خبرنامه امیرکبیر: در حالی که طی یک هفته گذشته خبرگزاری ها، روزنامه ها و رسانه های مختلفی خبر از حضور محمود احمدی نژاد در روز سه شنبه در دانشگاه تربیت مدرس می دادند، احمدی نژاد به شکل غیرمنتظره ای بار دیگر به دانشگاه نرفت.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر احمدی نژاد قرار بود در مراسم ششمین جشنواره دانشجویان بسیجی در دانشگاه تربیت مدرس شرکت کند. دفتر ریاست جمهوری تا این لحظه هیچ گونه توضیحی درباره عدم حضور او نداده است.
در این مراسم که با شرکت وزیر علوم، رئیس دانشگاه آزاد و مسئولین دانشگاه تربیت مدرس برگزار شد، زمانی که نوبت به سخنرانی عبدالله جاسبی، رئیس دانشگاه آزاد اسلامی، رسید تمام مقامات دولتی حاضر در سالن، مسئولین دانشگاه تربیت مدرس و ۵۰ دانشجوی بسیجی محل را ترک کردند.
هفته گذشته غلامحسین الهام، سخنگوی دولت، به دانشگاه تربیت مدرس رفت ولی استقبال چندانی از وی به عمل نیامد و در نهایت پس از یک برنامه یک ساعته کم رونق از دانشگاه تربیت مدرس رفت. طی دو سال گذشته همواره پیش حضور احمدی نژاد در یکی از دانشگاه های ایران، الهام سخنگوی دولت به فاصله زمانی یک هفته پیش از حضور احمدی نژاد، به آن دانشگاه رفته تا فضای آن را برای حضور رئیس جمهوری مورد ارزیابی قرار دهد.
احمدی نژاد برای دومین بار طی ماه های گذشته برنامه زمان بندی شده اش را برای حضور در دانشگاه لغو کرد. اوایل مهرماه سال جاری محمود احمدی نژاد برنامه حضورش در دانشگاه تهران را ناگهان لغو کرده بود. آن زمان دفتر تحکیم وحدت با ارسال نامه سرگشاده ای به رئیس جمهور انتقادات خود را از وی مطرح و خواستار پاسخگویی احمدی نژاد به سوالات شده بود.
پس از انتشار خبر حضور رئیس جمهور در دانشگاه تربیت مدرس نیز انجمن اسلامی این دانشگاه نامه سرگشاده ای خطاب به احمدی نژاد منتشر کرد. در این نامه ضمن اعتراض به نحوه برخورد دولت نهم با دانشجویان، عملکرد اقتصادی دولت را نیز به نقد کشیده بود.
در مراسم برگزار شده سخنان جاسبی، رئیس دانشگاه آزاد، با اعتراض شدید چند تن از بسیجیان حاضر در جلسه مواجه شد که این اعتراضات با سکوت جاسبی همراه بود.
Tuesday, December 25, 2007
Thursday, December 20, 2007
پيام مهندس طبرزدي از زندان اوين
خبرگزاري جبهه متحد دانشجويي- درپي تظاهرات پرشور دانشجويان دريك هفته اخيردردانشگاه هاي مختلف كشوركه منجر به بازداشت دهها تن ازدانشجويان مبارزشد. مهندس طبرزدي دبيركل جبهه دمكراتيك ايران درحمايت ازاين جنبش پيامي اززندان اوين ارسال نمود.متن پيام بدين شرح است
وقایع اخیر دانشگاه ها که به مناسبت سالگرد 16آذر اتفاق افتاد،اگرچه موجب شد گروهی از دانشجویان عزیز و مبارز،بازداشت ودرسنین جوانی و بلکه کم تراز24و25به درون سلول انفرادی بیفتند،به آن ها چشم بند زده شده و زیرشکنجه ی سفید قرار بگیرند که البته این اقدامات بسیار وحشیانه و ضد حقوق بشری است،اما به هر حال،حاکی از زنده بودن جنبش دانشجویی است.امروز این دانشجویان آزادیخواه و مبارزند که مشعل آزادیخواهی،حقوق بشر،سکولاریسم و برابری طلبی را بر دوش می کشند.به راستی جنبش دانشجویی اخیر،یادآور جنبش دانشجویی دهه های بسیار دور است.برای اینکه این جنبش یک بار دیگر توانسته خودش را باز سازی کند و به شکلی بسیار سازمان یافته اگرچه با گرایش های گوناگون علیه استبداد حاکم و تحجر و ایدئولوژی گرایی قرون وسطایی یا همان فاشیسم مذهبی،قد علم کند.اگرچه حرکت های اخیر جنبش دانشجویی یادآور،تکرار تاریخ پیش از انقلاب است اما گویا چاره ای نیست و باید یک بار دیگر تاریخ تکرار شود و البته این بار،دموکراسی خواهی،حقوق بشر،سکولاریزم و برابر طلبی،آرمان های اصلی این جنبش است.درباره ی انتخابات مجلس و نقش جنبش های اجتماعی،نیز باید تاکید کرد،کسی نباید انتظار داشته باشد،جنبش نیروی سوم و طرفداران جنبش تحریم به شکل پوپولیستی،از مردم بخواهند در یک انتخابات غیر آزاد و غیر دموکراتیک شرکت کنند.
اگر اصلاح طلبان معین کنند در صورت رد صلاحیت کاندیداهای آنها از سوی شورای نگهبان،آیا حاضرند با استفاده از نیروهای اجتماعی و روآوری به مقاومت مدنی،از حقوق خود دفاع کنند در آن صورت حق دارند از جنبش دموکراسی خواهی و جنبش های فعال اجتماعی که بر استراتژی«تحریم انتخابات»تاکید می کنند،انتظار داشته باشند تا در این مسیر،از خواسته های دموکراتیک آنها حمایت کنند.در غیر این صورت،جنبش دموکراسی خواهی،حاضر نخواهد بود از اعتبار اجتماعی و سیاسی خود برای کشاندن مردم پای صندوق های رای و گرم کردن تنور انتخابات غیرآزاد اقتدار گرایان،استفاده کند.
زندانی حشمت اله طبرزدی
20/آذر ماه/1386خورشیدی
ایران/تهران/زندان اوین/ بند350
زنده باد آزادی-برقرار باد دموکراسی-گسسته باد زنجیر استبداد
انتشارتوسط خبرگزاری جبهه متحد دانشجویی
وقایع اخیر دانشگاه ها که به مناسبت سالگرد 16آذر اتفاق افتاد،اگرچه موجب شد گروهی از دانشجویان عزیز و مبارز،بازداشت ودرسنین جوانی و بلکه کم تراز24و25به درون سلول انفرادی بیفتند،به آن ها چشم بند زده شده و زیرشکنجه ی سفید قرار بگیرند که البته این اقدامات بسیار وحشیانه و ضد حقوق بشری است،اما به هر حال،حاکی از زنده بودن جنبش دانشجویی است.امروز این دانشجویان آزادیخواه و مبارزند که مشعل آزادیخواهی،حقوق بشر،سکولاریسم و برابری طلبی را بر دوش می کشند.به راستی جنبش دانشجویی اخیر،یادآور جنبش دانشجویی دهه های بسیار دور است.برای اینکه این جنبش یک بار دیگر توانسته خودش را باز سازی کند و به شکلی بسیار سازمان یافته اگرچه با گرایش های گوناگون علیه استبداد حاکم و تحجر و ایدئولوژی گرایی قرون وسطایی یا همان فاشیسم مذهبی،قد علم کند.اگرچه حرکت های اخیر جنبش دانشجویی یادآور،تکرار تاریخ پیش از انقلاب است اما گویا چاره ای نیست و باید یک بار دیگر تاریخ تکرار شود و البته این بار،دموکراسی خواهی،حقوق بشر،سکولاریزم و برابر طلبی،آرمان های اصلی این جنبش است.درباره ی انتخابات مجلس و نقش جنبش های اجتماعی،نیز باید تاکید کرد،کسی نباید انتظار داشته باشد،جنبش نیروی سوم و طرفداران جنبش تحریم به شکل پوپولیستی،از مردم بخواهند در یک انتخابات غیر آزاد و غیر دموکراتیک شرکت کنند.
اگر اصلاح طلبان معین کنند در صورت رد صلاحیت کاندیداهای آنها از سوی شورای نگهبان،آیا حاضرند با استفاده از نیروهای اجتماعی و روآوری به مقاومت مدنی،از حقوق خود دفاع کنند در آن صورت حق دارند از جنبش دموکراسی خواهی و جنبش های فعال اجتماعی که بر استراتژی«تحریم انتخابات»تاکید می کنند،انتظار داشته باشند تا در این مسیر،از خواسته های دموکراتیک آنها حمایت کنند.در غیر این صورت،جنبش دموکراسی خواهی،حاضر نخواهد بود از اعتبار اجتماعی و سیاسی خود برای کشاندن مردم پای صندوق های رای و گرم کردن تنور انتخابات غیرآزاد اقتدار گرایان،استفاده کند.
زندانی حشمت اله طبرزدی
20/آذر ماه/1386خورشیدی
ایران/تهران/زندان اوین/ بند350
زنده باد آزادی-برقرار باد دموکراسی-گسسته باد زنجیر استبداد
انتشارتوسط خبرگزاری جبهه متحد دانشجویی
Tuesday, December 18, 2007
"دفاع از حقيقت رمز پايداري"
بيست و هشت سال مقاومت عباس اميرانتظام
بيست و هشت سال گذشت. راستي 28 سال يعني يك عمر. در تقويم زنداني هر لحظه به طول يك عمر است. اين روزگار بسيار طولاني زندان، براي من سفري است به عمق و گسترهي مفاهيمي كه در شرايط عادي به ارزش واقعي آن ها به درستي پي نمي بريم مفاهيمي چون حقيقت، عدالت، شرافت، آزادي و ايستادگي، در روزمرگي زندگي به درستي درك نمي شوند، آنگاه كه انسان در شرايط سخت انتخاب قرار مي گيرد عظمت و اعتبار اين مفاهيم خود را آشكار مي كند تا آنجا كه انسان براي حفظ اين ارزش ها از تمامي وجود مادي خود مي گذردتا به عالم معني راه يابد.
بسياري از هم بندان من براي پاسداري از حريم شرافت انساني و گذار به عالم معني جان خود را فدا نمودند. انسان برخوردار از شرافت در مقابله ي وسوسه هاي حيات مادي تهي از معني به لرزه نمي افتد و جاذبه هاي كاذب زندگي او را نمي فريبد.
من در اقامت طولاني خود در زندان بارها و بارها با انسان هايي مواجه شدم كه سرافرازانه مرگ شرافتمندانه را به بودن به هر جهت ترجيح داده و هنر چگونه زيستن را به من آموختند. من در مكتب شجاعت ياران خود آموختم كه درد و رنج ناشي از دوري از ياران و فرزندان و عزيزان، ايستادگي در مقابل رفتارهاي توهين آميز و شكنجه زندان بانان بخشي از هزينه هايي است كه براي حفظ ارزش هاي انساني بايد آن را پرداخت. تمامي گناه من دفاع از اين حقيقت بوده و هست كه ايراني بالغ است و حق تعيين سرنوشت دارد و مجلس خبرگان و نظام سياسي بر آمده از آن راه را براي اعمال اين حق هموار نميكند. من گفته بودم و ميگويم كه نظام سياسي مردم سالار ميبايستي بر پايه هاي مجلس مؤسسان منتخب مردم استوار شود.
از جانب كساني كه اعتقادي به شايستگي و اهليت مردم به انتخاب نظام سياسي و حقوقي خود ندارند، من به عنوان خائن به آرمان هاي ملي محكوم شدم. اگر تشخيص من در خصوص ماهيت عملكرد مجلس خبرگان درست نميبود بهايي چنين سنگين براي اظهار حقيقت متحمل نميشدم چرا كه اظهار يك مطلب بي پايه و اساس نميتوانست موجبات نگراني زمامداران را فراهم كند. بيان حقيقت از جانب گاليله تحمل نشد، چرا كه خواب آرام لشگر جهل را بر هم مي زد و امنيت و تداوم حيات آن ها در انكار حقيقت تأمين مي شد. اما انكار حقيقت نابودي حقيقت نيست و حقيقت داراي جوهر و اكسيري است كه مستقل از وجود مادي ما و حتي مستقل از وجود اظهار كنندهي آن ميتواند به حيات خود ادامه دهد. نه تسليم گاليله و نه پرواز شجاعانه سقراط خللي در تابش نور حقيقت بر جهان هستي وارد نكرد با اعدام گسترده ي مبارزان در سياهچال ها در دهه شصت حقيقت اعدام نشد بلكه بر لشگر مبارزان راه آزادي و حقيقت افزوده شد. با فداكاري آن عزيزان امكان درك و فهم حقيقت برهمگان آشكار شد. نگاهي حتي گذرا به چهره سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي جامعه ايران عمق فاجعه و سنگيني هزينه انكار حقيقت را نشان ميدهد، گراني افسار گسيخته امان مردم را بريده است. پول نفت فقط به جيب صاحبان شكم هاي فربه و سير و خفاشان معتاد به خون مردم گرسنه سرازير ميگردد. سيماي امروز ميهن مان را درد و رنج كودكان خياباني و كارتن خوابها، و زنان مستأصلي كه زير بار هزينه زندگي به تن فروشي ايستاده اند، بيكاراني كه در جستجوي لقمهاي نان به هر سو صف كشيده اند. و خردسالاني كه با كيسه هاي سنگين پس مانده مردم زباله دان ها را زير و رو مي كنند، جواناني كه در چنگال بيماري اعتياد پرپر مي شوند، و... به تصوير مي كشد. چهره چركين شهر چنان افسرده و بي رمق است كه هيچ انسان مسئول و شرافتمندي ياراي نگاه به آن را ندارد. فقط و فقط مسئولين محترم! هستند كه در كمال خونسردي و آرامش در گوش شهر لالايي مي خوانند كه همه چيز آرام و طبيعي است. با اوج گيري قيمت مسكن و مايحتاج عمومي ديري نخواهد گذشت كه شاهد گسترش پديده ي زاغه نشيني، كارتن خوابي، فراگير شدن بيماري اعتياد، افزايش ميزان بيكاري و جرايم سازمان يافته و... خواهيم بود.
آنجا كه حقيقت انكار شود، نابودي تدريجي مردم در جهنم فقر و بي عدالتي، مهرپروري معرفي ميگردد!
كدام كارمند، كارگر، پزشك، مهندس و استاد دانشگاه ميتواند با كار و تلاش شرافتمندانه خود در طي سي سال زحمت صاحب يك آپارتمان كوچك در تهران شود؟ مسكن لابد كالاي لوكس است و نشانه فرهنگ غربي؟ وضيعت اقتصادي و به تبع آن وضعيت اجتماعي و فرهنگي آنچنان به هم ريخته و نگران كننده است كه مردم آن را با پوست و گوشت و استخوان خود درك ميكنند و آمار و ارقام واقعي گراني و تورم را در كاهش لحظه به لحظه قدرت خريد و سفره هاي خالي خود پيدا مي كنند.
اين در شرايطي است كه عاملين و مسببين وضعيت موجود و نمايندگان چپاولگران اقتصادي در قدرت سياسي با انكار حقيقت اعلام ميكنند كه همه چيز طبيعي و عادي است.
بيان اين درد و دل مختصر را از آن جهت ضروري دانستم كه معلمان و دانشجويان، زنان، كارگران، روزنامه نگاران و جواناني كه در صفهاي فشرده مبارزات مدني ميكوشند به ارزش واقعي كار خود بيشتر بينديشند. تجربه 28 ساله زندگي نوين به من آموخت كه آگاهي انسان از اهميت و ارزش كار خود توان او را در مبارزه با ناملايمات و فشارهاي زندان افزايش ميدهد تا آنجا كه هيچ نيروي اهريمني نميتواند مقاومت او را در هم شكند. چنانچه من در مقابل فشارهاي رواني و جسماني قرون وسطايي از پا نيفتادم. اگر نشكستم به اين دليل نبود كه من اميرانتظام از قدرت استثنايي برخوردار بوده و يا براي اين مقاومت، دوره هاي خاصي را طي كرده و آمادگي لازم را كسب كرده بودم.
"نه به هيچ وجه"، اگر من نشكستم فقط و فقط به خاطر آن بود كه حقيقتي كه من از آن دفاع كرده و از چشمه زلالش سيراب ميشدم غير قابل شكستن بود. و آن حقيقت شايستگي ملت ايران براي حق تعيين سرنوشت بوده و هست. عشق ورزي به حقيقت، انسان را چون خود حقيقت شكست ناپذير مينمايد. من بسيار سعادتمندم كه امروز شاهد عظمت و شكوه صف مبارزان و مدافعان حق تعيين سرنوشت به شيوه مسالمت آميز و مدني ميباشم. اين صف نه تنها هرگز نخواهد شكست بلكه آنچنان پرتوان و استوار خواهد ايستاد كه آرايش نيروهاي سياسي را به نفع حق تعيين سرنوشت دموكراتيك بر هم زده و صلح و توسعه پايداري را براي ايران و كشورهاي منطقه بنيان خواهد گذاشت.
اظهار خوش بيني نسبت به آينده تلاش هاي كوشندگان راه آزادي و عدالت از باب تسكين دردهاي كهنه خود و يا دامن زدن به توهم و تخيلات نمي باشد. دليل خوش بيني و اميدواري من كارنامه درخشان مردم در فهم و درك حقيقت زندگي در جريان يك مبارزه طولاني اجتماعي است.
در جريان اين مبارزه نوعي از اجماع ملي در خصوص ارزشهاي دموكراتيك و حقوق بشري، استمرار و فراگير شدن فعاليت هاي مدني صنفي و اجتماعي شكل گرفته و آمادگي جامعه در كليت آن به پذيرش هزينه تغيير شرايط، افزايش يافته است.
در هيچ دوره اي از تاريخ مبارزات ملت ايران، جنبش مدني و مسالمت آميز ملت ايران، اين اندازه پر توان، هوشمند، منسجم، فراگير و هدف دار نبود. كارزار يك ميليون امضاء، تجمعات اعتراض آميز معلمان، پيگيري مصرانه مطالبات كارگري توسط سنديكاها و نهادهاي كارگري، افشاگري ها و روشنگري هاي روزنامه نگاران و اصحاب قلم، مبارزات دليرانه دانشجويان، تحرك مدافعين حقوق بشر، كه ويژگي مشتركشان پرهيز از افراط گري و حركت با منطق اعتدال مي باشد، نشانه هاي اميد بخش بلوغ و استواري جنبش مدني ميباشد. از سال 1332 تا به امروز دانشجويان كشور براي برگزاري مراسم 16 آذر (روز دانشجو) تا به اين حد تحت فشار نبودند. با اين وجود دانشجويان كشور با اتكا به توان جنبش مدني و عزم و اراده خود از سد تهديدها و فشارها عبور كرده و يك رويداد تاريخي ديگري را در كارنامه درخشان جنبش مدني به ثبت رساندند.
دستگيري گسترده دانشجويان از دختر و پسر نشان از توانمندي و فراگير شدن فعاليت هاي مدني دانشجويان دارد. همين داوري در مورد جنبش زنان، معلمان و كارگران نيز صادق ميباشد. بنابراين دليل عمدهي خوش بيني من نسبت به آينده كشورم بر توانمندي جنبش مدني استوار ميباشد. نگاهي عميق به تحولات و شرايط جهاني خوش بيني مرا دو چندان ميكند.
اگر حاكمان ايران از حداقل دلسوزي و اعتقاد به منافع ملي برخوردار بودند و دغدغه تأمين امنيت، رفاه، آزادي و سربلندي براي ملت ايران را ميداشتند. با استفاده از درآمد سرشار نفت، شرايط بين المللي مساعد، نيروي كار بالنده و پر توان به راحتي ميتوانستند در اين 28 سال ايران را به قدرت اول اقتصادي منطقه تبديل كنند و لكه ننگ صدور زنان ايران براي خود فروشي در كشورهاي كوچك و تازه به دوران رسيده خليج فارس را از دامن شرف ايراني بزدايند. اما دريغ و افسوس كه حاكمان ايران سرمايه هاي مادي و انساني، سرزمين كهن و پر افتخار ايران را وسيله ايي براي عقده گشايي و ترك تازي در ميدان توهم و تخيلات ارتجايي و واپس مانده خود قرار داده و با چمدان خالي از هنر و انديشه و با سرمايه ملت به سفرهاي بي خاصيت خود ادامه داده و به جشن و پايكوبي در همايشهاي تشريفاتي داخلي مشغول هستند و با ماجراجويي هسته ايي كشور را به سوي فاجعه و جنگ سوق مي دهند.
دستيابي به فناوري هسته ايي در عاليترين سطح آن براي تأمين انرژي و بهره برداري صلح آميز حق ملت ايران بوده و در توان و قابليت هاي علمي و فني ملت هوشمند ايران ميگنجد، اما عدم آشنايي مسئولين كشور با ادبيات و زبان قابل فهم جامعه جهاني، پيروي از سياست ها و شعارهاي تندروانه و غير عقلايي، دور كردن مردم از مشاركت در تصميم سازي ها، رفتارهاي دون كيشوتوار و ناتواني در اعتمادسازي، فعاليتهاي هسته ايي را به تهديدي عليه ملت ايران تبديل كرده است. و فرصت هاي زيادي را قرباني اتخاذ روش ها و راه كارهاي غير عقلايي مسئولين نموده است. در چنين شرايطي وظيفه ما افزودن بر تلاش هاي مسالمت آميز و صلح طلبانه خود و گسترش ارتباط انساني خود با مردم صلح دوست و علاقمند به ارتقاء حقوق بشر و دموكراسي در سراسر جهان ميباشد. تنها شانس ما براي جلوگيري از جنگ و خشونت در منطقه، متقاعد كردن افكار عمومي در جهان ميباشد. بدين منظور مي بايستي به عزم راسخ، پشتكار، قابليت و توانمندي هاي مان در پيگيري مطالبات ملي و دستيابي به دموكراسي از طريق مبارزات مدني مسالمت آميز در قالب يك جنبش مدني– ملي منسجم بيافزاييم. در اين راستا مي بايستي از تمامي ابتكارات و فعاليت ها و پيشنهادهاي سازنده استقبال و حمايت كرد و هيچ فرصتي را از دست نداد از جمله
• فراخوان شوراي ملي صلح مي بايستي مورد حمايت قرار گيرد.
• حمايت از جنبش زنان و كارزار جمع آوري امضا براي تغيير قوانين مي بايستي به يك حركت ملي تبديل شود.
• همراهي با مطالبات صنفي و مدني دانشجويان، كارگران و معلمان بايستي به طور جدي پيگيري شود.
شرايط اقتصادي و اجتماعي متأسفانه از حد بحران گذشته و به مرحله فاجعه گام گذاشته است.
اوضاع به حدي نا به سامان است كه حتي مقامات دولتي به رغم بهره مندي از دستگاه هاي عظيم تبليغاتي و عوام فريبي قادر به سرپوش گذاشتن به اين نابساماني ها نيستند و ناچاراً به سياست فرافكني و توطئه انگاري روي آورده و ريشه مشكلات را در رفتار و عملكرد دولت هاي پيشين ميبينند، گويي كه اين دولت فرزند خلف دولت هاي قبلي نميباشد و اين در شرايطي است كه اين دولت خود را حافظ ارزش هاي انقلاب اسلامي معرفي ميكند. دستيابي اين دولت به اريكه قدرت در چهارچوب همان ساختار و نوع انتخاباتي است كه دولت هاي قبلي را سركار آورده است. در شناسنامه اين دولت مشخصات دولت هاي قبلي به عنوان والدين ذكر شده است پس اين نمايش مضحك كه دولت هاي قبلي از جنس "شر" بوده اند و فقط دولت فعلي از جنس "خير" ميباشد فقط و فقط براي فريب و گمراهي مردم مي باشد.
دولتي كه با والدين سياسي خود كه او را در دامان خود پرورانده است چنين رفتار ميكند معلوم است كه نسبت به مردم و مطالبات آنان چگونه مي انديشد و عمل مي كند.
نگاهي به وضيعت اقتصادي و زندگي اسف بار مردم زحمتكش و شريف ايران ، ماهيت و سمت و سوي انديشه و عمل دولتمردان را نشان ميدهد.در چرخه معيوب فرافكني و مسئوليت گريزي، دولت ها دست به دست ميشوند و مردم همچنان فقير و فقيرتر مي مانند.
هموطن دردمند، در چنين شرايطي با دو گزينه مواجه مي باشيم:
1- سكوت و بي اعتنايي كه نتيجه اي جز نابودي كشور به دنبال نخواهد داشت.
2- پيوستن به صف فعالين جنبش مدني و مسالمت آميز ايران و مشاركت فعال در تحقق حق تعيين سرنوشت و رسيدن به زندگي شايسته و در خور يك ايراني با پرداخت هزينه مناسب آن.
مطمئن باشيد كه هزينه گزينه دوم به مراتب كمتر از نابودي تدريجي و فرسايشي و ذره ذره و لحظه لحظه در جهنم فقر و فساد، اعتياد و نا اميدي است. پرداخت هزينه در گزينه اول هيچ دستاوردي ندارد در حالي كه در گزينه دوم همه هزينه هاي سرمايه ايي براي ساختن ايراني آباد و آزاد ميباشد.
هموطن:
تاريخ در اين انتخاب تو به داوري خواهد نشست. براي نجات كشور و ايجاد شرايط مساعد براي زندگي نسل فعلي و نسل هاي آينده شما را به انتخاب درست دعوت مي كنم.
دوباره ميسازمت وطن
پاينده ايران
عباس امير انتظام
27 آذر 1386
بيست و هشت سال گذشت. راستي 28 سال يعني يك عمر. در تقويم زنداني هر لحظه به طول يك عمر است. اين روزگار بسيار طولاني زندان، براي من سفري است به عمق و گسترهي مفاهيمي كه در شرايط عادي به ارزش واقعي آن ها به درستي پي نمي بريم مفاهيمي چون حقيقت، عدالت، شرافت، آزادي و ايستادگي، در روزمرگي زندگي به درستي درك نمي شوند، آنگاه كه انسان در شرايط سخت انتخاب قرار مي گيرد عظمت و اعتبار اين مفاهيم خود را آشكار مي كند تا آنجا كه انسان براي حفظ اين ارزش ها از تمامي وجود مادي خود مي گذردتا به عالم معني راه يابد.
بسياري از هم بندان من براي پاسداري از حريم شرافت انساني و گذار به عالم معني جان خود را فدا نمودند. انسان برخوردار از شرافت در مقابله ي وسوسه هاي حيات مادي تهي از معني به لرزه نمي افتد و جاذبه هاي كاذب زندگي او را نمي فريبد.
من در اقامت طولاني خود در زندان بارها و بارها با انسان هايي مواجه شدم كه سرافرازانه مرگ شرافتمندانه را به بودن به هر جهت ترجيح داده و هنر چگونه زيستن را به من آموختند. من در مكتب شجاعت ياران خود آموختم كه درد و رنج ناشي از دوري از ياران و فرزندان و عزيزان، ايستادگي در مقابل رفتارهاي توهين آميز و شكنجه زندان بانان بخشي از هزينه هايي است كه براي حفظ ارزش هاي انساني بايد آن را پرداخت. تمامي گناه من دفاع از اين حقيقت بوده و هست كه ايراني بالغ است و حق تعيين سرنوشت دارد و مجلس خبرگان و نظام سياسي بر آمده از آن راه را براي اعمال اين حق هموار نميكند. من گفته بودم و ميگويم كه نظام سياسي مردم سالار ميبايستي بر پايه هاي مجلس مؤسسان منتخب مردم استوار شود.
از جانب كساني كه اعتقادي به شايستگي و اهليت مردم به انتخاب نظام سياسي و حقوقي خود ندارند، من به عنوان خائن به آرمان هاي ملي محكوم شدم. اگر تشخيص من در خصوص ماهيت عملكرد مجلس خبرگان درست نميبود بهايي چنين سنگين براي اظهار حقيقت متحمل نميشدم چرا كه اظهار يك مطلب بي پايه و اساس نميتوانست موجبات نگراني زمامداران را فراهم كند. بيان حقيقت از جانب گاليله تحمل نشد، چرا كه خواب آرام لشگر جهل را بر هم مي زد و امنيت و تداوم حيات آن ها در انكار حقيقت تأمين مي شد. اما انكار حقيقت نابودي حقيقت نيست و حقيقت داراي جوهر و اكسيري است كه مستقل از وجود مادي ما و حتي مستقل از وجود اظهار كنندهي آن ميتواند به حيات خود ادامه دهد. نه تسليم گاليله و نه پرواز شجاعانه سقراط خللي در تابش نور حقيقت بر جهان هستي وارد نكرد با اعدام گسترده ي مبارزان در سياهچال ها در دهه شصت حقيقت اعدام نشد بلكه بر لشگر مبارزان راه آزادي و حقيقت افزوده شد. با فداكاري آن عزيزان امكان درك و فهم حقيقت برهمگان آشكار شد. نگاهي حتي گذرا به چهره سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي جامعه ايران عمق فاجعه و سنگيني هزينه انكار حقيقت را نشان ميدهد، گراني افسار گسيخته امان مردم را بريده است. پول نفت فقط به جيب صاحبان شكم هاي فربه و سير و خفاشان معتاد به خون مردم گرسنه سرازير ميگردد. سيماي امروز ميهن مان را درد و رنج كودكان خياباني و كارتن خوابها، و زنان مستأصلي كه زير بار هزينه زندگي به تن فروشي ايستاده اند، بيكاراني كه در جستجوي لقمهاي نان به هر سو صف كشيده اند. و خردسالاني كه با كيسه هاي سنگين پس مانده مردم زباله دان ها را زير و رو مي كنند، جواناني كه در چنگال بيماري اعتياد پرپر مي شوند، و... به تصوير مي كشد. چهره چركين شهر چنان افسرده و بي رمق است كه هيچ انسان مسئول و شرافتمندي ياراي نگاه به آن را ندارد. فقط و فقط مسئولين محترم! هستند كه در كمال خونسردي و آرامش در گوش شهر لالايي مي خوانند كه همه چيز آرام و طبيعي است. با اوج گيري قيمت مسكن و مايحتاج عمومي ديري نخواهد گذشت كه شاهد گسترش پديده ي زاغه نشيني، كارتن خوابي، فراگير شدن بيماري اعتياد، افزايش ميزان بيكاري و جرايم سازمان يافته و... خواهيم بود.
آنجا كه حقيقت انكار شود، نابودي تدريجي مردم در جهنم فقر و بي عدالتي، مهرپروري معرفي ميگردد!
كدام كارمند، كارگر، پزشك، مهندس و استاد دانشگاه ميتواند با كار و تلاش شرافتمندانه خود در طي سي سال زحمت صاحب يك آپارتمان كوچك در تهران شود؟ مسكن لابد كالاي لوكس است و نشانه فرهنگ غربي؟ وضيعت اقتصادي و به تبع آن وضعيت اجتماعي و فرهنگي آنچنان به هم ريخته و نگران كننده است كه مردم آن را با پوست و گوشت و استخوان خود درك ميكنند و آمار و ارقام واقعي گراني و تورم را در كاهش لحظه به لحظه قدرت خريد و سفره هاي خالي خود پيدا مي كنند.
اين در شرايطي است كه عاملين و مسببين وضعيت موجود و نمايندگان چپاولگران اقتصادي در قدرت سياسي با انكار حقيقت اعلام ميكنند كه همه چيز طبيعي و عادي است.
بيان اين درد و دل مختصر را از آن جهت ضروري دانستم كه معلمان و دانشجويان، زنان، كارگران، روزنامه نگاران و جواناني كه در صفهاي فشرده مبارزات مدني ميكوشند به ارزش واقعي كار خود بيشتر بينديشند. تجربه 28 ساله زندگي نوين به من آموخت كه آگاهي انسان از اهميت و ارزش كار خود توان او را در مبارزه با ناملايمات و فشارهاي زندان افزايش ميدهد تا آنجا كه هيچ نيروي اهريمني نميتواند مقاومت او را در هم شكند. چنانچه من در مقابل فشارهاي رواني و جسماني قرون وسطايي از پا نيفتادم. اگر نشكستم به اين دليل نبود كه من اميرانتظام از قدرت استثنايي برخوردار بوده و يا براي اين مقاومت، دوره هاي خاصي را طي كرده و آمادگي لازم را كسب كرده بودم.
"نه به هيچ وجه"، اگر من نشكستم فقط و فقط به خاطر آن بود كه حقيقتي كه من از آن دفاع كرده و از چشمه زلالش سيراب ميشدم غير قابل شكستن بود. و آن حقيقت شايستگي ملت ايران براي حق تعيين سرنوشت بوده و هست. عشق ورزي به حقيقت، انسان را چون خود حقيقت شكست ناپذير مينمايد. من بسيار سعادتمندم كه امروز شاهد عظمت و شكوه صف مبارزان و مدافعان حق تعيين سرنوشت به شيوه مسالمت آميز و مدني ميباشم. اين صف نه تنها هرگز نخواهد شكست بلكه آنچنان پرتوان و استوار خواهد ايستاد كه آرايش نيروهاي سياسي را به نفع حق تعيين سرنوشت دموكراتيك بر هم زده و صلح و توسعه پايداري را براي ايران و كشورهاي منطقه بنيان خواهد گذاشت.
اظهار خوش بيني نسبت به آينده تلاش هاي كوشندگان راه آزادي و عدالت از باب تسكين دردهاي كهنه خود و يا دامن زدن به توهم و تخيلات نمي باشد. دليل خوش بيني و اميدواري من كارنامه درخشان مردم در فهم و درك حقيقت زندگي در جريان يك مبارزه طولاني اجتماعي است.
در جريان اين مبارزه نوعي از اجماع ملي در خصوص ارزشهاي دموكراتيك و حقوق بشري، استمرار و فراگير شدن فعاليت هاي مدني صنفي و اجتماعي شكل گرفته و آمادگي جامعه در كليت آن به پذيرش هزينه تغيير شرايط، افزايش يافته است.
در هيچ دوره اي از تاريخ مبارزات ملت ايران، جنبش مدني و مسالمت آميز ملت ايران، اين اندازه پر توان، هوشمند، منسجم، فراگير و هدف دار نبود. كارزار يك ميليون امضاء، تجمعات اعتراض آميز معلمان، پيگيري مصرانه مطالبات كارگري توسط سنديكاها و نهادهاي كارگري، افشاگري ها و روشنگري هاي روزنامه نگاران و اصحاب قلم، مبارزات دليرانه دانشجويان، تحرك مدافعين حقوق بشر، كه ويژگي مشتركشان پرهيز از افراط گري و حركت با منطق اعتدال مي باشد، نشانه هاي اميد بخش بلوغ و استواري جنبش مدني ميباشد. از سال 1332 تا به امروز دانشجويان كشور براي برگزاري مراسم 16 آذر (روز دانشجو) تا به اين حد تحت فشار نبودند. با اين وجود دانشجويان كشور با اتكا به توان جنبش مدني و عزم و اراده خود از سد تهديدها و فشارها عبور كرده و يك رويداد تاريخي ديگري را در كارنامه درخشان جنبش مدني به ثبت رساندند.
دستگيري گسترده دانشجويان از دختر و پسر نشان از توانمندي و فراگير شدن فعاليت هاي مدني دانشجويان دارد. همين داوري در مورد جنبش زنان، معلمان و كارگران نيز صادق ميباشد. بنابراين دليل عمدهي خوش بيني من نسبت به آينده كشورم بر توانمندي جنبش مدني استوار ميباشد. نگاهي عميق به تحولات و شرايط جهاني خوش بيني مرا دو چندان ميكند.
اگر حاكمان ايران از حداقل دلسوزي و اعتقاد به منافع ملي برخوردار بودند و دغدغه تأمين امنيت، رفاه، آزادي و سربلندي براي ملت ايران را ميداشتند. با استفاده از درآمد سرشار نفت، شرايط بين المللي مساعد، نيروي كار بالنده و پر توان به راحتي ميتوانستند در اين 28 سال ايران را به قدرت اول اقتصادي منطقه تبديل كنند و لكه ننگ صدور زنان ايران براي خود فروشي در كشورهاي كوچك و تازه به دوران رسيده خليج فارس را از دامن شرف ايراني بزدايند. اما دريغ و افسوس كه حاكمان ايران سرمايه هاي مادي و انساني، سرزمين كهن و پر افتخار ايران را وسيله ايي براي عقده گشايي و ترك تازي در ميدان توهم و تخيلات ارتجايي و واپس مانده خود قرار داده و با چمدان خالي از هنر و انديشه و با سرمايه ملت به سفرهاي بي خاصيت خود ادامه داده و به جشن و پايكوبي در همايشهاي تشريفاتي داخلي مشغول هستند و با ماجراجويي هسته ايي كشور را به سوي فاجعه و جنگ سوق مي دهند.
دستيابي به فناوري هسته ايي در عاليترين سطح آن براي تأمين انرژي و بهره برداري صلح آميز حق ملت ايران بوده و در توان و قابليت هاي علمي و فني ملت هوشمند ايران ميگنجد، اما عدم آشنايي مسئولين كشور با ادبيات و زبان قابل فهم جامعه جهاني، پيروي از سياست ها و شعارهاي تندروانه و غير عقلايي، دور كردن مردم از مشاركت در تصميم سازي ها، رفتارهاي دون كيشوتوار و ناتواني در اعتمادسازي، فعاليتهاي هسته ايي را به تهديدي عليه ملت ايران تبديل كرده است. و فرصت هاي زيادي را قرباني اتخاذ روش ها و راه كارهاي غير عقلايي مسئولين نموده است. در چنين شرايطي وظيفه ما افزودن بر تلاش هاي مسالمت آميز و صلح طلبانه خود و گسترش ارتباط انساني خود با مردم صلح دوست و علاقمند به ارتقاء حقوق بشر و دموكراسي در سراسر جهان ميباشد. تنها شانس ما براي جلوگيري از جنگ و خشونت در منطقه، متقاعد كردن افكار عمومي در جهان ميباشد. بدين منظور مي بايستي به عزم راسخ، پشتكار، قابليت و توانمندي هاي مان در پيگيري مطالبات ملي و دستيابي به دموكراسي از طريق مبارزات مدني مسالمت آميز در قالب يك جنبش مدني– ملي منسجم بيافزاييم. در اين راستا مي بايستي از تمامي ابتكارات و فعاليت ها و پيشنهادهاي سازنده استقبال و حمايت كرد و هيچ فرصتي را از دست نداد از جمله
• فراخوان شوراي ملي صلح مي بايستي مورد حمايت قرار گيرد.
• حمايت از جنبش زنان و كارزار جمع آوري امضا براي تغيير قوانين مي بايستي به يك حركت ملي تبديل شود.
• همراهي با مطالبات صنفي و مدني دانشجويان، كارگران و معلمان بايستي به طور جدي پيگيري شود.
شرايط اقتصادي و اجتماعي متأسفانه از حد بحران گذشته و به مرحله فاجعه گام گذاشته است.
اوضاع به حدي نا به سامان است كه حتي مقامات دولتي به رغم بهره مندي از دستگاه هاي عظيم تبليغاتي و عوام فريبي قادر به سرپوش گذاشتن به اين نابساماني ها نيستند و ناچاراً به سياست فرافكني و توطئه انگاري روي آورده و ريشه مشكلات را در رفتار و عملكرد دولت هاي پيشين ميبينند، گويي كه اين دولت فرزند خلف دولت هاي قبلي نميباشد و اين در شرايطي است كه اين دولت خود را حافظ ارزش هاي انقلاب اسلامي معرفي ميكند. دستيابي اين دولت به اريكه قدرت در چهارچوب همان ساختار و نوع انتخاباتي است كه دولت هاي قبلي را سركار آورده است. در شناسنامه اين دولت مشخصات دولت هاي قبلي به عنوان والدين ذكر شده است پس اين نمايش مضحك كه دولت هاي قبلي از جنس "شر" بوده اند و فقط دولت فعلي از جنس "خير" ميباشد فقط و فقط براي فريب و گمراهي مردم مي باشد.
دولتي كه با والدين سياسي خود كه او را در دامان خود پرورانده است چنين رفتار ميكند معلوم است كه نسبت به مردم و مطالبات آنان چگونه مي انديشد و عمل مي كند.
نگاهي به وضيعت اقتصادي و زندگي اسف بار مردم زحمتكش و شريف ايران ، ماهيت و سمت و سوي انديشه و عمل دولتمردان را نشان ميدهد.در چرخه معيوب فرافكني و مسئوليت گريزي، دولت ها دست به دست ميشوند و مردم همچنان فقير و فقيرتر مي مانند.
هموطن دردمند، در چنين شرايطي با دو گزينه مواجه مي باشيم:
1- سكوت و بي اعتنايي كه نتيجه اي جز نابودي كشور به دنبال نخواهد داشت.
2- پيوستن به صف فعالين جنبش مدني و مسالمت آميز ايران و مشاركت فعال در تحقق حق تعيين سرنوشت و رسيدن به زندگي شايسته و در خور يك ايراني با پرداخت هزينه مناسب آن.
مطمئن باشيد كه هزينه گزينه دوم به مراتب كمتر از نابودي تدريجي و فرسايشي و ذره ذره و لحظه لحظه در جهنم فقر و فساد، اعتياد و نا اميدي است. پرداخت هزينه در گزينه اول هيچ دستاوردي ندارد در حالي كه در گزينه دوم همه هزينه هاي سرمايه ايي براي ساختن ايراني آباد و آزاد ميباشد.
هموطن:
تاريخ در اين انتخاب تو به داوري خواهد نشست. براي نجات كشور و ايجاد شرايط مساعد براي زندگي نسل فعلي و نسل هاي آينده شما را به انتخاب درست دعوت مي كنم.
دوباره ميسازمت وطن
پاينده ايران
عباس امير انتظام
27 آذر 1386
حمايت ازآزادي مهندس طبرزدي
خبرگزاري جبهه متحد دانشجويي - در پي بازداشت غيرقانوني مهندس حشمت اله طبرزدي دبيركل جبهه دمكراتيك ايران از سوي فعالان سياسي و مدافعين حقوق بشر كوشش هايي جهت آزادي وي سامان داده شد .دركنار مقالات، مصاحبه ها، بيانيه ها و حمايت ها از سوي برخي فعالين و گروه هاي دانشجويي ، سياسي و مدافعان حقوق بشر دو تلاش اينترنتي تحت عنوان كارزار آزادي مهندس طبرزدي http://sostabarzadi.blogspot.com
و كمپين آزادي براي مهندس طبرزدي http://sostabarzadi.wordpress.com
فعاليت دامنه داري را پي مي جويند. درقسمتي از اعلاميه كارزار آمده :
« ما جمعی از دانشجویان و مدافعان حقوق بشر، ضمن محکوم کردن این اقدام غیر قانونی، کارزار آزادی ایشان را راه اندازی می کنیم و تاکید داریم این کارزار هیچ گونه وابستگی به گروه ، حزب یا سازمانی ندارد و کاملا مستقل اداره می شود.»
همچنين در قسمتي از متن طوماري كه به عنوان دبيركل سازمان ملل متحد در كمپين درج شده مي خوانيم:
«ما از شما می خواهیم برای آزادی آقای حشمت الله طبرزدی و سایر زندانیان سیاسی که جانشان در خطر است، فورا اقدام کنید. ما نمی خواهیم سرنوشت اکبر محمدی و ولی الله فیض مهدوی که جانشان را در زندانهای جمهوری اسلامی از دست دادند، تکرار شود.»
اسامي حمايت كنندگان از فراخوان كه در اين دو پايگاه اينترنتي ثبت شده تاكنون بدين قرار است:
1. مهندس عباس امیر انتظام
2. دكتر جواد امامي
3. ویکتوریا آزاد
4. اکرم اقبالی
5. دکتر آزادی
6. فرشاد آزاد
7. رها آزاد
8. نیما آزادی
9. دکتر امیر فرشاد ابراهیمي
10. مریم افشاری
11. آرش ایرانی
12. ساسان آقايي
13. شاپور اشرفی
14. ابراهیم آهنیان
15. علی اصغری
16. حمید اکبری
17. گلنوش احمدی
18. علی اکبری
19. علی رضا اباذری
20. الف بیقرار
21. احمد باطبی
22. خانواده عزت ابراهیم نژاد
23. شیوا بداغزاده
24. بابائی
25. علامه بهمن آبادی
26. دکتر حسین باقر زاده
27. محمد بهشتی
28. نجات بهرامی
29. علی اکبر بهمنش
30. مهدی بابک
31. عابد توانچه
32. پرهام حسيني
33. رامین پرهام
34. حمید پور مهدی
35. رویا تیموری
36. نوشین جعفری
37. علی جمالی
38. بهیه جیلانی
39. فرید چاوشی
40. دکتر فرزاد حمیدی
41. ریحانه حقیقی
42. داود جلالی
43. رضا خانمرادی
44. خسرو چاوشی
45. سونیا روحی
46. کاظم رنجبر
47. کیوان رفیعی
48. رویا رهبر
49. کاوه رضایی
50. علی اکبر رحیم فر
51. نسرین رمضانعلی
52. مهندس مقصود رنجبر
53. رضا دلبری
54. اکبر زرگر
55. کامبیز دلجوان
56. سعید زمانیان
57. حسن زارع زاده اردشیر
58. پرویز سفری
59. محمد مسعود سلامتی
60. علی سرمدی
61. احمد سراجی
62. منوچهر سلطانی
63. مهرداد سمیعی
64. کیانوش سنجری
65. فرود سیاوش پور
66. مینو شفیعی
67. شکیلا
68. نیلوفر شمیرانی
69. کوروش صحتی
70. محمد صمدی
71. فرد صابری
72. علی طبرزدی
73. حمیدرضا ظریف نیا
74. سیامک عبدی
75. مهدی عربشاهی
76. حسن عرب زاده
77. محمد حسن علی پور
78. عبداللطیف عبادی
79. مهتاب عزیزی
80. سیاوش عبقری
81. شهلا عبقری
82. حمید رضا عبدی
83. امید عباسقلی نژاد
84. سهلا عبقری
85. اسدالله علیمحمدی
86. شهناز غلامی
87. حسام فیروزی
88. علیرضا فیروزی
89. بیتا قریب
90. سام قندچی
91. امین کرد
92. سعید کلانکی
93. حنیف کارگری
94. اسماعیل کوهی
95. مهتا کریمی
96. سيد مهدي كاظمي
97. دامون گلریز
98. کوروش گلنام
99. دکتر مدجلسی
100. بهزاد مهرانی
101. اعظم مهرانی
102. بهناز مهرانی
103. ناصر مستشار
104. امید رضا میر صیافی
105. فریبا مولوی
106. محمد حسین مهرزاد
107. رامین مولایی
108. مهندس میر ابراهیمی
109. دكتر حسن ماسالی
110. آرسام مصباحی
111. اسد مذنبی
112. ابراهیم مرادی
113. آرش موحدی
114. حسین ملکی
115. مهدی مقدم
116. رجبعلی مهرانی
117. آرش نادری
118. شیوا نظر آهاری
119. نصور نقی پور
120. سام نریمان
121. بهنام وفاسرشت
122. حسین یکتا
123. کاک هیوا
124. بابک یوسفی
125. هادی یوسفی
همچنين ليست وبلاگ ها و سايتهاي حامي عبارتند :
1. حزب دموکرات ایران
2. جبهه دمكراتيك ايران
3. كميته دانشجويي دفاع از زندانيان سياسي
4. ایران ب ب ب
5. جبهه ی متحد دانشجویی
6. روابط عمومی جبهه دموکراتیک ایران
7. انجمن زندانیان سیاسی
8. آژانس خبری کوروش
9. خبرنت
10. موج چهارم
11. کارزار همبستگی مهر
12. پان ایرانیسم
13. بنیاد اسماعیل خویی
14. یار دبستانی
15. بهزاد مهرانی
16. روزنه
17. چركنويس
18. ویکتوریا آزاد
19. رویا تیموری
20. رامین مولایی
21. نسل جدید
22. خبرنامه دانشگاه آزاد اراک
23. امین کرد
24. دامون گلریز
25. سازمخالف
26. کاک هیوا
27. hipcat
28. عبداللطیف عبادی
29. گفتنی ها
30. علی کوچیکه
31. رها آزاد
32. ليبرال دمكرات
33. بیانه ها و فراخوان
34. خ ر ا ب آ ب ا د
35. آواز بلند
36. نجوای آزادی
37. حنیف
38. کامبیز دلجوان
39. وبلاگ سیاوش اوستا
40. فرد صابری
41. آزادی
42. سايت نیلوفر شمیرانی
43. سایت سیاوش اوستا
44. سام نریمان
45. خبرنامه دانشگاه آزاد اراک
46. جبهه سبز مهران
47. نماینده حزب سبزهای سوئد در شورای شهر
48. فعالان حقوق بشر در ایران
49. قفس
50. لاله سرخ کوی دانشگاه
51. محمود کویر
52. مريم
53. نجوای آزادی
54. ويكتوريا آزاد
55. یار دبستانی
56. کمیته مبارزه با سانسور
57. کاوه خرمدین
58. پشت سيم خاردار
59. آزادی برای احمد باطبی
60. آزادی سیاسی بجای سیاست آزادی
61. الفبای سرخ
62. ایران برای ایرانی
63. ایرانوش خرمدین
64. ایرانسکوپ نیوز
65. بیلی و من
66. بابک خرمدین
67. تا آزادی پلی تکنیکی ها
68. تريبون آزاد
69. جاوید ایران
70. حقوق زنان حقوق بشر است
71. دختر همسایه
72. رهجویان گمنام
73. رویایی عدالت
74. زیتون
75. سرزمین آفتاب
76. شاهین دلنشین
انتشارتوسط خبرگزاری جبهه متحد دانشجویی
و كمپين آزادي براي مهندس طبرزدي http://sostabarzadi.wordpress.com
فعاليت دامنه داري را پي مي جويند. درقسمتي از اعلاميه كارزار آمده :
« ما جمعی از دانشجویان و مدافعان حقوق بشر، ضمن محکوم کردن این اقدام غیر قانونی، کارزار آزادی ایشان را راه اندازی می کنیم و تاکید داریم این کارزار هیچ گونه وابستگی به گروه ، حزب یا سازمانی ندارد و کاملا مستقل اداره می شود.»
همچنين در قسمتي از متن طوماري كه به عنوان دبيركل سازمان ملل متحد در كمپين درج شده مي خوانيم:
«ما از شما می خواهیم برای آزادی آقای حشمت الله طبرزدی و سایر زندانیان سیاسی که جانشان در خطر است، فورا اقدام کنید. ما نمی خواهیم سرنوشت اکبر محمدی و ولی الله فیض مهدوی که جانشان را در زندانهای جمهوری اسلامی از دست دادند، تکرار شود.»
اسامي حمايت كنندگان از فراخوان كه در اين دو پايگاه اينترنتي ثبت شده تاكنون بدين قرار است:
1. مهندس عباس امیر انتظام
2. دكتر جواد امامي
3. ویکتوریا آزاد
4. اکرم اقبالی
5. دکتر آزادی
6. فرشاد آزاد
7. رها آزاد
8. نیما آزادی
9. دکتر امیر فرشاد ابراهیمي
10. مریم افشاری
11. آرش ایرانی
12. ساسان آقايي
13. شاپور اشرفی
14. ابراهیم آهنیان
15. علی اصغری
16. حمید اکبری
17. گلنوش احمدی
18. علی اکبری
19. علی رضا اباذری
20. الف بیقرار
21. احمد باطبی
22. خانواده عزت ابراهیم نژاد
23. شیوا بداغزاده
24. بابائی
25. علامه بهمن آبادی
26. دکتر حسین باقر زاده
27. محمد بهشتی
28. نجات بهرامی
29. علی اکبر بهمنش
30. مهدی بابک
31. عابد توانچه
32. پرهام حسيني
33. رامین پرهام
34. حمید پور مهدی
35. رویا تیموری
36. نوشین جعفری
37. علی جمالی
38. بهیه جیلانی
39. فرید چاوشی
40. دکتر فرزاد حمیدی
41. ریحانه حقیقی
42. داود جلالی
43. رضا خانمرادی
44. خسرو چاوشی
45. سونیا روحی
46. کاظم رنجبر
47. کیوان رفیعی
48. رویا رهبر
49. کاوه رضایی
50. علی اکبر رحیم فر
51. نسرین رمضانعلی
52. مهندس مقصود رنجبر
53. رضا دلبری
54. اکبر زرگر
55. کامبیز دلجوان
56. سعید زمانیان
57. حسن زارع زاده اردشیر
58. پرویز سفری
59. محمد مسعود سلامتی
60. علی سرمدی
61. احمد سراجی
62. منوچهر سلطانی
63. مهرداد سمیعی
64. کیانوش سنجری
65. فرود سیاوش پور
66. مینو شفیعی
67. شکیلا
68. نیلوفر شمیرانی
69. کوروش صحتی
70. محمد صمدی
71. فرد صابری
72. علی طبرزدی
73. حمیدرضا ظریف نیا
74. سیامک عبدی
75. مهدی عربشاهی
76. حسن عرب زاده
77. محمد حسن علی پور
78. عبداللطیف عبادی
79. مهتاب عزیزی
80. سیاوش عبقری
81. شهلا عبقری
82. حمید رضا عبدی
83. امید عباسقلی نژاد
84. سهلا عبقری
85. اسدالله علیمحمدی
86. شهناز غلامی
87. حسام فیروزی
88. علیرضا فیروزی
89. بیتا قریب
90. سام قندچی
91. امین کرد
92. سعید کلانکی
93. حنیف کارگری
94. اسماعیل کوهی
95. مهتا کریمی
96. سيد مهدي كاظمي
97. دامون گلریز
98. کوروش گلنام
99. دکتر مدجلسی
100. بهزاد مهرانی
101. اعظم مهرانی
102. بهناز مهرانی
103. ناصر مستشار
104. امید رضا میر صیافی
105. فریبا مولوی
106. محمد حسین مهرزاد
107. رامین مولایی
108. مهندس میر ابراهیمی
109. دكتر حسن ماسالی
110. آرسام مصباحی
111. اسد مذنبی
112. ابراهیم مرادی
113. آرش موحدی
114. حسین ملکی
115. مهدی مقدم
116. رجبعلی مهرانی
117. آرش نادری
118. شیوا نظر آهاری
119. نصور نقی پور
120. سام نریمان
121. بهنام وفاسرشت
122. حسین یکتا
123. کاک هیوا
124. بابک یوسفی
125. هادی یوسفی
همچنين ليست وبلاگ ها و سايتهاي حامي عبارتند :
1. حزب دموکرات ایران
2. جبهه دمكراتيك ايران
3. كميته دانشجويي دفاع از زندانيان سياسي
4. ایران ب ب ب
5. جبهه ی متحد دانشجویی
6. روابط عمومی جبهه دموکراتیک ایران
7. انجمن زندانیان سیاسی
8. آژانس خبری کوروش
9. خبرنت
10. موج چهارم
11. کارزار همبستگی مهر
12. پان ایرانیسم
13. بنیاد اسماعیل خویی
14. یار دبستانی
15. بهزاد مهرانی
16. روزنه
17. چركنويس
18. ویکتوریا آزاد
19. رویا تیموری
20. رامین مولایی
21. نسل جدید
22. خبرنامه دانشگاه آزاد اراک
23. امین کرد
24. دامون گلریز
25. سازمخالف
26. کاک هیوا
27. hipcat
28. عبداللطیف عبادی
29. گفتنی ها
30. علی کوچیکه
31. رها آزاد
32. ليبرال دمكرات
33. بیانه ها و فراخوان
34. خ ر ا ب آ ب ا د
35. آواز بلند
36. نجوای آزادی
37. حنیف
38. کامبیز دلجوان
39. وبلاگ سیاوش اوستا
40. فرد صابری
41. آزادی
42. سايت نیلوفر شمیرانی
43. سایت سیاوش اوستا
44. سام نریمان
45. خبرنامه دانشگاه آزاد اراک
46. جبهه سبز مهران
47. نماینده حزب سبزهای سوئد در شورای شهر
48. فعالان حقوق بشر در ایران
49. قفس
50. لاله سرخ کوی دانشگاه
51. محمود کویر
52. مريم
53. نجوای آزادی
54. ويكتوريا آزاد
55. یار دبستانی
56. کمیته مبارزه با سانسور
57. کاوه خرمدین
58. پشت سيم خاردار
59. آزادی برای احمد باطبی
60. آزادی سیاسی بجای سیاست آزادی
61. الفبای سرخ
62. ایران برای ایرانی
63. ایرانوش خرمدین
64. ایرانسکوپ نیوز
65. بیلی و من
66. بابک خرمدین
67. تا آزادی پلی تکنیکی ها
68. تريبون آزاد
69. جاوید ایران
70. حقوق زنان حقوق بشر است
71. دختر همسایه
72. رهجویان گمنام
73. رویایی عدالت
74. زیتون
75. سرزمین آفتاب
76. شاهین دلنشین
انتشارتوسط خبرگزاری جبهه متحد دانشجویی
Monday, December 17, 2007
به یاد آنها که در زندان اند
دیشب به میدان بهارستان رفته بودم . برای عکاسی مستند اجتماعی . فضای نُستالوژیک میدان بهارستان و روح تاریخی این محل آدم را به خاطره میبرد . خاطرات مکتوب و مصور تاریخ اجتماعی سیاسی ایران و عکسهای بازمانده از این محل نشانگر سیر تاریخی تکامل اجتماعی مردم ایران است . تک تک ساختمان های این میدان شاهد وقایعی هستند که شاید به عمر پدران ما هم قد ندهد . ازکوچه پس کوچه های سپهسالار عبورو ظهیر الاسلام تا بهارستان را در تاریکی شب طی کردم . در مسیری از مقابل یک نانوایی گذشتم . هنوز چند قدمی دور نشده بودم که کسی صدایم کرد . برگشتم . نانوا بود . اما نشناختمش . قدری جلوتر رفتم . خیلی جالب بود . یکی از همبندان قدیمی سالهای زندان . از بچه های سیاسی قدیمی . چند سالی میشد که آزاد شده بود . پُختشان تمام شده بود و میخواستند شام بخورند . قدری باهم حرف زدیم . من را به مغازه دوستش دعوت کردکه آلات موسیقی میفروخت . تمام تلاشش راداشت تا با امکاناتی که موجود بود ، بهترین پذیرایی را از من داشته باشد . از احوالش پرسیدم و اینکه با وجود داشتن تحصیلات دانشگاهی چرا به عنوان نانوا کار میکند . میگفت ...
چاره دیگری ندارد . هرجایی که برای کار مراجعه کرده بود ، ناکام ماند . نگذاشتم بیشتر توضیح بدهد . چون میدانستم چه میخواهد بگوید . گفتم حق داری . توی این ملکت آدمی که سیاسی میشود . همه چیزش را از دست میدهد . از یک سوداشته های فردی اش ، مثل جوانی سلامتی ، نیرو و انرژی کار و پیشرفت سالهای جوانی و ... که در کشا کش فعالیت هاسیاسی و یاسالهای زندان از بین میرود ، و از سویی دیگر بعد از آزادی میبایست مثل یک آدم بیمار زندگی کند . بیماری که باید از او پرهیز کرد . حکومت و نهاد های قضایی و امنیتی مناسبات فردی و شغلی و معیشیتی آدمی را کنترل و محدود میکنند . حق نداری این کار را بکنی . حق نداری با آنها کار کنی ، حق نداری به اینجا بروی ، و حق نداری مثل یک شهروند عادی زندگی کنی . گفتم ( ما در این مملکت به شکل قانونی از حقوق شهروندی مان محروم هستیم ) چون مخالف هستیم . تازه مردم هم نقش تلقینی حاکمیت را در قبال محرومت ما پذیرفته اند .و آن را خیلی خوب ایفا میکنند . از ما پرهیز میکنند که مبادا ارتباطات شان باعث دردسرشان باشد . این پدیده در قبال کار فرمایان و مناسبات شغلی بیش از جاهای دیگر دیده میشود . مثلا ابتدا نمونه کار های شما را میبینند و خوششان میاید . بعد از زیر سنگ هم که شده پیدایت کرده دعوتتان میکنند و با شما در مورد سفارش کار ، و میزان دریافت دستمزد حرف میزنند و به توافق میرسند . وقتی موقع امضاء قرار داد میرسد قدری توی صندلی شان جابجا میشوند و میپرسند . ( شما با اون آقای باطبی که زندان هست نسبتی داری ؟ ) بعد و قتی پاسخشان را میدهی با دست پاچه گی و بایک بهانه عجیب و غریب برگه قرار داد را از زیر دستت میکشند که گویی خواسته باشی جانشان را بگیری . بعد در حالی که سعی میکنند چهره محترمانه یک انسان شجاع را به خودشان بگیرند میگویند . خوب شما بفر مایید تا ما موضوع هزینه ها را در جلسه هیات مدیره برسی کنیم ، به شما اطلاع میدهیم . در انتها بدون اینکه حتی شماره تلفنی را برای اطلاع دادن از شما بگیرند درب را باز میکنند تا محل را ترک کنی . گفتم دوست عزیز : تو حق داری ... من که در سر تا سر دنیا دوست و رفیق دارم در کار خودم میمانم . تو که جای خودت را داری ... . بعد از خاطرات سالهای زندان باهم حرف زدیم . از دوستانمان . از من پرسید چه کسانی حالا در زندان هستند ؟ گفتم دقیقا نمیدانم . از من خواست تا به یاد بچه ها که حالا در این شب زیبای پاییزی در زندان هستند . بایکی از ساز های مغازه دوستش چند تا آهنگ بزنم . نمیدانم چرا ؟ اما این آهنگ را به عنوان اولین آهنگ زدم و او با موبالش آن را سیو کرد . خیلی شب خوبی بود . عکسی نگرفتم . امابه یاد تمام دوستانی که در آن لحظه در زندان هستند خواندیم و خواندم و خواندیم ... . این شب حال عجیبی داشت . یک جوری دلتنگی دوستام را سبک کرد . این ترانه را از او گرفتم و با این خاطره در این پست گذاشتم به امید روزی که همه دوستانم از زندان آزاد بشوند ،، بیایند این پست را بخوانند وهمه باهم به آین روز های تاریک لعنت بفرستیم .
به یاد مهندس طبرزدی . منصور اسالو. ابراهیم مددی . سپیده پور آقایی .قاسم شیرزاد. عباس خرسندی .عمادالدین باقی . مهرداد لهراسبی.بهروز جاوید تهرانی . سعید شاه قلعه ای . ارژنگ داوودی . غلام کلبی . افشین بایمانی . رضا کرمی خیر آبادی . خالد هردانی . شهرام و فرهنگ پور منصوری . رضا ملک . دکتر علی ساسانی . ابراهیم مومنی . ابولفضل جهاندار . علی درخشنده . دکتر علوی . سعید حبیبی ، مجید توکلی، احمد قصابان،احسان منصوری ، مریم حسین خواه، جلوه جواهری ، روناک صفارزاده، هانا عبدی، صباح نصری،هدایت غزالی، جواد علیخانی، علی نیکو نسبتی ، علی عزیزی ، سعید حبیبی ، انوشه آزادفر، ایلناز جمشیدی ، مهدی گرایلو ، نادر احسنی ، بهروز کریمی زاده ، کیوان امیری ، نسیم سلطان بیگی ، علی سالم ، محسن غمین ، روزبه صف شکن ، روزبهان امیری ، یاسر پیرحیاتی ، مهسا محبی ، سروش هاشم پور ، سعید آقام علی ، بیتا صمیمی زاده ، علی کلایی ، امیرحسین مهرزاد ،هادی سالاری ، فرشید فرهادی آهنگران ، امیر آقایی ، میلاد عمرانی ، یونس میرحسینی ، سعید آقاخانی ، میلاد معینی ، آرش پاکزاد ، بهرنگ زندی ، حامد محمدی ، حسن معارفی و تمام دوستانی که اسمشان را به یاد نداشتم ..( آهنگ را از اینجا بشنوید.
http://ahmadbatebi.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=31&Itemid=1
چاره دیگری ندارد . هرجایی که برای کار مراجعه کرده بود ، ناکام ماند . نگذاشتم بیشتر توضیح بدهد . چون میدانستم چه میخواهد بگوید . گفتم حق داری . توی این ملکت آدمی که سیاسی میشود . همه چیزش را از دست میدهد . از یک سوداشته های فردی اش ، مثل جوانی سلامتی ، نیرو و انرژی کار و پیشرفت سالهای جوانی و ... که در کشا کش فعالیت هاسیاسی و یاسالهای زندان از بین میرود ، و از سویی دیگر بعد از آزادی میبایست مثل یک آدم بیمار زندگی کند . بیماری که باید از او پرهیز کرد . حکومت و نهاد های قضایی و امنیتی مناسبات فردی و شغلی و معیشیتی آدمی را کنترل و محدود میکنند . حق نداری این کار را بکنی . حق نداری با آنها کار کنی ، حق نداری به اینجا بروی ، و حق نداری مثل یک شهروند عادی زندگی کنی . گفتم ( ما در این مملکت به شکل قانونی از حقوق شهروندی مان محروم هستیم ) چون مخالف هستیم . تازه مردم هم نقش تلقینی حاکمیت را در قبال محرومت ما پذیرفته اند .و آن را خیلی خوب ایفا میکنند . از ما پرهیز میکنند که مبادا ارتباطات شان باعث دردسرشان باشد . این پدیده در قبال کار فرمایان و مناسبات شغلی بیش از جاهای دیگر دیده میشود . مثلا ابتدا نمونه کار های شما را میبینند و خوششان میاید . بعد از زیر سنگ هم که شده پیدایت کرده دعوتتان میکنند و با شما در مورد سفارش کار ، و میزان دریافت دستمزد حرف میزنند و به توافق میرسند . وقتی موقع امضاء قرار داد میرسد قدری توی صندلی شان جابجا میشوند و میپرسند . ( شما با اون آقای باطبی که زندان هست نسبتی داری ؟ ) بعد و قتی پاسخشان را میدهی با دست پاچه گی و بایک بهانه عجیب و غریب برگه قرار داد را از زیر دستت میکشند که گویی خواسته باشی جانشان را بگیری . بعد در حالی که سعی میکنند چهره محترمانه یک انسان شجاع را به خودشان بگیرند میگویند . خوب شما بفر مایید تا ما موضوع هزینه ها را در جلسه هیات مدیره برسی کنیم ، به شما اطلاع میدهیم . در انتها بدون اینکه حتی شماره تلفنی را برای اطلاع دادن از شما بگیرند درب را باز میکنند تا محل را ترک کنی . گفتم دوست عزیز : تو حق داری ... من که در سر تا سر دنیا دوست و رفیق دارم در کار خودم میمانم . تو که جای خودت را داری ... . بعد از خاطرات سالهای زندان باهم حرف زدیم . از دوستانمان . از من پرسید چه کسانی حالا در زندان هستند ؟ گفتم دقیقا نمیدانم . از من خواست تا به یاد بچه ها که حالا در این شب زیبای پاییزی در زندان هستند . بایکی از ساز های مغازه دوستش چند تا آهنگ بزنم . نمیدانم چرا ؟ اما این آهنگ را به عنوان اولین آهنگ زدم و او با موبالش آن را سیو کرد . خیلی شب خوبی بود . عکسی نگرفتم . امابه یاد تمام دوستانی که در آن لحظه در زندان هستند خواندیم و خواندم و خواندیم ... . این شب حال عجیبی داشت . یک جوری دلتنگی دوستام را سبک کرد . این ترانه را از او گرفتم و با این خاطره در این پست گذاشتم به امید روزی که همه دوستانم از زندان آزاد بشوند ،، بیایند این پست را بخوانند وهمه باهم به آین روز های تاریک لعنت بفرستیم .
به یاد مهندس طبرزدی . منصور اسالو. ابراهیم مددی . سپیده پور آقایی .قاسم شیرزاد. عباس خرسندی .عمادالدین باقی . مهرداد لهراسبی.بهروز جاوید تهرانی . سعید شاه قلعه ای . ارژنگ داوودی . غلام کلبی . افشین بایمانی . رضا کرمی خیر آبادی . خالد هردانی . شهرام و فرهنگ پور منصوری . رضا ملک . دکتر علی ساسانی . ابراهیم مومنی . ابولفضل جهاندار . علی درخشنده . دکتر علوی . سعید حبیبی ، مجید توکلی، احمد قصابان،احسان منصوری ، مریم حسین خواه، جلوه جواهری ، روناک صفارزاده، هانا عبدی، صباح نصری،هدایت غزالی، جواد علیخانی، علی نیکو نسبتی ، علی عزیزی ، سعید حبیبی ، انوشه آزادفر، ایلناز جمشیدی ، مهدی گرایلو ، نادر احسنی ، بهروز کریمی زاده ، کیوان امیری ، نسیم سلطان بیگی ، علی سالم ، محسن غمین ، روزبه صف شکن ، روزبهان امیری ، یاسر پیرحیاتی ، مهسا محبی ، سروش هاشم پور ، سعید آقام علی ، بیتا صمیمی زاده ، علی کلایی ، امیرحسین مهرزاد ،هادی سالاری ، فرشید فرهادی آهنگران ، امیر آقایی ، میلاد عمرانی ، یونس میرحسینی ، سعید آقاخانی ، میلاد معینی ، آرش پاکزاد ، بهرنگ زندی ، حامد محمدی ، حسن معارفی و تمام دوستانی که اسمشان را به یاد نداشتم ..( آهنگ را از اینجا بشنوید.
http://ahmadbatebi.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=31&Itemid=1
بازداشت دانشجوی واحد تهران-جنوب دانشگاه آزاد
بهرام شجاعی دانشجوی دانشگاه آزاد، صبح امروز پس از احضار به دادسرای انقلاب بازداشت شد.
شجاعی، دانشجوی مهندسی شیمی دانشکده فنی- واحد تهران جنوب، روز پنجشنبه در حال پخش تراکت های حاوی اعتراض به بازداشت دانشجویان، در برابر حسینیه ارشاد، از سوی نیروهای امنیتی حاضر در محل بازداشت و چندین ساعت تحت بازجویی قرار گرفت.
وی بامداد روز جمعه از بازداشتگاه آزاد شد، با این حال به وی گفته شده بود که روز یکشنبه خود را به شعبه ۲ دادسرای انقلاب معرفی نماید.
صبح امروز در پی مراجعه این دانشجو به دادگاه انقلاب، وی جهت تحقیقات بیشتر بازداشت شد.
مسئولان دادگاه انقلاب به خانواده این فعال دانشجویی اعلام کرده اند که حداقل تا ۳ روز به جستجوی وی نپردازند. با این حال به گفته نزدیکان بهرام شجاعی، وی به کلانتری ۱۲۴ عباس آباد منتقل شده است.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
شجاعی، دانشجوی مهندسی شیمی دانشکده فنی- واحد تهران جنوب، روز پنجشنبه در حال پخش تراکت های حاوی اعتراض به بازداشت دانشجویان، در برابر حسینیه ارشاد، از سوی نیروهای امنیتی حاضر در محل بازداشت و چندین ساعت تحت بازجویی قرار گرفت.
وی بامداد روز جمعه از بازداشتگاه آزاد شد، با این حال به وی گفته شده بود که روز یکشنبه خود را به شعبه ۲ دادسرای انقلاب معرفی نماید.
صبح امروز در پی مراجعه این دانشجو به دادگاه انقلاب، وی جهت تحقیقات بیشتر بازداشت شد.
مسئولان دادگاه انقلاب به خانواده این فعال دانشجویی اعلام کرده اند که حداقل تا ۳ روز به جستجوی وی نپردازند. با این حال به گفته نزدیکان بهرام شجاعی، وی به کلانتری ۱۲۴ عباس آباد منتقل شده است.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
دستگیری دو دانشجوی دیگر
پس از یک هفته نگرانی و بی اطلاعی خانواده و دوستان مهدی اللهیاری از وضعیت وی، درروزشنبه ۸۶/۹/۲۴ با مراجعه خواهرش به دادگاه انقلاب بالاخره مشخص شد که وی نیز دستگیر شده است.
مهدی الهیاری از شنبه بعد ازظهر(۱۷/۹) هیچ تماسی با دوستان و خانواده خود نداشته است و احتمال می رود که شنبه بعدازظهر یا یکشنبه صبح (۵ روز پس از مراسم ۱۶ آذر) دستگیر شده باشد و مشابه موارد دیگر دستگیری ها هیچ گونه خبری به خانواده او داده نشده است.
لازم به ذکر است که این دانشجو در مراسم روز ۱۳ آذر در دانشگاه تهران حضور نداشته است. پس از پیگیری های خواهرش در دادگاه انقلاب و دریافت برگه استعلام و تماس تلفنی وی با بازپرس شعبه ۲ امنیت مشخص شد که وی نیز درزندان اوین به سر می برد.
مشابه اتهامات وارده به سایر دانشجویان، اتهام اول این دانشجو نیز اقدام علیه امنیت داخلی ثبت شده است. مهدی الهیاری امروز بعدازظهر با خواهرش تماس گرفت و به وی گفت که در اوین است
همچنین طی خبر دیگری تجمعی روز پنجشنبه پانزدهم آذرماه به مناسبت روز دانشجو از سوی گروهی از دانشجویان دانشگاه آزاد کرمانشاه در دانشکده فنی این دانشگاه برگزار شد و بیانیهای که متعاقباً از سوی این دانشجویان در پاسخ به اتهاماتی که بسیج دانشگاه آزاد کرمانشاه به برگزارکنندگان تجمع پانزده آذر نسبت داده بود صادر گشت.
عصر سهشنبه بیستم آذر پارسا کرمانیان (کرمانجیان) یکی از برگزارکنندگان تجمع در حین پخش بیانیهی مذکور در حیاط دانشکده فنی توسط مأموران حراست این دانشگاه دستگیر و پس از گذشت یک ساعت با حضور افرادی از اداره اطلاعات که به درخواست مسئولان حراست دانشگاه در محل حاضر گشته بودند تحویل مأموران اطلاعاتی گردید و به مکان نامعلومی انتقال داده شد.
گفتنیست پارسا کرمانجیان که پس از اخراج از دانشگاه دولتی به دلیل فعالیتهای دانشجویی در رشتهی معماری دانشگاه آزاد مشغول به تحصیل میباشد هنگام دستگیری و انتقال به اتاق حراست دانشگاه توسط مأموران که به شیوهای خشونتآمیز انجام شد و با الفاظ توهینآمیز همراه بود با فریاد “انسان را حیوان خطاب میکنند!” و “مرگ بر فاشیسم” به رفتار توهینآمیز مأموران حراستی با خود اعتراض کرد.
همچنین گروهی از دانشجویان به دنبال این اتفاق با تجمع در مقابل اتاق حراست دانشکده فنی و با دادن شعار “دانشجوی زندانی آزاد باید گردد” خواستار آزادی پارسا کرمانجیان شدند که این تجمع نیز پس از پانزده دقیقه با دخالت مأموران حراست پایان یافت. گفتنی است که هنوز از وضعیت این فعال دانشجویی خبری در دست نیست.
مهدی الهیاری از شنبه بعد ازظهر(۱۷/۹) هیچ تماسی با دوستان و خانواده خود نداشته است و احتمال می رود که شنبه بعدازظهر یا یکشنبه صبح (۵ روز پس از مراسم ۱۶ آذر) دستگیر شده باشد و مشابه موارد دیگر دستگیری ها هیچ گونه خبری به خانواده او داده نشده است.
لازم به ذکر است که این دانشجو در مراسم روز ۱۳ آذر در دانشگاه تهران حضور نداشته است. پس از پیگیری های خواهرش در دادگاه انقلاب و دریافت برگه استعلام و تماس تلفنی وی با بازپرس شعبه ۲ امنیت مشخص شد که وی نیز درزندان اوین به سر می برد.
مشابه اتهامات وارده به سایر دانشجویان، اتهام اول این دانشجو نیز اقدام علیه امنیت داخلی ثبت شده است. مهدی الهیاری امروز بعدازظهر با خواهرش تماس گرفت و به وی گفت که در اوین است
همچنین طی خبر دیگری تجمعی روز پنجشنبه پانزدهم آذرماه به مناسبت روز دانشجو از سوی گروهی از دانشجویان دانشگاه آزاد کرمانشاه در دانشکده فنی این دانشگاه برگزار شد و بیانیهای که متعاقباً از سوی این دانشجویان در پاسخ به اتهاماتی که بسیج دانشگاه آزاد کرمانشاه به برگزارکنندگان تجمع پانزده آذر نسبت داده بود صادر گشت.
عصر سهشنبه بیستم آذر پارسا کرمانیان (کرمانجیان) یکی از برگزارکنندگان تجمع در حین پخش بیانیهی مذکور در حیاط دانشکده فنی توسط مأموران حراست این دانشگاه دستگیر و پس از گذشت یک ساعت با حضور افرادی از اداره اطلاعات که به درخواست مسئولان حراست دانشگاه در محل حاضر گشته بودند تحویل مأموران اطلاعاتی گردید و به مکان نامعلومی انتقال داده شد.
گفتنیست پارسا کرمانجیان که پس از اخراج از دانشگاه دولتی به دلیل فعالیتهای دانشجویی در رشتهی معماری دانشگاه آزاد مشغول به تحصیل میباشد هنگام دستگیری و انتقال به اتاق حراست دانشگاه توسط مأموران که به شیوهای خشونتآمیز انجام شد و با الفاظ توهینآمیز همراه بود با فریاد “انسان را حیوان خطاب میکنند!” و “مرگ بر فاشیسم” به رفتار توهینآمیز مأموران حراستی با خود اعتراض کرد.
همچنین گروهی از دانشجویان به دنبال این اتفاق با تجمع در مقابل اتاق حراست دانشکده فنی و با دادن شعار “دانشجوی زندانی آزاد باید گردد” خواستار آزادی پارسا کرمانجیان شدند که این تجمع نیز پس از پانزده دقیقه با دخالت مأموران حراست پایان یافت. گفتنی است که هنوز از وضعیت این فعال دانشجویی خبری در دست نیست.
Saturday, December 15, 2007
رژیم اسلامی" خطرى که همواره ایرانیان و دنیای اَزاد را تهدید خواهد کرد
محمد پروین
mparvin@mehr.org
دیکتاتوری مذهبی تا زمانیکه در ایران حاکم است، برای ایالات متحده یک چالش بزرگ خواهد بود. امریکا نگران جاه طلبی های اتمی رژیم اسلامی است و مصمم است اَن را متوقف کند. این خواست قابل درک است. به استناد ۲۸ سال نقض حقوق بشر و فعالیتهای تروریستی، رژیم اسلامی حتی اگر به سلاحهای اتمی دسترسی نداشته باشد، برای ایرانیان و همه دنیای متمدن خطری بزرگ است. شکی نیست که حق مردم ایران برای استفاده صلح اَمیز از انرژی اتمی قابل انکار نیست. ولی رژیمی که مورد نفرت اکثریت مردم ایران است و تنها با اعمال زور قدرت را حفظ کرده است، حقی برای پرداختن به این مطلب حیاتی را ندارد. رژیم اسلامی که بخوبی از این نفرت اَگاه است، چالش مخالفین خود را برای برگزاری رفراندمی تحت نظر و اداره کامل سازمان ملل و نهادهای حقوق بشر بین المللی نادیده گرفته است.
بهمان درجه ای که متوقف کردن فعالیتهای رژیم اسلامی قابل پذیرش است، بهمان میزان اشتباه است که اینکار بخواهد از طریق حمله نظامی و یا مذاکراتی که بر مبنای سیاست "چماق و هویج" شکل گرفته باشد انجام شود. دولت امریکا بعلت عدم درک درست از ساختار قدرت در ایران و نقش دکترین اسلام انقلابی از یک سو و تنفر مردم ایران از این سیستم از سوی دیگر، برای تعلیق غنی سازی اورانیوم سه راه را در پیش گرفته است:
۱- اتخاد مواضع تندی که حمله نظامی را هم رد نمی کند،
۲- انجام مذاکرات اَشکار و پنهان با وعده پذیرش رژیم اسلامی به جامعه جهانی،
۳- اعمال تحریم از طريق قطعنامه های شورای امنیت
دو بدیل اول محکوم به شکست است و نتایج فاجعه اَمیزی برای ایرانیان و نهایتا همه دنیا خواهد داشت. راه سوم سمت و سوی درست دارد ولی یک فاکتور عمده که " حقوق بشر ایرانیان" باشد در آن جائی ندارد.
مداخله نظامی صرفنظر از اینکه چقدر محدود باشد و کجا را هدف قرار دهد، دست اَویزی برای رژیم خواهد شد که هر چه بیشتر مخالفان را سرکوب کند. بهنگام هر حمله ای از طرف امریکا و یا اسرائیل، رژیم اسلامی خود را قربانی تجاوز جلوه خواهد داد تا بتواند همدردی جامعه جهانی را کسب کند و مخالفان را سهل تر نابود کند. با مقاومت در مقابل تجاوز امریکا خود را قهرمان منطقه نامیده و از حمایت بیشتر گروه های تروریست برخوردار شده و هژمونی خود را در منطقه افزایش خواهد داد. امریکا که با حمله به ایران بیش از بیش ایزوله شده و حمایت لازم برای اعمال تحریم را از دست خواهد داد مجبور خواهد شد که به بدیل دوم رو اَورد و شرایط رژیم را در قبال تعلیق غنی سازی بپذیرد.
علیرغم چالش های لفظی، رژیم اسلامی که نیک میداند بدون کسب مشروعیت از طرف دول غربی نمیتواند جان بدر برده و بر سر قدرت باقی بماند با پافشاری بر برنامه های اتمی، خود را در موقعیتی گذاشته است که بتواند با غرب به معامله بنشیند. رژیم میداند که امریکا خواست تعلیق غنی سازی اورانیوم را کنار نخواهد گذاشت، منتها بر آنها اصرار دارد تا در بدترین شرایط اگر مجبور به قبول این شرط شد، درعوض آن، همه مشوق هائی را که در خواست کرده است بدست اَورد. رژیم اسلامی میخواهد که امریکا امنیتش را تضمین کند. امریکا نیز این را پذیرفته است. شعار" تغییر رژیم" به تغییر رفتار" مبدل شده که اَنهم عملا به تغییر رفتار در مورد غنی سازی اورانیوم تقلیل یافته است. منتها، رژیم اسلامی این تضمین را نه در حرف بلکه در عمل میخواهد و لیستی از خواسته ها دارد که شامل موارد زیر است:
۱- عضویت در سازمان تجارت جهانی
۲- برداشتن محدودیت ها در اخذ وام های بیشتر از بانک جهانی
۳- اَزاد شدن همه سپرده های مسدود شده
۴- بیرون اَمدن از لیست تروریست های وزارت امور خارجه
۵- ادامه ممنوعیت کامل فعالیتهای مجاهدین و استرداد سران آن
در عوض، رژیم اسلامی تعلیق غنی سازی را خواهد پذیرفت و در بهترین حالت قول خواهد داد که در منطقه خاور میانه دخالت نکند و برخورد ملایم تری در محو اسرائیل از روی زمین داشته باشد!
پیش گرفتن دو بدیل اول ( حمله نظامی و سازش ) به منزله پیروزی رژیم اسلامی خواهد بود. تعلیق غنی سازی چه از راه زور و یا مشوق ها، به پذیرفتن رژیم از طرف جامعه جهانی منجر خواهد شد و نتیجتا سلطه ترور در ایران ادامه خواهد یافت و علاوه برعواقب فاجعه اَمیز اَن برای مردم ایران، خطری که از جانب این رژیم دنیای اَزاد را تهدید میکند هم کماکان پا بر جا خواهد ماند.
فعالیتهای تروریستی رژیم اسلامی با وعده و وعید متوقف نخواهد شد. رژیم اسلامی بر این آرمان استوار است که ایدئولوژی اسلامی باید دنیا را فتح کند. بنظر نمیرسد که جدی بودن رژیم بر این باور توسط غرب درک شده باشد. رژیم اسلامی بر این گمان است که جنگی بین اسلام مبارز و بقیه دنیا وجود دارد و حامیان خود را با این ایدئولوژی خصمانه تحریک میکند. با حرکت در راستای چنین "خواست خدائی" بر مبنای قرائتی دلبخواه از قران است که رژیم اسلامی بصورت بزرگترین حامی تروریسم در اَمده است.
ایالات متحده نمیتواند با حمله نظامی و یا سیاست خشنود سازی با چالش رژیم اسلامی مقابله کند. بهترین و تنها راه زدودن خطر رژیم اسلامی توانمند ساختن مردم ایران برای ایجاد تغییرات واقعی در ایران است. کافی نیست که به ایرانیان بگوئید که شریک آرزوی اَنها برای یک دموکراسی سکولار هستید. اگر غرب وامریکا بخواهند به توانائی ایرانیان در نبردشان با رژیم اسلامی بیفزایند نباید رژیمی را که به آنها ستم میکند بپذیرند و به آن مشروعیت ببخشند. چنین کمکی باید در اعمال تحریمی هوشمندانه متجلی شود که تا زمانیکه فعالیت های اتمی رژیم و نقض حقوق بشر در ایران کاملا متوقف نشده است، برقرار بماند.
موانع بسیار بر سر راه این خواست ابتدائی و انسانی وجود دارد. تلاش فراوانی از طرف ایرانیان اَزاده در کلیت خود و ایرانیان برون مرز بطور اخص لازم است تا این موانع از میان بروند. یکی از موانع اساسی گروه های لابیگری هستند که بی اعتنا به نقض روز افزون حقوق بشر و خطری که جاه طلبی های رژیم اسلامی ایجاد کرده است، سخت در تلاش ایجاد ارتباط بین این رژیم و امریکا هستند. سیاست های افراطی حمله نظامی به ایران و یا دوستی با رژیم اسلامی را عمدتا خود رژیم و این لابی گران پر و بال داده اند. این لابی گران با استفاده استادانه از مواضع لفظی پاره ای از مسئولان امریکائی و بهره گیری از جو ضد جنگ در امریکا، سیاست افراطی دیگری را که دوستی با یک رژیم تروریست باشد مطرح کرده اند. رژیم اسلامی و لابی گرانش بخوبی به اثرات تحریم واقف هستند و از اینروست که برای جلوگیری از آن میجنگند و با تبلیغات بسیار گسترده خود سعی دارند آنرا همسو و همساز با حمله نظامی عنوان کرده و بی اعتبار کنند.
تحریم های موجود که توسط شورای امنیت و امریکا اعمال شده اند رژیم اسلامی و موسسات مالی و نظامی َانرا هدف قرار داده اند و فشار چندانی بر مردم وارد نکرده است. اَنچه که در این تحریم ها وجود ندارد اینست که برداشتن تدریجی اَنها مشروط به رعایت حقوق بشر نیست. بر خلاف اَنچه که پوزش طلبان رژیم ادعا میکنند، تحریم هوشمندانه همواره یکی از ابزار مبارزات بدور از خشونت و نافرمانی مدنی بوده و از طرف سازمانهای بین المللی حقوق بشر مانند دیدبان حقوق بشر ارتقا داده شده است. آقای کنت راس، دبیر سازمان دیدبان حقوق بشردر شهادتی که در سال ۱۹۹۸ در مقابل کمیته ویژه سنای امریکا داد مولفه های تحریم هوشمندانه را برشمرد و از دولت امریکا خواست که دولتهای سودان و برمه را مورد تحریم قرار دهد [۱]. تحریم دولت سودان کماکان در صدر اقدامات این سازمان قرار دارد. لایحه تحریم افریقای جنوبی نمونه خوبی از تحریم هوشمندانه است که آزادی کلیه زندانیان سیاسی در صدر شرایط مربوط به کاهش تحریم ها قرار داشت [۲].
گروه های لابی گر ایرانی با کمک گروه ها و رسانه های بی اطلاع امریکائی موفق شده اند که خلط مبحث کنند و مدعی شوند که تحریم هوشمندانه بطور عمده مردم ایران را تحت فشار قرار میدهد. ایرانیان باید بطور سازمان یافته این لابی گران را افشا و بی اعتبار کنند تا موانع سر راه تحریم و وابسته کردن آن به حقوق بشر از میان برداشته شود.
خلاصه اینکه حل مشکل رژیم اسلامی نه مداخله نظامی و نه سازش با رژیم اسلامی است. بدیل سومی وجود دارد که اگر بکار گرفته شود، برای ایران صلح و برای دنیا امنیت ببار خواهد َاورد. بدیل سوم تکیه بر مردم ایران دارد و َانها را به کمک تحریم توانمند میکند تا خطر ملایان حاکم را از میان بردارند و دموکراسی سکولار را جانشین اَن سازند.
( ۳ دسامبر ۲۰۰۷)
منابع:
۱- نقش تحریم های هوشمندانه در توقف نقض حقوق شر
http://mehr.org/HRW_sanction_persian.pdf
۲- تحریم علیه افریقای جنوبی
http://mehr.org/Sanction_south_africa.pdf
mparvin@mehr.org
دیکتاتوری مذهبی تا زمانیکه در ایران حاکم است، برای ایالات متحده یک چالش بزرگ خواهد بود. امریکا نگران جاه طلبی های اتمی رژیم اسلامی است و مصمم است اَن را متوقف کند. این خواست قابل درک است. به استناد ۲۸ سال نقض حقوق بشر و فعالیتهای تروریستی، رژیم اسلامی حتی اگر به سلاحهای اتمی دسترسی نداشته باشد، برای ایرانیان و همه دنیای متمدن خطری بزرگ است. شکی نیست که حق مردم ایران برای استفاده صلح اَمیز از انرژی اتمی قابل انکار نیست. ولی رژیمی که مورد نفرت اکثریت مردم ایران است و تنها با اعمال زور قدرت را حفظ کرده است، حقی برای پرداختن به این مطلب حیاتی را ندارد. رژیم اسلامی که بخوبی از این نفرت اَگاه است، چالش مخالفین خود را برای برگزاری رفراندمی تحت نظر و اداره کامل سازمان ملل و نهادهای حقوق بشر بین المللی نادیده گرفته است.
بهمان درجه ای که متوقف کردن فعالیتهای رژیم اسلامی قابل پذیرش است، بهمان میزان اشتباه است که اینکار بخواهد از طریق حمله نظامی و یا مذاکراتی که بر مبنای سیاست "چماق و هویج" شکل گرفته باشد انجام شود. دولت امریکا بعلت عدم درک درست از ساختار قدرت در ایران و نقش دکترین اسلام انقلابی از یک سو و تنفر مردم ایران از این سیستم از سوی دیگر، برای تعلیق غنی سازی اورانیوم سه راه را در پیش گرفته است:
۱- اتخاد مواضع تندی که حمله نظامی را هم رد نمی کند،
۲- انجام مذاکرات اَشکار و پنهان با وعده پذیرش رژیم اسلامی به جامعه جهانی،
۳- اعمال تحریم از طريق قطعنامه های شورای امنیت
دو بدیل اول محکوم به شکست است و نتایج فاجعه اَمیزی برای ایرانیان و نهایتا همه دنیا خواهد داشت. راه سوم سمت و سوی درست دارد ولی یک فاکتور عمده که " حقوق بشر ایرانیان" باشد در آن جائی ندارد.
مداخله نظامی صرفنظر از اینکه چقدر محدود باشد و کجا را هدف قرار دهد، دست اَویزی برای رژیم خواهد شد که هر چه بیشتر مخالفان را سرکوب کند. بهنگام هر حمله ای از طرف امریکا و یا اسرائیل، رژیم اسلامی خود را قربانی تجاوز جلوه خواهد داد تا بتواند همدردی جامعه جهانی را کسب کند و مخالفان را سهل تر نابود کند. با مقاومت در مقابل تجاوز امریکا خود را قهرمان منطقه نامیده و از حمایت بیشتر گروه های تروریست برخوردار شده و هژمونی خود را در منطقه افزایش خواهد داد. امریکا که با حمله به ایران بیش از بیش ایزوله شده و حمایت لازم برای اعمال تحریم را از دست خواهد داد مجبور خواهد شد که به بدیل دوم رو اَورد و شرایط رژیم را در قبال تعلیق غنی سازی بپذیرد.
علیرغم چالش های لفظی، رژیم اسلامی که نیک میداند بدون کسب مشروعیت از طرف دول غربی نمیتواند جان بدر برده و بر سر قدرت باقی بماند با پافشاری بر برنامه های اتمی، خود را در موقعیتی گذاشته است که بتواند با غرب به معامله بنشیند. رژیم میداند که امریکا خواست تعلیق غنی سازی اورانیوم را کنار نخواهد گذاشت، منتها بر آنها اصرار دارد تا در بدترین شرایط اگر مجبور به قبول این شرط شد، درعوض آن، همه مشوق هائی را که در خواست کرده است بدست اَورد. رژیم اسلامی میخواهد که امریکا امنیتش را تضمین کند. امریکا نیز این را پذیرفته است. شعار" تغییر رژیم" به تغییر رفتار" مبدل شده که اَنهم عملا به تغییر رفتار در مورد غنی سازی اورانیوم تقلیل یافته است. منتها، رژیم اسلامی این تضمین را نه در حرف بلکه در عمل میخواهد و لیستی از خواسته ها دارد که شامل موارد زیر است:
۱- عضویت در سازمان تجارت جهانی
۲- برداشتن محدودیت ها در اخذ وام های بیشتر از بانک جهانی
۳- اَزاد شدن همه سپرده های مسدود شده
۴- بیرون اَمدن از لیست تروریست های وزارت امور خارجه
۵- ادامه ممنوعیت کامل فعالیتهای مجاهدین و استرداد سران آن
در عوض، رژیم اسلامی تعلیق غنی سازی را خواهد پذیرفت و در بهترین حالت قول خواهد داد که در منطقه خاور میانه دخالت نکند و برخورد ملایم تری در محو اسرائیل از روی زمین داشته باشد!
پیش گرفتن دو بدیل اول ( حمله نظامی و سازش ) به منزله پیروزی رژیم اسلامی خواهد بود. تعلیق غنی سازی چه از راه زور و یا مشوق ها، به پذیرفتن رژیم از طرف جامعه جهانی منجر خواهد شد و نتیجتا سلطه ترور در ایران ادامه خواهد یافت و علاوه برعواقب فاجعه اَمیز اَن برای مردم ایران، خطری که از جانب این رژیم دنیای اَزاد را تهدید میکند هم کماکان پا بر جا خواهد ماند.
فعالیتهای تروریستی رژیم اسلامی با وعده و وعید متوقف نخواهد شد. رژیم اسلامی بر این آرمان استوار است که ایدئولوژی اسلامی باید دنیا را فتح کند. بنظر نمیرسد که جدی بودن رژیم بر این باور توسط غرب درک شده باشد. رژیم اسلامی بر این گمان است که جنگی بین اسلام مبارز و بقیه دنیا وجود دارد و حامیان خود را با این ایدئولوژی خصمانه تحریک میکند. با حرکت در راستای چنین "خواست خدائی" بر مبنای قرائتی دلبخواه از قران است که رژیم اسلامی بصورت بزرگترین حامی تروریسم در اَمده است.
ایالات متحده نمیتواند با حمله نظامی و یا سیاست خشنود سازی با چالش رژیم اسلامی مقابله کند. بهترین و تنها راه زدودن خطر رژیم اسلامی توانمند ساختن مردم ایران برای ایجاد تغییرات واقعی در ایران است. کافی نیست که به ایرانیان بگوئید که شریک آرزوی اَنها برای یک دموکراسی سکولار هستید. اگر غرب وامریکا بخواهند به توانائی ایرانیان در نبردشان با رژیم اسلامی بیفزایند نباید رژیمی را که به آنها ستم میکند بپذیرند و به آن مشروعیت ببخشند. چنین کمکی باید در اعمال تحریمی هوشمندانه متجلی شود که تا زمانیکه فعالیت های اتمی رژیم و نقض حقوق بشر در ایران کاملا متوقف نشده است، برقرار بماند.
موانع بسیار بر سر راه این خواست ابتدائی و انسانی وجود دارد. تلاش فراوانی از طرف ایرانیان اَزاده در کلیت خود و ایرانیان برون مرز بطور اخص لازم است تا این موانع از میان بروند. یکی از موانع اساسی گروه های لابیگری هستند که بی اعتنا به نقض روز افزون حقوق بشر و خطری که جاه طلبی های رژیم اسلامی ایجاد کرده است، سخت در تلاش ایجاد ارتباط بین این رژیم و امریکا هستند. سیاست های افراطی حمله نظامی به ایران و یا دوستی با رژیم اسلامی را عمدتا خود رژیم و این لابی گران پر و بال داده اند. این لابی گران با استفاده استادانه از مواضع لفظی پاره ای از مسئولان امریکائی و بهره گیری از جو ضد جنگ در امریکا، سیاست افراطی دیگری را که دوستی با یک رژیم تروریست باشد مطرح کرده اند. رژیم اسلامی و لابی گرانش بخوبی به اثرات تحریم واقف هستند و از اینروست که برای جلوگیری از آن میجنگند و با تبلیغات بسیار گسترده خود سعی دارند آنرا همسو و همساز با حمله نظامی عنوان کرده و بی اعتبار کنند.
تحریم های موجود که توسط شورای امنیت و امریکا اعمال شده اند رژیم اسلامی و موسسات مالی و نظامی َانرا هدف قرار داده اند و فشار چندانی بر مردم وارد نکرده است. اَنچه که در این تحریم ها وجود ندارد اینست که برداشتن تدریجی اَنها مشروط به رعایت حقوق بشر نیست. بر خلاف اَنچه که پوزش طلبان رژیم ادعا میکنند، تحریم هوشمندانه همواره یکی از ابزار مبارزات بدور از خشونت و نافرمانی مدنی بوده و از طرف سازمانهای بین المللی حقوق بشر مانند دیدبان حقوق بشر ارتقا داده شده است. آقای کنت راس، دبیر سازمان دیدبان حقوق بشردر شهادتی که در سال ۱۹۹۸ در مقابل کمیته ویژه سنای امریکا داد مولفه های تحریم هوشمندانه را برشمرد و از دولت امریکا خواست که دولتهای سودان و برمه را مورد تحریم قرار دهد [۱]. تحریم دولت سودان کماکان در صدر اقدامات این سازمان قرار دارد. لایحه تحریم افریقای جنوبی نمونه خوبی از تحریم هوشمندانه است که آزادی کلیه زندانیان سیاسی در صدر شرایط مربوط به کاهش تحریم ها قرار داشت [۲].
گروه های لابی گر ایرانی با کمک گروه ها و رسانه های بی اطلاع امریکائی موفق شده اند که خلط مبحث کنند و مدعی شوند که تحریم هوشمندانه بطور عمده مردم ایران را تحت فشار قرار میدهد. ایرانیان باید بطور سازمان یافته این لابی گران را افشا و بی اعتبار کنند تا موانع سر راه تحریم و وابسته کردن آن به حقوق بشر از میان برداشته شود.
خلاصه اینکه حل مشکل رژیم اسلامی نه مداخله نظامی و نه سازش با رژیم اسلامی است. بدیل سومی وجود دارد که اگر بکار گرفته شود، برای ایران صلح و برای دنیا امنیت ببار خواهد َاورد. بدیل سوم تکیه بر مردم ایران دارد و َانها را به کمک تحریم توانمند میکند تا خطر ملایان حاکم را از میان بردارند و دموکراسی سکولار را جانشین اَن سازند.
( ۳ دسامبر ۲۰۰۷)
منابع:
۱- نقش تحریم های هوشمندانه در توقف نقض حقوق شر
http://mehr.org/HRW_sanction_persian.pdf
۲- تحریم علیه افریقای جنوبی
http://mehr.org/Sanction_south_africa.pdf
Subscribe to:
Posts (Atom)