Tuesday, October 9, 2007

نه به ديكتاتوري/ جبهه متحد دانشجوئی

با گذشت دو سال از راهبرد سركوب عريان بعنوان مشي نوين حكومت گران در برابر مطالبات مردمي، آثار شكست اين سياست درعرض چند هفته وطي دو چالش بين المللي و داخلي دربرابرچشمان مجري اين شيوه نمايان شد. احمدي نژاد ودستيارانش مي بايست ازآنچه در روز16 مهر دردانشگاه تهران گذشت عبرت بگيرند وبا سرسپردن به خواست هاي آزاديخواهان ايران بيش از اين در مسير دمكراسي خواهي ملت كارشكني نكنند. اگرنهادهاي امنيتي در سال گذشته با دانشجويان بي گناه و آزاده پلي تكنيك برخورد غيرانساني واسف انگيزي نموده و آنان را درحالي كه ماههاست در اسارت به سرمي برند آزاروشكنجه نمودند .اگر دستگاه تبليغي حكومت دروغ هاي آشكارنماينده خود در دانشگاه كلمبيا را به عنوان پيروزي سياست هايش ترويج مي كند. اگر در سالروز 18 تير دانشجويان را به جرم تظلم خواهي به بند مي كشند.
حركت دانشجويان درروز 16 مهر در دانشگاه تهران و در برابر صف طويل نيروهاي نظامي – امنيتي نشان داد . تصوير حقيقي ايران امروز چيست؟ دانشجويان آزاده ايران بارديگر ازوراي سرنيزه ها وغل وزنجيراستبداد فرياد خود را در پهنه ايران زمين و افكارعمومي جهان طنين افكن نموده اند. تا بگويند درعصرزوال ديكتاتورها تسليم حاكميت استبدادي ومنش ديكتاتوري با رنگ و لعاب ديني نخواهندشد.شايسته است حكومتگران با شنيدن طنين اين فرياد ازاوهام قرون وسطايي و خواب سنگين چندين وچند ساله خود بيدار شوند و بجاي تداوم شيوه هاي نخ نما شده سركوب و پروژه سازي برضد دانشجويان به بازنگري دررويه هاي ناسالم حكومتي بپردازند.
وقت آن است بند هاي زندان هاي پيدا و پنهان را گشوده و به حبس آزاديخواهان پايان دهند.
وقت آن است به جاي محدود كردن مطبوعات وتلاش 24ساعته درپمپاژجهل وخرافه ازصداوسيماي خود رسانه هاي را ازقيد سانسور رها كنند.
وقت آن است بجاي نسخه پيچيدن براي ديگر ملت هاي منطقه به خواست رفراندوم آزاد تحت نظارت نهادهاي بين المللي تن دردهند.
وقت آن است به جاي سركوب كارگران و معلمان حق اين اقشار را در تشكيل سنديكا واتحاديه هاي صنفي به رسميت شناسند وبه جاي انگ زدن امنيتي به هرجنبش اجتماعي به فرياد ملتي برسند كه خط فقرروز به روزدرآن جامعه در حال گسترش است.
جبهه متحد دانشجويي ضمن اعلام همبستگي خود با همه مبارزاني كه درمسير حقوق انساني ملت گام برمي دارند . حمايت خود ازخواست هاي برحق جنبش دانشجويي به ويژه آزادي دانشجويان وجوانان دربند ازجمله سپيده پورآقايي،عباس خرسندي ، منصورفرجي ، قاسم شيرزاديان ، بهرام راسخي ، ميثم رودكي، احسان منصوري، مجيد توكلي و احمد قصابان اعلام مي نمايد.
زنده باد آزادي – گسسته باد زنجيراستبداد
برقرارباد دمكراسي
17 مهر 1386

Monday, October 8, 2007

دیکتاتور رسواتر شد

دانشجویان دلیروآزادیخواه امروزدردانشگاه تهران با اجرای مراسم تیریبون آزاددرمقابل سالن مراسم حکومتی احمدی نژاد( دیکتاتورکوچک)را ر سواتر از گذشته کردندواین حرکت مهم درحالی انجام شد که جو امنیتی شدیددردانشگاه وخیابانهای اطراف آن حاکم شده بود.نیروهای وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران به همراه انصارحزب الله ولباس شخصیهاو بسیجیها برای سرکوب دانشجویان وبازداشت آنها حضور گسترده داشتند.
گارد ویژه پلیس با باتون وسپر دربرابر در اصلی دانشگاه آرایش نظامی گرفته بود وبه ضرب و شتم دانشجویانی که می خواستن وارد دانشگاه بشوند می پرداخت وبه دانشجویان داخل چنگ و دندان نشان میدادن ،برای پراکنده کردن دانشجویان گاز اشک آور پرتاب کردن وبا باتون به تجمعها حمله کردن.
حراستیها و اطلاعاتیهااز دانشجویان شجاع ما فیلم وعکس میگرفتن تا برای آنها پرونده بسازن وستاره دارشان بکنن. علیرغم تمامی این ترفندها هزاران دانشجو امروز در دانشگاه تهران شعار مرگ بر استبداد ومرگ بر دیکتاتور سرداده وسرود زنده باد آزادی خواندند
دانشجویان هوادار جبهه دمکراتیک ایران
(شاخه دانشگاه تهران)

Sunday, October 7, 2007

بار ديگر ” مرگ بر ديكتاتور” را يكصدا فرياد كنيم !

حضور احمدي نژاد د ر دانشگاه تهران را محكوم كرده و عليه آن ايستادگي مي كنيم.



وعده ما 16 مهرماه در دانشگاه تهران

بار ديگر ” مرگ بر ديكتاتور” را يكصدا فرياد كنيم !



دانشجويان و دانشگاهيان آگاه ,

بنابر اخبار منتشره روز دوشنبه 16 مهرماه قرار است رئيس جمهور فاشيست جمهوري اسلامي , محمود احمدي نژاد, جهت ايراد سخنراني در تالار علامه اميني در دانشگاه تهران شركت كند. پيش از اين رئيس انتسابي دانشگاه تهران عميد زنجاني در مصاحبه اي به دانشجويان متذكر شده بود كه از حوادث اميركبير در سال گذشته و ايراد سخنراني احمدي نژاد در آنجا درس عبرت بگيرند.

اين برنامه و سخنراني از سوي نهادهاي ولي فقيه در دانشگاه در شرايطي تدبير شده است كه در سال تحصيلي جديد , دولت مهرورز نهم تهاجمات سركوبگرانه خود عليه دانشجويان در دانشگاه را افزايش داده است و پس از حوادث پر فراز و نشيب سال گذشته از ستاره دار كردن دانشجويان , صدور احكام پي در پي محروميت از تحصيل , اخراج و بازنشسته اجباري تعدادي از اساتيد مستقل و دگرانديش در دانشگاه , انحلال تعدادي از انجمن هاي اسلامي و توقيف نشريات دانشجويي , ممانعت از استفاده از امكان خوابگاه در دانشگاه هاي تهران و در صدر همه اين حوادث , بازداشت فعالين دانشجويي كه همچنان سه تن از دانشجويان دانشگاه اميركبير آقايان ” احمد قصابان ” , ” احسان منصوري ” و ” مجيد توكلي ” زير فشارهاي جسمي و روحي در بازداشت گاه مخوف اوين در شرايط دشواري بسر مي برند .

دانشجويان دلير

انجمن دانشجويان آزاديخواه ضمن محكوم كردن اين حركت بيشرمانه رئيس جمهور فاشيست و دست نشانده كه با وعده هاي دروغين مهرورزي و آوردن پول نفت بر سر سفره هاي مردم و بهبود وضعيت اجتماعي اقتصادي در كشورمان بر سر كار آمد , به وي و مزد بگيرانش در دانشگاه هشدار مي دهيم كه آنان نيز از حوادث سال گذشته و حركت دليرانه و قهرمانانه دانشجويان پلي تكنيك در مقابل چشمان خود درس عبرت گرفته و بدانند كه دانشجويان همچون گذشته ننگ ذلت را نپذيرفته و از حق آزادي دفاع مي كنند و همصدا با دانشجويان آگاه اميركبير و كلمبيا رودر روي ديكتاتور خواهند ايستاد و رسم مهمان نوازي از رئيس جمهور محبوب فاشيست خود را به بهترين وجه به اجرا خواهند گذاشت.



ياران

دوشنبه 16 مهر روز ماست و ما براي رساندن فريادهاي آزاديخواهانه و دفاع از حقوق به يغما رفته خود و ياران دربندمان، در اين برنامه شركت كرده و با شعارهاي:“ دانشجوي زنداني آزاد بايد گردد“،“دولت احمدي نژاد عامل سركوب و فساد“،“دانشجو مي ميرد ذلت نمي پذيرد“،“مرگ بر ديكتاتور“ و ” ديكتاتور حيا كن , دانشگاه را رها كن ! ” صداي خود را به گوش جهانيان و رئيس جمهور “مهرورز” برسانيم.

وعده ما روز دوشنبه 16 مهرماه در تالار علامه اميني دانشگاه تهران...



”ما بر سر شعار “مرگ بر ديكتاتور- زنده باد آزادي“ همچون گذشته به هر بها و هزينه ايي ايستاده ايم”



”برافراشته باد پرچم جنبش دانشجويي”

انجمن دانشجويان آزاديخواه

14 مهرماه 1386

Friday, October 5, 2007

رنجنامه خانواده ی دانشجویان زندانی

خانواده های مجید توکلی،احمد قصابان و احسان منصوری طی رنجنامه ای افشاگرانه خطاب به آیت الله هاشمی شاهرودی ،آنچه را که در زندان بر این سه دانشجو رفته است را آشکار نمودند.در این نامه که با گذشت ۸۰ روز از بازداشت این سه نفر نوشته شده است به آزارهای جسمی و روانی که در زندان رخ داده است اشاره شده و از قوه قضاییه درخواست پیگیری این وضعیت شده است.


متن این نامه به شرح زیر می باشد.
بسمه تعالی
لایحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم

ریاست محترم قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران
جناب آقای هاشمی شاهرودی
با سلام و تحیت
این چهارمین نامه ای است که پس از گذشت حدود ۸۰ روز از بازداشت فرزندانمان خطاب به حضرتعالی می نگاریم.
همان طور که می دانید طی نامه های گذشته نگرانی خود را نسبت به آزار و اذیت جسمی و روحی فرزندانمان در جهت گرفتن اعتراف از آنان به گناه ناکرده اعلام نمودیم و از حضرتعالی درخواست نمودیم به عنوان عالی ترین مقام قضایی کشور مانع از تحقق چینن روندی شوید.هم اینک از جمع هشت دانشجوی زندانی ۵ تن از آنان آزاد شده ند و سه عزیز ما همچنان در زندان می باشند.

جناب آقای شاهرودی
طی این مدت طولانی هر آنچه از وضعیت فرزندانمان در زندان شنیدیم،هیچ نگفتیم و به امید عدالت دستگاه قضایی و آزادی دلبندانمان لب بر هر سخن شکوه آمیز فرو بستیم ، اما امروز پس از دو جلسه ملاقات و آزادی ۵ دانشجوی دیگر با شنیدن آنچه که بر فرزندانمان در سلول های انفرادی بند ۲۰۹ رفته است از امروز مهر سکوت را شکسته و آنچه که بر آنها رفته است را به شرح زیر به استحضار می رسانیم:
آزارهای روانی :
۱- بازجویی طولانی مدت (۲۴ ساعت مداوم) توسط یک تیم ۷ نفره و نیز بازجویی های گاه و بیگاه شامل نیمه های شب
۲- ارائه اخبار کذب بر دستگیری ،ضرب و شتم و آزار اعضای خانواده و همچنین اخباری مبتنی بر بیماری(سکته قلبی) و انتقال اعضای خانواده به بیمارستان
۳- پخش صداهای آزار دهنده در سلول در زمان استراحت به طوری که مانع خوابیدن دانشجویان می شده است.
۴- توهین های شدید و سخیف به فرد و اعضای خانواده
۵- اهانت به دانشجویان و رفتار نا مناسب توسط نگهبانان بند ۲۰۹
۶- تهدید های مختلف اعم از تهدید به قتل و ضرب و جرح شدید و تهدید به آزار رساندن به اعضای خانواده
۷- ارائه احکام مجعول مانند حکم اخراج والدین از محل کار ، حکم قطعی شلاق ( ۸۰ ضربه ) برای فرد
۸- فرستادن دانشجویان به سلول افراد خطرناک
۹- دادن وعده ی آزادی و تحویل کلیه وسایل دانشجویان دربند و سپس بازگرداندن آنها به سلول انفرادی
آزار های جسمی :
۱- ضرب و شتم شدید توسط هفت بازجو به صورت هم زمان که به بیهوشی و انتقال فرزندانمان به
بهداری بند ۲۰۹ منجر شده است .
۲- ضربه با پا به بازوها ، سینه ، پشت و … ضرب و شتم با مشت و لگد به سر و صورت و پا ها به صورتی که در اثر ضربه دانشجویان از روی صندلی سقوط کرده یا به شدت به دیوار برخورد می کردند .
۳- ضربه زدن روی دستبند به صورتی که آثار کبودی و تورم تا هفته ها روی دست آنها بوده است .
۴- نگهداری در سلول هایی با اندازه های کوچک بطوریکه امکان راه رفتن دراز کردن پا در آن نبوده است
۵- نگهداری در سلول هایی بدون زیر انداز و هیچگونه وسیله دیگری
۶- اجبار به ایستادن متوالی طولانی مدت (۴۸ ساعت )
۷- استفاده از کابل و شلاق برای ضرب و شتم
۸- خواباندن دانشجویان روی زمین و اذیت و آزار توسط تیم هفت نفره باز جویی از جمله فشار بر سر و صورت با پا ، ایستادن روی پا ها و کمر و نشستن روی پشت و کمر.
۹- اجبار به ایستادن روی یک پا بصورت متوالی به مدت طولانی ( ۱۸ ساعت ) .
۱۰- پرتاب کردن و هل دادن به صورتی که به دیوار برخورد کنند
۱۱- ندادن غذا به مدت ۴۸ ساعت .
۱۲- ضرب و شتم شدید حین انتقال به زندان به صورتی که مسئولین بند ۲۰۹ از تحویل گرفتن فرد اجتناب می کردند .
۱۳- اجبار دانشجویان به خواندن مقالات موهن با صدای بلند به طور مداوم و پس از آن اجبار به نوشتن آن مطالب و مقالات از حفظ
۱۴- ممانعت از ویزیت دانشجویان توسط پزشک بند و استفاده از دارو های مورد نیاز
۱۵- اجبار به انجام حرکات طاقت فرسا به مدت طولانی از قبیل نشستن و بلند شدن متوالی ، خم شدن و گرفتن مچ پا و …

جناب آقای شاهرودی
کلمه کلمه آنچه که در بالا آمده است همچون تیری بر قلب ما نشسته است وباز هم این سوال را تکرار می کنیم که مگر یک جوان ۲۲ ساله توان تحمل چه میزان شکنجه و فشار را دارد،گرچه چنین فشارهایی آن هم طی ۸۰ روز برای هیچ کس قابل تحمل نیست .و بازاین سوال را مطرح می کنیم که آیا اعترافاتی که از طریق بدست آید قابل قبول است؟به چه علت دستگاه امنیتی تلاش دارد در حالی که چند جوان مسلمان خود توهین به ائمه(ع) و حجاب را محکوم می کنند با زور به آنها القا نماید که نشریات موهن را منتشر نموده اند و به زور از آنها اعتراف بگیرد.هدف از بررسی این پرونده یافتن حقیقت و ممانعت از تکرار مجدد چنین اتفاقاتی بوده است و یا متهم کردن چند دانشجوی بی گناه به هر قیمت.
آن چه روی داده است آنچنان با قوانین اساسی ،حقوقی، شهروندی ونیز دین و اخلاق فاصله دارد،که دیگر نه جایی برای شکوه کردن از نقض قانون ودین و اخلاق است و نه نایی برای ما برای تکرار مکررات پیشین.تنها این را می دانیم که هر آنچه که در زندان تحت عنوان اعتراف از فرزندانمان اخذ شده است تحت شدید ترین فشارهای روحی و جسمی که به بخشی از آنها در بالا اشاره شد بوده است و هیچ یک از این اعترافات را قبول نداریم و سخنانی از آنها قابل قبول است که در فضای آزاد و بیرون از زندان گفته شود.

جناب آقای شاهرودی
ما و فرزندانمان در انتظار اقدام عدالت جویانه جنابعالی هستیم تا بار دیگر بارقه امید به اجرای عدالت در دلهای سوخته مان روشن شود و باور کنیم که دانشجویان نخبه این کشور که آینده سازان فردای کشورند نه به چشم دشمن و نامحرم و مزاحم که به عنوان میراث داران فردای ایران نگریسته می شوند و هرگز به کسی اجازه داده نمی شود که آنان را به گناه ناکرده متهم کند و تحت فشار وادار به اعترافشان نماید.
بی شک همه ما در پیشگاه خداوند قادر متعال ، وجدان خود و نگاه ناظر مردم پاسخگوی همه اعمال خود خواهیم بود.درخواست ما از جنابعالی آن است که با پی گیری های ویژه، ضمن پایان این روند در بررسی پرونده نشریات دانشجویی جعلی در یکی از زیرمجموعه های دستگاه قضایی اجازه تضییع حق عزیزان دربندمان را ندهید و دستور آزادی آنان را صادر فرمایید.
با تشکر و تجدید احترام

خانواده های سه دانشجوی زندانی :مجید توکلی،احمد قصابان،احسان منصوری

جزئیات تکان دهنده دیگری از شکنجه دانشجویان بازداشت شده فاش شد

یک منبع آگاه جزئیات بیشتری از شرح شکنجه دانشجویان بازداشت شده دانشگاه امیرکبیر جهت اعتراف گیری از ایشان فاش کرد. گفته می شود برخی از این موارد ابتدا در رنجنامه والدین احمد قصابان، مجید توکلی و احسان منصوری ذکر شده بود که بنا به ملاحظاتی در نهایت از این نامه حذف شد.

شنیده ها حاکی از آن است که دانشجویان بازداشت شده مورد انواع و اقسام آزارهای جنسی قرار گرفته اند. بازجوهای وزارت اطلاعات در طول مدت بازجویی، دانشجویان را به شیوه های مختلف مورد اذیت و آزارهای جنسی قرار می دادند. به عنوان نمونه دانشجویان را به پشت روی زمین می خواباندند و لباس هایشان را از تنشان خارج کرده و به شیوه های مختلف مانند بطری نوشابه، تخم مرغ داغ و… آن ها را مورد تهدید قرار می دادند. شدت ضرب و شتم و شکنجه های روحی روانی دانشجویان به حدی بوده که صدای گریه و ناله های ایشان از اتاق های بازجویی و سلول های انفرادی به گوش دوستانشان که در اتاق های بازجویی یا سلول های مجاور قرار داشتند می رسیده است. در اثر آزار و اذیت دانشجویان توسط تیم بازجویی و برخی از نگهبان های بند ۲۰۹ زندان اوین چند نفر دانشجویان در طول مدت بازداشت دست به خودکشی زده اند که آثار این عمل هنوز روی بدن آن ها قرار دارد.

گفتنی است دانشجویان بازداشت شده به صورت مداوم از برخی از اعضای بسیج دانشگاه امیرکبیر و کارکنان اداره کل فرهنگی به عنوان عامل اجرایی جعل نشریات دانشجویی و علیرضا رهایی، رئیس دانشگاه امیرکبیر، به عنوان مسئول این قضیه نام می بردند که به محض نام بردن از دکتر رهایی و اعضای بسیج به شدت از سوی بازجویان مورد اذیت و آزار قرار می گرفتند.

گزارش ها حکایت از آن دارد که دانشجویان بازداشت شده در عین حال که توسط یک تیم ۷ نفره در نیمه های شب بازجویی می شدند و طول زمان بازجویی گاها به بیش از ۱۲ ساعت می رسیده، در تمام طول این مدت اجازه صرف غذا یا نوشیدن آب نداشتند. مگر در مواردی که دانشجویان زیر شکنجه های طاقت فرسا بیهوش می شدند که بازجوها به کمک بهیاران بند ۲۰۹ اوین در حدی که دانشجویان دوباره به هوش بیایند به ایشان آب می دادند. همچنین در طول مدت بازجویی به دانشجویان اجازه رفتن به دستشویی نیز داده نمی شده به حدی که این دانشجویان در چند مورد کنترل خود را از دست داده و به همین خاطر به شدت از سوی بازجویان مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. شدت ضرب و شتم دانشجویان به حدی بوده که گاه لباس های دانشجویان در حین بازجویی پاره می شده است.

همچنین این منبع آگاه به خبرنگار خبرنامه امیرکبیر گفت بازجوها در عین این که دانشجویان را مجبور به انجام طاقت فرسا مانند خم شدن و گرفتن مچ پاها می کردند، چند نفری روی کمر دانشجو سوار می شدند. همچنین در مواردی که دانشجویان در اثر ایستادن های طولانی مدت کنترل خود را از دست داده و به روی زمین سقوط می کردند، بازجوها با گرفتن موها و بلند کردن ایشان، آن ها را مجبور می کردند دوباره سر پا بایستند. از جمله آزارهای روحی روانی دانشجویان این بوده که در مواردی ایشان را به بند اعضای گروه تروریستی القاعده منتقل نموده اند.

تیم بازجویی تلاش زیادی جهت گرفتن اعتراف دروغ مبنی بر انتشار نشریات جعلی توسط دانشجویان بازداشت شده و همچنین ارتباط دادن این غائله با احزاب اصلاح طلبی مانند حزب کارگزاران و سازمان مجاهدین انقلاب داشته اند. علاوه بر این بازجویان تلاش وافری جهت ارتباط دادن غائله نشریات جعلی با انقلاب های مخلمین داشته اند.

همبستگی با کارگران

Oct 4, 2007
(IDF)همبستگی با کارگران / مقاله ای از مهندس طبرزدی دبیر کل جبهه دموکراتیک ایران

کارگران نیشکر هفت تپه مدت هاست برای رسیدن به حقوق قانونی درگیر مبارزات هستند.این کارگران زحمتکش ،به دلیل اینکه چیزی برای آنها نمانده که نگران از دست دادن آن باشند،دست از مبارزه بر نمی دارند.برای اینکه سرمایه داری دولتی حتی از پرداخت دستمزد آنها دریغ می کند.اصولا جنبش های کارگری به همین دلیل،هرگاه برای دریافت حق خود دست به مبارزه می زنند،در مبارزه از سایر جنبش ها جدی تر هستند.زیرا مبارزه ی آنها ،نه به دلیل افکار یا خواسته های انتزاعی که به دلیل مسائل عینی است.آنها از والاترین سرمایه ی خود ،یعنی سلامت و وجود خود،مایه می گذارند.بنابراین انتظار دارند متناسب با این سرمایه گذاری به حقوق خود برسند.هرگاه فردی عزیز ترین سرمایه ی خود را به ودیعه گذاشت ،ضرورتا انگیزه ی لازم برای پاسداری از آن را نیز دارد.همین واقعیت گرایی موجب می شود تا هرگاه جنبش کارگری به حرکت در آید،سرکوب آن عملی نباشد.کارگران زحمتکش ایران به ویژه کارگران نیشکر هفت تپه،نه تنها از حقوق قانونی باز مانده اند،بلکه چند ماه است که دستمزد دریافت نکرده اند.به راستی در چنین شرایط سخت اقتصادی این عزیزان و خانواده های آنها با چه مشکلات عظیمی دست و پنجه نرم می کنند!کسانیکه از خود مایه گذاشته اند،انتظار ندارند همچون اجیر با آنها رفتار شود.این مساله به لحاظ آیین حقوق بشری نیز،به مثابه ی زیر پا گذاشتن اعلامیه ی جهانی حقوق بشر است.

از دیگر سو ماه هاست که آقای اوسانلو و صالحی دو تن از رهبران جنبش کارگری در زندان به سر می برند و جرم آنها این است که از حقوق قانونی خود دم زده اند.پس انگیزه و دلیل کافی برای حمایت از کارگران و همبستگی با جنبش کارگری وجود دارد.ضمن اینکه جنبش کارگری به لحاظ سیاسی نیز ،پشتوانه ی مستحکمی برای جنبش ملی دموکراسی خواهی است.

سایرجنبش ها بویژه جنبش دانشجویی،جنبش فرهنگیان و جنبش زنان و اقوام ،می بایست فرصت را مغتنم شمرده و از کارگران حمایت کنند.این کارگران عزیز ،علی رغم مشکلات و خطرات زیاد،دست از مبارزه بر نداشته و اثبات کرده اند،صلاحیت این را دارند که مورد حمایت قرار بگیرند و حتی پرچم دار مبارزات مسالمت آمیز باشند.

برخی از فعالین به نیت اینکه زمینه ای برای فعالیت پیدا کنند ،علی رغم اینکه اعلام کرده اند در موضع نقد قدرت هستند اما همواره خود را به اصلاح طلبان حکومتی به ویژه حزب مشارکت می چسبانند.در صورتیکه این جناح های حکومتی از جنبش ها صرفا برای به دست آوردن مشروعیت و کشاندن توده ها در پای صندوق های رای استفاده می کنند.پس به جای چسبیدن به احزاب حکومتی بهتر است از جنبش کارگران حمایت کرد که هیچ تعلقی به حکومت ندارد.باید بساط دعا و نیایش را بر چید و از امکانات و تریبون ها برای حمایت از کارگران استفاده کرد.برخی به نام دانشجو در رستوران ها و این سو و آن سو،سفره های افطاری می گسترانند.در صورتیکه دانشجو در شرایط فعلی،شکم خود را به زور سیر می کند،چه رسد به گسترانیدن سفره های لوکس و بی محتوا.باید بساط افطاری را برچید و بساط مبارزه با فقر،بی عدالتی و استبداد را گسترانید.آنچه جنبش دانشجویی نیاز دارد ، تداوم مبارزه ی موثر با استراتژدی معین است.این راهبرد است که زمینه های همبستگی را تقویت می کند.کارگران مبارزان واقعی هستند که برای به دست آوردن نان برای خود و خانواده می جنگند.در حالیکه حق آنان رفاه،امنیت،آموزش،بهداشت و آزادی است .هرگاه جنبش دانشجویان به حمایت عملی از جنبش کارگران بر خیزد و با فریادی رسا ، خواسته های آنان را اعلام کند،امید رهایی در آحاد شهروندان ایرانی تقویت خواهد شد

حشمت طبرزدی
مدیر مسئول هفته نامه توقیف شده
پیام دانشجو

Tuesday, September 11, 2007

فراخوان انجمن دانشجويان آزاديخواه به يک هفته اعتراض در آغاز بازگشايي دانشگاهها/وبلاگ رنگ فریاد

دوستان دانشجو ,
امسال در حالي به پيشواز بازگشايي دانشگاهها مي رويم كه تعدادي از فعالان دانشجويي در زندانهاي مخوف اوين و شهرستانها بسر مي برند.ياران ما بر اثر تازيانه هاي جلادان مجروح و مصدوم در بندها و بهداري 209 اوين بوده و پيگيري پزشكي دانشجويان بيمار و تحت درمان به جايي نرسيده است.
دانشجويان دربند تحت فشارهاي روحي و رواني روزافزون قرار دارند تا دست به اعترافات ساختگي و سناريوهاي از پيش تعيين شده توسط وزارت اطلاعات و انتشار مطالب عليه مذهب نمايند .
از سوي ديگر سعيد مرتضوي دادستان جنايتكار حكومت , حق انعكاس هرگونه خبري از دانشجويان زنداني را از مطبوعات سلب كرده و خانواده فعالان دانشجويي را مورد آماج حملات و تهديدات ماموران امنيتي قرار ميدهند .

ياران ,
انجمن دانشجويان آزاديخواه ضمن تبريك و تهنيت بمناسبت بازگشايي دانشگاهها , خواستار آزادي هر چه سريعتر دانشجويان دربند از زندانهاي مخوف جمهوري اسلامي بوده و تمامي دوستان و همسنگران خود را به يک هفته اعتراض سراسري دعوت مي كند :


1- دراعتراض به ادامه بازداشت ياران دبستاني به مدت يک هفته در کلاس ها شرکت نخواهيم کرد.

2- با ياران در بند خود عهد مي بنديم كه حركتها و جوش و خروش دانشجو در سنگر بيداري يعني دانشگاههاي خود را همواره فروزان نگه داريم.

3- در برابر بازداشتهاي خودسرانه و انواع تحقير ها و فشارهاي ايادي و نمايندگان و نهادهاي حکومتي مي ايستيم و تسليم شرايطي كه آنان حكم مي كنند، نمي شويم.

4- ادامه تحصيل, حق مسلم هر دانشجو مي باشد و ما در سال جديد و از آغاز مجدد بازگشايي دانشگاهها محروميت از تحصيل و احکام و تهمت هاي سخيف حراست را به حريم دانشجو , تحمل ننموده و اعلام ميکنيم که هر نوع تحقير و زورگويي و فشار و محدوديت را نمي پذيريم و بدان پاسخ قاطع خواهيم داد.

زنده باد آزادي

”برافراشته باد پرچم جنبش دانشجويي”
انجمن دانشجويان آزاديخواه
18شهريور 1386

بیانیه دانشجویان لیبرال دانشگاههای تهران در اعتراض به صدور احکام سنگین برای دو فعال دانشجویی

دانشجویان لیبرال دانشگاههای تهران در بیانیه ای نسبت به صدور احکام سنگین تعلیقی برای دو فعال دانشجویی دانشگاه تهران سعید قاسمی نژاد و امیرحسین اعتمادی اعتراض کردند. متن این بیانیه به شرح زیر است:
هنوز جوهر حکم حبس صادر شده برای امیر حسین اعتمادی نخشکیده بود که یکی از شاخص ترین و صادق ترین چهره های لیبرال دانشگاهی با حکمی مشابه مواجه شد. سعید قاسمی نژاد که تلاشهای پیگیر و دلیرانه اش در نشر و گسترش ارزشهای لیبرال، مورد تصدیق دوست و دشمن است، اکنون با حکم حبسی دو ساله مواجه است تا با تعلیق حکم ، تهدید زندان به مثابه شمشیر داموکلس ۵ سال بالای سر او و امیر حسین اعتمادی باشد.اما آنگونه که پیش از این گفتیم حاکمیت از این اقدامات طرفی نخواهد بست. اندیشه ی لیبرال که اکنون در جهان درختی پر بار و تناور با ریشه های عمیق و شاخه های سترگ است و در ایران نیز نهالی است رو به رشد و بالنده، از این آفات موسمی گزندی نخواهد دید.
فعالین لیبرال دانشگاههای تهران از این عملیات روانی تهدید آمیز ترسی به دل راه نخواهند داد.ما با تکیه بر عقلانیت سیاسی و با ادامه ی سیاست مقاومت و پایداری توام با بصیرت و متانت راه دشوار اما بی بدیل گسترش ارزشهای لیبرال را ادامه خواهیم داد و بی توجه به این اقدامات تحریک آمیز بدون در غلطیدن به ورطه ی مهلک رادیکالیسم کور ، با قوت تمام به فعالیتهای خود ادامه خواهیم داد. سعید قاسمی نژاد نیز در ادامه ی این راه چون گذشته،فعال و موثر با ما خواهد بود و ما نیز در کنار او. همچنان که امیر حسین اعتمادی دیگر فعال شاخص لیبرال، در کنار دیگر یارانش از این حکم بیمی به دل راه نداده و برای ادامه ی فعالیت خود مصمم است.
ما اینجا به صدای بلند اعلام می کنیم که فعالیت آزادانه ی فکری و سیاسی را حق قانونی و غیر قابل سلب خود و همه ی دیگر گرایشها و عقاید می دانیم و به هیچ وجه از این حق مسلم بشری و قانونی خود چشم پوشی نخواهیم کرد

Saturday, September 8, 2007

حمایت از کارزار همبستگی مهر


شوق ما ن بود که اوین موزه خواهد گشت. بندهای بندگی ازهم خواهد گسست. دیگراز رد زنجیر وتازیانه، صفحات تاریخ مان سیاه نخواهد شد. مژده می دادند که آن دشنه خون آلود که ازغلاف سازمان اطلاعات وامنیت کشوربرآمده و قلب مبارز زنان ومردان ایران زمین را دریده شکسته خواهد شد. وعده آن بود زندانی سیاسی وشکنجه انسان به دست انسان جزنقل سینه نیاکان دیگرهیچ مصداقی دراین سرزمین نیابد. قراربود سانسورجراید برای همیشه ملغی شود تا غنچه مطبوعات درفضای استقلال وآزادی قلم بشکفند. چه نهال های آرزو غرس شد تا سرسلسله همه خواست ها وقدم ها آزادی باشد. و... چون چشم گشودیم درپس احتزاز بیرق های سیاه بازچوبه های دار بود که رقص مرگ را به جنبش می آورد. ودیگربارباستیل ما اوین شد که هرچه آزاده یافت درچنبره بی ترحم خود فرو کشاند. پیش از آنکه سحرگاه پرده ازرخسار شب برکشد، دست بیداد یک کهکشان ستاره را یکجا دریک وجب گوربه خروارها خاک سپرد تا قبح این جنایت ازدیده ها نهان شود وآنگاه خاوران یک پهنه گشت ازاشک وماتم برستارگانی که حتی بی خشت گوردفن شدند. وباردیگر چه قلم ها که شکستند. چه انسان ها که به جرم آگاه بودن وآگاه ساختن سلاخی شدند وبا چه تهتکی برچهره جامعه ومدنیت تیغ کشیدند. ساحت دانشگاه را به خون آغشتند. امااز18 تیر16 آذری دیگر تولد یافت. نشریات رابستند .کتاب هارا سوزاندند. بردست ها و پاها دستبند وپابند زدند. چشمهارا حتی دردرون سلول های انفرادی هم چشم بند زدند تا شاید انسان ها حق ، عدالت و آزادی را ازیاد ببرند. هرحرکت و صدا ، هراجتماع و گروه، هرنماد وهویت مستقل انسانی را دشمن امنیت (خود) خواندند. تا انسان ها با فراموش کردن انسانیت خود تبدیل به جماداتی مطیع و بی اراده شوند. حقوق کارگران را پایمال کردند. فرهنگیان را به بند آوردند وبی شرمانه درقاموس قدرت ثبت کردند که دانشجو، آزادی ، حقوق بشرهمچنان محاط درخط قرمزودرشمارواژگانی ثبت شود که مفهومی جز دشنام ازآن فهم نگردد. اما دانشگاه زنده است. حیات دانشگاه درایستادگی دانشگاه مازندران دربرابرباج خواهی آدم ربایان در اردیبهشت سال جاری نمایان شد. حیات دانشگاه دربپاخاستن دانشگاه شیراز دربرابرزیاده خواهی امنیتی ها درماههای آغازین سال جاری هویداشد. حیات دانشگاه درتحصن دانشگاه تبریز، اعتراضات دانشجویی دانشگاه مشهد ، جنبش دانشگاه لرستان ، ستارگان سپهردانشگاه همدان ، سرفرازی دانشگاه شاهرود ، دادخواهی دهها انجمن درشرف تعطیل دانشگاه های سراسرکشورواعتراض دانشجوی تعلیق ومحروم ازتحصیل نمایان شد. حیات دانشگاه درخروش دانشجویان پلی تکنیک واستقامت آنان درسیاهچال 209 اوین نمایان شد. و... مهر، ماه ازسرگیری کارزاربرای آزادی است.ما جمعی ازفعالین دانشجویی ،کارگری ، معلمان ،زنان واقوام دردرون مرز درجهت محکوم کردن رویه های ضد حقوق بشرحاکمان وبرای آزادی کلیه زندانیان سیاسی به ویژه دانشجویان دربند پلی تکنیک احمد قصابان ، احسان منصوری ، مجید توکلی و زندانیان کارگری ازجمله منصور اسانلو و محمود صالحی فعالان کرد ازجمله محمد صدیق کبود وند ، هیوا بوتیمار و عدنان حسن پور و فعالان آذری از جمله منصور متین کارزاردفاع ازحقوق بشر وزندانیان سیاسی را اعلام نموده ودست یاری به سوی کلیه مبارزان راه آزادی و دمکراسی و مدافعان حقوق بشردرداخل وخارج ازکشور صرف نظرازتعلقات حزبی و گروهی درازمی کنیم.ما به منظور عینیت یافتن این کار زار ودفاع ازحقوق معلمان و دانشجویان و کلیه زندانیان سیاسی روز اول مهر را روز همبستگی با آنان اعلام می کنیم
جهت حمایت ازاین کارزارمی توانید اسامی خود یا نام پایگاه اینترنتی تان را دربخش نظر این وبلاگ اضافه نموده ویا به آدرس زیر ایمیل نمایید
hambastegi.mehr@gmail.com