاسی مردم توجه کند ،دست به سرکوب گسترده تر زده است و جامعه را در شرایط مشابه سال ۱۳۵۶ قرار داده است. در چنین شرایطی عکس العمل قهری مردم و به ویژه جنبش دانشجویی یک رویکرد رادیکال بوده و از ان گریزی نیست. رهبران جنبش دانشجویی و تشکل فعالی چون دفتر تحکیم اگر این واقعیت اجتماعی را درنیابد ،جنبش دانشجویی با رفتار خود به ان می فهماند و این امر دیروز در دانشگاه تهران اتفاق افتاد. اگر به تحلیل های ما در ۳ ماه اخیر دقت شود به خوبی این شرایط جدید در ان دیده شده است. هر اندازه رژیم بخواهد از راه سرکوب عریان به مطالبات قانونی اقتصادی و سیاسی-مدنی طبقات و گروه های مختلف اجتماعی پاسخ بدهد باید شاهد عکس العمل طبیعی مردم باشد که صدای بلند فریاد مرگ بر دیکتاتو ر پاسخ به این رژیم رو به زوال است. ۲- استراتژی درست: رژیم به خوبی از شرایط جدید اگاه است و به خوبی می داند که مردم در مقابل شرایط فاجعه بار اقتصادی و سرکوب مدنی-اجتماعی-سیاسی به مرور دست به اعتراض خواهند زد. به همین دلیل از مدتی پیش و به قصد جلوگیری از تظاهرات دانشجویی ۱۶ اذر ماه دست به دو اقدام موازی زد. از یک سو سرکوب های دانشجویی را تشدید کرد و با بازداشت ۴ دانشجوی دانشگاه علامه ی طباطبایی این گونه وانمود کرد که در مقابل جنبش دانشجویی کوتاه نخواهد امد و از دیگر سو رهبران خود را برای سخنرانی در روز ۱۶ اذر اماده کرد و به نیروی شبه نظامی بسیج دانشجویی اعلام اماده باش داد. ولی در مقابل این استراتژی سرکوب و مصادره،گروه های مختلف دانشجویی استراتژی درست مبارزه ی فعال را بر گزیدند. دفتر تحکیم وحدت،جبهه ی متحد دانشجویی ،دانشجویان برابری طلب ُدانشجویان هویت طلب،جبهه ی دموکراتیک ایران و ادوار دفتر تحکیم وحدت با صدور اعلامیه انجام مصاحبه و ایجاد فضا سازی های مناسب به مقابله با این سیاست سرکوب و مصادره بر خاستند. این گرو ه هابا هماهنگی به سمت یک استراتژی درست رو اوردند و به ویژه دفتر تحکیم وحدت با اعلام میتینگ دانشجویی در روز ۱۷ اذر ماه میزان هوشیاری و دلیری تشکیلاتی خود را نشان داد. اگر چه راهپیمایی خودجوش در روز ۱۷ اذر ماه که منجر به سردادن شعار های رادیکال همچون مرگ بر دیکتاتور به عنوان خواست عمومی شد ،از سوی این دفتر برنامه ریزی نشده بود و لی نیرو های ازادی خواه در یک اقدام درست و منطقی خواست ملی را اعلام نمودند. البته دفتر تحکیم نیز نباید دچار توهم دیگری بشود و این حرکت را به نام خود ثبت کرده بار دیگر به این فکر بیفتد که با نزدیکی با نیروهای اصلاح طلب به طرح استراتژی های خطا مبادرت نماید. ولی انچه اهمیت دارد این است که همه ی نیروهای دموکراسی خواه به یک استراتزی درست در مبارزه ی اخیر رو اورده و نشان داده اند که می توانند با جنبش دانشجویی و برامد تاریخی که منجر به رهایی ملت ایران خواهد شدُ همراهی کنند. ۳-اتحاد نیرو ها:فعل و انفعالات ناشی از برامد تاریخی به صورت طبیعی جنبش دانشجویی را در مسیر درست با اتخاذ استراتژی مبارزه ی فعال قرار داد. شاید پس از چند سال این اولین بار بود که در اوج سرکوب و خفقان دولت افراطی- اسلامی،جنبش دانشجویی در مازندران،همدان،شیراز،تهران و دانشگاه های دیگر ،دست به چنین حرکت های گسترده و رادیکال زد. ما از این جنبش اخیر به استراتژی مبارزه ی فعال تعبیر کرده ایم. در این مبارزه ی فعال علاوه بر دو پارامتر پیشین،اتحاد عمل نیرو ها بسیار کارساز بود. دفتر تحکیم وحدت با درک درست شرایط و دوری گزینی از تحلیل های خطا و با فاصله گیری از نیرو های سازشکار و بعضا حکومتی،میتینگ ۱۷ اذر را اعلام کرد. این میتینگ فورا از سوی جبهه ی متحد دانشجویی و دو تشکل دیگر یعنی ادوار و جبهه ی دموکراتیک ایران مورد استقبال قرار گرفت و یک حرکت تبلیغی موثر حول این برنامه شکل گرفت. کوروش صحتی،حسن زارع زاده ی اردشیر و کیانوش سنجری از سخنگویان جبهه ی متحد دانشجویی در کنار مهدی عربشاهی از دفتر تحکیم،پرویز سفری از جبهه ی دموکراتیک ایران،کریمی از دانشجویان چپ و عبداله مومنی از ادوار به حمایت تبلیغی از این حرکت برخاستند و در این زمینه نقش تریبون قدرتمندی چون صدای امریکا بسیار کارساز بود. این اتحاد عمل موجب امید نیرو های مبارز و قوت عمل دانشجویان گردید. تشکل های دموکراسی خواه با دیدگاه های متفاوت اما در یک برنامه ی مشترک نشان دادند که می توانند کارهای مهمی انجام بدهند. نا گفته نماند که در این اتحاد عمل نیرو های دموکراسی خواه و برابر طلب اعم از نیرو های هویت طلب،چپ،لیبرال و تشکل هایی که در جنبش ۱۸ تیرماه کار ازموده شده تا دانشجویان محروم از تحصیل و دانشجویان زندان رفته ،یک کار تشکیلاتی حد اقلی نیز صورت گرفت و این مهم بدون تشکیلات ممکن نبود. باید از این تجربه درس اموخت و با پرهیز از انحصارطلبی که در بین برخی نیرو های باقی مانده از چپ اعم از اسلامی و مارکسیستی ،رگه هایی از ان وجود دار د به طرح برنامه های مبارزاتی جدید پرداخت. مبارزه برای ازادی نیازمند هزینه است که جوانان از زن ومرد این امر را پذیرفته اند. هنوز بهروز جاوید تهرانی و فرهاد کهندانی از اعضای جبهه ی متحد دانشجویی و امیر ساران،عباس خرسندی،احمد دانش پذیر از نیرو های نزدیک به جبهه ی دموکراتیک ایران ،سعید درخشندی و ابوالفضل جهاندار از نیرو های نزدیک به ادوار و کسانی چون هانا عبدی،کبودوند،فرزاد کمانگر،جواد علیزاده،روناک صفار زاده از نیرو های مدافع حقوق بشر و هویت طلب و صد ها دختر و پسر دیگر در زندان به سر می برند. این مبارزین نشان داده اند که حاضر هستند هزینه ی مبارزه را بپردازند. پس باید با اتحاد و برنامه ریزی درست،مبارزات را پیش برد. باید با طرح انتخابات ازاد و نفی نظارت استصوابی و با محوریت کاندیدا هایی چون عباس امیر انتظام از سوی نیرو های سکولار که مورد حمایت جبهه ی دموکراتیک ایران و بخشی از نیرو های ملی و سایر ازادی خواهان است و عبد اله نوری که مورد حمایت ادوار تحکیم است و یا افراد دیگری که مطمئن هستیم زیر بار ننگ نظارت استصوابی نمی روند،مبارزه را یک گام دیگر به پیش برد.علاوه بر دو فرد اخیر می توان ،شخصیت های دیگری که از سوی طرفداران انتخابات ازاد و نفی نظارت استصوابی مطرح می شود را نیز مد نظر قرار داد. ان چه اهمیت دارد این است که نیروهای دموکراسی خواه و موثر وحدت استراتژی و اتحاد عمل داشته باشند. تجربه ی اخیر نشان داد که اگر اینجنبش موثر اجتماعی که از سوی سایر جنبش های اجتماعی چون زنان و کارگران و اقوام و نیز احزاب سیاسی حمایت می شودُ درست و خردمندانه عمل کند می تواند به خواسته های دموکراتیک خود دست یابد. شرایط اجتماعی و برامد تاریخی حاکی از این امر است که نیروی استبدادی حاکم به شدت رو به زوال است و نیرو های بالنده می بایست اقدامات جدی تری را در دستور کار خود قرار بدهند. زنده باد ازادی-برقرار باد دموکراسی-گسسته باد زنجیر استبداد-
جبهه ی دموکراتیک ایران-۱۸/اذرماه/۱۳۸۷ خورشیدی

Saturday, December 6, 2008

بیانیه جبهه متحد دانشجویی/پیام هواداران جبهه متحد دانشجویی به دانشجویان آزادیخواه ایران/خاتمی جا زد

بیانیه جبهه متحد دانشجویی به مناسبت روزدانشجو
از شانزده آذر 32 که دانشگاه نخستین آهنگ مقاومت مردمی دربرابراستیلای نظامیان را سازکرد تا دهه های بعد که برفرازهرموج مردم نهاد ضد دیکتاتوری جنبش دانشجویی درخشیدن گرفت. آزادیخواهی و عدالت طلبی پرچمی بود که این جنبش همواره به اهتزاز درآورد. تاریخ گواه است نه هجوم چکمه پوشان به دانشگاه درسال 32 ، نه یورش برضد اعتصابیون در سال40 ، نه گلوله باران به نام انقلاب فرهنگی سال 60 ونه حمله شبانه و مغول آسا به خوابگاه دانشجویان در18 تیرسال هفتاد وهشت هیچیک قادرنبود که زبانه های ستم سوزاین جنبش را به خاموشی کشاند. جای تاسف است که حکومتگران کنونی پس از سالها سیاست سرکوب ، زندان ، محرومیت ازتحصیل و انواع روشهای غیرقانونی وضد حقوق شهروندی که جملگی منجر به شکست حکومت دربرابرخواستهای انسانی وقانونی دانشجویان گردید. امروزدرصددند تا با مستحیل کردن ماهیت روزدانشجو همان مقاصد ضد دانشجویی خود را پیش برند.اقدامی که پیشاپیش آثارشکست آن هویداستکارنامه جنبش دانشجویی درسالیان اخیرثابت نمود که رویکردهای پوپولیستی اعم ازجناح راست یا چپ حکومتی دربین دانشجویان محبوبیتی ندارد.آنانکه مترصدند تا با سوارشدن برامواج جنبش دانشجویی برای تکیه زدن برمسند ریاست جمهوری بهره برداری کنند می بایست قبل ازهرچیز به نقد ضعف های پیشین خود بپردازند و درعمل حمایت خود ازمطالبات جنبش دانشجویی ازجمله آزادی زندانیان سیاسی به ویژه دانشجویان دربند را به صراحت اعلام نمایند.اگر چه تجمع و راهپیمایی به منظور اعلام مسالمت آمیز خواست های سیاسی از حقوق اولیه همه شهروندان ازجمله دانشجویان است اما ممانعت های غیرقانونی از برگزاری مراسم روز دانشجو آنهم درداخل دانشگاه ها نشانگرعمق هراس حاکمیت ازاعلام نظرو مشارکت دانشجویان درسرنوشت سیاسی کشوراست.جبهه متحد دانشجویی ضمن تبریک روزدانشجو به دانشجویان بیداروبپاخاسته ایران و با پاسداشت یاد جمله دانشجویان جانباخته درراه آزادی و دمکراسی از قندچی ، بزرگ نیا و شریعت رضوی تا عزت ابراهیم نژاد و اکبرمحمدی فرصت را مغتنم شمرده باردیگر ازحکومتگران می خواهد به مطالبات برحق این جنبش دربرخورداری از حق تحصیل ، ایجاد تشکل های مستقل ، آزادی اندیشه و بیان وازادی انتشار نشریات دانشجویی و نیزرفع محدودیتهای ناروا ازجمله حذف دوربین ها و گیت های امنیتی ، آپارتاید جنسیتی ، کمیته های تفتیش عقاید موسوم به انظباطی و توقف حکم دادگاه های انقلاب و آزادی دانشجویان دربند سرسپارد.وعده ما ظهر روزیکشنبه17 آذر مقابل سردر دانشکده فنی دانشگاه تهرانزنده باد ازادی – گسسته باد زنجیراستبداد – برقرارباد دمکراسی پانزدهم آذر87جبهه متحد دانشجویی
هواداران جبهه متحد دانشجویی ضمن تبریک روز دانشجو به دانشجویان آزادیخواه ایران و گرامیداشت یاد و خاطره دانشجویانی که درراه مبارزه با استبداد به شهادت رسیدند.از دانشجویان دانشگاه های تهران می خواهیم تا در روز یکشنبه 17 آذر با تجمع در مقابل دانشکده فنی دانشگاه تهران به استبداد طلبان اعلام دارند که نمی توانند جنبش دانشجویی را به نفع خود مصادره کنند.از دانشجویان سراسر کشور نیز می خواهیم تا با برگزاری هر چه با شکوه تر مراسم روز دانشجو اعتراض خود را نسبت به سرکوب جنبش دانشجویی و سیاستهای غلط اقتصادی دولت احمدی نژاد اعلام دارند.حامیان دولت پلیسی-امنیتی احمدی نژاد گمان کرده اند که با تهدید دانشجویان و خانواده های آنها می توانند از اعتراض دانشجویان نسبت به خود بکاهند.این تهدیدها حاکی از ترس حاکمیت نسبت به جنبش دانشجویی است.پیام ما به دانشجویانی که به دنبال گرفتن مجوز برای برگزاری مراسم روز دانشجو هستند این است:مبارزه با استبداد مجوز نمی خواهد!
پیام دانشجو:مطابق معمول خاتمی جا زد. خاتمی قرار بود به دعوت انجمن حکومتی دانشگاه تهران به مناسبت ۱۶ اذر در دانشگاه تهران نطق انتخاباتی بکند. اما مطابق معمول و به دو دلیل جا زد. دلیل اولش این بود که دانشجویان ،همزمان با سخنرانی تدارکات چی پیشین و احتمالا گاری چی بعدی ،بنای یک میتینگ دانشجویی را داشتن که این اخوند با شهامت با یک تلفن دستگاه امنیت جا زد و اعلام کرد که مراسم ۱۶ اذر را ۲۵ اذر برگزار می کند!چه ایرادی دارد !مگر پیش از این نگفته بودند که اخوند معاویه نماز جمعه را پنج شنبه خوانده بود!به راستی که از این جماعت همه چیز بر می اید. دلیل دوم را این گونه گفته اند ُکه خاتمی از ترس دانشجویان جا زده است. برای این که امنیتی ها بدشان نمی اید این ادم بی عرضه،حد اقل برای گرم کردن تنور انتخابات چند مانور سیاسی بدهد و بار دیگر گروهی از جمله همین انجمن حکومتی که او را برای سخنرانی انتخاباتی دعوت کرده است را نیز سر کار بگذارد. به راستی که این اصلاح طلب ها تا چه اندازه سر در گم هستند که همچنان دل در گرو ادم تاریخ مصرف گذشته ای چون خاتمی دارند. یعنی در این حزب های حکومت ساخته ی کارگزاران و مشارکت ،قحط الرجال است؟یا این که خود انها نیز دریافته اند که هیچ ادم عاقلی که سرش به تنش بیرزد حاضر نیست در نمایش انتخابات وارد شود؟پرسش اصولی ما از طرفداران این سلطان حسین مدرن این است که فرض را بر این قرار بدهید که او امد و رای هم اورد. یعنی رژیم به دلیل بن بست جدید و این بازی اخیر که رفسنجانی به راه انداجته است ،برای خروج از بحران به سلطان بی خطر تن داد. در ان صورت اگر این ادم بی عرضه بخواهد تغییری بیش از ان که می خواست در ان ۸ سال انجام دهد ، به وجود بیاورد ، که رژیم کارش تمام است و به همین دلیل اجازه نمی دهند. برای این که شرایط فعلی رژیم به گونه ای نیست که بار دیگر بتواند ان دو گانگی در حاکمیت را تحمل کند. اگر بخواهد همچون ان ۸ سال کذایی که دگر اندیشان و دانشجویان هزینه ی ان را دادند و ۲ خردادی ها سود ان را بردند عمل نماید،اصلا چه لزومی دارد که بیاید. اهان،پوزش می خواهیم. ما از منظر پیام دانشجویی به قضیه نگاه کردیم. فراموش کرده بودیم که جیب اصلاح طلب های عزیز و تدارکات چی و پیروان صدیق ان امام به شدت طرفدار دموکراسی و حقوق بشر، فقط و فقط خودی(؟!)و صد در صد اسلامی ،در این مدت ۴ سال که از حاکمیت به بیرون ریخته شده اند،به شدت خالی شده است. اخ طفلکی ها! باور بفرمایید قصد توهین و تحقیر شما را نداریم. به عنوان کسانی که از بیرون این ما جرا ها را تماشا می کنیم،برداشتی غیر از این برای ما متصور نیست. مگر همین خاتمی نبود که در دوره ی دوم ریاست جمهوری اش کم اورد و حاضر نبود دوباره وارد کارزار شود؟ اخر چرا تصمیم گرفته اید میخ اخر را بر تابوت اصلاح طلبی بکوبید. اجازه دهید نامی از شما پیروان صدیق ان امامی که اعلام کرد میزان رای ملت است ولی در عمل همه ی مخالفین و غیر خودی ها را قلع و قمع کرد ند تا روشن سازند منظورشا ن از ملت همان پیروان صدیقی چون شما بوده است، بر جا بماند و خط امام را زنده نگه دارید!؟چرا خود را مضحکه ی عام و خاص می کنید؟اگر به راستی قصد خدمت به مردم را دارید یک بار به گذشته ی خود بیندیشید و در اخلاق فاشیستی خود تجدید نظر نمایید. حزب مشارکت حتا یک بار حاضر نشده است از زندانیان سیاسی غیر خودی نام ببرد. این حزب حکومت ساخته،حتا یک بار حاضر نشده است از اعدام های گروهی در دهه ی شصت که به حکم امام و با کارگردانی خودشان انجام گرفته است،سخنی به میان بیاورد. چه کسی جبهه ی ملی را مرتد اعلام کرد؟ چه کسی قلم ها را شکست؟ چه کسی به مخالفین اجازه نداد که حتا کاندیدای ریاست جمهوری شوند؟ چه کسی مخالفین خودی را به اسلام امریکایی متهم کرد؟ جز ان امام همام که میردامادی در کنگره ی حزب حکومت ساخته ی مشارکت از او به عنوان طرفدار دموکراسی و حقوق بشر یاد کرد؟ تا کی قرار است سرنا را از در گشادش بنوازید و گروهی ورشکسته ی سیاسی و پیر و پاتال از همه جا رانده نیز با این اهنگ ناموزون و نا اهنگ شما برقصند؟ اخر کدام رای ملت و کدام دموکراسی و کدام حقوق بشر؟اگر امام شما زنده بود به ریش شما می خندید. شما باید از امام حکم های الهی بخواهید و نه دموکراسی. چرا می خواهید دموکراسی را از مفهوم تهی کنید؟کجای قیافه ی میردامادی فاشیست و ان دانشجوی خط امام به دموکراسی و حقوق بشر می خورد؟ اگر صادق هستید همچون احمدی نژاد برای یک بار هم که شده اعلام کنید که دموکراسی تحفه ی غرب است و کار را تمام کنید. کجای خط امام و روش امام به دموکراسی می خورد. این دبیر کل حزب مشارکت که روزی از دیوار سفارت بالا رفت،حتا یک بار هم این کار خود را نقد نکرد. این ادم ،دبیر کل یک حزب حکومت ساخته ای است که می خواهد دموکراسی را پیاده کند و عده ای نیز به دنبال او راه می افتند. البه در مورد معتقدین به خط امام و فاشیست های اسلامی دهه ی شصت،هیچ اشکالی نیست که دور این ادم جمع شوند. سخن در مورد پیر و پاتال هایی است که تا دیروز مهندس بازرگان بیچاره را به لیبرال و مخالف انقلاب و مردم متهم می کردند و امروز به یاوه های یک فاشیست دل خوش کرده اند. پرسش ما از خط امامی ها اعم از مشارکتی و دیگر هم فکرانشان این است که کجای خط امام و کدام روش امام با دموکراسی و حقوق بشری که غربی اش می نامید سازگاری داشت؟اگر پس از فوت خمینی دیگران هر کار کردند به اتکا به روش حکومتی او بود. کسی که فقط به این دلیل که یک حزب با لایحه ی قصاص مخالفت کرد ان جمعیت را مرتد اعلام کرد. کسی که در یک حکم،هزاران تن را مهدور الدم اعلام نمود. کسی که قلم ها یی را که فاسد و ضد اسلام می نامید را شکست. کسی که از اشغال سفارت حمایت کرد. کسی که مخالفین خودی را به اسلام امریکایی متهم کرد. کسی که حتا به رییس جمهور وقت اجازه نداد ،نخست وزیر خود را انتخاب کند و کسی که منتظری را صرفا به دلیل مخالفت با نظراتش ان گونه در هم کوبید و کسی که.... این فرد به دموکراسی و حقوق بشری که برگرفته از اعلامیه ی جهانی حقوق بشر است هیچ اعتقادی نداشت و هیچ ابایی نداشت که این بی اعتقادی را البته پس از پیروزی و تشکیل حکومت اعلام کند. شما بفرمایید از کدام دموکراسی امام حرف می زنید؟. او به احکام شرع و حکم حکومتی باور داشت. ایا حزب مشارکت و فاشیستی مثل میر دادمادی هنوز این حقایق را نمی داند؟ایا او هنوز در پی این است که به مردم توهین کند؟ انهایی که اینک سخن از دموکراسی خواهی به میان می اورند به اعلامیه ی جهانی حقوق بشر و میثاق های بین المللی باور دارند. ایا امام و خط امام و روش حکومتی امام نیز به همین مفهوم از دموکراسی باور دارند یا فقط می خواهند با کلمات بازی کرده و با دیگر مردم را فریفته و بازی جامعه ی مدنی و مدینه النبی را تکرار کنند؟ چرا مغلطه می کنید و سعی دارید مردم را به اشتباه بیندازید. اگر امام زنده بود اجازه می داد کسی در نفی قانون سنگسار و قصاص کلمه ای به زبان بیاورد؟ به واقع این توهین میردامادی که می خواهد با استفاده از خط امام برای ملت ایران دموکراسی بیاورد از عمل احمدی نژاد به مراتب بدتر است. یک نفر نیست که از این ادم های فاشیست و خود شیفته بپرسد که کدام عمل امام در دهه ی شصت نشانگر التزام به دموکراسی و حقوق بشر بود؟ ایا میردامادی و یاران او فراموش کرده اند که چگونه ۴۰۰ انسان بی گناه را در مراسم حج به کشتن دادند؟ ایا دموکراسی امام این است؟ یا این از مبانی حقوق بشری خط امامی هاست؟ایا مفاهیم و واقعیت ها تا این اندازه مبتذل شده اند که ادم هایی در یک دهه و بلکه دو دهه ،بدترین نوع خشونت را به نام خط امام بر یک جامعه تحمیل کنند و بدون پوزش خواهی از مردم و در یک دهه ی بعد ،خود را پیشرو دموکراسی و حقوق بشر بدانند؟ایا به همین دلیل نیست که مردم نسبت به همه چیز بی اعتماد شده اند؟ جامعه ی مدنی باید از خاتمی چی ها و مشارکتی ها بخواهد که بیش از این به شعور سیاسی دیگران توهین نکنند.باید معین کنند که چه نسبتی بین دموکراسی و خط امام و راه و روش امام وجود دارد. وبلاگ پیام دانشجو

Thursday, December 4, 2008

پرویزسفری عضو شورای مرکزی جبهه دمکراتیک ایران: ممکن نیست حکومت بتواند جنبش دانشجویی را درحصارخود قراردهد

خبرگزاری جبهه متحد دانشجویی – شبکه رادیو تلویزیونی صدای آمریکا دررابطه با روز دانشجو و انتشارخبرحضوراحمدی نژاد دردانشگاه دراین روز نظرات پرویز سفری عضو شورای مرکزی جبهه دمکراتیک ایران و مهدی عربشاهی عضوشورای مرکزی دفترتحکیم وحدت راجویا شد.
متن این نقطه نظرات بدین قراراست
پرویز سفری: جنبش دانشجویی پیگیر مطالبات مردم از حکومت است ، اینها(حکومتگران)باید بیایند پاسخگوی این جنبش باشند نه اینکه ادای آنرادربیاورند آنها می خواهند جنبش دانشجویی را درحصارخود قراربدهند واین ممکن نیست.اصولاً مراسم 16 آذر بعد از انقلاب اسلامی به ویژه دهه 60 ونیمه دهه 70بطور کلی با یک بی اعتنایی عجیبی از سوی حاکمیت مواجه شده بود اما چرااکنون برای حکومت مهم شده این به خاطر فعال شدن جنبش دانشجویی است وحکومت ازاین مساله نگران است.احمدی نژاد می خواهد به دانشگاه بیاید تا بگوید که من مشکلات دانشجویی راحل می کنم. اما اودرموضع حاکمیت نماینده سنت است جنبش دانشجویی نماینده مدرنیته او دنبال دینی کردن است و جنبش دانشجویی درپی سکولاریته ولیبرال کردن او رسما اعلام کرده به دمکراسی اعتقادی ندارد جنبش دانشجویی یک جنبش دمکرات است و به دنبال دمکراسی درجامعه است با این تفاسیراو میخواهد بیاید
دانشگاه چه چیزی را عنوان کند اوطرفداریک طرزفکر وجنبش دانشجویی طرفدارطرزفکردیگری است
مهدی عربشاهی: درروزدانشجواعتراضات به دوبخش معطوف بوده یکی مسایل داخلی دانشگاه ویک بخش هم درباره مسایل کلی کشور ازجمله شرایطی که درسالهای اخیر تشدید شده به واسطه نبود آزادی ها و برخورد با فعالان مدنی و سیاسی. به هرحال امسال اینها تصمیم گرفتند که همین یک روز هم اجازه ندهند به دانشجویان منتقد که اعتراضاتشان را اعلام کنند ومی خواهند این را تبدیل کنند به مراسم آیینی و روندی را شروع کنند که تا چند سال آینده متولی برنامه روز دانشجو هم جایی مثل سازمان تبلیغات اسلامی گردد که ما با این موضوع موافقت نداریم و برنامه های خودمان راپیگیری می کنیم.دراین گفتگو مهدی عربشاهی از تجمع روزیکشنبه 17 آذردربرابرسردردانشکده فنی دانشگاه تهران به عنوان مراسم روزدانشجو ازسوی تحکیم وحدت خبرداد که به گفته پرویزسفری این مراسم مورد حمایت جبهه دمکراتیک ایران نیزمی باشد

اولین وعده ی روح اله خمینی و میزان پایبندی به آن-حشمت اله طبرزدی/دبیرکل جبهه ی دمکراتیک ایران

آیت الله خمینی اولین شخص انقلابی بود که به اعتبار دینی بودن، مورد حمایت مردم قرار گرفت.نه این که پیش از او کسانی به نام دین حرکت نکرده باشند، بلکه او تنها فرد در قرن بیستم و در یک کشور شیعی شناخته می شود که علنا پرچم دین را در دست گرفت و اعلام کرد که شاه دین را مورد تجاوز قرار داده و او می خواهد با ارایه ی ارزش های دینی ازادی ، رفاه و عدالت را در جامعه بر قرار سازد. توده های مردم و بلکه احزاب سیاسی از راست و چپ و الیت های جامعه نه تنها به این ادعای خمینی شک نکردند ،بلکه از ان استقبال گسترده ای به عمل اوردند. من از جلد سوم کتاب قلم وسیاست نوشته ی محمد علی سفری اولین مصاحبه ی مهم و سرنوشت ساز ایه اله خمینی را که نقش سرنوشت سازی در پیروزی انقلاب داشت را بر گزیده ام تا دست مایه ی این بحث باشد.این مرجع دینی و کسی که مردم وعده های او را به مثابه ی وعده ی پیامبری و دین ،صادقانه و خالی از نیرنگ و دروغ تلقی کردند، در اولین مصاحبه ی خود با روزنامه ی معروف لوموند فرانسه و در تاریخ ۴ اردیبهشت ۱۳۵۷ در شهر نجف و در پاسخ این پرسش که:شاه شما را متهم می کند مخالف تمدن و گذشته گرا هستید. جواب شما به این مطلب چیست؟ می گوید: ...این خود شاه است که عین مخالفت با تمدن است و گذشته گراست. مدت پانزده سال است که من در اعلامیه هایم خطاب به مردم ایران مصرا خواستار رشد و توسعه ی اقتصادی و اجتماعی مملکتم بوده ام.اما شاه سیاست امپریالیست ها را اجرا می کند و کوشش دارد که ایران را در وضع عقب ماندگی و واپس گرایی نگاه دارد.رژیم شاه رژیم دیکتاتوری است. در این رزیم ازادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده است. نمایندگان را شاه با نقض قانون اساسی تحمیل می کند. انعقاد مجامع سیاسی-مذهبی ممنوع است.استقلال قضایی و ازادی فرهنگی به هیچ وجه وجود ندارد. شاه قوای سه گانه را حذف کرده است و یک حزب واحد ایجاد نموده است. از این بدتر پیوستن به این حزب را اجباری نموده است و از مخلفان انتقام می گیرد. کشاورزی ما که تولیدش حتی تا بیست و سه سال پیش اضافه بر احتیا جات داخلیمان بود و ما صادر کننده این مازاد بودیم فعلا از میان رفته است.مطابق ارقامی که نخست وزیر شاه در دو سال پیش به دست داده است ایران ۹۳ درصد از مواد غذایی مصرفی خود را وارد می کند و این است نتیجه ی به اصطلاح اصلاحات ارضی شاه. دانشگاه های ما نیمی از سال بسته است و طلاب و دانشجویان ما هر سال چندین با مضروب و مجروح می گردند و به زندان افکنده می شوند.شاه اقتصاد ما را از میان برده و در امد حاصل از نفت را که ثروت اینده ی مردم ماست تبذیر می کند و ان را برای خرید اسلحه هایی به کار می برد که جنبه ی تجملی و قیمت های سر سام اور دارد و این امر به استقلال ایران صدمه می زند .من مخالف شاه هستم درست به دلیل ان که سیاست وی که وابسته به قدرت های خارجی است پیشرفت مردم را در معرض خطر قرار می دهد. هنگامی که شاه ادعا می کند که ایران را به مرز تمدن بزرگ می رساند دروغ می گوید و این مطلب را بهانه قرار داده است تا ریشه و استقلال مملکت را قطع کند وخون مردم را جاری سازد...کارگران، کشاورزان، دانشجویان ،کسبه و زنان و مردان علیه قدرت ارتجاعی و گذشته گرای وی مبارزه می کنند ... به واقع این مصاحبه ی ایه اله خمینی نظر همگان را به خود جلب کرد و پس از ان هر نطق یا اعلامیه ای که از جانب ایه اله صادر شد به مثابه ی تایید و تکمیل همین موضع تلقی شد و او را در کانون توجه ی انقلابیون قرار داد. من به همین دلیل این مصاحبه را اوردم که باید به عنوان مهمترین مانیفست سیاسی ایه اله مورد ارزیابی قرار بگیرد. نسل من و نسل پیش از من که در کوران مبارزه علیه رژیم شاه قرار داشتند به خوبی از تاثیر این مانیفست در استقرار رهبری های خمینی اگاه هستند. اینک که انقلاب ۳۰ ساله شده است به خوبی می شود در میزان صداقت یک مرجع دینی داوری کرد. حتی اگر من در این زمینه حرف نزده و صرفا بیانات ایه اله را بیاورم مایه برای یک داوری درست در دست است. برای این که مسائل به قدری واضح است که بیان ان عین تایید ان است. ولی من به سهم خود داوری ام در این زمینه را بیان می کنم. من به ایه اله حق می دهم که در باره ی رژیم شاه ان کاستی ها و انحراف ها و حق کشی ها را بیان کند و به این لحاظ به خود تردید راه نمی دهم. البته در مورد فرایند توسعه ی اقتصادی شاه با نظر ایه اله مخالف هستم. برای این که بخش زیادی از زیر ساخت های کنونی اقتصادی کشور به دلیل تلاش های شاه و بلکه رضا شاه است. یا در مورد مدرنیزاسیون در حوزه ی مسائل اجتماعی و دولت سازی ،نقش دولت ها در دوره ی پهلوی اول و دوم بر هیچ کس پوشیده نیست. این مقاله نیز بنای نقد و بر رسی عملکرد پهلوی ها را ندارد و این مهم را باید در جای خود بررسی کرد. اما در حوزه ی سرکوب ازادی ها ، زندان ،شکنجه ، اعدام و جلوگیری از فعالیت احزاب ،همه ی حرف های ایه اله بی کم و کاست قابل تایید است. کما این که شاه در سال ۱۳۵۶ و در مصاحبه با خبرنگاران خارجی تایید می کند که ۴-۵ هزار زندانی سیاسی داریم و در مورد انحلال احزاب و تشکیل حزب رستاخیز به دستور شاه و مسائلی از این دست نیز جای تردید وجود ندارد. من نمی خواهم مثل برخی ادم هایی که فقط بلد هستند مرده را چوب بزنند به گذشته برگردم و در مورد دیکتاتوری شاه سخن بگویم. بحث من این است که ایه اله در موضع مخالفت با شاه و از یک موضع دینی و مرجعیت دینی سخنانی گفته و کارهایی انجام داده و اینک قرار است در باره ی او داوری شود. خمینی از شاه ایراد می گیرد که او گذشته گراست.ولی پرسش من این است که ایا خمینی گذشه گرا نیست؟اگر او گذشته گرا نیست پس چرا زنان و دختران را کتک زده و می زنند تا حجاب اجباری داشته باشند؟چرا خمینی همان روز که از خود دفاع کرده و شاه را به گذشته گرایی متهم می کرد نگفت که قرار است در حکومت او با زندان و شلاق و ضرب نیروی انتظامی روسری بر سر دختران کنند؟ چرا نگفت که قرار است دختران را کتک بزنند و از ان ها بخواهند که تبرج نکنند!؟ایا اگر شاه واپس گراست پس سنگسار و قطع دست و پا و شلاق زنی چیست؟پرسش تاریخ از ایه اله و پیروان او این است که ایا این ها که زن را نصف مرد به حساب می اورند واپس گرا هستند یا شاه که زنان را وارد فعالیت های مدنی کرد؟اگر جوابی دارند بگویند . شاه چه می کرد که باید واپس گرا خوانده می شد و ایه اله ها چه می کنند که نباید واپس گرا خوانده شوند؟ما به این دلیل شاه را واپس گرا می دانیم که مخالف دموکراسی ، توسعه ی سیاسی ، مشارکت واقعی شهروندان و تفکیک قوا بود. پرسش مقدر تاریخی این است که ایه اله و پیروان او روشن بگویند که ایا کسانی که به ضرب شلاق و زندان بر سر زنان روسری گذاشته و قانون سنگسار را اجرا می کنند با استناد به کدام منطق شاه را واپس گرا نامیدند؟ ایا گمان کرده بودند که بزنند و بروند و خر مراد را سوار شوند و پس از ان هر کار دوست داشته باشند بکنند؟ایا این اخلاق ماکیاولی به مثابه ی سوزاندن ریشه دین و سواستفاده از اعتماد مردم نیست؟ایه اله شاه را به حق متهم می کند که کشاورزی را از بین برده و کشور را به یک وارد کننده ی محصولات کشاورزی تبدیل نموده است. اینک پس از ۳۰ سال که از حکومت دینی ایه اله ها می گذرد ایا شرایط اقتصادی بهتر شده است؟ایا سال گذشته و امسال بزگ ترین وارد کننده ی گندم در جهان نبودیم؟ایا بیش از ۸۰ در صد مردم زیر خط فقر نستند؟ایا ارزش ریال هزار برابر کاهش نیافته است؟ ایا ایه اله و جانشینان و پیروان گمان نمی کردند که فقط این نیست که اعتماد مردم را جلب کنند و خر مراد را سوار شوند، بلکه باید به همین مردم پاسخ بدهند؟ایه اله به حق می گوید که شاه نفت این سرمایه ی ملی را فروخته و پول ان را هزینه ی خرید اسلحه های تجملی-بخوانید مدرن- کرده است. پرسش تاریخ از ایه اله این است که ایا رژیم اسلامی همین رویه را هزاران برابر دنبال نکرد؟ایا خرید میلیارد ها دلار سلاح از روسیه و چین و کره ی شمالی به جای خرید از امریکا موجب می شود که صورت مسئله پاک شود؟در شرایطی که ملت به نان شب محتاج است ،دلار های نفتی اش به عراق و فلسطین و افغانستان سرازیر می شود تا به زعم اقایان با امریکا و اسرائل بجنگند! پرسش تاریخی و مقدر این است که اگر شاه به دلیل این انحرافات مستوجب سرنگونی بود، پس چرا ان ها خود همین سیاست ها را به شکل مبتذل تر ادامه دادند؟ایا این همه ،مانور نظامی و انتظامی و امنیتی با صرف پول های این ملت به شدت فقیر، سیاست درستی است؟ ایا قرار بود خمینی با ان وعده های زیبا اعتماد مردم را جلب کرده تا پس از ان همان سیاست ها به شکل افراطی تر ادامه پیدا کند؟ پس دعوا بر سر چه بود؟ بدتر از همه ،ایا قرار بود حکومت دینی ایه اله ها یک ملت را گروگان برنامه های بلند پروازانه ی هسته ای خود سازند؟اگر بمب اتمی و گسترش انرژی اتمی تا این اندازه اهمیت داشت که شاه بیچاره با حمایت غرب همین کار را به خوبی انجام می داد. اصلا دلیل این که غربی ها با شاه لج کرده و زیر پای او را خالی نمودند همین حس استقلال طلبی و جاه طلبی های شاه بود.از مسئله ی اقتصاد و واپس گرایی و سیاست های نظامی گری که بگذریم به مسئله ی حقوق بشر و دموکراسی و توسعه ی سیاسی خواهیم رسید.ایه اله به حق شاه را متهم می کند که دانشجویان را به زندان انداخته است. مفهومش این است که در حکومت او یا حکومت بعدی ،قرار نیست دانشجو به زندان بیفتد. ایه اله به حق شاه را متهم می کند که احزاب را از بین برده است. مفهوم سخنش این است که در دوران حکومت اسلامی و حکومت ایه اله ها قرار نیست احزاب از بین بروند. ایه اله به حق شاه را متهم می کند که از انعقاد-بخوانید برگزاری-تجمع و راهپیمایی جلو گیری می کند. مفهوم سخنش این است که در دوران حکومت او برگزاری میتینگ و راهپیمایی ازاد خواهد بود. ایه اله به حق شاه را متهم می کند که دانشجو و کارگر و طلبه و سیاسیون را کتک زده و به زندان می اندازد. مفهوم سخنش این است که در دوران حکومت او قرار نیست کسی به جرم عقیده و انجام فعالیت سیاسی و ابراز مخالفت با رژیم حاکم سرکوب شود و به زندان بیفتد. ایه اله به حق شاه را متهم می کند که استقلال قوا را از بین برده است. مفهومش این است که در دوران حکومت او قرار نیست یک دیکتاتور به نام شاه یا رهبر یا امام یا ولی فقیه همه ی قدرت را در چمبره ی خود داشته باشد و رییس جمهور تدارکات چی باشد. ایه اله به حق شاه را متهم می کند که ازادی مطبوعات را از بین برده است. مفهوم سخنش این است که در دوران حکومت او قرار نیست قلم ها بشکند و روزنامه ها به صورت فله ای توقیف شود. ایه اله به حق شاه را متهم می کند که قانون را تحریف کرده و اجازه نمی دهد نمایندگان واقعی مردم به مجلس بروند. مفهوم سخنش این است که در دوران حکومت او قرار نیست شورای نگهبانی باشد که پیش از مردم انتخاب کند و بعد از مردم بخواهد که به ان ها رای بدهد. ایه اله به حق شاه را متهم می کند که دست به اعدام زده است. مفهوم سخنش این است که در دوران حکومت او قرار نیست هیچ اعدام سیاسی صورت بگیرد و مثلا در یک روز ۵ هزار انسان اعدام دسته جمعی بشوند. اگر بخواهم اتهامات به حق ایه اله علیه شاه را برشمرده و به ادعا ها و عملکرد ایه اله اشاره نمایم مثنوی به واقع هفتاد من کاغذ خواهد شد. ولی در پایان، فقط یک نکته را به پیروان و جانشینان ایه اله گوشزد می کنم:ممکن است شما با خود بگویید که بسیار زرنگید و با خود بیندیشید که از ملت کولی گرفتید تا خر مراد را سوار شده و هر کار دوست داشته باشید انجام بدهید. و ممکن است در پاسخ به ما بگویید که چون قدرت دارید پس حق دارید هر کار از دستتان بر می اید انجام دهید. و ممکن است به ما بگویید هیچ غلطی نمی توانید بکنید. و ممکن است به ما بگویید ۲۵۰۰ سال شاهان کردند و اینک نوبت ایه اله هاست. ولی تاریخ به شما خواهد گفت:شما با نام دین به میدان امدید و از این راه اعتماد مردم را دزدیدید و پس از ان هزاران بدتر از شاه و بر خلاف قول های صریح خود عمل کردید. پس بدانید که همراه با اعتماد مردم در این مرز و بوم و برای همیشه دین را دفن نمودید. این هم یکی از حرف های ایه اله بود. او همواره تاکید می کرد که اگر ما بد عمل کنیم برای همیشه دین در این مملکت زمین خواهد خوردو و من امروز خطاب به ایه اله اعلام می کنم که در این مملکت به واسطه ی عمل شما و جانشینان شما، دین به زمین خورد

Wednesday, December 3, 2008

چهار دانشجوی زندانی ازاد شدند/در استانه ی 16 اذر/خبرهاي دانشجويي درپيوند با روز دانشجو

چنانچه در اگاهی نامه ی پیشین اشاره کردیم،امروز ۴ دانشجوی زندانی به دادگاه انقلاب برده شدند تا رژیم این افتضاح خود که به دلیل حبس دانشجویان به وجود اورده بود را به گونه ای جبران کند. بنابراین دانشجویان را ازاد کردند. با ازاد کردن دانشجویان در استانه ی ۱۶ اذر خواستند از شدت اعتراضات بکاهند ولی عملا در مقابل خواست قانونی دانشجویان کوتاه امدند و این حق صدها دانشجوی ستاره دار یا اخراجی و ممنوع از تحصیل است که سر کلاس های درس خود برگردند. انجمن زندانیان سیاسی
پیام دانشجو:در استانه ی ۱۶ اذر یک بار دیگر جنبش دانشجو یی به تکاپو افتاد.دانشجویان دانشگاه ها با اعلام میتینگ های دانشجویی و راه اندازی تحصن های به ظاهر صنفی می خواهند نشان بدهند که مانور نظامی و انتظامی ،ان هم در خیابان های شهر ها نمی تواند از مبارزات نرم و دموکراتیک جلو گیری کند.امروز جنبش دانشجویی متشکل از طیف وسیعی از تشکل ها با خواسته های گوناگون و در رنگ های متفاوت است که رنگ سفید،سرخ و سبز به نماد مسالمت وصلح،عدالت و نفی تبعیض و دموکراسی وزندگی در بین این طیف گسترده و رنگا رنگ از برجستگی بیشتری برخوردار است تا به رزیم بفهماند که دوران خشونت و سرکوب و دیکتاتوری نعلین به پایان رسیده است. جنبش ۱۶ اذر امسال به نحوی حال و هوای جنبش دانشجویی سال ۱۳۵۶ را تداعی می کند. برای این که رژیم به حق، خطر را احساس کرده است و با تمام قوا به میدان امده و همین حالت را می شد در سال ۵۶ نیز حس کرد.و در نقطه ی مقابل ،جنبش دانشجویی در هر دو مقطع و به عنوان اوانگارد مبارزات ازادی خواهانه پا به میدان مبارزه گذاشت و از سرکوب و زندان نهراسید.
خبرهاي دانشجويي درپيوند با روز دانشجو

اعلام تحصن از 16 آذر درصورت عدم بركناري مديرنالايق دانشگاه
در ادامه ی تحصن دانشجویان پلی تکنیک در اعتراض به عملکرد مدیر کل امور دانشجویی و فرهنگی دانشگاه (فراهانی)، روز گذشته نیز تجمع بزرگی در دانشگاه برگزار شد. سرانجام مسوولين دانشگاه قول مساعد درخصوص بركناري نامبرده طي دو روز آينده دادند.براساس اين خبر دانشجویان متحصن در نهایت اعلام کردند که در صورت برکنار نشدن فراهانی تا آخر این هفته، از شنبه هفته آینده با تعطیل کردن
کلاسهای درس، تحصن خود را از سر خواهند گرفت
به ياري دانشجويان بازداشت دبيرسياسي انجمن دانشجويان پلي تكنيك ناكام ماند
خبرنامه اميركبير گزارش داد: در حالی که در پی بی کفایتی مدیریت دانشگاه پلي تكنيك یکی از دانشجویان این دانشگاه پس از سقوط در چاه آسانسور در حال از دست دادن یکی از پاهای خود است و دانشجویان در اعتراض به این امر طی دو روز گذشته تجمعات صنفی خودجوشی در دانشگاه برپا کرده اند، روز گذشته در حاشیه تجمع دانشجویان، حراست و انتظامات دانشگاه امیرکبیر تلاش فراوانی جهت بازداشت سلمانپور دبيرسياسي انجمن اسلامی این دانشگاه کردند. اما با با دخالت دانشجویان، مامورین موفق به بازداشت وي نمی شوند
تحصن دانشجويان در دانشكده خبر
دانشجويان دانشكده خبر با گذشت يك هفته از برگزاري تريبون آزاد در اين دانشكده و بي‌پاسخ ماندن مطالبات صنفي، اقدام به برگزاري تحصن كردند. به گزارش ادوار نيوزيكي از دانشجويان دراين تحصن اظهار كرد: هفته گذشته مطالباتمان كه موضوع تشكل مستقل دانشجويي، نشريات دانشجويي، بحث 20 برابر شدن يكباره قيمت غذا، اساتيد نالايق و كم‌سواد و ... بود را مطرح كرديم و يك هفته منتظر مانديم تا كسي به ما پاسخ دهد. اسامي دانشجويان را به بورد زده‌اند كه به‌خاطر ندادن شهريه بيايند مرخصي بگيرند. فرجي ادامه داد: رييس دانشكده بايد شرمنده باشد كه اسم دانشجويش به خاطر ندادن شهريه به بورد بخورد. حالا نيز قيمت غذاي دانشجويي را از يكصد تومان به دو هزار تومان رسانده‌اند كه ظلم بزرگي به دانشجويان است. اگر دانشكده خبر يك تشكل دانشجويي مستقل داشت تا در شوراي دانشكده و تصميم‌گيري‌هاي آن نقش داشته باشد، شايد حالا وضع ديگري داشتيم. مسئولان دانشكده خبر انجمن دانشجويان دانشكده را لغو مجوز كردند و تمام تلاش ما در دانشكده خبر و حتي وزارت علوم براي گرفتن مجوز انجمن اسلامي دانشجويان بي‌نتيجه ماند. پس از او يكي ديگر از دانشجويان گفت: جشنواره مطبوعات برگزار شد و دانشكده خبر هم در اين جشنواره يك غرفه داشت. سئوال من اين است كه چطور تنها مركز تخصصي آموزش در حوزه رسانه در خاورميانه، حتي يك نشريه دانشجويي در هيچ زمينه‌اي نداشت. معاون دانشجويي دانشكده خبركه درجمع متحصنين حاضرشد به دانشجويان قول همكاري داد و قرار شد، شورايي از دانشجويان مطالبات را بار ديگر به طور كتبي به مسئولان دانشكده بدهند. پس از پايان اين تحصن، دانشجويان با تاكيد بر ادامه اعتراضات خود در صورت برآورده نشدن خواسته‌هايشان، محل تحصن را ترك كردند.
تهديد خانواده يك فعال دانشجويي در همدان خبرنامه بوعلی سینا خبرداد
در ادامه فشارهای وارده بر فعالان دانشجویی در آستانه ۱۶ آذر، خانواده محمد صیادی؛ دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا همدان؛ مورد تهدید تلفنی نهادهای امنیتی قرار گرفت.روز دوشنبه در زمانی که محمد صیادی در بحث آزاد دانشجویی حاضر بود، تماس تلفنی با خانواده وی مبنی بر تهدید به بازداشت مجدد، در صورت ادامه فعالیت های وی برقرار شد.تماس گیرنده به خانواده وی هشدار داد که ادامه فعالیت های محمد صیادی منجر به محرومیت اعضای خانواده وی از تحصیل و سایر حقوق اجتماعي خواهد شد. این فعال دانشجویی در شهریورماه گذشته به مدت ۴۸ ساعت توسط نیروهای اطلاعات استان در بازداشت به سر برده و در حال حاضر به قید وثیقه آزاد می باشد.
تحصن 300 دانشجو در تبريز
به دنبال رد صلاحیت حدود ۱۵ نفر از کاندیداهای شورای صنفی دانشگاه تربیت معلم آذربایجان و تائید اکثریت کاندیداهای بسیجی این دانشگاه توسط حراست، حدود ۳۰۰ نفر از دانشجویان دختر و پسر این دانشگاه اقدام به برگزاری تحصن در دانشگده فنی نمودند. دانشجویان با تجمع در آمفی تئاتر دانشکده فنی خواهان حضور مسئولین دانشگاه شدند که در پی این تجمع ریاست دانشگاه دکتر محمد امینی فرد در بین دانشجویان حاضر شده و با برگزاری جلسه پرسش و پاسخ بعد از نزدیک به ۵ ساعت گفتگو، به دانشجویان قول داد تا موضوع رد صلاحیت دانشجویان دوباره بازبینی شود. وی همچنین تعهد داد تا هیچ مانعی برای دانشجویان دختری که در جریان تحصن از سوی عده ای اسامی آنان بعد از خروج از خوابگاه یادداشت شده بود به وجود نیاید و در نهایت این اعتراض دانشجویان در ساعت ۱ بامداد خاتمه یافت.هیات نظارت دانشگاه صنعت نفت آبادان با برنامه های درخواست شده توسط انجمن اسلامی دانشجویان این دانشگاه برای مراسم روز دانشجو مخالفت کرد. همچنين درخبري ديگر اعلام شد دانشگاه علوم پزشكي شيراز با درخواست انجمن اسلامي دانشجويان براي
مراسم شانزدهم آذر مخالفت كرد
دفتر تحکیم وحدت ضمن نامگذاري هقته دانشجو وبرشمردن برنامه‌های مختلف اعلام كرد روزيكشنبه از ساعت ۱۲ تا ۱۷ آذرماه در دانشگاه تهران، مقابل سردر دانشکده فنی مراسم روز دانشجو را برگزار خواهد كرد.
روز گذشته 4 دانشجوي بازداشتي دانشگاه علامه به قيد وثيقه آزاد شدند اين درحالي است كه هنوزبا خواست دانشجويان محروم از تحصيل مبني بر حضور در كلاس هاي درس موافقت نشده است.
http://jdaneshjouee.blogspot.com/خبرگزاری جبهه متحد دانشجویی

Tuesday, December 2, 2008

درخواست انجمن زندانیان سیاسی وچندخبردرمورد دانشجویان زندانی

چناچه در بیانیه های پیشین به اگاهی رسید ،دولت اسلامی حاکم بر ایران ،۴ دانشجوی دانشگاه علامه را به جای کلاس درس راهی زندان کرد.این دانشجویان عزیز مجبور شدند برای رسیدن به خواست قانونی خود،مبنی بر ثبت نام در دانشگاه و اعلام اعتراض،دست به اعتصاب غذا بزنند.اخبار رسیده حاکی از این است که شرایط جسمی این عزیزان وخیم است. به همین دلیل انجمن زندانیان سیاسی همگام با سازمان حقوق بشر کردستان از این عزیزان می خواهد تا دست از اعتصاب غذا بردارند و خواسته های خود را به روش های دیگر پیگیری کنند. از سایر نهاد ها و شخصیت های حقوق بشری نیز دعوت می کنیم تا همین خواسته را تکرار کنند و این دانشجویان را ترغیب نمایند تا دست از اعتصاب بکشند. انجمن زندانیان سیاسی
بنا به گزارش های رسیده چهار دانشجوی زندانی صبح امروز به دادگاه انقلاب انتقال یافتند. ممکن است رژیم مجبور شود در استانه ی ۱۶ اذر این چهار اذر اهورایی را ازاد کند. در این صورت باید به انها تضمین بدهد که در ترم جدید از انان برای شرکت در کلاس درس ثبت نام می کند.از دیگر سو ابوالفضل جهاندار به بهداری اوین منتقل شد. بهداری اوین به جهاندار اعلام کرد برای جراحی کمر دردش می بایست خانواده ی او مبلغ لازم را به حساب بیمارستانی که انها تعیین می کنند بریزد تا او را به انجا اعزام نمایند.جهاندار که از درد شدید کمر رنج می برد در پاسخ به انها گفت که کمر من در ۲۰۹ به این وضع مبتلا شده و زندان باید پاسخگو باشد. زندان نیز می گوید که ۲۰۹ به ما ارتباطی ندارد.همچنین سعید درخشندی یکی دیگر از زندانیان سیاسی که به جرم عقیده به ۳ سال حبس محکوم شده و حدود ۲۹ ماه از دوران حبس خود را بدون مرخصی گذرانده است از شرایط جسمی نامطلوبی برخوردار است و روز گذشته به بهداری اوین مراجعه کرد. سعید درخشندی به شدت از نحوه ی رسیدگی اوین به زندانیان بیمار ناراضی است.او خواهان رسیدگی مجامع بین المللی به شرایط نامناسب زندانیان در زندان اوین می باشد.

نامه سعید فیض الله زاده به وزیر علوم و اعلام اعتصاب غذا
هر چند دانشجویان بازداشتی از روز بازداشت خود مورخه ۵/۹/۸۷ دست به اعتصاب غذا زده اند اما به دلیل درخواست ریاست بند ۳۵۰ از یکی از دانشجویان زندانی به نام آقای سعید فیض الله زاده مبنی بر اعلام رسمی اعتصاب غذا وی نامه ذیل را آماده و در اختیار مسئولان زندان و همچنین این مجموعه قرار داد:
جناب دکتر زاهدی، وزیر علوم
با سلام ،
من سعید فیض الله زاده دانشجوی رشته فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی هستم و این نامه را از بازداشتگاه اوین برای شما مینویسم.
قطعاً از آنچه بر ما گذشت استحضار دارید . اما بگذارید دردنامه خود را دوباره برایتان بگویم ، من و سه دانشجوی دیگر دانشگاه علامه در پی تحمل دو سال محرومیت از تحصیل و ممنوعیت از ورود به دانشگاه از حاج آقای شریعتی رئیس دانشگاه علامه برگه ای را طلب کردیم که اعلام کند ثبت نام ما در بهمن ۱۳۸۷ بلامانع است . ایشان هم دهها اتهام بی اساس کذب بر ما وارد کرد و حالا اینجائیم که می بینید.
ما بارها شما را از آنچه که در دانشگاه علامه اتفاق می افتد مطلع کردیم و جوابی نشنیدیم و حالا که کارد به استخوانم رسیده اعلام میکنم که از این تاریخ دوشنبه ۱۱/۹/۸۷ تا رسیدن به حق مسلم خود ، ثبت نام بی قید و شرط در دانشگاه اعتصاب غذای خود را به شما اعلام و مسئولین مربوطه اعلام می نمایم. باشد که این موضوع وجدان خوابیده شما را بیدار کند.
دانشجوی زندانی / سعید فیض الله
بند ۳۵۰ زندان اوین

فشار بر دانشجویان زندانی دانشگاه علامه ادامه دارد
چهار دانشجوی متحصن دانشگاه علامه به نامهای مهدیه گلرو ، سعید فیض الله زاده , مجید دری و صادق شجاعی که در تاریخ ۵ آذرماه ۸۷ بازداشت و هم اکنون در بندهای عمومی زندان اوین به سر می برند ، در اعتراض به تضییع حقوق قانونی و انسانی خود از زمان بازداشت اقدام به اعتصاب غذا نموده اند.
به گفته همسر خانم گلرو ایشان بعلت وخامت وضعیت جسمی در طی دو روز متوالی دو بار به بهداری زندان منتقل گردیدند و در آخرین مرتبه بعلت امتناع از مراجعه به بهداری ، مسئولان زندان اقدام به بیهوش نمودن ایشان نموده اند.
همچنین آقای سعید فیض الله زاده که هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر می برد ، روز شنبه از سوی ریاست بد سابقه بند مذکور به نام “بزرگ نیا” فراخوانده شد و از وی خواسته شد تا برای داشتن اجازه ملاقات حضوری با خانواده در نمازهای جماعت و بیگاریهای این بند شرکت داشته باشد که آقای فیض الله زاده بعلت رد این موضوع از ملاقات حضوری با خانواده محروم گردید.
صادق شجاعی دیگر دانشجوی بازداشتی که در اندرزگاه ۷ زندان اوین به سر می برد ، روز گذشته از سوی مدیریت داخلی این زندان به نام “یاری” احضار گردید و از ایشان خواسته شد تا به اعتصاب غذای خود پایان دهد که در پاسخ آقای شجاعی با این بیان که عمل اعتصاب غذا یک تصمیم جمعی بوده است و هر گونه بازنگری در آن منوط به ملاقات با سایر دانشجویان اعتصابی می باشد خواهان ملاقات سایر دانشجویان بازداشتی گردید که با درخواست وی موافقت نشد ، شایان ذکر است پس از امتناع آقای شجاعی از شکستن اعتصاب غذا نامبرده به اتاقی پر جمعیت در سالن ۴ که مختص زندانیان متادونی و معتادین مواد مخدر اندرزگاه مذکور می باشد تبعید شد.
مجید دری در اندرزگاه ۸ زندان اوین نیز همچون سایر داشنجویان دچار عوارض امتناع از غذا خوردن همچون سرگیجه و ضعف شدید جسمی گردیده است.
تنها خواست این دانشجویان که برای احقاق آن دست به تحصن مسالمت آمیز زده بودند احقاق حق قانونی تحصیل خود می باشد.
لازم به ذکر است معاونت امنیت استان تهران در ملاقات با دانشجویان بازداشتی آزادی آنان را منوط به تعهد مبنی بر عدم حضور در دانشگاه نموده بود که بعلت عدم پذیرفتن این تعهد از سوی دانشجویان بازداشت آنان تدام یافته است.
فعالان حقوق بشر در ایران