Thursday, December 6, 2007
سومین روز اعتراض
در حالیکه دانشجویان دانشگاههای کرمان، مازندران، شیراز، آزاد تبریز و نجف آباد طی روزهای اخیر با برگزاری تجمعاتی اعتراضی در آستانه 16 آذر، روز دانشجو را گرامی داشتند، دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا همدان برای سومین روز متوالی دست به حرکت اعتراضی زدند. دبیر انجمن اسلامی دانشجویان همدان گفت: "۱۶ آذر امسال را در حالی برگزار می کنیم که هنوز عده ای دانشجو در زندان بسر می برند، آذران اهورایی این روزهای ما عزت ابراهیم نژاد، اکبر محمدی، احمدباطبی، احمد قصابان، احسان منصوری، مجید توکلی، نیکو نسبتی و علی عزیزی و یاران دبستانی و هم دانشگاهیان ۳ ستاره ما علیرضا خوشبخت، یحیی صفی آریان، مرتضی حسین زاده، سیامک کریمی ، زهرا توحیدی ، زهرا جانی پور و... هستند". یکی دیگر از دانشجویان گفت: "امروز سایه شوم اقتدارگزایی و تمامیت خواهی تمام نهادهای مدنی را در بر گرفته، تجمعات کارگران و معلمان در زیر چکمه ها و ضربات باتوم به خون بدرقه می شوند و NGOها به هیئت های مذهبی بدل می شوند. جنبش زنان در زندان ادامه می یابد و کلاس های پلی تکنیک در تاریکخانه ۲۰۹ برگزار می شود."
دانشجویان همچنان در بازداشت می باشند
خبرنامه امیرکبیر: با گذشت ۲ روز از دستگیری دانشجویان شرکت کننده در تجمع روز سه شنبه دانشجویان طیف چپ در دانشگاه تهران، همچنان از وضعیت بسیاری از این دانشجویان اطلاعی در دسترس نمی باشد.
بازداشتهای دانشجویی اخیر در این هفته و با یورش نیروهای امنیتی به منزل تعدادی از فعالان دانشجویی طیف چپ که مطابق با برنامه از پیش اعلام شده قصد برگزاری مراسم روز دانشجو را در داخل دانشگاه تهران در ۱۳ آذر ماه داشتند، آغاز شد. تعدادی از دانشجویان نیز در روز برگزاری تریبون در دانشگاه تهران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. همچنین در اقدامی بی سابقه نیروهای امنیتی دو دانشجو را در داخل دانشگاه تهران بازداشت کرده و با یک دستگاه اتوموبیل پیکان به خارج از دانشگاه منتقل کردند. اسامی تعدادی از دانشجویان که همچنان در بازداشت می باشند عبارتند از:
میلاد معینی، بهرنگ زندی، حامد محمدی، آرش پاکزاد، نادراحسنی و حسن معارفی از دانشگاه مازندران، سعید حبیبی عضو اسبق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، انوشه آزادفر، بهروز کریمی زاده، مهدی گرایلو، روزبه صف شکن و روزبهان امیری از دانشگاه تهران، علی سالم و محسن غمین از دانشگاه پلی تکنیک، نسیم سلطان بیگی و سعید آقام علی خلیلی از دانشگاه علامه، یاسر پیر حیاتی از دانشگاه شاهد، کیوان امیری الیاسی از دانشگاه صنعتی شریف، ایلناز جمشیدی از دانشگاه آزاد تهران مرکز، مهسا محبی، علی کلائی، امیر مهرزاد، هادی سالاری، فرشید فرهادی آهنگران، امیر آقایی، میلاد عمرانی.
بنابر گزارشات تعدادی از دانشجویان بازداشتی به بند ۲۰۹ اوین منتقل شده و تعدادی نیزدر دفتر پیگیری وزارت اطلاعات واقع در چهار راه ولیعصر جنب پاساژ رضا نگهداری می شوند.
بازداشتهای دانشجویی اخیر در این هفته و با یورش نیروهای امنیتی به منزل تعدادی از فعالان دانشجویی طیف چپ که مطابق با برنامه از پیش اعلام شده قصد برگزاری مراسم روز دانشجو را در داخل دانشگاه تهران در ۱۳ آذر ماه داشتند، آغاز شد. تعدادی از دانشجویان نیز در روز برگزاری تریبون در دانشگاه تهران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. همچنین در اقدامی بی سابقه نیروهای امنیتی دو دانشجو را در داخل دانشگاه تهران بازداشت کرده و با یک دستگاه اتوموبیل پیکان به خارج از دانشگاه منتقل کردند. اسامی تعدادی از دانشجویان که همچنان در بازداشت می باشند عبارتند از:
میلاد معینی، بهرنگ زندی، حامد محمدی، آرش پاکزاد، نادراحسنی و حسن معارفی از دانشگاه مازندران، سعید حبیبی عضو اسبق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، انوشه آزادفر، بهروز کریمی زاده، مهدی گرایلو، روزبه صف شکن و روزبهان امیری از دانشگاه تهران، علی سالم و محسن غمین از دانشگاه پلی تکنیک، نسیم سلطان بیگی و سعید آقام علی خلیلی از دانشگاه علامه، یاسر پیر حیاتی از دانشگاه شاهد، کیوان امیری الیاسی از دانشگاه صنعتی شریف، ایلناز جمشیدی از دانشگاه آزاد تهران مرکز، مهسا محبی، علی کلائی، امیر مهرزاد، هادی سالاری، فرشید فرهادی آهنگران، امیر آقایی، میلاد عمرانی.
بنابر گزارشات تعدادی از دانشجویان بازداشتی به بند ۲۰۹ اوین منتقل شده و تعدادی نیزدر دفتر پیگیری وزارت اطلاعات واقع در چهار راه ولیعصر جنب پاساژ رضا نگهداری می شوند.
Tuesday, December 4, 2007
آخرین اخباراز دستگیری هایی چند روز اخیر در دانشگاه های ایران
طبق آخرین خبر دریافتی میلاد معینی دانشجوی دانشگاه مازندران نیزصبح امروز بازداشت شد. گزارش ها حاکی از آن است که پس از احضار وی به اطلاعات بابلسر تا کنون خبری از وی در دست نیست.
...............................................
در راستای اعمال فشار هر چه بیشتر برای جلوگیری از برگزاری مراسم 16 آذر، نیروهای امنیتی فضای دانشگاه تهران و همچنین خوابگاه های پسران و دختران را وارد شرایطی همچون حکومت نظامی کرده اند. به گونه ای که شب گذشته حراست دانشگاه با حمله به اتاق های دانشجویان از جمله علی عجمی اقدام به تفتیش وسایل آنان نمودند همچنین امروز در دانشگاه نیز نیروهای حراست با شکستن قفل کمد های دانشجویان از جمله بهزاد باقری اقدام به تفتیش گسترده ی وسایل دانشجویان نمودند.
....................................................
طبق خبری که هم اکنون به دست ما رسید، آرش پاکزاد و حسن معارفی در خانه محل زندگیشان مورد حمله ی نیروهای امنیتی قرار گرفته و بازداشت شدند. هنوز از نحوه ی بازداشت و محل نگهداری آنان اطلاعی در دست نیست. همچنین بهرنگ زندی نیز پس از احضار به اداره ی اطلاعات در روز یکشنبه هنوز در بازداشت به سر می برد. خبر می رسد که حامد محمدی نیز پس از گذشت یک هفته از دستگیری هنوز در بند است.
..............................
بهروز کریمی زاده بازداشت شد.
طبق آخرین اخبار دریافتی صبح امروز بهروز کریمی زاده هم ربوده شد. همچنین نیروهای امنیتی ساعاتی پس از دستگیری به خانه ی وی هجوم برده و در حضور مادر وی به تفتیش خانه پرداختند و تعدادی از وسایل شخصی را برده اند. همچنین امیر سلیمی ها نیز ساعاتی است که ناپدید شده است
.....................................
طبق آخرین اخبار رسیده به "آوای دانشگاه" حدود ۱۰تن از فعالان دانشجویی چپ هم اکنون در بازداشت به سر می برند و تعدادی دیگر نیز به مراکز امنیتی و اطلاعاتی احضار شده اند.
روز یکشنبه ۶ تن به نام ها ی انوشه آزادفر، الناز جمشیدی، احسان آزادفر، مهدی گرایلو، نادراحسنی و سعید حبیبی بازداشت شدند. در ادامه روند بازداشت ها دو تن از فعالان چپ دانشگاه مازندران به نام های آرش پاکزاد و حسن معارفی روز دوشنبه در محل زندگی شان بازداشت شدند.
همچنین بهروز کریمی زاده نیز در همین روز بازداشت شده است. در ادامه این روند سرکوب و بازداشت های گسترده کیوان امیری الیاسی نیز از ساعت ۱۲ ظهر روز دوشنبه به احتمال قوی بازداشت شده است. خبرها حاکی است که دانشجویان چپ پلی تکنیک و دانشجویان دانشگاه تهران نیز به اطلاعات احضار گشته اند. از جمله احضار شدگان صدرا پیر حیاتی، محسن غمین، بابک پاشا جاوید،بهزاد موسوی و پریسا نصرآبادی، کاوه عباسیان، مرتضی اصلاحچی، محمد يوسف رشيدي و تعدادی دیگر از دانشجویان و.... می باشند.
با وجود تمام این سرکوب ها دانشجویان(چپ) بر تصمیم خود برای برگزاری مراسم ۱۶ آذر در روز سه شنبه ۱۳ آذر ماه تاکید دارند.
آوای دانشگاه"
...............................................
در راستای اعمال فشار هر چه بیشتر برای جلوگیری از برگزاری مراسم 16 آذر، نیروهای امنیتی فضای دانشگاه تهران و همچنین خوابگاه های پسران و دختران را وارد شرایطی همچون حکومت نظامی کرده اند. به گونه ای که شب گذشته حراست دانشگاه با حمله به اتاق های دانشجویان از جمله علی عجمی اقدام به تفتیش وسایل آنان نمودند همچنین امروز در دانشگاه نیز نیروهای حراست با شکستن قفل کمد های دانشجویان از جمله بهزاد باقری اقدام به تفتیش گسترده ی وسایل دانشجویان نمودند.
....................................................
طبق خبری که هم اکنون به دست ما رسید، آرش پاکزاد و حسن معارفی در خانه محل زندگیشان مورد حمله ی نیروهای امنیتی قرار گرفته و بازداشت شدند. هنوز از نحوه ی بازداشت و محل نگهداری آنان اطلاعی در دست نیست. همچنین بهرنگ زندی نیز پس از احضار به اداره ی اطلاعات در روز یکشنبه هنوز در بازداشت به سر می برد. خبر می رسد که حامد محمدی نیز پس از گذشت یک هفته از دستگیری هنوز در بند است.
..............................
بهروز کریمی زاده بازداشت شد.
طبق آخرین اخبار دریافتی صبح امروز بهروز کریمی زاده هم ربوده شد. همچنین نیروهای امنیتی ساعاتی پس از دستگیری به خانه ی وی هجوم برده و در حضور مادر وی به تفتیش خانه پرداختند و تعدادی از وسایل شخصی را برده اند. همچنین امیر سلیمی ها نیز ساعاتی است که ناپدید شده است
.....................................
طبق آخرین اخبار رسیده به "آوای دانشگاه" حدود ۱۰تن از فعالان دانشجویی چپ هم اکنون در بازداشت به سر می برند و تعدادی دیگر نیز به مراکز امنیتی و اطلاعاتی احضار شده اند.
روز یکشنبه ۶ تن به نام ها ی انوشه آزادفر، الناز جمشیدی، احسان آزادفر، مهدی گرایلو، نادراحسنی و سعید حبیبی بازداشت شدند. در ادامه روند بازداشت ها دو تن از فعالان چپ دانشگاه مازندران به نام های آرش پاکزاد و حسن معارفی روز دوشنبه در محل زندگی شان بازداشت شدند.
همچنین بهروز کریمی زاده نیز در همین روز بازداشت شده است. در ادامه این روند سرکوب و بازداشت های گسترده کیوان امیری الیاسی نیز از ساعت ۱۲ ظهر روز دوشنبه به احتمال قوی بازداشت شده است. خبرها حاکی است که دانشجویان چپ پلی تکنیک و دانشجویان دانشگاه تهران نیز به اطلاعات احضار گشته اند. از جمله احضار شدگان صدرا پیر حیاتی، محسن غمین، بابک پاشا جاوید،بهزاد موسوی و پریسا نصرآبادی، کاوه عباسیان، مرتضی اصلاحچی، محمد يوسف رشيدي و تعدادی دیگر از دانشجویان و.... می باشند.
با وجود تمام این سرکوب ها دانشجویان(چپ) بر تصمیم خود برای برگزاری مراسم ۱۶ آذر در روز سه شنبه ۱۳ آذر ماه تاکید دارند.
آوای دانشگاه"
برنامه بزرگداشت روز دانشجو یکشنبه ۱۸ آذرماه
خبرنامه امیرکبیر: دفتر تحکیم وحدت به مناسب روز دانشجو، تجمع و تریبون آزادی با عنوان «دانشگاه، آخرین سنگر آزادی» در روز یکشنبه ۱۸ آذرماه در دانشگاه تهران برگزار خواهد کرد.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر محورهای پنج گانه این تجمع تلاش برای صلح و مخالفت با جنگ افروزان داخلی و خارجی، دفاع از آزادیهای آکادمیک و اعتراض به گسترش فضای سرکوب و اختناق، حمایت از دانشجویان دربند و درخواست آزادی زندانیان سیاسی، اعتراض به سیاست های نا کارآمد دولت نهم و گسترش فقر و فساد و تبعیض، اعلام همبستگی جنبش دانشجویی با جنبش زنان، کارگران، معلمان و اقوام خواهد بود.
دفتر تحکیم وحدت از کلیه انجمن های اسلامی زیرمجموعه خود درخواست کرده است تمام تلاش خود را به منظور برگزاری هر چه باشکوه تر این برنامه انجام دهند. اخبار تکمیلی درخصوص تجمع و تریبون آزاد دفتر تحکیم وحدت در روز ۱۸ آذر متعاقبا ارسال خواهد شد. لازم به ذکر است به همین مناسبت دانشجویان چپ دانشگاه های تهران قرار است روز سه شنبه، ۱۳ آذر، تجمعی را در دانشگاه تهران برگزار نمایند.
در پی بروز اختلافاتی میان دفتر تحکیم و گروهای چپ دانشجویی قرار بر این شد امسال هر گروه برنامه برزگداشت روز دانشجو را به صورت جداگانه برگزار نمایند. با اعلام روز ۱۳ آذر از سوی دانشجویان چپ، دفتر تحکیم وحدت روز ۱۸ آذر را برای تجمع و تریبون آزاد خود انتخاب کرد.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر محورهای پنج گانه این تجمع تلاش برای صلح و مخالفت با جنگ افروزان داخلی و خارجی، دفاع از آزادیهای آکادمیک و اعتراض به گسترش فضای سرکوب و اختناق، حمایت از دانشجویان دربند و درخواست آزادی زندانیان سیاسی، اعتراض به سیاست های نا کارآمد دولت نهم و گسترش فقر و فساد و تبعیض، اعلام همبستگی جنبش دانشجویی با جنبش زنان، کارگران، معلمان و اقوام خواهد بود.
دفتر تحکیم وحدت از کلیه انجمن های اسلامی زیرمجموعه خود درخواست کرده است تمام تلاش خود را به منظور برگزاری هر چه باشکوه تر این برنامه انجام دهند. اخبار تکمیلی درخصوص تجمع و تریبون آزاد دفتر تحکیم وحدت در روز ۱۸ آذر متعاقبا ارسال خواهد شد. لازم به ذکر است به همین مناسبت دانشجویان چپ دانشگاه های تهران قرار است روز سه شنبه، ۱۳ آذر، تجمعی را در دانشگاه تهران برگزار نمایند.
در پی بروز اختلافاتی میان دفتر تحکیم و گروهای چپ دانشجویی قرار بر این شد امسال هر گروه برنامه برزگداشت روز دانشجو را به صورت جداگانه برگزار نمایند. با اعلام روز ۱۳ آذر از سوی دانشجویان چپ، دفتر تحکیم وحدت روز ۱۸ آذر را برای تجمع و تریبون آزاد خود انتخاب کرد.
باقی ممنوعالملاقات شد؛ خانوادهاش متهم
عمادالدین باقی» رییس دربند انجمن دفاع از حقوق زندانیان، ممنوعالملاقات شد. این در حالی است که باقی در آخرین ملاقات خود با خانوادهاش گفته بود که در مورد روند بازجویی و پرونده خود به پنج نفر از مسئولان نامه نوشته و اعلام کرده است که در صورت تداوم روند کنونی چارهای جز اعتصاب غذا نخواهد داشت. «فاطمه کمالی احمد سرایی» همسر باقی، روز دوشنبه در گفتگو با خبرنگار نوروز از حضور خود در زندان و باخبر شدن از ممنوعالملاقات شدن باقی گفته است.
- خانم کمالی! امروز در زمانی که برای ملاقات با آقای باقی به زندان رفتید، چه برخوردی با شما شد و چگونه از ممنوعالملاقات شدن ایشان مطلع شدید
بعد از ملاقات نامناسب قبلی که داشتیم و به خاطر نگرانی بیش از اندازه خانواده درباره سلامت باقی، علیرغم اینکه به هیچوجه نه تمایل به ملاقات کابینی و نه توان جسمی لازم برای این کار را داشتم، عزم جزم این دیدار کردم. به همراه فرزند ارشدم و مادر و خواهر باقی به ملاقات رفتیم. اسامی ما نوشته شد و بعد از طی قریب به ۵۰ پله به طبقه ملاقات کابینی رسیدیم. این در صورتی بود که قبلا بیماری زانوی خود را به وسیله وکیل محترممان به شعبه یکم دادگاه امنیت گزارش کرده و حتی گواهی پزشک متخصص را برای ارائه به دادگاه آماده کرده بودم.
متاسفانه در سالن ملاقات کابینی جز رنجی که از مسائل و مشکلات ملاقاتکنندگان شنیدیم و دیدیم چیزی نصیبمان نشد، سه بار هر بار ۲۰ دقیقه پردهها بالا و پایین رفت و باقی را نیاوردند وبعد از سؤال کردن از اینکه «چرا ما را معطل گذاشتهاید؟»، گفتند:«به پایین بروید، باقی ممنوعالملاقات است». وقتی از مسئول مربوطه در سالن پایین سؤال کردیم:«چرا باقی ممنوع الملاقات است؟»، گفت:«به خاطر مسالهای که در ملاقات قبلی پیش آمد، با مسئول شعبه یکم امنیت تلفنی صحبت کردیم و ایشان گفتند که ملاقات ندهید و بگویید به شعبه مراجعه کنند» و وقتی پرسیدیم:«چرا؟» گفتند: «از اینجا به دادگاه شکایت بردهاند و امضا کردهاند و در نتیجه ملاقات شما را قطع نمودهاند».
شگفتزده شده بودیم. در برخورد نامناسبی که در جلسه ملاقات قبلی با ما شده بود یکی از آن مامور امنیتی مدام به خواهر باقی میگفت:«از ما شکایت نکنید. ببینید! ما شما را تا ایجا همراهی کردهایم (منظور مکان ترک سالن ملاقات) و از اینجا به بعد با ماموران زندان است و آنها اینگونه رفتار میکنند». ما هم شکایت نکردیم، چون مرجعی برای رسیدگی عادلانه نمیشناختیم اما زودتر از ما همان کسانی که ما را تشویق به شکایت نکردن از خود میکردند، علیه ما شکایت بردند. وااسفا!از این همه مظلومیت و از آن همه بیداد. ما انتظار دلجویی از آنها را نداشتیم، اما شکایت و پروندهسازی علیه دختران باقی دیگر آن روی سکه است.
قطع ممنوعیت دیدار ما با باقی این مثل را به یاد میآورد که هرکس زودتر به قاضی رود، راضی بر میگردد. جالب است در زمان گشتن و بازدید بدنی از فرزندان من و اسائه ادب به آنها، چهار پنج نفر بیشتر حضور نداشتند و بعد با فراخواندن چند سرباز باتوم به دست آنها ما را تا بیرون در زندان همراهی کردند. چگونه است که گفته میشود شکایتی که تنظیم شده، با تعداد زیادی امضا همراه بوده است. لطفا کسی به ما بگوید باید به چه کسی شکایت کنیم و از طرف چه کسی برای رسیدگی مدد بخواهیم؟، مایلم بدانم جرم همسر من چیست که اکنون به خاطر یک ملاقات فرزندان با پدرشان برای آنها نیز جک ساخته میشود؟ آیا اینکه دختری نگذاشت او را به شکل فجیعی بگردند و اعتراض خود را با صدای بلند برای مظلومیت بلند کرد، جرم است؟
ما نگرانی عمیق خود را نسبت به وضعیت سلامت آقای باقی اعلام میکنیم و با توجه به اینکه ایشان بسیار ضعیف و لاغر شده بودند و در ملاقات پیشین اشاره به شکنجه سفید در مورد خود داشتند، قطع ملاقات را هیچ چیزی جز جلوگیری از اطلاعرسانی به وسیله خانواده نمیدانیم. آقای باقی خود با اعتصاب غذا هرگز موافق نبود؛ چه راهی بر او گشوده شده است که این نقض آشکار از اعتقاد خود را تنها راه ممکن دیده است؟ در وضعیت بیخبری ما هر اتفاقی برای او بیفتد، از نظر ما همه مسئولان متهمند. زیرا همه فشار روحی برای یک زندانی و خانوادهاش و بیتفاوت از کنار موضوع گذشتن را شایسته مسئولانی که باقی برای آنها نامه نوشت و مسئولان دیگری که مورد خطاب قرار نگرفتهاند اما واقف به موضوع هستند، نمیدانیم. هرچند همیشه به خدا پناه بردهایم و این شایستهترین کار است اما این شایسته کشوری اسلامی نیست که از دست نهادهای حکومتی آن مدام به خدا پناه ببرند.
- آیا تاکنون مسئولان به نامه آقای باقی پاسخ دادهاند؟
تا حالا به نامههای باقی پاسخ داده نشده چرا که ایشان هنوز در سلول بسته وتحت بازجویی به سر میبرد.
نوروز
- خانم کمالی! امروز در زمانی که برای ملاقات با آقای باقی به زندان رفتید، چه برخوردی با شما شد و چگونه از ممنوعالملاقات شدن ایشان مطلع شدید
بعد از ملاقات نامناسب قبلی که داشتیم و به خاطر نگرانی بیش از اندازه خانواده درباره سلامت باقی، علیرغم اینکه به هیچوجه نه تمایل به ملاقات کابینی و نه توان جسمی لازم برای این کار را داشتم، عزم جزم این دیدار کردم. به همراه فرزند ارشدم و مادر و خواهر باقی به ملاقات رفتیم. اسامی ما نوشته شد و بعد از طی قریب به ۵۰ پله به طبقه ملاقات کابینی رسیدیم. این در صورتی بود که قبلا بیماری زانوی خود را به وسیله وکیل محترممان به شعبه یکم دادگاه امنیت گزارش کرده و حتی گواهی پزشک متخصص را برای ارائه به دادگاه آماده کرده بودم.
متاسفانه در سالن ملاقات کابینی جز رنجی که از مسائل و مشکلات ملاقاتکنندگان شنیدیم و دیدیم چیزی نصیبمان نشد، سه بار هر بار ۲۰ دقیقه پردهها بالا و پایین رفت و باقی را نیاوردند وبعد از سؤال کردن از اینکه «چرا ما را معطل گذاشتهاید؟»، گفتند:«به پایین بروید، باقی ممنوعالملاقات است». وقتی از مسئول مربوطه در سالن پایین سؤال کردیم:«چرا باقی ممنوع الملاقات است؟»، گفت:«به خاطر مسالهای که در ملاقات قبلی پیش آمد، با مسئول شعبه یکم امنیت تلفنی صحبت کردیم و ایشان گفتند که ملاقات ندهید و بگویید به شعبه مراجعه کنند» و وقتی پرسیدیم:«چرا؟» گفتند: «از اینجا به دادگاه شکایت بردهاند و امضا کردهاند و در نتیجه ملاقات شما را قطع نمودهاند».
شگفتزده شده بودیم. در برخورد نامناسبی که در جلسه ملاقات قبلی با ما شده بود یکی از آن مامور امنیتی مدام به خواهر باقی میگفت:«از ما شکایت نکنید. ببینید! ما شما را تا ایجا همراهی کردهایم (منظور مکان ترک سالن ملاقات) و از اینجا به بعد با ماموران زندان است و آنها اینگونه رفتار میکنند». ما هم شکایت نکردیم، چون مرجعی برای رسیدگی عادلانه نمیشناختیم اما زودتر از ما همان کسانی که ما را تشویق به شکایت نکردن از خود میکردند، علیه ما شکایت بردند. وااسفا!از این همه مظلومیت و از آن همه بیداد. ما انتظار دلجویی از آنها را نداشتیم، اما شکایت و پروندهسازی علیه دختران باقی دیگر آن روی سکه است.
قطع ممنوعیت دیدار ما با باقی این مثل را به یاد میآورد که هرکس زودتر به قاضی رود، راضی بر میگردد. جالب است در زمان گشتن و بازدید بدنی از فرزندان من و اسائه ادب به آنها، چهار پنج نفر بیشتر حضور نداشتند و بعد با فراخواندن چند سرباز باتوم به دست آنها ما را تا بیرون در زندان همراهی کردند. چگونه است که گفته میشود شکایتی که تنظیم شده، با تعداد زیادی امضا همراه بوده است. لطفا کسی به ما بگوید باید به چه کسی شکایت کنیم و از طرف چه کسی برای رسیدگی مدد بخواهیم؟، مایلم بدانم جرم همسر من چیست که اکنون به خاطر یک ملاقات فرزندان با پدرشان برای آنها نیز جک ساخته میشود؟ آیا اینکه دختری نگذاشت او را به شکل فجیعی بگردند و اعتراض خود را با صدای بلند برای مظلومیت بلند کرد، جرم است؟
ما نگرانی عمیق خود را نسبت به وضعیت سلامت آقای باقی اعلام میکنیم و با توجه به اینکه ایشان بسیار ضعیف و لاغر شده بودند و در ملاقات پیشین اشاره به شکنجه سفید در مورد خود داشتند، قطع ملاقات را هیچ چیزی جز جلوگیری از اطلاعرسانی به وسیله خانواده نمیدانیم. آقای باقی خود با اعتصاب غذا هرگز موافق نبود؛ چه راهی بر او گشوده شده است که این نقض آشکار از اعتقاد خود را تنها راه ممکن دیده است؟ در وضعیت بیخبری ما هر اتفاقی برای او بیفتد، از نظر ما همه مسئولان متهمند. زیرا همه فشار روحی برای یک زندانی و خانوادهاش و بیتفاوت از کنار موضوع گذشتن را شایسته مسئولانی که باقی برای آنها نامه نوشت و مسئولان دیگری که مورد خطاب قرار نگرفتهاند اما واقف به موضوع هستند، نمیدانیم. هرچند همیشه به خدا پناه بردهایم و این شایستهترین کار است اما این شایسته کشوری اسلامی نیست که از دست نهادهای حکومتی آن مدام به خدا پناه ببرند.
- آیا تاکنون مسئولان به نامه آقای باقی پاسخ دادهاند؟
تا حالا به نامههای باقی پاسخ داده نشده چرا که ایشان هنوز در سلول بسته وتحت بازجویی به سر میبرد.
نوروز
فريادي بر ” عدالت بازها”
سنگ هاي زندانم را به دوش ميكشم
به سان فرزند مريم كه صليبش را ،
و نه بسان شما؛
كه دسته شلاق دژخيمان را ميتراشيد
از استخوان برادرتان
ورشته تازيانه ي جلادتان را ميبافيد
از گيسوان خواهرتان
ونگين به دسته شلاق خودكامه گان مي نشانيد
ازدندانهاي شكسته پدرتان
(شاملو)
از :من
به : شيرين عبادي ، ناصر زرافشان وهمه وكلاي مدافعي كه خودشان را ميفروشند
به شما كه آرامش خودرا با اسارت ديگران تأمين ميكنيد. و ازگفتگوي بي شرط به جلادان عار نداريد.
به شما كه سرنوشت انسان را با ژست هاي دانش آموختگان بي رنج، پشت ميزهاي كارتان به بازي ميگيريد.
به شما كه حريم كلمات را درمعامله شهرت يابي خويش ميدريد و واژه ها را چنان واژگون ميكنيد،كه گويي نوزادان افكار تاجر پيشه تان اند.
چگونه است كه در اين سرزمين پاكي هاي و رشادت هاي تاريخي زير پرچم حاكمان مرگ فروش درس عدالت رانردبان ترقي ميكنيد؟:
چگونه آرام داريد وقتي فرزندان اين ميهن تنها به دليل اينكه ”آزادي” را فرياد كنند به اسارت برده ميشوند؟
چگونه با وجدان خود مدارا ميكنيد كه ”زهرا” ها از فرط دنائت نرينه هاي بسيجي به جاي گرفتن تخصص پزشكي خود به استقبال مرگ ميروند؟
نميتوان باوركرد كه درحجم درسهايي كه آموخته ايد ، درسي از انسانيت نبوده باشد.
چگونه چشم هاي خودرا برآنچه حكومت بر سراين مردم ميآورد مي بنديد؟
آيا تاكنون به اين فكر كرده ايد چرا وچگونه به اين كرسي دست يافته ايد؟
درچهارچوبه انسانيت ارزشهايي نهفته است كه وقتي درپوش آنرا تئوريزه شده مدفون ميكني ديگر هرگـز بازش نمي يابي .
بي حيرت به من نگاه كنيدبدون اينكه برايم طرحي از نابودي داشته باشيد. من كسي نيستم جز كسي كه اين حرفها را با شما دارد.
و اما حرف آخر، اگر ميخواهيد كه هم سرنوشت كسانيكه تك تك به خلق بايدجواب اعمالشان را بدهند نباشيد، ازمشاطه گري موذيانه و منفعت طلبانه تان و از همدستي با ديكتاتور وجلاد هايش و همه دار ودسته زندان وشكنجه، به اسم هاي شيك و با پوش خطر و تهديد وفلان وبهمان برداريد.
به اين فكر كنيد كه چگونه بايد حق اين ملت را از حلقوم اين جانيان روزگار بيرون بكشيد.
از آب كشي صورتها و دستهاي نجس وبه خو ن آغشته ظالمان دوران دست برداريد.
وباز به اين فكر كنيد كه قانونمندي جوانان پيشروي است ، ما راه را باز خواهيم كرد، لاجرم آنهايي كه بهر دليل سنگ راهمان شده اند را چنان زير پاهايمان پودرخواهيم كرد، كه حتي به عنوان ذره اي درزمين نقش نخواهند داشت.
ما انتقام استخوانهاي برادرانمان و گيسوان خواهرانمان ودندانهاي پدرانمان و اشك وآه مادران مان را خواهيم گرفت.
و آنرا درسي خواهيم كرد كه كانون آموزش ” عدالت بازها” را به آتش خواهد كشيد. به اين ايمان داشته باشيد.
درود بر كساني كه هرگز شما را باورنكردند.
صباصبحي
http://www.rangefaryad.blogfa.com/
به سان فرزند مريم كه صليبش را ،
و نه بسان شما؛
كه دسته شلاق دژخيمان را ميتراشيد
از استخوان برادرتان
ورشته تازيانه ي جلادتان را ميبافيد
از گيسوان خواهرتان
ونگين به دسته شلاق خودكامه گان مي نشانيد
ازدندانهاي شكسته پدرتان
(شاملو)
از :من
به : شيرين عبادي ، ناصر زرافشان وهمه وكلاي مدافعي كه خودشان را ميفروشند
به شما كه آرامش خودرا با اسارت ديگران تأمين ميكنيد. و ازگفتگوي بي شرط به جلادان عار نداريد.
به شما كه سرنوشت انسان را با ژست هاي دانش آموختگان بي رنج، پشت ميزهاي كارتان به بازي ميگيريد.
به شما كه حريم كلمات را درمعامله شهرت يابي خويش ميدريد و واژه ها را چنان واژگون ميكنيد،كه گويي نوزادان افكار تاجر پيشه تان اند.
چگونه است كه در اين سرزمين پاكي هاي و رشادت هاي تاريخي زير پرچم حاكمان مرگ فروش درس عدالت رانردبان ترقي ميكنيد؟:
چگونه آرام داريد وقتي فرزندان اين ميهن تنها به دليل اينكه ”آزادي” را فرياد كنند به اسارت برده ميشوند؟
چگونه با وجدان خود مدارا ميكنيد كه ”زهرا” ها از فرط دنائت نرينه هاي بسيجي به جاي گرفتن تخصص پزشكي خود به استقبال مرگ ميروند؟
نميتوان باوركرد كه درحجم درسهايي كه آموخته ايد ، درسي از انسانيت نبوده باشد.
چگونه چشم هاي خودرا برآنچه حكومت بر سراين مردم ميآورد مي بنديد؟
آيا تاكنون به اين فكر كرده ايد چرا وچگونه به اين كرسي دست يافته ايد؟
درچهارچوبه انسانيت ارزشهايي نهفته است كه وقتي درپوش آنرا تئوريزه شده مدفون ميكني ديگر هرگـز بازش نمي يابي .
بي حيرت به من نگاه كنيدبدون اينكه برايم طرحي از نابودي داشته باشيد. من كسي نيستم جز كسي كه اين حرفها را با شما دارد.
و اما حرف آخر، اگر ميخواهيد كه هم سرنوشت كسانيكه تك تك به خلق بايدجواب اعمالشان را بدهند نباشيد، ازمشاطه گري موذيانه و منفعت طلبانه تان و از همدستي با ديكتاتور وجلاد هايش و همه دار ودسته زندان وشكنجه، به اسم هاي شيك و با پوش خطر و تهديد وفلان وبهمان برداريد.
به اين فكر كنيد كه چگونه بايد حق اين ملت را از حلقوم اين جانيان روزگار بيرون بكشيد.
از آب كشي صورتها و دستهاي نجس وبه خو ن آغشته ظالمان دوران دست برداريد.
وباز به اين فكر كنيد كه قانونمندي جوانان پيشروي است ، ما راه را باز خواهيم كرد، لاجرم آنهايي كه بهر دليل سنگ راهمان شده اند را چنان زير پاهايمان پودرخواهيم كرد، كه حتي به عنوان ذره اي درزمين نقش نخواهند داشت.
ما انتقام استخوانهاي برادرانمان و گيسوان خواهرانمان ودندانهاي پدرانمان و اشك وآه مادران مان را خواهيم گرفت.
و آنرا درسي خواهيم كرد كه كانون آموزش ” عدالت بازها” را به آتش خواهد كشيد. به اين ايمان داشته باشيد.
درود بر كساني كه هرگز شما را باورنكردند.
صباصبحي
http://www.rangefaryad.blogfa.com/
Monday, December 3, 2007
بيانيه جبهه متحد دانشجويي به مناسبت 16 آذر روز دانشجو
خبرگزاري جبهه متحد دانشجويي:
از آن دمي كه در 16 آذر 32 جنبش دانشجويي ايران خواب خوش حكومت نظامي را آشفته ساخت تا روزگاري كه درآبان 57 چهره دانشگاه با فرياد وخون دانشجو بهم آميخت و تا سپيده ي سرخ فام 18 تير 78 كه با نوزايي جنبش دانشجويي هيمنه استبداد بلرزه درآمد و تا روزهاي تلخ جاري كه دانشگاه يكه و تنها دربرابر تفرعن نظاميان بپاخاسته است جملگي حكايت گل واژه آزادي در مسلخ دشت تيره ي خفقان وديكتاتوري است .
و امروزكه خودكامان آزادي ستيز ازداخل و خارج دانشگاه برپيكر نحيف اين جنبش زخم مي زنند و ناجوانمردانه يكان يكان ستارگان دانشگاه را آماج كينه توزي وبدخواهي قرارداده اند. جنبش دانشجويي همچنان زنده وايستاده است.
جنبش دانشجويي ايستاده است تا ازحق مشاركت شهروندان درتعيين سرنوشت سياسي خود دفاع كند.
جنبش دانشجويي ايستاده است تا نسبت به سياست هاي برباد دهنده كشوروكيان ملت وافزايش سركوب انديشه ورزان وآگاهان منتقد يا مخالف دولت اعتراض كند.
جنبش دانشجويي ايستاده است تا دربرابر فقروبي عدالتي روبه تزايد حاكم برجامعه وفساد مالي سياسي حكومتگران فرياد برآورد.
جنبش دانشجويي ايستاده است تا نسبت به حكمفرمايي سكوت گورستاني بر كشور وبردن ملت ستمديده ايران به دامن جنگ خانمانسوزي ديگر خاموش ننشيند.
جنبش دانشجويي ايستاده است تا نداي صلح طلبي ، آزادي خواهي وعدالت جويي ملت ايران را كه در طنين مارش جنگي چكمه پوشان وفريب وتزويرپوپوليستهاي حاكم مستورمانده است هويدا سازد.
جنبش دانشجويي ايستاده است تا نسبت به دربند كشيدن فرزندان دانشگاه همچون طبرزدي ، باطبي، منصوري ، توكلي ، قصابان،عزيزي ، نيكو نسبتي ، پورآقايي ،خرسندي ، كمانگر، ياسر گلي وفعالان كارگري نظير اسانلو ، مددي ، صالحي و فعالان مطبوعاتي نظير بوتيمار ، حسن پور ، باقي وفعالان زنان نظيرصفارزاده ، عبدي ، حسين خواه و... دهها شهروند نامداريا گمنام دربند ديگر فرياد اعتراض سردهد.
امروزبه پاس داشت خون شريعت رضوي ، قندچي و بزرگ نيا و گرامي داشت روز دانشجو ازدانشجويان دانشگاه ها دعوت مي كنيم تا با آيين هاي اعتراضي و حضور درمراسم كليه گروههاي دموكراسي خواه اين روز را زنده نگاه دارند.
ازخاكسترهرسركوب ققنوس وار سرمي كشيم تا بر ستم كشيدگان ميهن بشارت دهيم تا ردي ازظلم واستبداد پابرجاست دربرابرآن صف مي كشيم وتا فرارسيدن روشناي آزادي آرام نخواهيم نشست.
11آذر86
جبهه متحد دانشجويي
از آن دمي كه در 16 آذر 32 جنبش دانشجويي ايران خواب خوش حكومت نظامي را آشفته ساخت تا روزگاري كه درآبان 57 چهره دانشگاه با فرياد وخون دانشجو بهم آميخت و تا سپيده ي سرخ فام 18 تير 78 كه با نوزايي جنبش دانشجويي هيمنه استبداد بلرزه درآمد و تا روزهاي تلخ جاري كه دانشگاه يكه و تنها دربرابر تفرعن نظاميان بپاخاسته است جملگي حكايت گل واژه آزادي در مسلخ دشت تيره ي خفقان وديكتاتوري است .
و امروزكه خودكامان آزادي ستيز ازداخل و خارج دانشگاه برپيكر نحيف اين جنبش زخم مي زنند و ناجوانمردانه يكان يكان ستارگان دانشگاه را آماج كينه توزي وبدخواهي قرارداده اند. جنبش دانشجويي همچنان زنده وايستاده است.
جنبش دانشجويي ايستاده است تا ازحق مشاركت شهروندان درتعيين سرنوشت سياسي خود دفاع كند.
جنبش دانشجويي ايستاده است تا نسبت به سياست هاي برباد دهنده كشوروكيان ملت وافزايش سركوب انديشه ورزان وآگاهان منتقد يا مخالف دولت اعتراض كند.
جنبش دانشجويي ايستاده است تا دربرابر فقروبي عدالتي روبه تزايد حاكم برجامعه وفساد مالي سياسي حكومتگران فرياد برآورد.
جنبش دانشجويي ايستاده است تا نسبت به حكمفرمايي سكوت گورستاني بر كشور وبردن ملت ستمديده ايران به دامن جنگ خانمانسوزي ديگر خاموش ننشيند.
جنبش دانشجويي ايستاده است تا نداي صلح طلبي ، آزادي خواهي وعدالت جويي ملت ايران را كه در طنين مارش جنگي چكمه پوشان وفريب وتزويرپوپوليستهاي حاكم مستورمانده است هويدا سازد.
جنبش دانشجويي ايستاده است تا نسبت به دربند كشيدن فرزندان دانشگاه همچون طبرزدي ، باطبي، منصوري ، توكلي ، قصابان،عزيزي ، نيكو نسبتي ، پورآقايي ،خرسندي ، كمانگر، ياسر گلي وفعالان كارگري نظير اسانلو ، مددي ، صالحي و فعالان مطبوعاتي نظير بوتيمار ، حسن پور ، باقي وفعالان زنان نظيرصفارزاده ، عبدي ، حسين خواه و... دهها شهروند نامداريا گمنام دربند ديگر فرياد اعتراض سردهد.
امروزبه پاس داشت خون شريعت رضوي ، قندچي و بزرگ نيا و گرامي داشت روز دانشجو ازدانشجويان دانشگاه ها دعوت مي كنيم تا با آيين هاي اعتراضي و حضور درمراسم كليه گروههاي دموكراسي خواه اين روز را زنده نگاه دارند.
ازخاكسترهرسركوب ققنوس وار سرمي كشيم تا بر ستم كشيدگان ميهن بشارت دهيم تا ردي ازظلم واستبداد پابرجاست دربرابرآن صف مي كشيم وتا فرارسيدن روشناي آزادي آرام نخواهيم نشست.
11آذر86
جبهه متحد دانشجويي
Saturday, December 1, 2007
نامه سرگشاده کارزار آزادی مهندس طبرزدی به دفتر سازمان ملل در تهران
تاریخ :2007/01/12
به دفتر سازمان ملل متحد در تهران
موضوع : بازداشت حشمت الله طبرزدی
با سلام
حشمت الله طبرزدی روزنامه نگار و فعال سیاسی یازدهم نوامبر سال جاری میلادی پس از احضار به دفتر معاونت امنیت داستانی تهران توسط عوامل امنیتی بازداشت و بدون محکومیت قضایی به زندان اوین منتقل شد.
طبرزدی از جمله افرادی است که به دلیل ابراز عقاید خود بارها توسط نهاد های امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت و مورد آزار و اذیت قرار گرفته است . وی آخرین بار توسط دادگاه انقلاب تهران به 14 سال حبس تعزیری و 10 سال محکومیت از حقوق اجتماعی محکوم شد و این حکم در دادگاه تجدید نظر به نیم کاهش یافت و او پس از طی دوران محکومیت اش چندی پیش از زندان آزاد شده بود.
طبرزدی دبیر کل نهادی به نام جبهه دموکراتیک ایران است که در شکل گیری بسیاری از حرکت های آزادی خواهانه نقش داشته است و از این رو وی حتی پس از آزادی از زندان توسط سرویس امنیتی جمهوری اسلامی تهدید شده بود که حق انجام هیچ گونه فعالیت سیاسی را ندارد.
وی در حال حاضر در شرایطی در زندان اوین به سر می برد که هیچ گونه محکومیت قضایی ندارد و بنا بر آنچه که از زندان اوین به گوش میرسد طبرزدی تحت شدیدترین فشاری های ممکن قرار دارد . از جمله اینکه وی از داشتن امکانات اولیه رفاهی در بندی که در آن نگهداری می شود محروم است
ما امضا کنندگان این نامه از سازمان ملل متحد و شخص دبیر کل این سازمان جناب آقای بان کی مون انتظار داریم توجه بیشتری به وضعیت حقوق بشر در ایران داشته باشند . آنچه که انتظار می رود این است که سازمان ملل متحد به عنوان عالی ترین مرجع مدافع حقوق بشر در ایران به کشورهای عضو خود اجازاه ندهد به سادگی حقوق شهروندی مردم خود را زیر پا بگذارند
ما ضمن ابراز نگرانی عمیق نسبت به وضعیت حشمت الله طبرزدی اعلام میکنیم دیگر زندانیان سیاسی ایران نیز وضعیت به مراتب وخیم تر از طبرزدی دارند و عدم توجه به وضعیت نگران کننده ی حقوق بشر در ایران منجر به بروز حوادث ناگواری خواهد شد که مطمئنا سازمان ملل متحد نیز باید در مورد آنها پاسخگو باشد
از شما تقاضا داریم به اعمال فشار بر حکومت تهران موجبات آزادی طبرزدی و دیگر زندانیان سیاسی را فراهم آورید.
ارادتمند
جمعی
دانشجویان،فعالین سیاسی وحقوق بشری
به دفتر سازمان ملل متحد در تهران
موضوع : بازداشت حشمت الله طبرزدی
با سلام
حشمت الله طبرزدی روزنامه نگار و فعال سیاسی یازدهم نوامبر سال جاری میلادی پس از احضار به دفتر معاونت امنیت داستانی تهران توسط عوامل امنیتی بازداشت و بدون محکومیت قضایی به زندان اوین منتقل شد.
طبرزدی از جمله افرادی است که به دلیل ابراز عقاید خود بارها توسط نهاد های امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت و مورد آزار و اذیت قرار گرفته است . وی آخرین بار توسط دادگاه انقلاب تهران به 14 سال حبس تعزیری و 10 سال محکومیت از حقوق اجتماعی محکوم شد و این حکم در دادگاه تجدید نظر به نیم کاهش یافت و او پس از طی دوران محکومیت اش چندی پیش از زندان آزاد شده بود.
طبرزدی دبیر کل نهادی به نام جبهه دموکراتیک ایران است که در شکل گیری بسیاری از حرکت های آزادی خواهانه نقش داشته است و از این رو وی حتی پس از آزادی از زندان توسط سرویس امنیتی جمهوری اسلامی تهدید شده بود که حق انجام هیچ گونه فعالیت سیاسی را ندارد.
وی در حال حاضر در شرایطی در زندان اوین به سر می برد که هیچ گونه محکومیت قضایی ندارد و بنا بر آنچه که از زندان اوین به گوش میرسد طبرزدی تحت شدیدترین فشاری های ممکن قرار دارد . از جمله اینکه وی از داشتن امکانات اولیه رفاهی در بندی که در آن نگهداری می شود محروم است
ما امضا کنندگان این نامه از سازمان ملل متحد و شخص دبیر کل این سازمان جناب آقای بان کی مون انتظار داریم توجه بیشتری به وضعیت حقوق بشر در ایران داشته باشند . آنچه که انتظار می رود این است که سازمان ملل متحد به عنوان عالی ترین مرجع مدافع حقوق بشر در ایران به کشورهای عضو خود اجازاه ندهد به سادگی حقوق شهروندی مردم خود را زیر پا بگذارند
ما ضمن ابراز نگرانی عمیق نسبت به وضعیت حشمت الله طبرزدی اعلام میکنیم دیگر زندانیان سیاسی ایران نیز وضعیت به مراتب وخیم تر از طبرزدی دارند و عدم توجه به وضعیت نگران کننده ی حقوق بشر در ایران منجر به بروز حوادث ناگواری خواهد شد که مطمئنا سازمان ملل متحد نیز باید در مورد آنها پاسخگو باشد
از شما تقاضا داریم به اعمال فشار بر حکومت تهران موجبات آزادی طبرزدی و دیگر زندانیان سیاسی را فراهم آورید.
ارادتمند
جمعی
دانشجویان،فعالین سیاسی وحقوق بشری
Subscribe to:
Posts (Atom)