<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-7018437081223620982</id><updated>2012-02-16T03:23:05.001-08:00</updated><category term='munnesp'/><title type='text'>آزادیخواهان دمکرات</title><subtitle type='html'>هواداران جبهه دمکراتیک ایران -استان تهران</subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://democratl.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://democratl.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><link rel='next' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default?start-index=101&amp;max-results=100'/><author><name>آزادیخواهان دمکرات</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09324329976602755795</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>278</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7018437081223620982.post-5441524717907197437</id><published>2009-02-05T11:41:00.000-08:00</published><updated>2009-02-05T12:04:02.962-08:00</updated><title type='text'>بخش دوم مصاحبه مهندس طبرزدی // دوخبر از انجمن زندانیان سیاسی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.mohandestabarzadi.blogfa.com/post-852.aspx"&gt;&lt;strong&gt;گفتگوی اختصاصی سکولاريسم نو با مهندس حشمت الله طبرزدی دبيرکل جبهه دموکراتيک ايران &lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;بخش دوم: انقلاب فرهنگی، درگيری با مجاهدين، و جناح چپ جمهوری&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;توضيح سکولاريسم نو: سه دهه است که جنبش دانشجوئی ايران با نام حشمت الله طبرزدی ـ که اکنون عنوان «دبير کل جبهۀ دموکراتيک ايران» را نيز برخود دارد ـ درآميخته است.  طبرزدی در اين مدت پست و بلندهاي زيادی را تجربه کرده است، زندان های متعددی را ديده، و سال ها در جبهه جنگ از ايران دفاع کرده، و افرادی از خانواده اش را از دست داده است. اکنون ديگر او در کسوت يک دانشجو نيست. اما خودش هنوز بر وبلاگ خويش نام «پيام دانشجو» را حفظ کرده و نسبت به مسائل دانشجوئی کشورمان همچنان حساس و فعال است، آنگونه که «جبهۀ دموکراتيک ايران» را هنوز می توان تشکلی در ماهيت اصلی خود دانشجوئی دانست. هنگامی که تصميم گرفتيم، بخاطر مواضع روشن سکولاريستی جبهۀ دموکراتيک ايران و شخص حشمت طبرزدی،  ايشانرا برای انجام گفتگوئی دعوت کنيم که بتواند خوانندگان ما را با دقايق تحولات فکری ايشان و دانشجويان و همراهانش آشنا کند، مدتی را صرف مطالعه زندگی و  اعتقاداتش کرديم تا بتوانيم مجموعه ای از پرسش های منسجم و معنادار را با او در ميان بگذاريم؛ پرسش هايي که در عين حال بتوانند دريچه های ديگری را  به دورانی از تاريخ سی ساله ی اخير ما باز کنند. اين دريچه ها گويا منظره هائی هستند از چشم کسی که در اين دوره شرکتی فعال داشته ـ چه به عنوان يک نوجوان مذهبی موافق انقلاب و چه در هيئت اکنونی يک پدر معترض سکولار. و همين جا سپاسی داريم از آقای طبرزدی به خاطر همکاری شان، به خاطر نظم و دقت و پاسخگويي هايي به تفصيل و همين طور ارسال عکس ها و مدارکی کمياب که به گفتگو حالتی جاندار و مستند بخشيده اند. کل اين گفتگوی مفصل اکنون در اختيار ما است و در چندين نوبت منتشر خواهد شد.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;پرسش: بنظر می رسد  تا زماني كه آقای خميني زنده بود، شما بسيار فعال بوديد، خود را صاحب انقلاب و حكومت اسلامي مي ديديد، در شرح حالتان آمده كه در آن دوران در همهء زمينه هاي «فرهنگي، سياسي، اجتماعي و دانشگاهي» فعال بوديد. اين فعاليت ها  چه ماهيتي داشت؟&lt;br /&gt;پاسخ: من البته هيچ گاه خودم را صاحب انقلاب و حكومت نمي دانستم. بلكه خودم را مدافع انقلاب و حكومت مي دانستم. براي اين كه رابطهء اعتقادي - سياسي ام با اين دو پديده، يعني انقلاب و نهاد برخاسته از آن، يعني حكومت، بسيار عميق و مستحكم بود.&lt;br /&gt;از نظر فعاليت، زمينهء اصلي کار من «فعاليت های فرهنگی» در دانشگاه بود و، با توجه به اين واقعيت كه عضو فعال انجمن اسلامي بوده و از سال 59 تا 62 نيز در شوراي عمومي و مركزي «دفتر تحكيم وحدت» عضو بوده ام، جهت گيري اصلي فعاليت هاي من معين است.&lt;br /&gt;شايد مهمترين فعاليت های من را بتوان در سه مورد مشخص خلاصه کرد. نخستين مورد حمايت از «انقلاب فرهنگي» بود بدين قرار که، متأسفانه، آنگاه که در شوراي عمومي دفترتحكيم بودم (يعني در سال 59) از پيام نوروزي آيت اله خميني مبني بر اين كه: «بايد انقلابي اساسي در دانشگاه ها صورت بگيرد»، بدون درک محتوای آن پيام، حمايت كردم. و اکنون سال هاست که از بابت حمايت خود از حركتي كه بزودی و به اصطلاح «انقلاب فرهنگي» نام گرفت، بارها و بارها پوزش خواسته ام و اين جا نيز اين پوزش را تكرار مي كنم.&lt;br /&gt;بهر حال، از همان ابتدای كار ستاد انقلاب فرهنگي، سر رشتهء اموراز دست ما خارج شد و ستاد مزبور ادارهء دانشگاه را در دست گرفت و ما، به عنوان جواناني خام اما پرانگيخته، پياده نظام كساني شديم كه بسياري از اساتيد فرهيخته را اخراج نموده و دو سال دانشگاه را تعطيل كردند.&lt;br /&gt;فعاليت ديگر به ماجرای سازمان مجاهدين خلق مربوط می شود. تا سال 1360 رابطهء بين ما، مجاهدين، و چريک ها (فدائيان) دو مرحله را پشت سر گذاشته بود: از سال 56 تا اوايل سال 1358 با يكديگر فعاليت مشترك داشتيم؛  ما عضو «انجمن اسلامي دانشجويان» بوديم، مجاهدين عضو «انجمن دانشجويان مسلمان» بودند، و چريك ها هم «سازمان پيشگام» را داشتند و ما همگی با يكديگر رقابت داشتيم. تا اينکه يك سال پس از شروع آنچه «انقلاب فرهنگي» خوانده می شد، سازمان مجاهدين خلق شروع جنگ مسلحانه اش را اعلام کرد و با «حاکمیت»، که ما مدافعش بوديم، در گير شد. ما هم، طبعاً، تشخيص مان اين شد كه اين ها خطرناك، و به اصطلاح «ضد انقلاب»، هستند و انجمن اسلامي و دفتر تحكيم هم تصميم  گرفتند که ما بايد با اين گروه مبارزهء سیاسی كنيم و اجازه ندهيم براي ادامهء تحصيلات وارد دانشگاه شوند.&lt;br /&gt;به اين ترتيب، پس از 30 خرداد 1360، رقبای قبلی با يكديگر دشمن شدند و انجام سخنراني، انتشار مقاله، و برگزاري متينگ هاي سياسي عليه آنها از جملهء برنامه هاي عادي ما بود. و برای اينکه جو آن روزها را برايتان مجسم کنم بد نيست بگويم که ما هرگاه يكي از آنها را در كوچه و خيابان مي ديديم وحشت داشتيم كه مبادا به طرف ما نارنجك پرتاب كنند. البته، اين وحشت بی پايه هم نبود و آنها از اين كارها كرده بودند و من در اين زمينه خاطراتي دارم كه در زمان مناسب آنها را مطرح مي كنم. با اين همه، بايد بگويم که من هيچگاه در درگيري هاي امنيتي و نظامي با طرفداران مجاهدين و چريك ها نقشي نداشتم ولي، در حوزهء فعاليت هاي دانشگاهي، مبارزه با آنها را يكی از وظايف انقلابي خود تلفي مي كردم. البته، در مواردي  كه احساس مي كردم دانشجويي تنها به دليل هواداري از يك سازمان مسلح مورد ظلم قرار گرفته، از حقوق او دفاع مي كردم، اما در مقابل اعضاي فعال آنها به هيچ وجه كوتاه نمي آمدم. پس بايد اعتراف كنم كه پرونده سازي براي اعضاء گروه هاي چريكي فدائی و مجاهد، يكي از فعاليت هاي من بود كه از 30خرداد 1360 تا 1362 ادامه داشت.&lt;br /&gt;در واقع، با پيروزي انقلاب، و به ويژه پس از انقلاب فرهنگي و نيز پس از 30 خرداد 1360، همواره رابطه ای محکم بين «انجمن اسلامي» و حاکميت برقرار بود. انجمن از حكومت دفاع مي كرد و، متقابلاً، از حاکميت حمايت مي  گرفت و، در نتيجه، خودبخود، به صورت يك نهاد مقتدر و حاكم در دانشگاه ها در آمده و موقعيت اعضائش با دانشجويان مخالف كاملاً فرق می كرد. انجمن اسلامي دانشگاه نقش كدخدا را در بازي مي كرد و من نيز از اعضاي فعال اين مجموعه به حساب مي آ‌مدم.&lt;br /&gt;فعاليت بعدی من به سال 1362 و بازگشايي دانشگاه ها برمی گردد. ما، در اين دوران، که خيال مان از ناحيهء «دشمن» راحت شده بود، به فعاليت هاي عادي انجمن اسلامي روي آ‌ورديم. می توانم بگويم که بازگشايي دانشگاه در سال 1362، به من فرصت داد که زمينهء فعاليت هاي خود را مشخص تر كنم. اکنون من از يكسو آدمي بودم كه به مطالعات فلسفي و فكري اهميت مي داد و، از سوي ديگر، بزودی در داخل «دفتر تحکيم» يك فراكسيون اقليت را تشكيل دادم كه برنامه هاي سياسي متفاوتی را تعقيب می کرد. در اين دو مورد توضيح می دهم:&lt;br /&gt;در زمينهء كارهاي فلسفي و فرهنگي بايد بگويم كه من به شدت به فلسفهء اسلامي و انديشه هاي ملاصدرا، طباطبايي و مطهري علاقه مند بودم. بنابراين، يكي از برنامه هاي كاري ام مطالعه و انتشار اين آثار بود. تشكيل كلاس براي دانشجويان و دانش آموزان و علاقه مندان، و تدريس اين گونه مباحث، و نقد تئوري هاي ماركسيستی از برنامه هاي روزانه ام بود. اين برنامه ها را به مرور و تا سال 1368 و بلكه پس از آن نيز، با تشكيل كلاس ها و اردوهاي دانشجويي، ادامه داده و جلسات نقد و بررسي انديشه هاي فلسفي را برگزار مي كردم. من اگرچه در سال 1359 در درس هاي فلسفي دكترسروش در دانشگاه تربيت معلم شركت کرده و او را به عنوان يكي از شاگردهاي مطهري مي دانستم، ولي در سال 1368 تا 1371، خودم جلسات نقد آراي سروش را اداره مي كردم. در اين دوره، يعني نزديك به يك دهه، كارهاي زيادي در حوزهء فلسفهء اسلامي و دفاع از انديشهء ديني انجام دادم كه البته از سال 1373 به بعد، خودم به نقد همين كارها نيز اقدام كردم.&lt;br /&gt;در مورد برنامهء سياسي نيز بايد درباره تشکيل فراكسيون اقليت در داخل دفتر تحكيم وحدت اشاره کنم كه فعاليت هايش تا سال 1362 ادامه يافت. جريان اين بود که، در آن زمان، رفته رفته وجود دو جناح راست و چپ در درون حاکميت آشکار می شد و بدنهء اصلی جناح راست در حزب جمهوری اسلامی متمرکز بود و عده ای از ما هم در دفتر تحکيم، اگرچه مدعي بوديم كه از هر دو جناح چپ و راست مستقل هستيم ولي، عملاً، به جناح راست نزديك بوديم و، تا زماني كه حزب جمهوري اسلامي فعال بود، يعني از سال 62 تا 64، با اين حرب هماهنگي كلي داشتيم؛ چرا که حزب را متعلق به كساني چون بهشتي، مطهري، باهنر، رفسنجاني و خامنه اي مي دانستيم و، به اين اعتبار، آن را قبول داشتيم. حتي در يك دورهء كوتاه، يعني از سال 1363 تا 1364، من همزمان با فعاليت در شوراي مركزي اتحاديهء انجمن های اسلامي، عضو شوراي دانشجويي حزب جمهوري اسلامي نيز بودم. با اين همه، اين ادعا را هم داشتيم كه مستقل هستيم!&lt;br /&gt;اما چپ ها در «دفتر تحكيم» اکثريت داشتند و، در نتيجه، پس از انقلاب فرهنگي، تشكيل «اتحاديهء انجمن هاي اسلامي دانشجويي و دانش آموختگان» اولين تشكل دانشجويي رقيب آنها محسوب می شد. در سال 1364، به دليل مخالفت جناح چپ حاکميت با اين حزب جمهوری اسلامی، و تاثير اين مخالفت در آيت الله خميني، ايشان دستور تعطيلي حزب جمهوري را صادر کرد و، در پی آن، مقابلهء جناح چپ و راست حاکميت به مرور شكل مشخص تری بخود گرفت.&lt;br /&gt;بهر حال، واقعيت آن بود که ما با جناح چپ اسلامي شديداً در رقابت بوديم و، در عين حال، همكاري مان با جناح راست اسلامي نيز با احتياط ادامه داشت. به همين دليل هم از سوي دفتر تحكيم به پيوند با جناح راست متهم می شديم كه البته اتهام درستی بود. هرچند که رفته رفته ميل به مستقل شدن از هر دو جناح در ميان ما رشد می کرد و همين تمايل مرا با دوران جديدی از زندگی ام مواجه ساخت.&lt;br /&gt;بنابراين، اگر بخواهيم آنچه را که آمد جمع بندي كنيم، بايد بگويم که من از سال 1356 در مبارزات سياسي فعال شدم، و تا سال 1373 چند مرحله را طي كردم:&lt;br /&gt;- دورهء انقلابي گري و دفاع از اهداف انقلاب، آنگونه که مت درکشان می کردم، تا پيروزي در 22 بهمن 57.&lt;br /&gt;- دورهء فعاليت در انجمن اسلامي و دفتر تحكيم از اواخر 58 تا سال 1362؛ كه در اين دوره، متأسفانه، نقش پياده نظام حكومت را براي تصفيهء دانشگاه از مخالفين حكومت ايفا کردم. سپس به رقابت و مبارزه با دانشجويان طرفدار مجاهدين و چريک ها نيز پرداختم. و در همين دوره، و حتی تا پايان جنگ در سال 1367، به شدت از حكومت، انقلاب و جنگ دفاع كردم، كه البته از شركت در انقلاب و دفاع از آرمان های واقعی آن پشيمان نيستم؛ ولي از فعاليت هاي ديگر خود احساس پشيماني كرده و فكر مي كنم كه باخت كرده ام.&lt;br /&gt;- همچنين دوره هائي از زندگي و جواني ام را، يعني از سال 1362 تا 1370، در دانشگاه در رقابت با جناح چپ گذراندم كه از اين كار نيز چيزي عايدم نشد و عمرم تلف گرديد. اگرچه، از اين كه در مقابل زياده خواهي «جناح چپ خط امام» ايستادم و تجربه اي از آن طريق به دست آوردم پشيمان نيستم.&lt;br /&gt;من نمونهء يك جوان دانشجوي مذهبي، انقلابي و راديكال بوده ام كه در سخت ترين شرايط از انقلاب و حكومت دفاع كرده و امنيت، زندگي و راحت خود را در پاي آن گذاشته و در هيچ زمينه اي با اهداف واقعی انقلاب، فرصت طلبانه يا عافيت طلبانه برخورد نكرده است. من، در همه جا، پيش از آن كه به نفع شخصي ام توجه داشته باشم، نفع اعتقادي و ايدئولوژيك خود را در نظر می گرفتم و صادقانه به اهداف انقلاب و نظام وفادار بودم، تا اين كه سرم به سنگ واقعيت و حقيقت خورد و با همان شتابي كه از حكومت دفاع مي كردم به مخالفت با آن برخاستم.&lt;br /&gt;يعنی، از ابتداي دههء هفتاد، و به مرور زمان، از توهم ايدئولوژيك و خواب خرگوشي بيدار شدم و فصل جديدي در زندگي فكري، سياسي و اجتماعي ام شروع شد كه تا در سال 1373 به درگيری علنی من با رژيم اسلامی منتهی شد، دوره ای که هنوز هم ادامه دارد و از بابت آن بسيار راضي وخشنودم.&lt;br /&gt;بطور کلی، می توانم بگويم که زندگي و فعاليت ها و مبارزات من به صورت يك «نمونه» درآمده است كه در آن مي توان تحولات ذهنی و روحی يك آدم به شدت ايدئولوژيك و، بعداً، يك آدم به شدت ليبرال را ديد.&lt;br /&gt;من به همان اندازه که ايدئولوژي گرايي دههء شصت را رد مي كنم از ليبراليزه شدن خود در دهه های هفتاد و هشتاد دفاع مي كنم. البته در همهء اين دوران ها، اعم از دوران ايدئولوژي گرايي و دوراني كه نقطهء مقابل آن بشمار می آيد، من، در همهء دوره های زندگی ام برخي خصلت هاي فردي ام را حفظ كرده ام: صداقت در پيمودن راهی که درست پنداشته ام، مداومت در مقاومت، مردم گرایی و شجاعت و از خود گذشتگي با مايه هايي از اخلاق گرايي.&lt;br /&gt;من، در همهء زندگي، اين خصلت ها را با خود داشته ام؛ هرچند که توهم ايدئولوژيك دوران جواني در دههء شصت مرا تا سرحد پياده نظام عده اي قدرت طلب تنزل داده و موجب شد که خصلت هاي فردي و بلكه انساني ام مورد سوء استفاده قرار گيرد. با اين همه، گمانم بر آن است كه همين خصلت ها نجات بخش من نيز بوده اند.&lt;br /&gt;ادامه دارد&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://mohandestabarzadi.blogfa.com/post-876.aspx"&gt;دیدار اعضای جبهه ی متحد کرد با مهندس طبرزدی -انجمن زندانیان سیاسی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; چند تن از مسئولین جبهه ی متحد کرد شاخه ی استان کردستان با مهندس طبرزدی دیدار کردند. در این دیدار که علاوه بر اقای اسماعیل مفتی زاده از شخصیت های مبارز کرد،و اقایان مهندس فراز و دکتر مرادی از مسئولین بلند پایه ی جبهه ی متحد کرد شاخه ی کردستان ،چند تن دیگر از دانشجویان و روزنامه نگاران عضو این جبهه نیز حضور داشتند،یکی از موضوعات مهمی که مورد بحث قرار گرفت شرایط زندانیان سیاسی کرد بود. از جمله  فرزاد کمانگر،اقای کبود وند،روناک صفار زاده و سایر زندانیان سیاسی کرد که تعداد ان ها بسیار افزایش یافته و در شرایط نا مناسبی نگهداری می شوند. در این دیدار فعالان مدنی کرد برای رسیدگی به وضعیت این زندانیان ،پیشنهاد هایی مطرح کردند. همچنین از بازداشت مجدد اقای جواد علیزاده فعال حقوق بشر که از حقوق کرد ها دفاع می کند و اخیرا در سنندج بازداشت شده است ، ابراز نگرانی کرده و اعلام داشتند که ایشان میهمان ما بود و به همین دلیل از بازداشت او در خانه ی ما به شدت نا راحت هستیم. مهندس طبرزدی دبیر کل جبهه ی دموکراتیک و عضو انجمن زندانیان سیاسی  نیز ضمن ابراز همدردی با این هموطنان کرد،به ویژه در مورد اقای علیزاده از مظلومیت این زندانی سخن گفت. در این دیدار طرفین قرار گذاشتند در مورد همه ی زندانیان سیاسی به ویژه علیزاده تلاش بیشتری انجام بدهند. انجمن زندانیان سیاسی &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://mohandestabarzadi.blogfa.com/post-877.aspx"&gt;&lt;strong&gt;برخورد ضد انسانی با احمد دانش پذیر-انجمن رندانیان سیاسی&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;احمد دانش پذیر که یک سال پیش به اتهام اقدام علیه امنیت ملی بازداشت و قرار بود امروز ۱۷ بهمن پس از پایان یک سال حبس ازاد شود،همچنان ازاد نشد. این در حالی بود که خانواده ی او از جمله مادر پیرش در هوای سرد و بارش برف سنگین از ساعت ها پشت در زندان اوین منتظر ماندن و با کمال تاسف اگاه شدند که برای اقای دانش پذیر پرونده ی دیگری ساخته شده و باید روز شنبه به دادسرا اعزام شود. اگر دستگاه امنیتی و قضایی بنا داشت این زندانی را ازاد نکند و برایش پرونده ی دیگری بسازد حداقل انسانیت ایجاب می کرد که پیش از ان به او ابلاغ می کردن نه این که ازادی او را برای روز ۱۷ بهمن تقویم نمایند ولی همان روز برایش احضاریه ی جدیدی بیاورند. این گونه اقدامات نوعی شکنجه ی سفید از سوی حکومت ها ی ایدئلوژیک و فاشیستی است که علیه مخالفین خود اعمال می کنند و رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی به این لحاظ پرونده ی قطوری دارد.انجمن زندانیان سیاسی.۱۷/بهمن ۱۳۸۷ &lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7018437081223620982-5441524717907197437?l=democratl.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://democratl.blogspot.com/feeds/5441524717907197437/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7018437081223620982&amp;postID=5441524717907197437' title='3 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/5441524717907197437'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/5441524717907197437'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://democratl.blogspot.com/2009/02/blog-post_05.html' title='بخش دوم مصاحبه مهندس طبرزدی // دوخبر از انجمن زندانیان سیاسی'/><author><name>آزادیخواهان دمکرات</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09324329976602755795</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7018437081223620982.post-1042387270480670648</id><published>2009-02-03T12:14:00.000-08:00</published><updated>2009-02-03T12:29:25.543-08:00</updated><title type='text'>سبك دمكراسي در حكومت هاي ديني و سكولار /محمدمسعودسلامتی عضوشورای مرکزی جبهه ی دمکراتیک ایران</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;درشرايطي كه از يكسال پيش ازانتخابات رياست جمهوري در آمريكا همه نگاه ها درداخل وخارج از اين كشوربه سوي آن معطوف گرديده، بلكه تا چند ماه پس ازاعلام نتايج هنوز هم توجه افكار عمومي نسبت به آثار و پيامد هاي آن بازنمانده است. درجمهوري اسلامي ، كشور ديگري كه مدعي روشمندي دمكراتيك در اعمال حاكميت است چند ماه مانده به انتخابات رياست جمهوري هيچ شوري را در فضاي سياسي برنمي‌انگيزد. اما اين تنها تمايز بين دو كشوري كه يكي مدل سكولاريسم (جدايي نهاد دين ازدولت) و ديگري مدل حكومت ديني (درهم تنيدن اين دو نهاد) را در معرض قضاوت افكار عمومي قرارداده نمي باشد.در آمريكاي سكولارداوطلبين شركت در انتخابات رياست جمهوري ابتدا درپايين ترين سطوح تشكل حزبي توسط اعضاي انجمن ها انتخاب و سپس توسط نمايندگان حزبي در كنوانسيون ملي آن و سرانجام در گذر از فرايند هرم حزبي و نهايي شدن كانديدا براي جلب آراء عمومي به مردم معرفي مي شوند. درحكومت ديني ايران اين هرم وارونه است. بعني ابتدا كانديداها بايد اجازه ورود به انتخابات را از بالاترين مقام حكومت كسب كنند. سپس ليدرهاي جناحي آنها را تاييد كنند و آنگاه به مردم معرفي شوند.درآن جمهوري سكولار ازحدود يكسال قبل از انتخابات نامزدهاي انتخابي بطور مستمر در معرض افكارعمومي قرار مي گيرند تا بطوركامل مورد ارزيابي و شناخت مردم قرار گيرند. درحكومت ديني ايران نامزدهاي انتخابي با اينكه ازيكسال و شايد هم 4 سال قبل تصميم خود به شركت در انتخابات بعدي را اتخاذ كرده اند اما تا شب انتخابات با الاكلنگ آمدن و نيامدن افكارعمومي را به بازي مي گيرند و برخي ديگر هم اغواگري را با تدوين استراتژي چند لايه دنبال مي كنند تا مشخص نشود كه چه كسي قرار است نامزد انتخابات شود. جالب است كه دراين بازارتردستي قراراست مردم گزينه مورد نظرخود را انتخاب كنند.درآن جمهوري سكولار اگر تا 60 سال پيش شهروندي از حداقل حقوق برخورداربود، روندها به گونه اي نهادينه شده تا همان شهروند بتواند رويايي داشته باشد كه در آن برابري حقوق متصور گردد و آن رويا روزگاري نه چندان دور با تكيه زدن بر بالاترين مسند حكومتي لباس عينيت بپوشد. اما درحكومت ديني ايران اگر تا 6 سال قبل فردي در بالاترين پست اجرايي كشور جاي گرفته بود روندهاي حاكم چنان است كه اي بسا امروز نسبت به برخورداري از حداقل هاي حقوق شهروندي ازجمله فرصت انتخاب شدن نيزاطمينان نداشته باشد. درآن جمهوري سكولار فردي كه با راي مردم انتخاب شد در نخستين گام پيروزي تعهدات پيش گفته اش را با دريايي از انسان هايي كه او را برگزيده اند دوباره درميان مي نهد.اما درحكومت ديني ايران راي مردم اعتبار ندارد مگر اينكه پس از انتخاب درگام نخست حكمش توسط بالاترين مقام حكومت تنفيذ شود.درآن جمهوري سكولارانتخابات نيزميداني ديگر براي نشو و نماي فناوري به ويژه درعرصه رسانه هاست. چنانچه اوباما درتبليغات خود استفاده گسترده اي از پيام هاي كوتاه تلفن همراه موسوم به اس.ام.اس نمود. اما درحكومت ديني نه تنها روزنامه ها با كمترين بهانه در آستانه انتخابات تعطيل مي شوند بلكه با حفظ محدوديت درپهناي باند اينترنت (به قيمت قرباني كردن پروژه دولت الكترونيك، بحث تجارت الكترونيك وكاهش رتبه ايران درزمينه استفاده از اينترنت درجهان) ونيزهزينه هاي سنگين (ازجيب ملت ) براي فيلترينگ آن (بي خبرنگاه داشتن ملت) دامنه محدوديت هاي رسانه اي اس ام اس ها را نيزفراگرفته است.درآن جمهوري سكولار مهمترين شعارنامزد مورد اقبال عمومي تلاش براي تغييراست. درحكومت ديني آنهايي كه ادعاي اصلاح دارند تاكيد مي كنند درنظر ندارند به اندازه 8 سال قبل نيز شعارهاي (به اصطلاح تند) سر دهند و اگرهم روي كار بيايند ازآن مواضع (كج دارومريز)هم نرمش بيشتري خواهند داشت. البته ناگفته نماند كه اگركانديدايي يافت شود كه برحسب موج زمانه سخن از تغيير نمايد اين تغييربا پسوند«درحد قوه مجريه» قيد مي شود تا تصور نگردد پا را از گليمش فراتر خواهد نهاد!!شايد اين نمونه هاي كوچك ازتلقي دمكراسي در دومدل سكولار و ديني كافي باشد تا راست و چپ حكومت يكصدا از سكولاريسم تبري جويند. همانطور كه احمدي نژاد مهمترين خطر در دانشگاه را استادان سكولار مي داند خاتمي نيز هدف ازاصلاح طلبي را چنين عنوان مي كند : اصلاحات مي‌خواهد شرايطي که باعث استقرار سکولاريسم مي‌شود به وجود نيايد(!!)اي بسا اگرالكسي دوتوكويل دراين دوره مي زيست. چنانچه با تماشاي شبكه هاي تلويزيوني نظير بي بي سي اين پندار در او قوت مي گرفت كه دمكراسي ديني (!؟) نسخه روزآمد دمكراسي هاي موجود دنياست. اين بار پس ازتحمل رنج سفر و گذراز خان براندازان نرم اگر مجالي براي نگارش تحليل دمكراسي در ايران مي يافت در نقطه مقابل تجربه ي پيشين خود تبعيض و البته استبداد را مهمترين وجه مشاهدات خود مي نوشت.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7018437081223620982-1042387270480670648?l=democratl.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://democratl.blogspot.com/feeds/1042387270480670648/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7018437081223620982&amp;postID=1042387270480670648' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/1042387270480670648'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/1042387270480670648'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://democratl.blogspot.com/2009/02/blog-post_03.html' title='سبك دمكراسي در حكومت هاي ديني و سكولار /محمدمسعودسلامتی عضوشورای مرکزی جبهه ی دمکراتیک ایران'/><author><name>آزادیخواهان دمکرات</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09324329976602755795</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7018437081223620982.post-8874416393174374634</id><published>2009-02-01T07:38:00.000-08:00</published><updated>2009-02-01T07:42:14.676-08:00</updated><title type='text'>فراتر از قدرت/سخن هفته ی پیام دانشجو</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;     منظور ما از قدرت در این مقاله به نظم مستقر معطوف است. اعم از این که این نظم در مقیاس جهانی در نظر گرفته شود یا منطقه ای و یانظم در چارچوب یک کشور. پرسش  مقدر این است که ایا قدرت مستقر به خودی خود توانایی این را دارد تا دوام خود را نیز تضمین کند؟ اگر پاسخ این پرسش منطقی مثبت باشد این معنا را دیکته خواهد کرد که گویا نظم به خودی خود ،دوام و پایداری را نیز به دنبال خواهد داشت. در صورتی که این گزاره با واقعیت انطباق ندارد. برای مثال می توانیم از نظم در ساختار موجودات زنده نام ببریم. این نظم که از خاصیت ارگانیک و خود ترمیم گر ،نیز برخوردار است،ویژگی دوام و پایداری را ندارد چه رسد به نظم مکانیکی یا اعتباری و اراده گرایانه.نظم های اجتماعی نوعا از ویژگی اعتباری برخوردار هستند. نه از نوع ارگانیک اند و نه مکانیکی   و سخت افزاری. بلکه نظم اجتماعی حاصل عوامل گوناگون انسانی است که در یک فرایند خاص و تحت شرایط معینی شکل گرفته است. پایه ی نظم اجتماعی،قانون و قرار داد است. به همین دلیل از چنین نظمی به نظم اعتباری یا قرار دادی یاد کردیم. با روشن شدن تعریف ما از نظم اجتماعی ،کاملا روشن است که چنین نظام هایی به شدت اسیب پذیر و فروریختنی خواهد بود. یا به بیان دیگر این نظم های مستقر که به مثابه ی قدرت حاکم عمل می کنند،هیچ گاه خود ترمیم گر نیستند. نه تنها از ویژگی لزوما پایدار ماندن و مقتدر بودن برخوردار نیستند،بلکه به شدت خدشه پذیر نیز می باشند. مگر این که با دخالت دادن عوامل پایدار ساز،بتوان بر دوام و کارامدی ان ها افزود. نظم نوین جهانی را در نظر بگیرید که قرار بود مو لای درزش نرود و همه چیز طبق قاعده ای پیش برود که ۸ کشور صنعتی دنیا  و در راس ان ها امریکا تعیین می کند. ولی حداقل در منطقه ی خاورمیانه،جمهوری اسلامی،القاعده،طالبان،حماس و حزب اله به شدت ان را به چالش کشیده اند. این واقعیت بیانگر این است که نظم مستقر همواره پایدار و خدشه نا پذیر نیست. یا جنگی که در گرجستان اتفاق افتاد و می رفت تا بار دیگر نظم جهانی را بر هم بزند و ای بسا جنگ سرد دیگری را دامن بزند که موقتا مهار شد. نمونه ی دیگر از ناپایداری نظم های اجتماعی مطابق انچه برای ان در نظر گرفته شده است، برهم خوردن قاعده ی بازار های جهانی و نظم حاصل از سیاست بازار است. تا کنون چنین گفته می شد که نظم حاصل از عرضه و تقاضا به دلیل ماهیت ازاد ان که به وضع طبیعی مرجوع است،پایدار ترین نظام اقتصادی است که بشر تا کنون تجربه کرده و این نظام لیبرالی به راحتی می تواند پایه ی یک نظام سیاسی-اجتماعی-حقوقی قرار بگیرد . در واقع دموکراسی پایدار به نظام ازاد اقتصادی مشروط شد. اما   لرزش پایه های این نوع از نظم سرمایه داری و ازاد تا حدود زیادی اندیشمندان علوم اجتماعی را در خود فرو برد که ایا تا کنون اشتباه کرده بودند؟ و این پرسش منطقی سر براورد که چه عواملی می تواند قدرت مستقر ناشی از بازار ازاد مالی و تجاری را مورد خطر قرار بدهد؟ پرسش عمیق تر این است که چه عوامل درونی موجبات به هم ریختگی نظام ازاد مالی و تجاری جهانی را فراهم اورد؟ اگر نظام های بسته ای مثل بلوک شرق به دلیل ضعف های مفرط تئوریک و پراتیک ،از درون پاشیده شد،این چه عامل درونی است که بزرگترین نظام های مالی دنیا را با خطر مواجه کرده است؟ در هر صورت قصد این مقاله ریشه یابی این گونه ناسازگاری ها یا سازگاری های بدخیم درونی در نظام سرمایه داری نیست،سخن بر این است که هیچ قدرت مستقر حتا ازاد ترین و مقتدر ترین ان نمی تواند اینده ی خودش را با اتکا به عوامل درون زا و اقتدار ساز، تضمین شده فرض کند. منطق ناپایداری قدرت های مستقر به هر دلیل را به کشور خود ارجاع دهیم. نظم حاکم بر کشور ما یک نظم ولایت فقیه ی است که از شدت مراقبت های امنیتی و سرکوب های دایم به یک نظم  به ظاهر پولادین و تا حدودی مکانیکی تبدیل شده است. هزینه ی این نظم مستقر به اندازه ای افزایش یافته است که بانیان خود، در ان مانده اند. در واقع مرتب می بایست نفت را بفروشند تا هزینه های این نظم مکانیکی و به شدت بزرگ و پرهزینه را بپردازند.ولی ایا این هزینه،به خودی خود تداوم و استحکام نظام ولایی را تضمین می کند؟ پاسخ منفی است. برای این که اولا هیچ نظمی پایدار نیست و ثانیا رفتار اجتماعی مردم ایران و برخورد های حکومت گران به خوبی نمایان گر این است که مردم ایران برخلاف خواست قدرت حاکم،به شدت او را به چالش کشیده است. مردم ایران پس از ۳۰ سال حکومت دینی در ایران راه مبارزه با این نظم به ظاهر پولادین را دریافته و با برخوردی نرم و مسالمت جویانه حکومت را به چالش واداشته اند . مبارزات مدنی و سیاسی مردم ایران به نقطه ای غیر قابل برگشت رسیده است. می توان از این توان مردمی به فراتر از قدرت تعبیر کرد. اتفاقا مردم ایران انگیزه های مبارزاتی را از درون همین نظم مستقر به دست می اورند. ان ها یاد گرفته اند که رژ یم دینی بیش از هر نظم سیاسی در پی انحصار و تحدید و جزم اندیشی است. از همین رهیافت به سوی مبارزه با هرنوع نگرش ایدولوژیک و ایینی برخاسته اند. این نظم مستقر ،خود افت خود را فراهم اورده و گستردگی مبارزات مدنی،اجتماعی و سیاسی به حدی است که نظام، امکان سرکوب ان را ندارد. مبارزات نرم و مدنی مردم ایران برای تغییر یک نظم دینی و جزم گرا می رود تا یک بار دیگر نشان بدهد که قدرت به خودی خود پایدار نیست و عوامل نگهدارنده می بایست منطقی،عینی و تجدید شونده باشند. در واقع نظم حاکم می بایست از درجه ای از تلورانس و اصلاح پذیری برخوردار باشد که امکان بازسازی و حفظ ان وجود داشته باشد. اما در نظم های متصلب مثل حکومت دینی ولایت فقیه چنین شرایطی وجود ندارد و تصلب ان موجب ویرانی اش شده است. در ایران امروز شاهد رهیافتی جدید از عوامل اجتماعی هستیم که اگر چه توسط قدرت حاکم به شدت کنترل و سرکوب می شوند اما به مثابه ی فراتر از قدرت عمل می کنند. &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://mohandestabarzadi.blogfa.com/"&gt;http://mohandestabarzadi.blogfa.com/&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7018437081223620982-8874416393174374634?l=democratl.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://democratl.blogspot.com/feeds/8874416393174374634/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7018437081223620982&amp;postID=8874416393174374634' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/8874416393174374634'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/8874416393174374634'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://democratl.blogspot.com/2009/02/blog-post.html' title='فراتر از قدرت/سخن هفته ی پیام دانشجو'/><author><name>آزادیخواهان دمکرات</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09324329976602755795</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7018437081223620982.post-5319574685572596327</id><published>2009-01-31T11:49:00.000-08:00</published><updated>2009-01-31T12:08:16.219-08:00</updated><title type='text'>آخرين وضعيت  بهروز جاويد تهراني //58 دانشجوی ستاره دار</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;خبرگزاري جبهه متحد دانشجويي - بهروز جاويد تهراني آخرين بازمانده زندانيان سياسي جنبش 18 تير سال هفتادوهشت كه همچنان در حبس بسر مي برد، طي دو پرونده مجزا به جرم عضويت درجبهه دمكراتيك ايران به 5 سال حبس و نيزدرارتباط با سازمان مجاهدين خلق به 3 سال ونيم حبس محكوم شده بود. اكنون درآستانه تحمل چهارمين سال حبس خود مي باشد. كميته گزارشگران حقوق بشر دراطلاعيه خود وضعيت اين زنداني سياسي را اينگونه گزارش نمود:بهروز جاوید تهرانی که در خرداد ماه ۸۴ در منزلش در تهران بازداشت شد،هم اکنون با گذشت بیش از ۳ سال از زمان بازداشت، در زندان رجایی شهر کرج به سر می برد.وی از سوی دادگاه بدوی به اتهام عضویت در گروه غیرقانونی( جبهه دموکراتیک ایران) و توهین به رهبری به ۷ سال حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدید نظر به ۴ سال تقلیل یافت.جاوید تهرانی همچنین در آخرین پرونده مفتوح خود مبنی بر ارتباط با سازمان مجاهدین خلق به سه سال و نیم حبس تعزیری محکوم گردید که این حکم از سوی دادگاه تجدید نظر به سه سال حبس کاهش یافت.بهروزجاوید تهرانی پس از صدور این حکم در آبان ماه ۱۳۸۶، اتهام مذکور را فاقد اساس و غیرحقیقی دانست.لازم به یادآوری است جاوید تهرانی در جریان وقایع ۱۸ تیرماه ۷۸ بازداشت و به ۸ سال زندان محکوم شده بود که پس از سپری کردن ۵ سال از حکم خود، با نظر قاضی ۳ سال حبس باقی مانده وی معلق شده و او بصورت مشروط از زندان آزاد شد.لازم به ذکر است، جاوید تهرانی از زمان بازداشت خود تاکنون از حق استفاده از مرخصی محروم بوده است.وی پیش از این نیز بارها در جریان تجمعات مختلف بازداشت و به مدت چندین ماه در بند ۲۰۹ زندان اوین نگهداری شده بود.گفتنی است نگهداری وی در زندان رجایی شهر درحالی صورت می گیرد که مطابق قانون، محل نگهداری متهم میبایست با محل وقوع جرم و یا محل سکونت وی مطابقت داشته باشد، اما دستگاه قضایی بدون هیچ گونه توجیه قانونی وی را به زندان رجایی شهر که محل نگهداری مجرمین خطرناک است، تبعید نموده است&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;پنجاه وهشت دانشجوی ستاره دار&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;کميته گزارشگران حقوق بشر&lt;br /&gt;گزارش شورای دفاع از حق تحصیل در رابطه با محرومیت از تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد&lt;br /&gt;صبح هشتم شهریور 1385، صبح تیره و تاری برای جنبش دانشجویی بود، آن زمان که پرده از احیای مجدد و فراگیر طرح گزینش عقیدتی و سیاسی آزمون کارشناسی ارشد دانشگاه های دولتی توسط دولت نهم برداشته شد. به واسطه ی این طرح و در همان سال تعداد 1421 فعال دانشجویی با سپردن تعهدات سفت و سخت مبنی بر عدم فعالیت سیاسی، در مقطع کارشناسی ارشد پذیرفته شدند و 17 فعال دانشجویی دیگر که به دانشجویان « سه ستاره» شهره شدند هیچ گاه اجازه ی ادامه تحصیل نیافتند. اگر چه دولت گزینش گر و به ویژه وزارت علوم آن به نمایندگی محمد مهدی زاهدی و مرتضی نوربخش – رییس کمیسیون استاد و دانشجو سازمان سنجش- در واکنش به این طرح از در انکار و حاشا بیرون آمدند و بارها این دسته از دانشجویان و آن دسته از رسانه های خبری که دست به پوشش اخبار مربوط به اِعمال تبعیض و گزینش وزارت علوم زده بودند را متهم به دروغ پراکنی و فضاسازی منفی علیه خود نمودند، اما دست آخر با افشای جنبه های پنهانی این موضوع، و زیر فشار فزاینده رسانه های جمعی و افکار عمومی مجبور به اقرار و اعتراف به اِعمال تبعیضی قرون وسطایی شدند و این بار اعلام نمودند که دلیل رد صلاحیت عمومی دانشجویان به دلیل وصول نامه ایی از وزارت اطلاعات می باشد.&lt;br /&gt;این گزینش و تبعیض عقیدتی – سیاسی از تحقق انقلاب فرهنگی کلید خورده و از زمان بازگشایی دانشگاه ها و تا سال 84 به صورت موردی ادامه یافته و در دولت نهم پوست می اندازد و به این ترتیب در سال های 86 و 87 نیز به مانند سال 85، پذیرش دانشگاه های دولتی نه از رهگذر کنکور و آزمون علمی که از چگونگی فعالیت های سیاسی – صنفی دوران کارشناسی می گذرد، به گونه ای که شمار بیشتر این نوع فعالیت ها منتج به ستاره های بیشتر بر روی کارنامه داوطلبان و نتیجتاً محرومیت از تحصیل آن ها می گردد. البته در تداوم این موج محرومیت از تحصیل ها، دانشگاه آزاد اسلامی نیز هم سو با وزارت علوم دولت نهم و در سال جاری (1387) و در حالی که همواره بر اختلافات خود با سیاست های دولت نهم صحه می گذاشت، اجازه ادامه تحصیل به تعدادی از فعالان دانشجویی را نداد تا هم ستیز زرگری این دو دانشگاه بیش از پیش هویدا گردد و هم اراده ی قاطع نیروهای آزادی ستیز بر پایمال کردن حقوق حقه آن عده ایی که برای فردای بهتر این کشور از همه چیزشان گذشته اند روشن تر شود. به این ترتیب می توان مصداق و محصول مهرورزی و عدالت گستری دولت نهم در دانشگاه ها را فارغ از احکام کمیته های انضباطی، محکومیت های سنگین قضایی، بازداشت های متعدد چندماهه، چند روزه و چند ساعته و ستاره دار شدن 58 دانشجو و محرومیت آن ها از ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد و بیش از 1500 دانشجوی پذیرفته شده با اخذ تعهد دانست، تعدادی که قطعاً باید منتظر افزایش آن بود. مشخصاً نیاز به تاکید و تایید مجدد نیست که پروژه های محرومیت از تحصیل در ادامه دیگر طرح های حُقنه کردن فعالیت های سیاسی و اجتماعی و سرکوب گسترده هر نوع اعتراضی است که مورد دانشجویی آن دقیقاً در تعارض آشکار با اصول 3 (بند سوم) و 30 قانون اساسی و سایر مقررات مندرج در میثاق های بین المللی که دولت جمهوری اسلامی ایران پایبندی خود را به آنها اعلام کرده، رقم خورده است.&lt;br /&gt;شورای دفاع از حق تحصیل در جهت پیگیری امور مربوط به این دسته از دانشجویان و به ویژه در جریان قراردادن افکار عمومی به شرح این گزارش، اقدام به جمع آوری اسامی دانشجویانی که عمدتاً پس از سال 83 به دلیل گزینش عقیدتی – سیاسی از ورود به مقطع کارشناسی ارشد چه در دانشگاه دولتی و چه در دانشگاه آزاد محروم شده اند نموده است. لازم به ذکر است:&lt;br /&gt;1- در طی اقدام به تهیه گزارش پیش رو، چندین تن از دانشجویان محروم از تحصیل مورد شناسایی قرار گرفتند که به واسطه ی پاره ای از دلایل و علی رغم عدم حل مشکل اشان با انتشار نام اشان مواففت ننمودند.&lt;br /&gt;2- همان گونه که در ذیل قابل مشاهده است تعدادی از دانشجویان گزینش شده در طی 2 یا 3 سال پی در پی و با وجود کسب رتبه های علمی ممتاز در کنکور دانشگاه دولتی پشت سد گزینش سیاسی – عقیدتی مانده اند و حتی عده ایی نیز هم در دانشگاه دولتی و هم در دانشگاه آزاد مورد گزینش قرار گرفته اند که این بیش از هر چیز، نشان از استمرار نوعی تبعیض دایمی در حق این دانشجویان و نگرانی عمیق شورای دفاع از حق تحصیل را از نقض آشکار حقوق بشر در بر دارد.&lt;br /&gt;3- همان گونه که در چند سطر بالاتر نیز سخن به میان رفت، تعداد 1421 دانشجو در آزمون کارشناسی ارشد سال 85 با سپردن تعهد بر عدم فعالیت سیاسی و صنفی موفق به حضور در کلاس های درس شده اند؛ از تعداد این دانشجویان در سال های بعد آمار دقیقی در دست نیست. به هر روی می توان گفت این حربه بدل به روش جدیدی از نگاه مسوولان وزارت علوم در خاموش نگاه داشتن دانشگاه ها شده است که باید نسبت به آن در هر زمان و مکانی صریحاً هشدار داد.&lt;br /&gt;4- دانشجویان گزینش شده در سال 85 و ماقبل آن که در این گزارش ذکر شده اند همگی کارنامه ابتدایی و ثانوی خود را دریافت نموده اند و به همین دلیل دانشگاه محل قبولی مقطع کارشناسی ارشد آن ها مشخص است، اما به هنگام اعلام قبولی عمومی اسامی داوطلبان کارشناسی ارشد از اعلام نام آن ها جلوگیری به عمل آمد و در این گزارش با عنوان «3 ستاره» مشخص شده اند. در سال 86 و 87 مسوولان وزارت علوم جهت جلوگیری از تکرار رسوایی سال 85 از ارائه هر گونه کارنامه به داوطلبان گزینش شده خودداری کرده و به همین خاطر در این گزارش با عنوان «عدم دریافت کارنامه» معرفی شده اند و گروهی نیز به هنگام ثبت نام در مرحله تکمیل ظرفیت متوجه قفل بودن فایل مربوط به خود شدند که با عنوان « گزینش در تکمیل ظرفیت» مشخص گردیده اند. عده ی کمی نیز در سال 83 با مشکل گزینش رو به رو بوده اند که با عنوان « منع تحصیل» بیان گردیده اند.&lt;br /&gt;دانشگاه دولتی( سال 1383 و 1384):&lt;br /&gt;نام و نام خانوادگی رشته/ دانشگاه کارشناسی رشته/ دانشگاه کارشناسی ارشد وضعیت&lt;br /&gt;1- روزبه کریمی حقوق شهید چمران اهواز حقوق بشر علامه منع تحصیل&lt;br /&gt;2- پیمان عارف علوم سیاسی تهران علوم سیاسی تهران منع تحصیل&lt;br /&gt;3- حامد حسن دوست مهندسی عمران اصفهان مهندسی عمران اصفهان منع تحصیل&lt;br /&gt;4- مهدی امینی زاده مهندسی عمران شهید رجایی علوم سیاسی مفید قم منع تحصیل&lt;br /&gt;دانشگاه دولتی( سال1385):&lt;br /&gt;5- سیامک کریمی حقوق بوعلی سینا همدان حقوق بشر شهید بهشتی 3 ستاره&lt;br /&gt;6- سعید اردشیری مهندسی شیمی باهنر کرمان جامعه شناسی علامه 3 ستاره&lt;br /&gt;7- زهرا جانی پور محیط زیست ملایر مهندسی محیط زیست تربیت مدرس 3 ستاره&lt;br /&gt;8- فرهاد ذاتعلی فر ریاضی علم و صنعت مهندسی صنایع شریف 3ستاره&lt;br /&gt;9- سالار ساکت مهندسی صنایع کردستان مهندسی صنایع تهران 3 ستاره&lt;br /&gt;10- حنان عزیزی بنی طرف ادبیات عرب تهران ادبیات عرب تهران 3 ستاره&lt;br /&gt;11- منصور عزتی مهندسی مکانیک اصفهان مدیریت علامه 3 ستاره&lt;br /&gt;12- یاشار قاجار مهندسی معدن امیرکبیر مهندسی معدن تبریز 3 ستاره&lt;br /&gt;13-محمد شورش مرادی مهندسی صنایع کردستان مهندسی صنایع تهران 3 ستاره&lt;br /&gt;14- محسن فاتحی جامعه شناسی تهران جامعه شناسی تهران 3 ستاره&lt;br /&gt;15- روزبه ریاضی مقدم دانشگاه امیرکبیر --------- 3 ستاره&lt;br /&gt;16- توحید علیزاده علوم اجتماعی تهران علوم اجتماعی تهران 3ستاره&lt;br /&gt;17- محمد حسین حسن پور بیشه اطلاعاتی در دست نیست 3 ستاره&lt;br /&gt;دانشگاه دولتی( سال 1386):&lt;br /&gt;18- مرتضی حسین زاده مهندسی کشاورزی بوعلی سینا همدان جامعه شناسی عدم دریافت کارنامه&lt;br /&gt;19- علیرضا خوشبخت مهندسی عمران بوعلی سینا همدان علوم سیاسی عدم دریافت کارنامه&lt;br /&gt;20- فرشید مقدم سلیمی جامعه شناسی علامه جامعه شناسی عدم دریافت کارنامه&lt;br /&gt;21- حنیف کراگری مهندسی برق صنعتی بابل علوم سیاسی عدم دریافت کارنامه&lt;br /&gt;22- زهرا توحیدی جامعه شناسی بوعلی سینا همدان علوم سیاسی عدم دریافت کارنامه&lt;br /&gt;23- یحیی صفی آریان فیزیک بوعلی سینا همدان علوم ارتباطات اجتماعی عدم دریافت کارنامه&lt;br /&gt;24- فرهاد ذاتعلی فر ریاضی علم و صنعت مهندسی صنایع شریف عدم دریافت کارنامه&lt;br /&gt;25- افشین رضاپور جمور مترجمی زیان انگلیسی ارتباطات اجتماعی عدم دریافت کارنامه&lt;br /&gt;دانشگاه دولتی(سال 1387):&lt;br /&gt;26- علی صابری مهندسی صنایع امیر کبیر مهندسی صنایع عدم دریافت کارنامه&lt;br /&gt;27- ناصر پویافر مهندس پلیمر امیر کبیر مهندسی پلیمر عدم دریافت کارنامه&lt;br /&gt;28- سید ضیاء الدین نبوی مهندسی شیمی صنعتی بابل جامعه شناسی عدم دریافت کارنامه&lt;br /&gt;29- صمد پاشائی مهندسی کشاورزی تبریز مهندسی کشاورزی عدم دریافت کارنامه&lt;br /&gt;30- نادر مهد قره باغ مهندسی برق تبریز مهندسی برق عدم دریافت کارنامه&lt;br /&gt;31- امین امامی مهندسی مکانیک تبریز مهندسی مکانیک عدم دریافت کارنامه&lt;br /&gt;32- ناهید بابازاده علوم تربیتی تبریز علوم تربیتی عدم دریافت کارنامه&lt;br /&gt;33- توحید علیزاده جامعه شناسی تهران جامعه شناسی عدم دریافت کارنامه&lt;br /&gt;34- سید حامد احمدی زبان و ادبیات عرب تهران ادبیات عرب عدم دریافت کارنامه&lt;br /&gt;35- اصغر قنبری علوم سیاسی اصفهان علوم سیاسی عدم دریافت کارنامه&lt;br /&gt;36- حسین نجفی علوم سیاسی فردوسی مشهد علوم سیاسی عدم دریافت کارنامه&lt;br /&gt;37- علی حسین اسدزاده مهندسی کشاورزی تهران مهندسی کشاورزی عدم دریافت کارنامه&lt;br /&gt;38- رضا محسنی فیزیک اصفهان فیزیک عدم دریافت کارنامه&lt;br /&gt;39- مجتبی خرازیان مهندسی معدن یزد مهندسی معدن عدم دریافت کارنامه&lt;br /&gt;40 - حسن خلیلی علوم اجتماعی یزد غلوم سیاسی عدم دریافت کارنامه&lt;br /&gt;41- داوود حبیبی مهندسی برق صنعتی بابل مدیریت گزینش در اعلام نتایج نهایی&lt;br /&gt;42- سیامک کریمی حقوق بوعلی سینا همدان حقوق گزینش در اعلام نتایج نهایی&lt;br /&gt;43- پویان محمودیان مهندسی پلیمر امیرکبیر مهندسی پلیمر گزینش در اعلام نتایج نهایی&lt;br /&gt;44- صادق معتمد مهندسی مکانیک کاشان مهندسی مکانیک گزینش در اعلام نتایج نهایی&lt;br /&gt;45- پیمان عارف علوم سیاسی تهران علوم سیاسی تهران گزینش در اعلام نتایج نهایی&lt;br /&gt;46- علی تقی پور مهندسی عمران صنعتی بابل مهندسی عمران گزینش در تکمیل ظرفیت&lt;br /&gt;47- عمید مشرف زاده مهندسی عمران صنعتی بابل مهندسی عمران گزینش در تکمیل ظرفیت&lt;br /&gt;48- مرضیه دیلم صالحی مهندسی شیمی صنعتی بابل مهندسی شیمی گزینش در تکمیل ظرفیت&lt;br /&gt;49- شیوا نظرآهاری مهندسی عمران دانشگاه آزاد مهندسی عمران گزینش در تکمیل ظرفیت&lt;br /&gt;50- افشین اکبریان مهندسی معدن یزد مهندسی معدن گزینش در تکمیل ظرفیت&lt;br /&gt;51- محمد بخشنده مهندسی معدن یزد مهندسی معدن گزینش در تکمیل ظرفیت&lt;br /&gt;دانشگاه آزاد( سال 1387):&lt;br /&gt;52- سیامک کریمی حقوق بوعلی سینا همدان حقوق عدم دریافت کارنامه&lt;br /&gt;53- زهره اسدپور علوم اجتماعی گیلان جامعه شناسی عدم دریافت کارنامه&lt;br /&gt;54- هادی حاج امینی فیزیک سنندج ------- عدم دریافت کارنامه&lt;br /&gt;55- امیر سلیمی ها ریاضی تهران ریاضی عدم دریافت کارنامه&lt;br /&gt;56- رضا محسنی فیزیک اصفهان فیزیک عدم دریافت کارنامه&lt;br /&gt;57- زهرا توحیدی جامعه شناسی بوعلی سینا همدان علوم سیاسی عدم دریافت کارنامه&lt;br /&gt;58- یحیی صفی آریان فیزیک بوعلی سینا همدان علوم ارتباطات اجتماعی عدم دریافت کارنامه&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7018437081223620982-5319574685572596327?l=democratl.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://democratl.blogspot.com/feeds/5319574685572596327/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7018437081223620982&amp;postID=5319574685572596327' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/5319574685572596327'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/5319574685572596327'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://democratl.blogspot.com/2009/01/58.html' title='آخرين وضعيت  بهروز جاويد تهراني //58 دانشجوی ستاره دار'/><author><name>آزادیخواهان دمکرات</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09324329976602755795</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7018437081223620982.post-8445477772965482988</id><published>2009-01-28T11:04:00.000-08:00</published><updated>2009-01-28T11:16:08.536-08:00</updated><title type='text'>گفتگوی اختصاصی سکولاريسم نو با مهندس حشمت الله طبرزدی دبيرکل جبهه دموکراتيک ايران</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;بخش اول: دوران دانشجوئی، انقلاب و جنگ&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;توضيح سکولاريسم نو: سه دهه است که جنبش دانشجوئی ايران با نام حشمت الله طبرزدی ـ که اکنون عنوان «دبير کل جبهۀ دموکراتيک ايران» را نيز برخود دارد ـ درآميخته است.  طبرزدی در اين مدت پستی و بلندهاي زيادی را تجربه کرده است، زندان های متعددی را ديده، و سال ها در جبهه جنگ از ايران دفاع کرده، و افرادی از خانواده اش را از دست داده است. اکنون ديگر او در کسوت يک دانشجو نيست. اما خودش هنوز بر وبلاگ خويش نام «پيام دانشجو» را حفظ کرده و نسبت به مسائل دانشجوئی کشورمان همچنان حساس و فعال است، آنگونه که «جبهۀ دموکراتيک ايران» را هنوز می توان تشکلی در ماهيت اصلی خود دانشجوئی دانست. هنگامی که تصميم گرفتيم، بخاطر مواضع روشن سکولاريستی جبهۀ دموکراتيک ايران و شخص حشمت طبرزدی،  ايشان&lt;br /&gt;  را برای انجام گفتگوئی دعوت کنيم که بتواند خوانندگان ما را با دقايق تحولات فکری ايشان و دانشجويان و همراهانش آشنا کند، مدتی را صرف مطالعه زندگی و  اعتقاداتش کرديم تا بتوانيم مجموعه ای از پرسش های منسجم و معنادار را با او در ميان بگذاريم؛ پرسش هايي که در عين حال بتوانند دريچه های ديگری را  به دورانی از تاريخ سی ساله ی اخير ما باز کنند. اين دريچه ها گويا منظره هائی هستند از چشم کسی که در اين دوره شرکتی فعال داشته ـ چه به عنوان يک نوجوان مذهبی موافق انقلاب و چه در هيئت اکنونی يک پدر معترض سکولار. و همين جا سپاسی داريم از آقای طبرزدی به خاطر همکاری شان، به خاطر نظم و دقت و پاسخگويي هايي به تفصيل و همين طور ارسال عکس ها و مدارکی کمياب که به گفتگو حالتی جاندار و مستند بخشيده اند. کل اين گفتگوی مفصل اکنون در اختيار ما است و در چندين نوبت منتشر خواهد شد                                 دپرسش: آقای طبرزدی، شرح حالي كه از شما در دست است نشان می دهد که شما در همان سال انقلاب از شهر زادگاهتان، آبادان، به تهران نامدید  و از دبيرستان به دانشگاه رفته ايد. همين شرح حال مي گويد: «او از همان آغاز راه يافتن به دانشگاه به مبارزات دانشجويي ضد رژيم پرداخت». بگذاريد گفتگومان را از همان مقطع شروع كنيم.  شما با چه طرز فكر و روحيه اي از آبادان به تهران آمديد؟ خواست شما چه بود؟ چرا در مبارزه با رژيم گذشته در گير شديد؟&lt;br /&gt;پاسخ: من، در واقع، ورودي مهرماه سال 1356 به دانشگاه بودم. در آن روز ها هنوز از انقلاب خبري نبود. البته  نارضايتي وجود داشت و به ويژه در دانشگاه ها می شد برخي اعتراضات جنبش دانشجويي را ديد. اما آثاري كه بشود به عنوان حركت هاي انقلابي از آن نام برد وجود نداشت.&lt;br /&gt;البته من و دوستانم در دوران دبيرستان، به ويژه در سه سال آخر دبيرستان، به مرور، دربارۀ  برخي تبعيض هاي اجتماعي با هم گفتگو مي كرديم و حتي، در سال ششم دبيرستان، قرار ما اين بود که، پس از ورود به دانشگاه، در فعاليت هاي دانشجويي شركت كنيم.&lt;br /&gt;من در آن دوره به طبقۀ متوسط، يا شايد طبقۀ پايين متوسط، جامعه تعلق داشتم؛ چرا که به هر حال توانسته بودم دوران دبيرستان را به پايان برسانم و وارد دانشگاه شوم و خانواده ام توانسته بودند اين امكانات را برايم فراهم کنند. ولي بسياري از دوستان من به دليل فقر نتوانستند دوران دبيرستان را به اتمام برسانند و برخي نيز از آمدن به دانشگاه محروم ماندند. بنابراين، زمينۀ طبقاتي- اجتماعي من اين الزام را برايم به وجود مي آورد كه خواهان زندگي بهتري باشم، و انگيزه هاي اقتصادي- اجتماعي ام، مرا نسبت بوجود اختلاف شديد طبقاتي حساس کند.&lt;br /&gt;بهر حال، وقتي وارد فضاي دانشجويي شدم، با اينکه از يک پيشزمينۀ  مذهب سنتی در خانواده برخوردار بودم اما خودم يک دانشجوي غير مذهبي محسوب می شدم و از همۀ آزادي هاي اجتماعي هم استفاده مي كردم. اما مسئلۀ مبارزه با تبعيض ، بي عدالتي و خواست آزادي های سياسی نيز از آرمان هاي من بود. نكتۀ ديگري هم كه من را رنج مي داد، عملكرد ساواك بود. براي اين كه فضاي وحشتی را ايجاد كرده بود که براي ما قابل تحمل نبود. ضمن اينكه من در بينش خود نمي توانستم حكومت موروثي را بپذيرم. حداقل اين كه در سال هاي آخر دبيرستان به اين نتيجه رسيده بودم كه قدرت موروثي عقلاني نيست.&lt;br /&gt;اين عوامل دست به دست هم دادند تا من از بدو ورود به دانشگاه، جذب مبارزات سياسي عليه رژيم شاه بشوم. در آن زمان، در داخل مبارزات دانشجويي سه گروه مشخص فعال بودند: دانشجويان مذهبي، دانشجويان چپ و دانشجويان آزاد. من جزو گروه سوم بودم. و اگر چه در مبارزات، هر سه گروه با هم همكاري داشتند، ولي، در عين حال، نسبت به هم داراي مرز بندي فكري و اجتماعي بودند و، حشر و نشر اجتماعي من هم عمدتاً با دانشجويان غير مذهبي بود.&lt;br /&gt;من اين موضع را تا اوايل سال 1357 حفظ كردم. اما، با گسترش انديشه هاي دكتر شريعتي، و به ويژه حضور جدي تر آيت اله خميني در مبارزات آزاديخواهانۀ  ملت ايران، به مرور من نيز جذب ايدئولوژي مذهبي شدم و مواضع پيشين ام را رها كردم. جاذبه هاي انقلابي و مبارزاتي ما را تشويق می کرد تا ايدئولوژي جديدي را كه دكتر شريعتي مباني فكري و اجتماعي اش را مطرح مي كرد، و آيت اله خميني نماد سياسي آن بود، به عنوان ايدئولوژي برتر بپذيريم.&lt;br /&gt;اکنون که به آن روزها نگاه می کنم می بينم که من هم، مانند ميليون ها جوان ايراني، از لحاظ خانوادگی در متن مذهب سنتي رشد کرده بودم و زمينۀ پذيرش اين ايدئولوژي جديد در من وجود داشت. يعنی، من با همان شتابي كه به مبارزات انقلابي پيوستم، به همان شتاب نيز جذب ايدئولوژي مذهبي – انقلابي شدم.&lt;br /&gt;ما که براي رسيدن به عدالت و آزادي با رژيم شاه مبارزه می كرديم، ايدئولوژي مذهبي انقلابي را نيز در همين راستا پذيرفتيم و برداشتمان از رهبران ديني- انقلابي نيز مبتنی بر همان عدالت جوئی و آزادی خواهی بود. هرچند که آينده ثابت کرد که در اين برداشت خود دچار اشتباهی تاريخي شده بوديم.&lt;br /&gt;من از سال 1357 همراه با دوستانم يک انجمن اسلامي دانشجويي تشکيل داديم ومن از اعضاي فعال انجمن اسلامي شدم. پس از پيروزی انقلاب، يعنی حدوداً در پايان سال 1358، من به عنوان نمايندۀ  انجمن اسلامي وارد شوراي عمومي «دفتر تحكيم وحدت» شدم و تا سال 1362 در شوراي مركزي اين دفتر فعال بودم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پرسش: ممکن است دربارۀ اين «دفتر تحکيم» توضيح بيشتری بدهيد؟ آيا اين دفتر برای وحدت بخشيدن به حوزه و دانشگاه بوجود نيامده بود؟&lt;br /&gt;پاسخ: «دفتر تحكيم» در مهر ماه سال 1358 با پيشنهاد آيت اله خميني تشكيل شد. و در دهۀ  1360 تنها تشكل رسمي و قدرتمندی بود كه از ناحيۀ  «خط امام» و «جناح چپ حاكميت» حمايت مي شد.&lt;br /&gt;در اين دفتر، «تحكيم وحدت بين انجمن هاي اسلامي دانشجويي» مطرح بود و نه «تحكيم وحدت دانشگاه با حوزه». نظريۀ «وحدت حوزه و دانشگاه»، ابتدا بصورت موازی، پس از ترور دكتر مفتح در 27 آذر سال 1358 و به ويژه در پی وقوع انقلاب فرهنگي در سال 1359 مطرح شد و در نهايت نيز، با تسلط تشكيلاتي و اداري حوزه بر دانشگاه از طريق دولت اسلامي، نمايندگان ولي فقيه در دانشگاه، و بسيج دانشجويي، تا حدودي خيال روحانيون حكومتي راحت شد كه «وحدت حوزه و دانشگاه» محقق شده است.&lt;br /&gt;البته اين يک وحدت صوری بود چرا که، به لحاظ متون علمي و آموزشي، روش هاي آموزشي، انديشۀ اساتيد  و دانشجويان و هدف و مأموريت دانشگاه، هيچ سنخيتي بين دانشگاه و حوزه وجود ندارد. دانشگاه دستاورد تفکر عقل محور مدرن است، ولي حوزه ها حامل يك تفكر سنتي و  مربوط به صدها سال پيش اند. تحقيقات حوزه هاي ديني دربارۀ  امور متافيزيك، مباحث روايي و متون غيرتجربي و بعضاً غير علمي است. حوزه ها در امور محدود به عقايد مسلك يا مذهب يا فرقۀ خاص كنكاش مي كنند و بر اين باور هستند كه قیل و قال آنها دربارۀ مسائل مقدس و غير قابل چون وچرا است. در صورتيكه دانشجو و دانشگاه هيچ متني را مقدس و غير قابل نقد نمي داند و به علوم عرفي و بشري باور دارد كه تنها از راه نقد وكنكاش، آن را روزآمد خواهد كرد.&lt;br /&gt;بنابراين، «وحدت حوزه و دانشگاه» از ابتدا يك شعار اقتدار گرايانه محسوب می شد كه نيت آن گسترش سلطۀ حوزه بر دانشگاه بود و هيچ عنايتي به محتوا، هدف، روش و برنامۀ هاي متناقض اين دو مركز نداشت. اگر قرار بود بين حوزه ودانشگاه وحدتي برقرار شود و حوزه توانايي تامين نيازهاي جامعۀ مدرن را مي داشت، هيچ گاه نظام آموزشي مدرن اعم از مدرسه و دانشگاه در ايران به وجود نمي آمد.&lt;br /&gt;در واقع، روحانيون در نظر داشتند، با طرح نظريۀ وحدت حوزه و دانشگاه، يك بار ديگر نظام آموزشي كشور را به دوران قاجاريه برگردانند كه البته موفق نشدند. هرند که اکنون حكومت ديني، به نيابت از روحانيت حكومتي، ادارۀ دانشگاه ها را در دست دارد و تا حدودي مانع پيشرفت اين مراكز علمي و مدرن مي شود.&lt;br /&gt; بهر حال، من تا سال 1362 در شوراي مركزي دفتر تحکيم بودم و از آن پس، در واکنش نسبت به تبديل «وحدت انجمن های اسلامی» به وسيله ای برای «وحدت حوزه و دانشگاه»، و به دليل اختلافات سياسي مختلف ديگر،از دفتر تحكيم خارج شدم و، به کمک عده ای از دانشجويان، تشكل «اتحاديۀ  انجمن هاي اسلامي دانشجويان و دانش آموختگان» را با عضويت چند انجمن اسلامي بنا كرديم.&lt;br /&gt;اما اين اتفاقات همزمان شد با شروع حملۀ غافلگيرانۀ عراق به ايران و در گير شدن اکثر دانشجويان سياسی در جنگ و کند شدن فعاليت های دانشجوئی. من هم که دانشجوی رشته مهندسی بودم، داوطلبانه، از سال 1360 تا 1365، در جنگ شرکت کردم و در طول جنگ هم، به جاي اين كه گردان مهندسي را انتخاب كنم، يك بار مثل يك بسيجي ساده، يا تك تيرانداز، در جنگ شركت كردم و دو بار نيز به عنوان تخريب چي يا خنثي كنندۀ مين؛ كه كاري بسيارخطرناك بود.&lt;br /&gt;بهر حال، از شروع جنگ در شهريور 1359 تا پايان آن در سال 1367، مسالۀ دفاع از كشور و انقلاب، يكي از دغدغه هاي اصلي من و خانواده ام بود. خانواده ام در آبادان زندگي مي كردند و هم از آغاز جنگ زير آتش مستقيم جنگ قرار داشتند و بزودی هم، براي يك دهه، در تهران و گلپايگان آوارۀ جنگي بودند. يكي از برادرانم در 20 مهر ماه 1359، يعني درست 20 روز از جنگ در پل «مارد» آبادان و هنگام نبرد با متجاوزان عراقي، كشته شد و برادر ديگرم هم در سال 1362 در همان آبادان جان خود را از دست داد. يك برادر ديگرم نيز تا پايان جنگ در جبهه هاي آبادان ماند و در كنار ساير همرزمانش جنگيد. بنابراين، زندگي خانوادگي ما  با جنگ  عجين شده بود و خودم نيز مسئلۀ دفاع از سرزمين و هويتم را در اولويت قرار داده بودم و اين مسأله 8 سال زندگي ما را تحت تاثير قرار داد. فراموش نكنيد كه از دو برادرم، سه فرزند يتيم هم به جا مانده بود و پدر و مادرم برای تگاهداری آنها سختي هاي زيادي را تحمل كردند. زندگي در جنگ، آوارگي و يتيم  داري بسيار دشوار است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پرسش: گفته می شود که شما در طی آن  5 سال جزو بسيج بوده ايد. آيا اين مطلب درست است؟&lt;br /&gt;پاسخ: در اين مورد بايد توضيح بدهم. من هيچ گاه عضو «تشكيلات بسيج» نبودم بلکه، مثل ميليون ها پير و جوان ديگر ايرانی، چند نوبت داوطلبانه در جنگ شركت كردم. اما در آن زمان هر كس که عضو سپاه و ارتش نبود، ولي به صورت داوطلب به جبهه مي رفت، بسيجي خطاب مي شد. من نيز از اين دست بسيجي ها بودم كه به محض اينكه از جبهه برمي گشتم، ديگر بسيجي نبودم.&lt;br /&gt;بعبارت ديگر، بسيجي بودن من با سه بار شرکت در جنگ و تركش خوردن مترادف بود و هيچ ارتباطي با تشكيلات بسيج نداشت و من حتي براي يك ساعت هم عضو هيچ يك از تشكل هاي از اين دست نبوده ام. فعاليت من هميشه در حوزۀ مسايل سياسي- فرهنگي و در چارچوب انجمن هاي دانشجويي بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پرسش: شما شركت جوانان ايران در جنگ را چگونه تبيين مي كنيد؟ آيا احساسات ملي گرايانه هم نقشي داشته و يا همه چيز به خاطر اسلام بود؟&lt;br /&gt;پاسخ: دربارۀ انگيزۀ نيروها لازم است بگويم که کسانی همچون من در آن زمان دفاع از ميهن را جدا از مذهب نمی دانستيم و معتقد بوديم كه دشمن به خانۀ ما آمده و بايد او را بيرون بريزيم. يعنی، گر چه انقلابي بوديم، و اگر چه مذهبي- انقلابي بوديم، ولي دفاع از ميهن را بالاتر از انگيزه هاي ايدئولوژيک مي دانستيم.&lt;br /&gt;براي مثال، مي توانم از جوانان شهرهاي مرزي مثل غرب كشور، جنوب غرب و جنوب نام ببرم و نيز خانوادۀ خودم که در آبادان زندگي مي كردند، و فقط و فقط به دليل اين كه خانه و كاشانۀ آنها مورد حمله قرار گرفت دست به دفاع زدند و هزينۀ زيادي هم پرداختند.&lt;br /&gt;واقعيت حضور مردم در جنگ 8 ساله اينگونه است. البته مي توان بر روي اين واقعيات تفسير ايدئولوژيك نيز گذاشت. ولی، بنظر من، تفاسير ايدئولوژيك در درجۀ دوم اهميت قرار دارند. به هرحال دولتي كه حاكم بود يك دولت ايدئولوژيك، انقلابي و مذهبي محسوب می شد و طبیعي بود كه چنين حاكميتي در تضعيف يا تقويت انگيزه ها موثر بوده باشد.&lt;br /&gt;البته دستگاه تبليغي نيز در اين زمينه بسيار فعال بود؛ چرا که اکنون روشن شده که همين حكومت در ايجاد جنگ و تداوم آن نقش داشته است. به بيان ديگر، جنگ هشت ساله مي توانست جنگي سه يا دو ساله باشد که ادامه داده شد و با تبليغات برای آن سوخت تهيه شد.&lt;br /&gt;توجه کنيد که اگرچه درست است که اين جنگ پس از يك انقلاب عمدتاً مذهبي رخ داده و در كوران انقلابي گري تداوم يافته است اما، در طی آن، هزاران انساني هم كشته شده اند كه دين آنها اسلام نبوده. يا صرفاً به انگيزۀ دفاع ازخانه وكاشانه جنگيده اند. بخشي، مثل نيروهايي در ارتش، ممكن بوده است با انقلاب نيز موافق نبوده باشند ولي در جنگ حاضر بوده اند.&lt;br /&gt;مي خواهم تاكيد كنم که اگر انقلاب اسلامي نبود و انگيزۀ مذهبي نيز در جنگ تاثير نداشت، باز هم اگر دشمن تازي يا هر دشمن ديگری به كشور حمله مي كرد، مردم به دفاع بر مي خاستند.&lt;br /&gt;من البته خود شاهد بوده ام كه از اسلام و انقلاب به عنوان انگيزه هاي مثبت براي دفاع استفاده مي شده است. اگر چه ـ در همان زمان ـ از همين عقايد و احساسات مذهبي- انقلابي، سوء استفاده نيز می شد. اين شيوۀ روحانيون و رهبران رژيم اسلامي است كه به شيوۀ كاسبكارانه، دفاع ملت ايران از سرزمين خود را به حساب خود مي گذارند. در صورتيكه مردم ايران در طول تاريخ نشان داده اند كه وطن خواهي و ميهن پرستي در سرشت آنها است.&lt;br /&gt;در عين حال، براي تكميل اين بحث، لازم است به دو نكته ديگر هم اشاره كنم. يكي اين كه روحانيون در دورۀ جنگ مدافع يك نوع« ناسيوناليزم» شده و از حديث «حب الوطن من الايمان» بهره گرفته و مي گفتند كه دفاع از ميهن يك فريضۀ ديني است. حتي من فراموش نمي كنم در تمام عكس هاي یادگاري كه رزمندگان مي گرفتند، حتماً پرچم سه رنگ ايران بر بالاي سر آنها در اهتزاز بود كه اين امر عدم تفكيك دفاع از ميهن از اصول مكتبي وانقلابي را در نزد آنان تاييد مي كند.&lt;br /&gt;نكتۀ پاياني هم اين است كه در جنگ هشت ساله مي بايست تاثير مذهب را به لحاظ كارکردگرايي (Functionalism) مورد توجه قرار بدهيم و نه ذات گرايي ديني. آنچه اهميت دارد اين است كه مذهب در بسيج توده ها براي دفاع از ميهن نقش مثبتي ايفا كرده است. اين مسأله نه به مفهوم تاييد اقتدار و حقانيت ذاتي يك دين است و نه به مفهوم اولويت مذهب بر ناسيوناليزم، و نه لزوماً تقابل ذاتي و هميشگي هر نوع مذهب با ناسيوناليزم.&lt;br /&gt;در واقع، اگر از زاويۀ «پراگماتيستي» و «كاركردگرايي» در جريان جنگ ايران و عراق به دين نگاه شود، مي توان به نقش آن نمرۀ مثبت داد.&lt;br /&gt;ادامه دارد&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7018437081223620982-8445477772965482988?l=democratl.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://democratl.blogspot.com/feeds/8445477772965482988/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7018437081223620982&amp;postID=8445477772965482988' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/8445477772965482988'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/8445477772965482988'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://democratl.blogspot.com/2009/01/blog-post_28.html' title='گفتگوی اختصاصی سکولاريسم نو با مهندس حشمت الله طبرزدی دبيرکل جبهه دموکراتيک ايران'/><author><name>آزادیخواهان دمکرات</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09324329976602755795</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7018437081223620982.post-7534154078704764945</id><published>2009-01-26T11:48:00.000-08:00</published><updated>2009-01-26T12:14:21.986-08:00</updated><title type='text'>نامه تکان  دهنده خانواده داغدار دكتر زهرا بنی یعقوب به ملت ایران</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;دختر 27 ساله را در ستاد امر به معروف کشتند یا خودش مرد ؟&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;چه نسبتی باهم دارید؟ما نامزدیم مدرک ....مدرکتان کو؟همراهمان نیست"چندمین" بارتان است؟جواب نمی دهد.غیر از این آقا با "چند نفر دیگر" ارتباط داری؟&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;و این جملات آغازی است بر وقوع یک فاجعه ، فاجعه ای که باز هم در این مملکت تکرار شده است و یادمان نرفته اقدام خودسرانه ماموران امر به معروف و نهی از منکر کرمان را که دختران و پسران را در خیابان دستگیر میکردند و خودشان حکم داده و اعدام میکردند . فجایعی که قلب هر انسان و بلکه حتی هر حیوانی را شدیدا به درد می آورد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;عصرایران - با گذشت حدود یک سال از مرگ مشکوک دکتر زهرا بنی یعقوب ، خانواده وی با انتشار نامه ای خطاب به مردم ایران از بی نتیجه بودن این پرونده و عدم مجازات متهمان آن انتقاد کردند .متن این نامه كه از سوی خانواده زهرا بنی یعقوب در اختیار كانون زنان ایرانی گذاشته شده است - بدون پیشداوری درباره محتوای آن - به شرح زیر است&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;به نام خدا&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;مردم آگاه ایران ،بویژه فعالان حقوق بشر&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;بیش از یكسال از مرگ مشكوك فرزند دلبندمان دكتر زهرا بنی یعقوب در بازداشتگاه امر به معروف و نهی از منكر همدان می گذرد.در این مدت تلاش فراوانی از سوی ما ، وكلای مدافع پرونده ، فعالان حقوق بشر و حقوق زنان و روزنامه نگاران مستقل برای كشف حقیقت صورت گرفته اما متاسفانه تاكنون پرونده به نقطه روشنی نرسیده است و متهمان همچنان آزاد هستند و مجازاتی برای آنها در نظر گرفته نشده است.هیچ كس پاسخ مشخصی به ما نمی دهد.به همین دلیل با مروری بر پرونده دخترمان از شما یاری می خواهیم و جمله تامل برانگیز یك هزار دانشجوی پزشكی را كه چند روز قبل با ارسال توماری برای رییس قوه قضائیه نسبت به چگونگی روند رسیدگی به این پرونده اعتراض كردند ، یاد آوری می كنیم :"این اتفاق می توانست و می تواند برای هركدام از فرزندان ایران زمین روی دهد."فرزند ما ، دکتر زهرا بنی یعقوب دانش آموخته دبیرستان تیزهوشان ،نفر 23 آزمون سراسری دانشگاهها و فارغ التحصیل دانشگاه علوم پزشكی تهران از حدود هشت ماه قبل از مرگش ، در مناطق محرم همدان و کردستان در حال طبابت بود . او به خاطر پدرش که زندانی سیاسی رژیم شاه بود ، از طرح خدمت اجباری پزشکان معافیت داشت و حضورش در این مناطق محروم کاملا داوطلبانه بود .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زهرا ی 27 ساله ما ،روز جمعه 20 مهرماه 86 ساعت 10 صبح در پارکی در شهر همدان به همراه نامزدش توسط ماموران ستاد امر به معروف دستگیر شد . مسوولان این ستاد بیش از 24 ساعت ما را در جریان بازداشت دخترمان قرار ندادند .. چرا که بازداشت او را از اختیارات قانونی خود می دانستند ..ساعت 11 صبح روز شنبه سرهنگ "...." با لحنی توهین آمیز با ما تماس گرفت و ضمن بیان اجمالی ماجرای بازداشت ، به پدر زهرا گفت که فردا به همدان بیایید . پدر می پرسد:" چرا فردا ؟ من می توانم امشب خود را به همدان برسانم ". او با اصرار زیاد از سرهنگ "..." می خواهد که با دخترش صحبت کند که اجازه نمی دهد .به گفته قاضی ، روز دوم بازداشت ، زهرا که از تماس ستاد با خانواده اش بی خبر است ، دائم خواهش می کند که اجازه دهند یک تلفن کوتاه به خانواده اش بزند تا برای آزادی اش به همدان بیایند . ( از صحبت های قاضی در روز دوم )سرانجام حدود ساعت پنج بعد از ظهر و با دستور قاضی اجازه صادر می شود که زهرا با ما تماس بگیرد . پدر و مادر در راه هستند و نمی تواند با آنها تماس بگیرد . به برادرش ، رحیم ، تلفن می زند و با توجه به اشکال در خط موبایل در منطقه ای که برادر حضور داشت ، تماس تلفنی به بیش ازچند کلمه نمی رسد . پس با محل کار خود تماس می گیرد و تقاضای دو روز مرخصی می کند تا بیمارانش با درهای بسته درمانگاه مواجه نشوند .تلاش برادر برای تماس دوباره نهایتا به این ختم می شود که برای صحبت با خواهرش باید تا ساعت 9 شب صبر کند .ساعت حدود هشت و نیم شب بود . موبایل برادر زنگ می خورد که پیش شماره همدان را می بیند . این بار تماس چند دقیقه طول می کشد . برادر در گفت و گو با زهرا احساس می کند وضعیت روحی زهرا در شرایط خوبی است . او در جواب این سوال برادر که می پرسد تو را اذیت نکرده اند ، می شنود" نه" و بلافاصله می گوید:" کسی بالای سرم ایستاده است ."برادر به زهرا اطمینان می دهد که پدر با پول نقد و سند در راه همدان است و حدود یک ساعت دیگر به آنجا می رسد . تماس تلفنی با "خداحافظ آبجی جان" و خداحافظ داداش" به پایان می رسد .بعد از این تماس دقیقا چه اتفاقی افتاده ، معلوم نیست . و غیر از اعضای ستاد امر به معروف ،فقط خدا می داند . پدر و مادر زهرا ساعت 10 شب به همدان می رسند . در جلوی بازداشتگاه با عجیب ترین توهین ها مواجه می شوند . یکی از اعضای ستاد به پدر زهرا می گوید از نظرما دختر تو صلاحیت پزشک بودن در این مملکت را ندارد . این فرد یک هفته پس از خاکسپاری زهرای عزیزمان ، با خانواده عزادار ما تماس گرفت و با انواع تهدیدها از ما خواست که پرونده را پیگیری نکنیم .. ( اسم این فرد حتی در بین متهمین وجود ندارد . ما از او به این دلیل نیز که خانواده ما را تهدید کرده ، شکایت کرد ه ایم اما دریغ از یک احضار و بازجویی کوچک که در باره اش صورت گرفته باشد . )پدر زهرا هنوز از یاد نبرده است كه سرهنگ" ..." چند ساعت پس از وقوع این فاجعه با خنده با او روبرو شد و گفت :"برای پیگیری وضع دخرت به آگاهی برو ،نه !برو دادسرا ،نه !بهتر است بروی پزشك قانونی."رییس ستادامر به معروف به خاطر مرگ تلخی كه در حوزه تحت نظارتش اتفاق افتاده بود ،كمترین نگرانی ،اضطراب و یا ناراحتی نداشت.اورژانس منطقه ، پس از معاینه جسد زهرا در ساعت نه و نیم شب ، عنوان می کند که او قبل از ساعت هشت شب فوت کرده است . ما بارها و در جریان بازپرسی به این گزارش دروغ اعتراض کردیم . اگر او ساعت هشت شب فوت کرده چگونه می توانسته در ساعت هشت و نیم شب با برادرش صحبت کرده باشد . آنها از ما پرسیدند که چه مدرکی برای اثبات این ادعای خود دارید ؟ ما در پاسخ گفته ایم غیر از شش نفری که در كنار برادر زهراشاهد مکالمه بودند ، می توانید پرینت مکالمه های تلفن همراه برادرش را بگیرید تا معلوم شود کی و از کجا با او تماس گرفته شده است . اما چهار ماه طول کشید تا این پرینت را دراختیار ما بگذارند . ( چرا چهار ماه ؟ کسی به این سوال ما نیزجواب نداده است .) در این پرینت نه تنها خبری از مکالمه ساعت هشت و نیم شب زهرا با برادرش نیست ، بلکه ساعت تماس ها هم به هم ریخته و نامرتب است . به عنوان مثال تماس ساعت 5 بعد از ظهر پس از تماس ساعت 6 ثبت شده است .. از نظر ما این دستکاری در اسنادی است که می توانست به حقیقت ماجرا کمک کند .پس از انتقال جسد زهرا به پزشکی قانونی ، آنها ساعت مرگ را 9 صبح روز شنبه اعلام می کنند . در حالیکه ساعت 5 بعد از ظهر و هشت و نیم شب با برادرش صحبت کرده و حدود ساعت 5 بعد از ظهر همان روز هم یک قاضی او را دیده و با او صحبت کرده است . بر اساس گزارش پزشک قانونی دو کبودی روی پاهای زهرا مشاهده شده است . کبودی روی ساق پای چپ و کبودی روی ران پای راست . اما به علل احتمالی این کبودی ها اشاره ای نشده است . آنها ادعا می کنند زهرا خودش را در اتاقی که زندانی بوده با پارچه های تبلیغاتی حلق آویز کرده است . اما توجه نمی کنند آیا کسی می تواند در فاصله یک و نیم متری اتاق رئیس بازداشتگاه در حالی که در اتاق بسته است ، خود را از چارچوب همان در بسته حلق اویز کند و هیچ صدایی هم از او شنیده نشود ؟به نظر ما دست اندر کاران پرونده به تناقض های دیگری هم که در این پرونده وجود دارد ، توجه نمی کنند . عجیب تر آنکه پزشکی قانونی به خونی که از بینی و گوش زهرا بیرون آمده ، هم توجهی نكردند و در هیچ کدام از گزارش هایشان به آن اشاره نکرده اند .دو -سه روز پس از مرگ دلخراش فرزندمان ،یكی از معاونان... با پدر زهرا دیدار كرد و به او گفت :"دیروز در شورای تامین استان حرف از شما بود كه جزو زندانیان سیاسی زمان شاه هستید و زحمت های زیادی برای پیروزی انقلاب كشیده اید .ما مشكلات زیادی داریم. دانشجویان پزشكی به خاطر این حادثه هم اكنون در اعتصاب هستند ..رادیوهای خارجی در این باره در حال سمپاشی هستند ،انتخابات مجلس هم نزدیك است .خواهش ما از شما این است كه حتی به اقوام خودتان هم نگویید كه فرزندتان در ستاد امر به معروف فوت كرده است.مثلا بگویید تصادف كرده و یا دچار ایست قلبی شده است. "این فقط نمونه ای كوچك از برخورد یكی از مسوولانی است كه به جای دادخواهی از خون به نا حق ریخته شده زهرا ما را توصیه به دروغ گفتن در باره مرگ دخترمان كرده است.از این مسوولین می پرسیم كه آیا هرگز در باره برخورد امام علی (ع) با مدیران خلافكار خود چیزی نخوانده و یا نشنیده اند ؟ آیا از یاد برده اند كه امام علی به خاطر ظلمی كه بر زن یهودی توسط كارگزارانش رفته بود ،خون گریست؟در زمانی که پیکر پاک فرزند عزیزمان را دفن می کردیم ، از بینی و گوش او خون جاری بود که هم ما و هم حاضران را منقلب کرد . ما با چند پزشک متخصص تماس گرفتیم که همگی گفته اند کسی که حلق آویز شده باشد به هیچ وجه گوش و بینی اش خون ریزی نمی کند و این از نشانه های ضربه مغزی است .بنابراین خانواده تقاضای نبش قبر را برای بررسی احتمالی ضربه مغزی داد که جواب نامه پنج ماه بعد آمد . البته ما با توجه به وضعیت روحی و جسمی مادر زهرا از این کار منصرف شدیم .. به ویژه که پزشکان متخصص گفته بودند پس از پنج ماه آثار جرم تا حد زیادی ازمیان می رود و شناسایی را مشکل می کند .ما با توجه به تناقضات متعددی که در پرونده بود و همچنین احتمال حمایت از متهمین ، این موارد را به رئیس قوه قضائیه اطلاع دادیم و درخواست کردیم پرونده به تهران منتقل شود . در نهایت در اسفند 86 موفق شدیم ، موافقت اقای شاهرودی و دیوانعالی کشور را برای این کار بگیریم .ده روزبعد برای پیگیری سرنوشت پرونده دخترمان به تهران ، بارها و بارها به دادسراهای مختلف مراجعه کردیم . آنها هر بار حرفی می زدند ، چند بار هم گفتند که پرونده در تهران است . اما نمی توانیم بگوئیم در کدام شعبه و کدام دادگاه در حال بررسی است .قاضی ... نیز یكبار در صحبت با پدر زهرا به او گفت كه اگر وكلای مدافع پرونده (خانم شیرین عبادی و آقای عبدالفتاح سلطانی) را عوض كنید.ما برای به نتیجه رسیدن پرونده با شما همكاری خواهیم كرد.او به پدر زهرا گفت :"من برای شما خیلی زحمت كشیده ام و در این پرونده ده مورد تخلف از اعضای ستاد امر به معروف گرفته ام."او چند ماه بعد از پدر زهرا خواست:" به اتفاق وكلا به همدان بیایید و بنشینید با متهمان گفت و گو و موضوع را حل و فصل كنید."قاضی ... آنچنان در باره حل و فصل پرونده با ما سخن می گفت كه انگار در باره یك دعوای كوچك و شخصی -خانوادگی حرف می زند.سرانجام در تیرماه 87 ، یعنی چهار ماه بعد از این که قرار بود پرونده در تهران بررسی شود ، دادگاه همدان بدون توجه به رای دیوان عالی کشور ، تمامی متهمین را با نوشتن این جمله " که اصولا جرمی اتفاق نیافتاده که بتوان در باره آن رای صادر کرد " ، از همه اتهامات مبرا کرد ..باز پرس پرونده در شرایطی این حکم را صادر کرده بود که در خلاصه پرونده ای که به امضای خودشان رسیده ، هشت مورد تخلف از جمله دستکاری در پرونده برای افزایش مدت بازداشت و... به چشم می خورد و این تخلف نیز مورد اعتراض قاضی کشیک قرار گرفته بود .با اعتراض ما و با توجه به رای دیوان عالی کشور ، سرانجام پرونده به تهران منتقل شد . پرونده فعلا در تهران است و ما به عنوان خانواده زهرا همچنان به دنبال بررسی دقیق صحنه هستیم که ایا اصولا امکان این اتفاق به آن شکل که عنوان شده وجود دارد یا نه؟اما هیچ كدام از مسوولان و دست اندركاران پرونده پاسخ مشخصی به ما نمی دهند.آیا در این كشور فریادرسی برای پیگیری و شناسایی دلایل و مقصران مرگ مظلومانه فرزند ما كه می توانست برای خود ،خانواده و جامعه اش مفید باشد وجود ندارد؟ آیا فریاد رسی در این كشور هست كه داد فرزندمان را بستاند؟&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;خانواده داغدار دكتر زهرا بنی یعقوب &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7018437081223620982-7534154078704764945?l=democratl.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://democratl.blogspot.com/feeds/7534154078704764945/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7018437081223620982&amp;postID=7534154078704764945' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/7534154078704764945'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/7534154078704764945'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://democratl.blogspot.com/2009/01/blog-post_26.html' title='نامه تکان  دهنده خانواده داغدار دكتر زهرا بنی یعقوب به ملت ایران'/><author><name>آزادیخواهان دمکرات</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09324329976602755795</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7018437081223620982.post-5781841333169002771</id><published>2009-01-25T11:56:00.000-08:00</published><updated>2009-01-25T12:10:50.098-08:00</updated><title type='text'>چند خبر از زندانیان سیاسی وعقیدتی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;محرومیت عباس خرسندی ازدرمان درزندان&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران : زندانی سیاسی عباس خرسندی علیرغم ابتلا به بیماریهای متعدد کماکان از رسیدگی پزشکی محروم است.عباس خرسندی ، زندانی عقیدتی ، علیرغم ابتلا به بیماری قلبی ، بیماری اعصاب و رنج و دردهای متداومی چون سردردهای مزمن و مشکلات دستگاه گوارشی کماکان از رسیدگی پزشکی مورد نیاز محروم است.این زندانی که در بیرون زندان تحت نظر پزشک معالج تحت درمان بوده است ، پس از بازداشت و تا کنون جز رسیدگیهای سطحی بهداری زندان خدمات پزشکی مورد نیاز خود را دریافت ننموده است و این موضوع منجر به رشد و پیشرفت بیماریهای وی گردیده است. لازم به ذکر است درخواست مرخصی استعلاجی وی نیز مورد مخالفت مسئولین مربوطه قرار گرفته است. &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;انتقال دوتن از زندانیان به انفرادی-انجمن زندانیان سیاسی&lt;/strong&gt;    &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;بنا به گزارش های رسیده اقایان علی صارمی و محمد حسین فلاحیه به انفرادی منتقل شدند. انتقال این دو زندانی سیاسی از بند ۳۵۰ و به دنبال اعتراض ان ها به بدرفتاری مسئولین این بند و ازار و اذیت زندانیان صورت گرفت. شایان ذکر است مدتی است که بزرگ نیا مسئول بند ۳۵۰ به بهانه های گوناگون زندانیان سیاسی را مورد اذیت قرار می دهد. یکی از اقدامات بزرگ نیا این بود که به مرور زندانیان سیاسی را از این بند به بند ها و زندان های گوناگون انتقال داد.به گونه ای که بند ۳۵۰ از زندانیان سیاسی تخلیه گردید و اینک فقط اقایان میثاق یزدان نژاد،ظهور نبوی و منصوری در این بند زندانی هستند. &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://mohandestabarzadi.blogfa.com/post-840.aspx"&gt;&lt;strong&gt;گزارشی از متهمان پرونده موسوم به براندازی نرم-مجموعه ی فعالان حقوق بشر&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a title="مشاهده در قالب پی دی اف" onclick="window.open(this.href,'win2','status=no,toolbar=no,scrollbars=yes,titlebar=no,menubar=no,resizable=yes,width=640,height=480,directories=no,location=no'); return false;" href="http://hrairan.org/index.php?view=article&amp;amp;catid=143%3A107&amp;amp;id=388%3A102&amp;amp;format=pdf&amp;amp;option=com_content&amp;amp;Itemid=201" rel="nofollow"&gt;&lt;/a&gt;در پی اعلام وزارت اطلاعات مبنی بر پخش تلویزیونی اعترافات متهمان پرونده براندازی نرم که دو پزشک متخصص مبارزه با ایدز نیز جزو معترفین خوانده شده بودند. آخرین اطلاعات حاصله در این خصوص به شرح ذیل اعلام میگردد:&lt;br /&gt;متهمان کماکان در بازداشت این پرونده شامل چهار فرد با مشخصات ذیل می باشند&lt;br /&gt;1- آرش اعلایی&lt;br /&gt; دکتر آرش علایی مدیر سابق موسسه بین المللی  آموزش و پژوهش در مرکز ملی آموزشی پژوهشی و درمانی سل و بیماریهای ریوی در ایران است. برادران علایی از سال 1998 میلادی در برنامه های درمان و پیشگیری ایدز بویژه با تمرکز بر کاهش آسیب ها در معتادان تزریقی مشغول به فعالیت شدند.&lt;br /&gt;2- کامیار اعلایی&lt;br /&gt;دکتر کامیار علایی دانشجوی دکترا در دانشکده بهداشت عمومی سانی آلبانی در نیویورک است که انتظار می رفت در پاییز سال جاری تحصیلاتش را در این دانشگاه از سر بگیرد. کامیار علایی، در سال 2007 میلادی مدرک فوق لیسانس خود را در رشته جمعیت و سلامت بین المللی از دانشکده بهداشت عمومی دانشگاه هاروارد در بوستون امریکا دریافت کرده بود.&lt;br /&gt; برادران علایی علاوه بر فعالیت در ایران، برای کارکنان بخش بهداشت و درمان در کشورهای افغانستان و تاجیکستان  نیز دوره های آموزشی  برگزار کرده و در ایجاد همکاری میان 12 کشور خاورمیانه و آسیای مرکزی فعال بودند. تلاشهای برادران علایی منجر به گسترش تخصص پزشکان در منطقه و رشد علم پزشکی شد، بطوری که سازمان جهانی بهداشت، ایران را بعنوان الگوی بهترین اقدام به رسمیت شناخت.&lt;br /&gt;3- سیلویا هارتونیان&lt;br /&gt;سیلویا هارتونیان؛ یک زن33 ساله ایرانی - ارمنی است. وی برای سازمان بین المللی آریکس در حوزه روشهای زایمان در ایران کار می کرده است.&lt;br /&gt;4- محمد احسانی&lt;br /&gt;محمد احسانی، فیلمساز ۳۴ ساله‌ی آذری است ، وی تحصیلاتش را در رشته‌ی زبان و ادبیات انگلیسی در دانشگاه تبریز به پایان رسانده و هم‌زمان با دروس دانشگاهی‌اش، از سال‌های ۱۳۷۱ وارد دنیای فیلم و سینما شده است. آقای احسانی تاکنون بالغ بر ده فیلم مستند ساخته است که جوایز متعددی نیز در عرصه بین الملل به خود اختصاص داده است ، دو اثر ''ایدز، ایران ۱۳۸۳'' و 'زخم بر چنگ'' که پیرامون اعتیاد و مواد مخدر در ایران است منجمله مستندات پرونده وی عنوان شده است.&lt;br /&gt;در خصوص آقای احسانی که تنها فردی از پرونده مورد اشاره است که تاکنون هویت وی محرز نگردیده بود ، روزنامه کیهان در تاریخ 24 خرداد 1386 با تیتر "پنج مستند ساز ايران را ترك كردند"  می نویسد : "...با وجود مخالفت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با سفر مستندسازان ايراني به امريكا، پنج مستند ساز ايراني دعوت شده از سوي موسسه « مري ديان» از حدود يك هفته قبل به مقصد امريكا از ايران خارج شده اند. طبق اعلام منابع خبري، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به طور غير رسمي به 14 مستندساز ايراني دعوت شده، شديدا توصيه كرد تا از رفتن به اين سفر اجتناب كنند. علت اصلي اين توصيه نيز اين بود كه نمايشگاه آثار نقاشان ايراني كه توسط همين موسسه برگزار شد، چندي قبل با حضور كاندوليزا رايس، وزير امور خارجه امريكا افتتاح شد و طبق شنيده هاي منابع ايراني احتمال حضور ديگر مقامات ارشد امريكايي از جمله جرج بوش رييس جمهور امريكا در برنامه هاي فرهنگي موسسه مري ديان بسيار قوي بوده است. مهم ترين علت توصيه وزارت ارشاد به اين مستندسازان احتمال سوء استفاده سياسي مقامات امريكايي از اين مساله بوده است." این روزنامه در ادامه مینویسد : "...اين مستندسازان قرار است از تاريخ 72 مي تا 81 ژوئن در امريكا حضور داشته باشند. نمايش فيلم هاي اين مستندسازان در شهرهاي مختلف آمريكا همچون: نيويورك، واشنگتن، لس آنجلس و... ، سفر به شهرهاي مختلف آمريكا، حضور در هاليوود و آشنايي با مستندسازان آمريكايي از برنامه هاي تدارك ديده شده براي اين مستندسازان در سفر مذكور بوده است. نكته جالب توجه در اين ميان اين است كه مستندسازان ايراني با هماهنگي « بهمن مقصودلو» به اين سفر دعوت شده اند. مقصودلو از منتقدان سينماي ايران است كه ازسال ها قبل ساكن امريكا شده و تاكنون فيلم سازان مختلف ايراني به دعوت وي در امريكا حضور يافته اند. ..." البته خبر روزنامه کیهان که سوابق متعددی در پرونده سازی بر علیه فعالان مدنی و سیاسی داراست را خبرگزاري فارس به نقل از انجمن مستندسازان و روابط عمومي معاونت سينمايي تكذيب كرد.&lt;br /&gt;افراد مذکور پس از بازداشت در مردادماه 1387 به سلولهای انفرادی بند 209 زندان اوین منتقل و در شرایط بد روحی و جسمی قرار گرفتند ، دستگاه امنیتی تلاش بسیاری را با وعده های مکرر جهت اخذ مصاحبه تلویزیونی از این افراد داشته است، حسب اطلاعاتی که به دست مجموعه رسیده است ، برادران علایی منکر هرگونه اعتراف و حضور در مقابل دوربین گردیده اند ، آنان عنوان میدارند چنانچه ویدئویی از آنان به نمایش گذاشته شود ، صحنه هایی از حضور آنان در اتاق بازجویی با لباس مخصوص 209 خواهد بود که به صورت مخفیانه ضبط گردیده است ، که این نمایش خود بهترین گواه از شرایط جسمی و روانی آنان خواهد بود.&lt;br /&gt;خانم سیلویا هارتونیان و آقای محمد احسانی دو متهم دیگر پرونده که هر دو نیز دچار مشکلات روحی و روانی در زمان بازداشت خود گردیده اند افرادی هستند که در مقابل دوربین تلویزیونی اقدام به مصاحبه و به اصطلاح اعتراف نموده اند. آقای احسانی که سابقه حضور بعنوان مهمان در تلویزیون صدای آمریکا را نیز دارا هستند بیشترین فشار و آسیب را جهت اجرای این برنامه متحمل گردیده اند ، به طوریکه شاهدان از آسیبهای روانی شدید وی سخن میگویند ، آنان عنوان داشته اند که نامبرده علیرغم اجازه بازجویان، به خاطر هراس، حاضر به برداشتن چشم بند خود حتی در فضای عمومی بند 209 یا سالن ملاقات نیز نمی شود و یا اینکه نامبرده در طی پنج ماه اخیر حاضر به تعویض یا شستشوی لباسهای خود با عنوان اینکه قرار است آزاد شود نشده است که خود گواه از شرایط بسیار وخیم روحی و روانی این زندانی دارد. خانم هارتونیان نیز به دلیل بیماری هراس از محیطهای بسته شرایط ناگواری را سپری مینماید&lt;br /&gt;&lt;a title="چاپ" onclick="window.open(this.href,'win2','status=no,toolbar=no,scrollbars=yes,titlebar=no,menubar=no,resizable=yes,width=640,height=480,directories=no,location=no'); return false;" href="http://hrairan.org/index.php?view=article&amp;amp;catid=143%3A107&amp;amp;id=388%3A102&amp;amp;tmpl=component&amp;amp;print=1&amp;amp;layout=default&amp;amp;page=&amp;amp;option=com_content&amp;amp;Itemid=201" rel="nofollow"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a title="فرستادن به ایمیل" onclick="window.open(this.href,'win2','width=400,height=350,menubar=yes,resizable=yes'); return false;" href="http://hrairan.org/index.php?option=com_mailto&amp;amp;tmpl=component&amp;amp;link=aHR0cDovL2hyYWlyYW4ub3JnL2luZGV4LnBocD9vcHRpb249Y29tX2NvbnRlbnQmdmlldz1hcnRpY2xlJmlkPTM4ODoxMDImY2F0aWQ9MTQzOjEwNyZJdGVtaWQ9MjAx"&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7018437081223620982-5781841333169002771?l=democratl.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://democratl.blogspot.com/feeds/5781841333169002771/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7018437081223620982&amp;postID=5781841333169002771' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/5781841333169002771'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/5781841333169002771'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://democratl.blogspot.com/2009/01/blog-post_25.html' title='چند خبر از زندانیان سیاسی وعقیدتی'/><author><name>آزادیخواهان دمکرات</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09324329976602755795</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7018437081223620982.post-3049466732183723048</id><published>2009-01-23T12:08:00.000-08:00</published><updated>2009-01-23T12:24:25.035-08:00</updated><title type='text'>چندخبرازفعالین سیاسی ودانشجویی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://mohandestabarzadi.blogfa.com/post-831.aspx"&gt;&lt;strong&gt;بیش از 400 نفر از جنبش ما هستیم در اوین-انجمن زندانیان سیاسی&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;         بنا به گزارش های رسیده از زندان اوین بیش از ۴۰۰ نفر از بازداشتی ها ی میدان انقلاب در زندان اوین به سر می برند. تعداد بازداشتی ها به اندازه ای زیاد است که قرنطینه ی جدید،۲۴۰،بند ۷،بند ۸ و ۲۰۹ پر از زندانی است.این در حالی است که از بارداشتی های اول اذر هنوز حدود ۴۰ نفر در اوین نگهداری می شود. شایان ذکر است بند قرنطینه ی زندان اوین نیز اتش گرفت. &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;فریاد "مرگ بر دیکتاتور" باز هم در دانشگاه شیراز طنین انداز شد&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;درروزپنج شنبه 3 بهمن ماه آلما رنجبر و حمدالله نامجو دو دانشجوی بازداشت شده دانشگاه شیراز به ترتیب پس از تحمل 8 و 9 روز بازداشت آزاد شدند و مورد استقبال گرم دانشجویان دانشگاه شیراز قرار گرفتند.در مراسم استقبال از این دو دانشجو، دانشجویان شعار "مرگ بر دیکتاتور" را با شور و شعف خاصی سر دادند، دانشجویان همپنین شعار " دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد" و "گر تیر و فتنه بارد جنبش ادامه دارد" را نیز سر دادند و به خواندن سرود " یار دبستانی من " و " دوباره می سازمت وطن" نیز پرداختند.&lt;br /&gt;با آزادی این دو دانشجو تمام دانشجویان بازداشت شده دانشگاه شیراز آزاد شدند.برگزاری این مراسم در دانشگاه شیراز با توجه به حوادث اخیر این دانشگاه همچون بازداشت 13 دانشجو، احضار نزدیک به 60 دانشجو به کمیته انضباطی دانشگاه، صدور بیش از 30 ترم محرومیت از تحصیل و اخراج 2 دانشجو و تلاش گسترده جهت سرکوب دانشجویان این دانشگاه نشان از این داشت که این سرکوب ها بی تاثیر بوده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;دادگاه رسیدگی به اتهامات سه فعال دانشجویی در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران برگزار شد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;صدای دانشجو دانشگاه آزاد شهر ري : صبح روز جاری دادگاه رسیدگی به اتهامات سه فعال دانشجویی در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران برگزار شد. مهدی خدایی دبير سابق انجمن اسلامي دانشگاه آزاد شهر ري ، مسئول واحد دانشجویی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سلمان سیما مدیر مسئول نشریه توقیف شده سخن تازه در دانشگاه آزاد تهران جنوب ، عضو سه دوره هیات موسس انجمن اسلامی دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب و مجید اسدی دانشجوی رشته اقتصاد بازرگانی دانشگاه علامه طباطبایی ، عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشکده اقتصاد صبح روز جاری به همراه وکلای خود، آقایان محمد اولیایی فرد و آرش کیخسروی در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی حاضر شدند و به دفاع از خود پرداختند.این سه دانشجو در محدود 13 تا 18 آذرماه در تهران بازداشت و به بند 209 زندان اوین منتقل گردیدند ، نامبردگان بیش از یکماه را در سلولهای انفرادی این بند به سر بردند و پس از آزادی در خصوص شکنجه ها و بدرفتاریهای صورت گرفته که منجر به بستری شدن آقای خدایی در بیمارستان گردید دست به افشاگری زدند.اتهامات دانشجویان مذکور اقدام علیه امنیت ملی از طریق راه اندازی تجمع ، تبانی و تبلیغ علیه نظام بوده است که با پایان دادرسی مذکور ظرف روزهای آینده دادگاه به صدور رای اقدام خواهد نمود.&lt;/div&gt;&lt;a title="Link" href="http://ta-azadi87.blogfa.com/post-45.aspx"&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7018437081223620982-3049466732183723048?l=democratl.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://democratl.blogspot.com/feeds/3049466732183723048/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7018437081223620982&amp;postID=3049466732183723048' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/3049466732183723048'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/3049466732183723048'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://democratl.blogspot.com/2009/01/blog-post_23.html' title='چندخبرازفعالین سیاسی ودانشجویی'/><author><name>آزادیخواهان دمکرات</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09324329976602755795</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7018437081223620982.post-7938735557497810540</id><published>2009-01-21T12:01:00.000-08:00</published><updated>2009-01-21T12:24:39.362-08:00</updated><title type='text'>اخبار جنبش دانشجویی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;ناآرامی در دانشگاه بوعلی سینا در پی صدور حکم سنگین برای محمد صیادی&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;کمیته گزارشگران حقوق بشر - شعبه یک دادگاه انقلاب همدان، روز 30/10/87 در جلسه ای غیرعلنی و بدون حضور وکیل و هیأت منصفه، محمد صیادی، دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بوعلی سینای همدان را به شش سال و نیم حبس تعزیری محکوم کرد. قاضی خزایی رئیس شعبه یک دادگاه انقلاب درحالی این فعال دانشجویی را طبق مواد 498، 500، و 514 قانون مجازات اسلامی به اتهام برهم زدن امنیت داخلی کشور، تبلیغ علیه نظام و توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی مجموعاً به شش سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم کرد که در سراسر جلسه، دادگاه به تفتیش عقاید متهم پرداخته و او را به علت عقایدش تحت تحقیر و فشار قرار داد. محمد صیادی، دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا، پیش از این توسط کمیته انضباطی دانشگاه به یک ترم محرومیت از تحصیل با احتساب سنوات محکوم شده بود و در اواخر شهریور ماه سال جاری نیز به مدت سه روز در بازداشت وزارت اطلاعات به سر برد. با توجه به کم سابقه بودن صدور چنین حکم سنگینی برای یک فعال دانشجویی، در روز سه شنبه 1/11/87 دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا در اعتراض به این حکم، اقدام به جمع آوری طومارهایی در سطح دانشگاه نمودند که با یورش نیروهای حراست دانشگاه مواجه شده و منجر به بروز درگیری میان دانشجویان و حراست دانشگاه شد. دانشجویان در اعتراض به این برخورد نیروهای امنیتی، دست به تجمعی خود جوش زده و به خواندن سرود پرداختند. گفتنی است نیروهای امنیتی در چند ماه اخیر، بارها طی تماس تلفنی با منزل این فعال دانشجویی، خانواده او را تهدید به قتل فرزندشان، ممانعت از تحصیل خواهر ایشان، و اخراج برادر وی از کار نمودند. این تهدیدات منجر به برهم ریختن وضعیت روحی و جسمی مادر محمد صیادی و بستری شدن وی در بیمارستان شد. &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;احضار و محاكمه 16 دانشجو در تبريز و زاهدان&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;خبرگزاری جبهه متحد دانشجویی-درشرايطي كه دانشگاه ها درامتحانات ترم تحصيلي بسرمي برند روند احضار ها و محاكمه ها ي دانشجويان در دانشگاه ها ي مختلف با شدت بيشتري دنبال مي شود .در اين راستا جلسه رسیدگی به اتهامات مقصود عهدی، منصور امینیان، آیدین خواجه ای، امیر مردانی، فراز زهتاب، سجاد رادمهر از دانشجویان دانشگاه تبریز بهمراه مجید ماکوئی دانشجوی کشتی سازی، دانشگاه مالک اشتر اصفهان و داریوش حاتمی، افسر وظیفه نیروی زمینی ارتش روز شنبه ۲۸ دیماه در شعبه یک دادگاه انقلاب تبریز برگزار شد.نقی محمودی، وکیل مدافع این دانشجویان اتهامات موکلانش را «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «تشکیل و عضویت در گروه های غیر قانونی برای اخلال در امنیت ملی» عنوان کرده است.این دانشجویان در تعطیلات تابستان دانشگاهها توسط نیروهای امنیتی دستگیر و مدت سه ماه را دربازداشت موقت به سر بردند.و سرانجام پس از سپردن وثیقه های ۵۰ و ۲۰ میلیون تومانی آزاد شدند سازمان عفو بین الملل در بیانیه های جداگانه ای بتاریخ ۲۳ سپتامبر ، ۲۱ نوامبر و ۱۵دسامبر ۲۰۰۸، نسبت به دستگیری و شکنجه این افراد ابراز نگرانی نموده بودهمچنين با گذشت چند ماه ازتحصن دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان نسبت مسائل صنفی خود، تاکنون ۸ نفر از دانشجویان متحصن این دانشگاه به کمیته انضباطی احضار شدند.و به حكم اين كميته دبیر انجمن اسلامی&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;دانشکده ی ادبیات این دانشگاه یک ترم ازتحصيل محروم شد&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;فعالين دانشجويي شيراز:محكم و متحدترازهميشه ايستاده ايم&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;درحالي كه با آزادي تعدادي از دانشجویان دانشگاه شیراز به قيد وثيقه هنوز 3 تن به اسامي عنایت تقوی، آلما رنجبر و حمدالله نامجو در بازداشت هستند. روز گذشته ماموران حراست دانشگاه مانع از ورود کاظم رضایی (ازدانشجويان رسته از بند) به دانشگاه و حضور او در امتحان شدند و به او اعلام کردند که با اجرای 2 ترم محرومیت از تحصیل او از دانشگاه اخراج است.همچنين گفته مي شود عنایت تقوی یکی از دانشجویان بازداشتی، درخواست انجام یک نظرسنجی علمی در سطح دانشگاه در مورد رهبری را به دفتر نمایندگی رهبری داده بود که علی رغم موافقت اولیه از این امر جلوگیری شد با مطرح شدن این مساله در نشریه ای که مدیر مسوولش تقوی بود ابتدا نشریه توقيف و سپس خود او یک ترم از تحصیل محروم شده بود، پس از آن نیز مطرح کردن این مساله در تریبون آزاد 18 آذر از سوی تقوی و انتقادات او از رهبر و ریخت و پاش هایی که در سفر او به شیراز صورت گرفته بود باعث شد که او ابتدا به 2 ترم محرومیت از تحصیل محکوم و سپس به اداره اطلاعات احضار شود. دررابطه با وقايع اين دانشگاه فعالین جنبش دانشجویی دانشگاه شیراز بيانيه شماره 3 خود را به اين شرح صادر كردبار دیگر سناریو نویسان حاکمیت قلم خود را در دوات خشم و کینه و انتقام جویی فرو برده تا با نوشتن سناریویی جهت سرکوب فعالین دانشجویی دانشگاه شیراز، ضمن پنهان سازی، فرافکنی و فرار از انتقاداتی که بدان ها وارد شد،عطش انتقام جویی خویش را سیراب سازند. باز هم سناریوی نخ نمای ارتباط با بیگانه این بار در حالی برای دانشجویان دانشگاه شیراز قلم زده می شود که با توجه به موارد گذشته ،حنای این گونه پرونده سازی نه تنها در میان قشر آگاه به این مسائل بلکه در نزد افکار عمومی نیز رنگ باخته است. جنبش دانشجویی که همواره نشان داده زیر فشار سرکوب و در فضای خفقان پویا تر و بالنده تر می شود، امروز در دانشگاه شیراز به بلوغ و پختگی دست یافته است و با درس گرفتن از تجربه دیگر دانشجویانِ قربانیِ این گونه سناریو سازی ها، هرگز اجازه نخواهد داد حاکمیت با طرح این چنین مسائلی زمینه سرکوب را فراهم آورد و به هدف خود که همان خاموش کردن صدای منتقدان است دست یابد.اکنون سه یار دبستانیمان به نام های حمدالله نامجو، عنایت تقوی و آلما رنجبر در بند هستند، دو دانشجوی دیگر به نام های یونس میر حسینی و اسماعیل جلیلوند در آستانه بازداشت قرار دارند و خبر ها حاکی از آن است که 10 دانشجوی بازداشت شده که اکنون آزاد شده اند، در مدت بازداشت تحت شدیدترین فشارهای روحی و روانی و بعضا شکنجه های جسمی قرار داشته اند.سایرفعالین دانشجویی نیز به همت نهاد سرسپرده سرکوب گران در دانشگاه با احکام سنگین محرومیت از تحصیل مواجه شده اند و مجددا بیش از 15 دانشجو نیز به کمیته انضباطی احضار شده اند. ما، فعالین دانشجویی دانشگاه شیراز ضمن ابراز انزجار و خشم خود از برخورد های سرکوب گرانه و ناعادلانه حاکمیت همان طور که در 3 تجمع اخیر نیز نشان دادیم از مواضع خود کوتاه نخواهیم آمد و رویای حاکمیتی که قصد دارد با استفاده از ابزار سرکوب و پرونده سازی صدای اعتراض دانشجویان را خاموش سازد تا دیگر شاهد حرکت های اعتراضی همچون 16 و 18 آذر نباشد را به کابوسی بدل خواهیم کرد که هر روز فریاد اعتراض دانشجویان بلند تر از گذشته به گوش خواهد رسید. در پایان ضمن اعلام برائت از تمامی گروه های بیگانه و همچنین پافشاری بر خواسته های به حقمان که همان آزادی فوری سه دانشجوی دربند،عدم پیگرد قضایی دانشجویان احضار شده به اطلاعات و امحاء کلیه احکام و احضاریه های کمیته انضباطی است، اعلام می داریم در راه دست یافتن به خواسته های فوق کلیه گزینه های موجود را مد نظر خواهیم داشت و در این راه محکم تر از دیروز و متحد تر از هر روز دیگر ایستاده ایم و به مبارزه ادامه خواهیم داد&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;احضار8دانشجو به کمیته انضباطی&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;به دنبال تحصن چند ماه پیش دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان نسبت مسائل صنفی خود, 8 تن از دانشجویان متحصن این دانشگاه به کمیته انضباطی احضار شدند. هم چنین برای دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده ی ادبیات و علوم انسانی این دانشگاه حکم یک ترم حذف ترم و و توبیخ کتبی و.درج درپرونده صادر شده است.شایان ذکر است که این احضار ها که همچنان ادامه دارد، در زمان امتحانات پایان ترم صورت گرفته است &lt;a title="ادامه مطلب" style="TEXT-DECORATION: none" href="http://www.quickproxysite.info/browse.php?u=Oi8vd3d3LmN5cnVzbmV3cy5jb20vbmV3cy9mYS8%2FbWk9NCZuaT0zMjkwOQ%3D%3D&amp;amp;b=13"&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7018437081223620982-7938735557497810540?l=democratl.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://democratl.blogspot.com/feeds/7938735557497810540/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7018437081223620982&amp;postID=7938735557497810540' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/7938735557497810540'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/7938735557497810540'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://democratl.blogspot.com/2009/01/blog-post_21.html' title='اخبار جنبش دانشجویی'/><author><name>آزادیخواهان دمکرات</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09324329976602755795</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7018437081223620982.post-5024852080492179320</id><published>2009-01-18T11:04:00.000-08:00</published><updated>2009-01-18T11:18:01.464-08:00</updated><title type='text'>گسترش سركوب در دانشگاهها و موج همبستگي هاي دانشجويي // نامه ی زندانی سیاسی ظهور نبوی خطاب به اوباما-انجمن زندانیان سیاسی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://jdaneshjouee.blogspot.com/2009/01/blog-post_17.html"&gt;گسترش سركوب در دانشگاهها و موج همبستگي هاي دانشجويي&lt;/a&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;خبرگزاري جبهه متحد دانشجويي – همزمان با برخوردهاي گسترده امنيتي قضايي با دانشجويان آزاديخواه دانشگاه شيراز و در ايام امتحانات پايان ترم تحصيلي دانشگاه ها موج برخورد با دانشجويان منتقد به دانشگاه مازندران نيز سرايت نمود.رضا عرب ، علیرضا کیانی ، میلاد حسینی کشتان، سیاوش صفوی، آرنوش رحیمی، علی اصغر آدینه وند، مهدی داوودیان و علی نظری از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه مازندران از جمله سيزده نفري هستند که به کمیته انضباطی اين دانشگاه احضار شدند. اين احضارها در پي برگزاری تجمع هاي 16 آذر(روز دانشجو) و دوم دی ماه (متعاقب مرگ دو دانشجوی دختر در خوابگاه این دانشگاه) صورت گرفته است. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مازندران در اعتراض به اين موج سركوب دربيانيه صادره آورده است: « چگونه معاون دانشجویی که خودش باید به اتهام قتل غیر عمد دو دانشجو در مراجع صالح و بی طرف قضایی مورد محاکمه قرار گیرد، دانشجویانی را که در اعتراض به عدم کفایتش و برای مشخص شدن مقصرین این حادثه و عدم تکرار آن دست به اعتراض زده اند را به کمیته انضباطی احضار می کند؟ آیا معاونان دانشجویی در این کشور مصون از جوابند و اعتراض به آنها جرم محسوب می شود؟ دیروز یکی وقیحانه به یک دانشجو تعدی کرد، امروز یکی دیگر به راحتی خون دو یار دبستانی را ریخت، معاون دانشجویی بعدی کیست و چه جنایتی خواهد کرد؟» آنسوي تر خبر مي رسد جمعي از دانشجويان دانشگاههاي ايران با برگزاري كمپين مشترك به حمايت از دانشجويان مبارز دانشگاه شيراز برخاسته اند. خواسته هاي اعلام شده دربيانيه اين گروه بدين قرار است۱) آزادی فوری و بی قید شرط دانشجویان در بند ۲) لغو احکام صادره کمیته انضباطی ٣) عدم ارجاع هیچ دانشجویی به دادگاه و اعلام حکم مبنی بر زندانی شدن ۴) پایان دادن به پادگانی کردن دانشگاه و سرکوب دانشجویاناين بيانيه به امضاي دانشجویان سوسیالست دانشگاههای ایران، انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه زنجان و جمعی از دانشجویان دانشگاه باهنر شیراز صادر شده استهمچنين جمعی از دانشجویان دانشگاه های آزاد سراسر کشور با صدور بیانیه ضمن اعتراض به سرکوب دانشجویان دانشگاه شیراز خواستار آزادی فوری دانشجویان بازداشتي و لغو کلیه احکام انضباطی در این رابطه شدند. دربيانيه اين دانشجويان آمده : آنچه امروز در دانشگاه شیراز در جریان است از یکسو افشاگر خوی تمامیت خواهانه و دانشجو ستیز دولت نهم و از سوی دیگر شاهدی بر خاموشی ناپذیری ده ها سال فریاد حق طلبانه جنبش دانشجویی ایران است.اين بيانيه با امضاي جمعی از دانشجویان دانشگاه های آزاد: اراک/ تبریز/تهران جنوب/تهران مرکز/تهران شمال/ شهر ری/ شیراز/ کرج/ کاشمر/ کرمانشاه/ گرمسار/ گرگان/ مشهد صادر شده است&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://mohandestabarzadi.blogfa.com/post-814.aspx"&gt;نامه ی زندانی سیاسی ظهور نبوی خطاب به اوباما-انجمن زندانیان سیاسی&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;جناب آقای باراک اوباما رئیس جمهور منتخب و محترم آمریکا&lt;br /&gt;با سلام و درود،&lt;br /&gt;به همین زودی شما هم به جمع تصمیم گیرندگان در مورد مسائل کشور من ، ایران ، می پیوندید. صندلی شما به دلیل جایگاه ویژه در آمریکا ، مثل همیشه ، در صدر مجلس جای خواهد داشت . مشاورین بسیار خواهید داشت اما یقینا هیچکدام در حال حاضر زندانی زندان اوین که سمبل سرکوب در ایران است ، نخواهند بود . این زندانی سیاسی به دلیل جایگاه ویژه اش سعی می کند درست ترین و حق طلبانه ترین مشاوره را در اختیار شما قرار بدهد. اما صرف رسیدن شما به آن جایگاه و بودن من در این جایگاه دلیل نوشتن این نامه نیست دلیل مشخص من به خاطر کار برجسته و شگفت انگیزی است که در جامعه شما به انجام رسیده و در سطح ملی و جهانی امید ها بر انگیخته است . شاید زمان آن فرا رسیده است که وجه خوب آمریکا ، بخصوص در سیاست خارجی ، بر وجه بد آن غالب شود و ما شاهد آمریکای خوب باشیم . امیدوارم که اثرات مثبت آن را در ایران هم ببینیم . سخن من با شما از همین زاویه دید خواهد بود .&lt;br /&gt;جناب رئیس جمهور&lt;br /&gt;وقتی که حزب دمکرات، شما و خانم کلینتون را برای رقابتهای درون حزبی انتخاب کرد ، اولین چیزی که به ذهن من رسید این بود که نخبگان حزب شما در پی التیام زخمهای کهنه هستند . اگر چه آرزویش را داشتم ولی گمان نمی کردم که این تصمیم چنین سرانجام نیکویی پیدا کند . مردم آمریکا با تعمیق و گسترش تصمیم نخبگان حزب ، ثابت کردند که این دیگر صرفا یک بازی انتخاباتی و حزبی نیست ، بلکه اساسا یک گام به جلو تاریخی در مسیر برابری ، کمال و پیشرفت اجتماعی با شکافتن و حل کردن دو تا از تضادهای ریشه دار جوامع انسانی یعنی تضاد نژادی و جنسیتی است به همین اعتبار باید به شما و مردم آمریکا تبریک گفت دست مریزاد؛ کارتان عالی بود .&lt;br /&gt;جناب رئیس جمهور&lt;br /&gt;صادقانه بگویم من به عنوان یک روشنفکر سیاسی جهان سومی چندان شیفته نظام سرمایه داری نیستم ضمن اینکه منتقد بسیاری از سیاستهای تاکنون دولتهای غرب در مورد مسائل ایران هم هستم . از دید من آنچه که در طول حدودا سی سال گذشته در ایران شاهدش بودیم و هستیم محصول مشترک تصمیم های پنهانی حکومتهای ایران با نهاد های تصمیم گیر سیاسی در غرب است یا حداقل نتیجه ی نادیده گرفتن روش ها و سیاستهای حکومت ایران از جانب غرب و باز گذاشتن دست آنهاست ولی با این همه نمی توانم از وضعیت پیش آمده در کشور شما خوشحال نباشم کار صورت گرفته در کشور شما این بار مرزهای متعارف سیاسی – انتخاباتی را در نوردیده و بر محدوده ی ارزشهای انسانی - اجتماعی – وارد شده است. انتخاب یک رئیس جمهور سیاه پوست برای کشور آمریکا به معنی فائق آمدن بر معضل تبعیض نژادی است و این البته کار بزرگی است .&lt;br /&gt;جناب رئیس جمهور&lt;br /&gt;آرزوی من پیدا کردن راهی برای حل مشکلات ایران به کمک تجربه بزرگ شماست . شما چگونه از پس چنین کار بزرگ و برابرسازی برآمدید ؟ یقینا به کمک آزادی ، دموکراسی و انتخابات سالم. یعنی همان چیز که ما در ایران نداریم . در واقع حاکمیت سیاسی آن را از مردم ایران سلب کرده است . ما در اینجا گرفتار آپارتاید خودی و غیر خودی هستیم . تبعیضی که همه تبعیض های دیگر را در درون خودش دارد . از دید نظام حاکم بر ایران حد اکثر 10 درصد مردم این کشور خودی به حساب می آیند و صاحب حق و حقوق و امتیازات معمول هستند . 90 درصد دیگر به بهانه ی هم دین نبودن ، هم مذهب نبودن ، هم نژاد نبودن ، هم عقیده نبودن ، هم گروه نبودن ، جنس مذکر نبودن ، نوع پوشش ، نوع آرایش و دهها عامل جدا ساز دیگر ، غیر خودی تلقی می شوند . مردم ایران تنها در ایام انقلاب و سالهای اول بعد از آن به مدت کوتاهی آزادی های سیاسی و اجتماعی را تجربه کردند و پس از آن حکومت کنندگان جدید با خونین کردن پیکر جامعه و انقلاب ، مردم را به یک اقلیت خودی و یک اکثریت غیر خودی تقسیم کردند و مدیریت جامعه و کشور، در اختیار کوچکترین صنف جامعه یعنی روحانیون قرار گرفت . یک چیزی شبیه قرون وسطای غرب ، و پول نفت و متاسفانه سیاستهای پنهانی دولتهای غرب پشتیبان تاریخی آنها شد و شد آنچه که نباید می شد.&lt;br /&gt;جناب رئیس جمهور&lt;br /&gt;زخم کهنه و التیام نیافته جامعه ایران سرکوب آزادی ها و خونین شدن دل مردمی است که به آزادی های بعد از انقلاب دل خوش کرده بودند ولی دل شکسته شدند . مرهم این زخم کهنه تنها و تنها آزادی های سیاسی و رعایت حقوق بشر و تغییرات اساسی با روشهای دموکراتیک است . هر راهی غیر از این چه از داخل پیشنهاد شود و چه از خارج دیکته شود، چه از جانب حکومت و چه از جانب مخالفان آن باشد ، بیراهه خواهد بود. جامعه ما باید از کنترل نظام بسته سیاسی ، با روشهای دموکراتیک رها شده و به یک جامعه باز و آزاد تغییر وضعیت بدهد . اگر دولت آینده آمریکا به رهبری جناب عالی این شعار را در مورد ایران به سیاست محوری خودش تبدیل کند، بزرگترین بسیج جهانی و ملی حول آن شکل خواهد گرفت و مخالفین آن چه در درون حکومت ایران باشند و چه در میان اپوزسیون به سرعت ایزوله شده و مجبور به ترک صحنه خواهند شد .&lt;br /&gt;جناب رئیس جمهور&lt;br /&gt;پس اگر ما هم امید داشته باشیم که از شعار تغییر شما سهم و بهره ای ببریم برای رسیدن به آن یقینا باید بعضی از سیاستهای دولتهای قبلی شما در ارتباط با ایران تغییر کند و مطالبات شما از حکومت ایران باید با مطالبات مردم ایران هماهنگ شود . مشکل موضوع هسته ای ایران ، حمایت از تروریسم و صدور آن و سنگ اندازی در مسیرصلح اعراب و اسرائیل که محور درخواستهای غرب از ایران هستند ، خودشان محصول همین حاکمیت سیاسی غیر دموکراتیک و غیر پاسخگو هستند پس چگونه این حکومت می تواند آنها را کنار بگذارد ؟ تازه با فرض کنار گذاشتن این هر سه سیاست چه چیزی نصیب مردم ایران می شود . اگر دولتهای پیشین شما در ایران در پی حکومتی بودند که فقط تابع خواسته های آنها باشد ، حتی اگر مردم خودش را سرکوب کند، شما یقینا چنین چیزی نمی خواهید پس بیایید به طور کل بازی قبلی را به هم زده و بازی جدیدی را شروع کنید.&lt;br /&gt;جناب رئیس جمهور&lt;br /&gt;وقتی که شما اعلام کردید که حاضر به مذاکره مستقیم و بدون پیش شرط با ایران هستید من بسیار خوشحال شدم . شاید هم شما به همان درک عمیقی از وضعیت ایران رسیده اید که من و امثال من سالها پیش به آن رسیده بودیم . رابطه حکومت ایران با هرچه مذاکره واقعی ، صلح ، آرامش و آزادی مانند رابطه جن و بسم الله است. در همین ایام اخیر چندین و چند مقام ایرانی به صراحت گفته اند که روشهای نرم اوباما برای ما زیان بارتر خواهد بود . اسلاف شما با سیاست هویج و چماق و نوع درخواستهایی که داشتند ، بخصوص با کنار گذاشتن و جدی نگرفتن اصل رعایت حقوق بشر و آزادی های سیاسی ، به طور کلی مردم ایران را از میز مسائل ایران کنار گذاشته و بیرون کردند زیرا چه با سیاست هویج دولت ایران خریده شود و چه با سیاست چماق بر سر مردم و کشور کوبیده شود و چه اوضاع به همین منوال باقی بماند ، نفعی برای مردم ایران ندارد ، چون ربطی به خواسته های آنها ندارد . ولی بر عکس اگر آزادی و رعایت حقوق بشر محور درخواستهای غرب در رابطه با ایران قرار گیرد در نهایت همه از آن سود خواهند برد. یک حکومت مشروع و بر آمده از اراده ملی یقینا نه با دنیا سر جنگ خواهد داشت نه تروریسم صادر خواهد کرد و نه با صلح اعراب و اسرائیل مشکل خواهد داشت . از طرف دیگر چنین حکومتی باعث برقراری صلح و آرامش در داخل هم خواهد شد و خطر انفجار اجتماعی و رادیکالیسم را هم به طور معقول و مسئولانه ای مهار خواهد کرد. چنین حکومتی جامعه را از آپارتاید خودی و غیر خودی نجات خواهد داد. چنین حکومتی با التیام زخم های کهنه از انتقام گیری و کینه کشی در جامعه جلوگیری خواهد کرد . پس غرب به جای این که در فکر خریدن حکومت از طریق هویج باشد و یا خدای نکرده به فکر کشتار مردم ایران و ویران کردن تاسیسات از طریق حمله نظامی باشد سعی کند با محور قرار دادن آزادی های سیاسی و حقوق بشر و با حمایت از تمامی مردم ایران از هر قوم و از هر دین و مذهب و با هر فکر و عقیده ای حتی جناح های آزادی طلب همین نظام حاکم ، به یک تغییر گسترده در ایران در مسیر آزادی و صلح و آرامش دست بزند. این راه نه احتیاج به تطمیع دارد و نه احتیاج به تهدید . نه کسی زیان می بیند و نه شکستی در آن متصور است.&lt;br /&gt;جناب رئیس جمهور&lt;br /&gt;برای آن که به عمق آن چه که در ایران زخم های کهنه می نامم برسید و به درستی راه حلی که برای التیام آن ارائه می دهم پی ببرید توجه شما را به یک نکته اساسی جلب می کنم. همان طور که می دانید آخرین و اساسی ترین خواسته های حکومت ایران برای این که تمامی شروط غرب را بپذیرد یکی گرفتن تضمین امنیتی به خصوص از آمریکاست و دومی نه تنها به رسمیت شناخته نشدن مخالفین حکومت ایران توسط غرب بلکه حتی سرکوب و ایجاد محدودیت برای آن ها است. اگر چه این شروط به ظاهر خیلی مطرح نمی شوند ولی یقینا در مذاکرات خصوصی و مخفی تمام خواسته های حکومت ایران همین است. راستی چرا چنین است؟ چرا حکومت بر این دو خواسته تاکید می کند؟ می دانید که این حکومت بر اساس ماهیت خودش صلح طلب نیست. پس این شروط را برای ایجاد صلح نمی خواهد. این موضوع زمانی آشکارتر می شود که شما بدانید که منظور آن ها از تضمین امنیتی صرفا تضمین عدم حمله آمریکا به ایران نیست. آن ها به واقع از این حمله استقبال هم می کنند، به خصوص اگر محدود هم باشد . بلکه منظورشان این است که امریکا با به رسمیت شناختن همین حاکمیت ، در مقابل هر خطری از آن ها حمایت کند یا لااقل بی طرف بماند. همه می دانند که بزرگترین خطری که چنین حکومت هایی را تهدید می کند از جانب مردم خودش است نه از جانب کشورهای دیگر. به ویژه که در حال حاضر از خوان یغمای این مملکت همه در حال بهره برداری هستند. جامعه ایران به خصوص با توجه به پایین آمدن قیمت نفت و تراکم بحران های تاریخی و فروپاشی تمامی سیستم ها در آستانه یک انفجار بزرگ قرار دارد، تا جایی که سران تمامی جناح های حکومتی هم هر کدام به نحوی از نجات کشور حرف می زنند. تمامی سیستم ها در کشور در حال فروپاشی نهایی است. سیستم های اقتصادی، اجتماعی، مدیریتی، اداری، فرهنگی، اخلاقی، اعتقادی، روانی و غیره... با این حساب حکومت ایران از شما تضمین عدم حمله نمی خواهد. از شما می خواهد که در بحران های دامنگیر بعدی یاریش کنید. این که دولت شما تاکنون چنین تضمینی نداده است جای سپاسگزاری بسیار دارد. حل مشکل شما با حکومت ایران و فقط با حکومت به معنای حل مشکل شما با جامعه ایران نخواهد بود. مردم ایران اگر چه هنوز گرفتار شوک و اغمایی هستند که خیانت و خطای رهبران جامعه بعد از انقلاب بر آن ها تحمیل کرد اما وضعیت آن ها شبیه آتش زیر خاکستر است و همیشه چنین نخواهد ماند.&lt;br /&gt;درخواست حکومت ایران برای ایجاد محدودیت برای مخالفین هم خواسته ای است در راستای همین سیاست. چون بیشترین ستم، در حق اپوزسیون آواره شده و مهاجر ایرانی روا داشته شده است، بیشترین هراس هم از جانب آن ها وجود دارد. حکومت به جای در پیش گرفتن سیاست آشتی ملی و دلجویی از مخالفین و پیدا کردن راهی برای پایان دادن به این ستم تاریخی ، تازه از شما می خواهد که هر کس به خارج از مرزها پناه آورده است، نابود کنید و یا لااقل محدود کنید. آنها به جای حل مسئله در فکر پاک کردن صورت مسئله هستند. بدا به حال شان. گناه کاری که به فکر توبه نباشد باید منتظر عذاب باشد. البته جناح های حکومتی که سال هاست با یک سری انتخابات فرمایشی و تشریفاتی حکومت را بین خودشان دست به دست می کنند، بدون این که به روی خودشان بیاورند و با انگیزه رد گم کردن ، تلاش های زیادی برای فائق آمدن بر این مشکل تاریخی و به اعتباری توبه از این گناه کبیره، انجام داده اند، از ادعای سازندگی گرفته تا ادعای اصلاح طلبی و قانون مداری تا ادعای عدالت خواهی و مهرورزی، ولی از آن جایی که هیچ کدام صداقت، صراحت و اراده لازم برای انجام چنین کاری را نداشتند و ندارند، تاکنون موفق نبوده اند. برای موفقیت قبل از هر چیز باید بپذیرند و اعتراف کنند که چگونه جامعه را زخمی کرده اند. اما این ها همه چیزی می گویند تا آن چه که واقعا باید گفته شود ، گفته نشود. اگر به آن بخش نگفته سخنان و در واقع شعارهای این جناح ها دقت کنیم در اصل می خواهند بگویند که این ما بودیم که مملکت را ویران کردیم، این ما بودیم که مملکت را فاسد و بی قانون کردیم و این ما بودیم که مملکت را از عدالت و مهرورزی خالی کردیم. وقتی کسی مدعی ایجاد چیزی می شود، غیر مستقیم اعتراف به عدم وجود آن می کند ، اما چیزی که شهامت اعتراف به آن را ندارند این است که چرا چنین شده است؟ چه کسی گناهکار است؟ و راه حل درست برای حل این مشکلات چیست؟ اما من با صدای بلند اعلام می کنم که سبب تمامی مشکلات مملکت همین نظام حاکم است و راه حل آن هم تغییرات اساسی چون آزادی های سیاسی ، رعایت حقوق بشر، آشتی ملی و انتخابات سالم است.&lt;br /&gt;جناب رییس جمهور&lt;br /&gt;تا دیر نشده هم زمان با برخورد و مذاکره با حکومت ایران، برخورد و مذاکره با ملت بزرگ ایران، احزاب، نهادهای مردمی، گروه ها، صنوف و اقلیت ها را هم شروع کنید. چون اگر مذاکره شما با حکومت در نهایت منجر به، به رسمیت شناخته شدن حق آزادی های سیاسی و رعایت حقوق بشر در ایران از جانب آن ها شود که چه خوب، با این مذاکرات همه جانبه چند گام جلو هستید، و اگر حکومت به این خواست ها تن نداد، در آن صورت شما به آن 90 درصد دیگر و نمایندگان آنها متکی خواهید بود و مجبور نیستید به محض شکست مذاکرات به سراغ اسلحه بروید . سراغ مردم و نمایندگان واقعی آنها خواهید رفت. در آن صورت متوجه خواهید شد که چه راه کم هزینه و پر سودی را در پیش گرفته اید . بهترین اهرم فشار بر حکومت، شریک کردن مخالفین حکومت در این بازی است و گرنه تحریم ها جز اینکه به مردم ایران آسیب برساند کاری از پیش نمی برد . تهدید به حمله هم که اساسا پذیرفته نیست ، چون حداکثر یک استبداد وابسته را جایگزین این استبداد واپس گرا می کند . دموکراسی باید از درون جامعه شکل بگیرد . غرب می تواند بهترین حمایت کننده و کاتالیزور باشد .&lt;br /&gt;جناب رئیس جمهور&lt;br /&gt;حکومت شما به ظاهرحدود سی سال است که با حکومت ایران هیچ گونه رابطه دیپلماتیک ندارد و به همین دلیل در جامعه ایران از اعتبار زیادی برخوردار است . ضمن اینکه در این مدت با اپوزسیون این حکومت هم هیچ گونه ارتباط رسمی نداشته اید در واقع یک نوع عدالت را رعایت کرده اید اگر چه همین سیاست یکی از عوامل بقای حکومت بود و سود آن یک طرفه نصیب آنها گردید . اما اگر بنا باشد بعد از سالها رسما یکی را به نفع دیگری کنار بزنید دچار اشتباه بزرگی شده اید . جامعه ما به یک آشتی ملی احتیاج دارد نه دامن زدن به اختلافات و خشم و خشونت به همین دلیل است که راه حل چماق شما در سیاست هویج و چماق به طور کلی مردود است . اگر می خواهیم که مشکلات این جامعه به صورت کاملا دموکراتیک حل شود باید یک انتخابات کاملا دموکراتیک و با حضور همه گروهها و جریانات داخل و خارج از حکومت و تحت نظر سازمان ملل و نهادهای بین المللی برگزار شود و باز به همین دلیل نباید در مقابل انتخابات فرمایشی حکومت بی طرف بمانید . در انتخابات آینده ایران حتی اگر جریانات موسوم به اصلاح طلب از فیلترهای جناح حاکم رد شده و به قدرت هم برسند ، اگر چه از دید نگارنده کاچی بهتر از هیچ چی است اما یقینا جامعه ایران را یک گام به آن انفجار بزرگ نزدیکتر می کند . جامعه ما با این جریان یک تجربه کاملا شکست خورده را پشت سر گذاشته است آنها زمانی که یک جنبش بودند کاری از پیش نبردند حالا که خودشان هم به یک سکون و رکود تبدیل شده اند چه کاری می خواهند انجام بدهند ؟&lt;br /&gt;جناب رئیس جمهور&lt;br /&gt;قطعا می دانید که جامعه ایران علاوه بر جناح های حاکم که در حال حاضر قدرتهای امنیتی و اقتصادی و به عبارتی جان و مال مردم را در اختیار دارند ، چندین و چند جریان و گروه دیگر هم دارد که هر کدام بخش وسیعی از جامعه را نمایندگی می کنند . اصلاح طلبان خارج از حکومت، جریان نهضت آزادی، جریانهای ملی – مذهبی ، جریانات پادشاهی خواهی ، جریانات چپ مارکسیستی ، جریان مجاهدین و شورای ملی مقاومت ، اقلیت های قومی و مذهبی ، زنان ، دانشجویان و دانشگاهیان ، کارگران و جوانان و دیگر صنوف کشور که برای چندین دهه از دخالت در سرنوشت کشور محروم هستند . جامعه فقط با یک انتخابات آزاد و با حرکت تمامی این گروهها و جریانات می تواند روی آرامش را ببیند و در مسیر پیشرفت قرار بگیرد . هر نوع انحصار طلبی چه از جانب حکومت و چه از جانب جریانات اپوزسیون باید به کنار گذاشته شود . تنها به کمک آزادی و انتخابات دموکراتیک می توان این همه تنوع و تکثر را مهار کرد . داور باید آزادی و انتخابات باشد .&lt;br /&gt;جناب رئس جمهور&lt;br /&gt;می ترسم با این همه آزادی ، آزادی کردن سر شما را به درد بیاورم . زندانی که من گرفتار آن هستم و استبدادی که جامعه ما گرفتار آن است چنین اقتضا می کند که دائما سرود آزادی بر لب داشته باشیم . نظریات و روشهای پیشنهادی من در مقابل روشی که دارد اجرا می شود و روشی که احتمالا در پشت پرده در جریان است ، بسیار آرمان گرایانه است . این هم از الزامات زندانی بودن است که زنده بودنش به حقیقت گویی او مشروط شده است ضمن اینکه درست ترین راه همیشه واقع بینانه ترین راه هم هست یک بار دیگر و به طور خلاصه همه نظریات را خدمت شما ارائه می کنم :&lt;br /&gt;اصلی ترین درخواست از حکومت ایران باید رعایت آزادی های سیاسی و رعایت حقوق بشر و برگزاری انتخابات آزاد و دموکراتیک تحت نظر سازمان ملل و نهادهای بین المللی باشد . مقولات دیگری که غرب روی آنها حساسیت دارد در ادامه این مسیر به خودی خود منتفی می شود .&lt;br /&gt;برای انجام این کار باید با دولت ایران بدون هر گونه پیش شرطی مذاکره کرد . همه بهانه های فرار از مذاکره را باید از دست حکومت ایران در آورد تا از اتلاف بیشتر عمر این ملت جلوگیری شود .&lt;br /&gt;همزمان با دولت ایران باید با مجموعه مخالفان حکومت هم حول همین محورها مذاکره و رایزنی کرد . این امر ضمن اینکه کاری در مسیر آشتی ملی در ایران است ، بالاترین اهرم فشار به حکومت ایران خواهد بود چه برای پذیرفتن نفس مذاکره و چه برای پذیرفتن موضوعات مذاکره .&lt;br /&gt;همه ی برخوردها ، مذاکرات و طرح ها باید در نهایت شفافیت باشد و در معرض دید همگان انجام شود . سیاست خریدن ، وابسته سازی و مزدور پروری باید در پرتو سیاست« تغییر» شما به کناری نهاده شود و تغییر کند .&lt;br /&gt;باید به جریان حاکم تضمین داده شود که در صورت پذیرفتن تغییرات دموکراتیک زندگی و جان و مال آنها محفوظ خواهد بود . این مملکت احتیاج به تغییر سیستم ها و سیاست ها بخصوص سیستم بسته سیاسی و سیاست خودی و غیر خودی دارد نه نابود کردن و از بین بردن افراد و اشخاص .&lt;br /&gt;مجموعه گروههای اپوزسیون باید تعهد بدهند که به روشهای دموکراتیک وفادار خواهند ماند و دست به هیچ گونه اقدام خشونت آمیز و کشت و کشتار نخواهند زد. جریانات حاکم می توانند پس از تغییرات در نظام سیاسی و حقوقی در جامعه به جایگاه واقعی خود در جامعه برگردند و حتی به اندازه وزن اجتماعی خودشان در مدیریت جامعه دخالت داشته باشند .&lt;br /&gt;در صورتی که نظام حاکم بر ایران به این خواستها تن ندهد ، شناسایی این نظام توسط مجامع بین المللی و دولتهای عضو سازمان ملل باید به کناری نهاده شده و کرسی های ایران به شورای مخالفین واگذار شود و رسما از آنها حمایت شود . اگر این طریق به طور جدی و مسئولانه پیگیری شود در کوتاه ترین مدت بهترین نتایج را به بار خواهد آورد .&lt;br /&gt;جناب رئیس جمهور&lt;br /&gt;این هم از طرح « اوین » برای حل و فصل مشکلات ایران . همان طور که اشاره شد شاید گمان شود بسیار آرمان گرایانه سخن می گویم . احتمالا چنین نیست . وقتی که جامعه آمریکا که تا همین دهه های اخیر دچار تبعیض نژادی بود حالا یک رئیس جمهور سیاه پوست دارد، چرا مردم ما که صد سال پیش انقلاب مشروطه انجام دادند و انتخابات آزاد برگزار کردند امروز بعد از صد سال با این همه تجربه ای که پشت سر گذاشتند نتوانند یک تغییر دموکراتیک در مسیر آزادی را تجربه کنند. یقینا می توانند منتهی اراده ی سیاسی دولت های غربی و به خصوص دولت شما لازمه ی این امر است. در صورتی که راه تغییر دموکراتیک با حضور همه ی مردم و نمایندگان آنها پذیرفته نشود یا باید به همین اوضاع که در نهایت منجر به حرث و نسل این ملت و یقینا انفجار های خشونت آمیز می شود تن داد یا باید به حمله نظامی غرب که یقینا تباهی و ویرانگری آن کمتر از این وضعیتی که هست نخواهد بود گردن نهاد . امیدوارم که آن هر دو وضعیت از سر این ملت دور باشد .&lt;br /&gt;جناب رئیس جمهور&lt;br /&gt;با وجود امکانات اطلاعاتی و خبری کمی که من در زندان دارم از این به بعد تمام نظریات و طرح های شما و دولت متبوعتان در رابطه با ایران را پیگیری می کنم . امیدوارم که «تغییری» که شما منادی آن هستید در قضیه برخورد با ایران هم خودش را نشان دهد . دولتهای قبلی شما که به بهانه یکدست شدن کانون های تصمیم گیری در ایران عملا نظام سیاسی ایران را به سمت دولت حاضر سوق دادند ، تازه فهمیدند که در انتظار چه سرابی بودند . دولتی تا این حد بی اعتبار، نامقبول و نا لایق حتی اگر حاضر به هر نوع مماشات خفت باری هم باشد باید از آن صرف نظر کرد . به گفته مقامات بلند پایه اجرایی همین نظام حداقل هشت سال طول می کشد تا بشود وضعیت جامعه را به چهار سال قبل یعنی موقع تحویل این دولت ، برگرداند . آیا این همان دولتی بود که غرب انتظار داشت به عنوان ضعیف ترین حلقه با آن ساخت و پاخت کند . کنار آمدن با چنین دولتی به معنای غرق شدن در بحران های آن است . می بینید که تنها راه تغییر اساسی البته با روشهای دموکراتیک و با حضور همه مردم ایران است .&lt;br /&gt;موفق باشید&lt;br /&gt;13 آذر 1387 بند 350 زندان اوین&lt;br /&gt;سید ظهور نبوی چاشمی&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7018437081223620982-5024852080492179320?l=democratl.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://democratl.blogspot.com/feeds/5024852080492179320/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7018437081223620982&amp;postID=5024852080492179320' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/5024852080492179320'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/5024852080492179320'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://democratl.blogspot.com/2009/01/blog-post_18.html' title='گسترش سركوب در دانشگاهها و موج همبستگي هاي دانشجويي // نامه ی زندانی سیاسی ظهور نبوی خطاب به اوباما-انجمن زندانیان سیاسی'/><author><name>آزادیخواهان دمکرات</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09324329976602755795</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7018437081223620982.post-2405261019383798328</id><published>2009-01-16T10:03:00.000-08:00</published><updated>2009-01-16T10:15:25.611-08:00</updated><title type='text'>گزارشی از آخرین وضعیت دانشگاه شیراز // سالگرد شهادت ابراهیم لطف الهی دانشجوی کردستانی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;با بازداشت آلما رنجبر، یکی از دانشجویان دختر دانشگاه شیراز در روز چهارشنبه 25 دی ماه تعداد دانشجویان بازداشت شده دانشگاه شیراز جمعا به 12 نفر رسید که هم اکنون 7 نفر از آن ها در بازداشت به سر می برند.تمامی این دانشجویان با احضاریه هایی با سربرگ قوه قضائیه به اداره اطلاعات شیراز احضار شده اند و اتهام آن ها اقدام علیه امنیت ملی و توهین به مسئولان نظام عنوان شده است که پس از مراجعه به اداره اطلاعات بازداشت شده اند.این دانشجویان هم اکنون در بازداشتگاه اداره اطلاعات شیراز به سر می برند و از وضعیت آنها و سلامتی آن ها اطلاع دقیقی در دست نیست. اولین دانشجویان بازداشت شده کاظم رضایی، عبدالجلیل رضایی، لقمان قدیری و محسن زرین کمر بودند که در تاریخ 14 دی ماه بازداشت شدند که کاظم رضایی و محسن زرین کمر پس از 8 روز بازداشت و عبدالجلیل رضایی و لقمان قدیری پس از 9 روز بازداشت با قرار وثیقه آزاد شدند.پس از آن ها نیز 4 دانشجوی دیگر به نام های سعید خلعتبری، احمد کهنسال، عباس رحمتی و عنایت تقوی در 21 دی ماه بازداشت شدند که در روز 23 دی ماه برای این 4 دانشجو قرار وثیقه صادر شد و یکی از این دانشجویان به نام عباس رحمتی در همان روز با تامین وثیقه آزاد شد اما به دلیل عدم تامین وثیقه آزادی 3 دانشجوی دیگر به روز 24 دیماه موکول شد اما در روز 24 دیماه بنا به دلایل نامعلومی قرار وثیقه ای که برای این دانشجویان پیش از این صادر شده بود از سوی قاضی این پرونده، قاضی کریمی، به قرار بازداشت تبدیل شد، این 3 دانشجو با گذشت 7 روز از بازداشتشان همچنان در بند به سر می برند. همچنین هادی الم لی و آرش روستایی 2 دانشجوی بازداشت شده دیگر هستند که از روز 23 دی ماه در بازداشت به سر می برند و برای آنان نیز قرار وثیقه صادر شده است.حمدالله نامجو نیز از روز 24 دی ماه در بازداشت به سر می برد و برای او نیز قرار بازداشت صادر گشته است.دیگر دانشجوی بازداشت شده دانشگاه شیراز آلما رنجبر است که از روز 25 دیماه در بازداشت به سر می برد و گویا برای او از سوی قاضی پرونده قرار وثیقه صادر شده است.تا کنون تلاش های دانشجویان دانشگاه شیراز و دوستان این دانشجویان بازداشت شده جهت ملاقات با آن ها بی ثمر مانده است که این مساله موجب نگرانی فعالین دانشگاه شیراز شده است و احتمال می رود که دانشجویان بازداشت شده تحت شکنجه قرار داشته باشند. همچنین یونس میر حسینی و اسماعیل جلیلوند دو دانشجوی احضار شده دیگر هستند که در اعتراض به غیر قانونی بودن عملکرد و نوع احضار، که دانشجویان با سربرگ قوه قضائیه به اداره اطلاعات احضار شده اند، به اداره اطلاعات مراجعه نکرده اند. لازم به ذکر است که در روزهای گذشته از سوی کمیته انضباطی دانشگاه شیراز برای 8 نفر از دانشجویان احکام قطعی صادر شده است و همچنین تعدادی از دانشجویان مجددا به کمیته انضباطی احضار شده اند.احکام قطعی صادر شده به شرح زیر است: حمدالله نامجو (یک ترم محرومیت از تحصیل و ارجاع پرونده به کمیته انضباطی مرکزی وزارت علوم) نوید غفاری (یک ترم محرومیت از تحصیل) افشین هوشنگ (دو ترم محرومیت از تحصیل به صورت معلق) آرش روستایی (یک ترم محرومیت از تحصیل و ارجاع پرونده به کمیته انضباطی مرکزی وزارت علوم ) هادی الم لی (یک ترم محرومیت از تحصیل و ارجاع پرونده به کمیته انضباطی مرکزی وزارت علوم) آلما رنجبر (دو ترم محرومیت از تحصیل) امین کریمی (یک ترم محرومیت از تحصیل)&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;سالگرد شهادت ابراهیم لطف الهی دانشجوی کردستانی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;آژانس ايران خبر : دانشجویان و مردم سنندج روز پنجشنبه با حضور در بهشت محمدی این شهر سالگرد شهادت ابراهیم لطف الهی دانشجوی کردستانی دانشگاه پيام نور را گرامی داشتند. ابراهیم لطف الهی دانشجوی رشته حقوق دانشگاه پیام نور سنندج یکسال پیش چند روز پس از بازداشت توسط نیروی انتظامی در بازداشتگاه کشته شد و دولت بلافاصله بدون حضور افراد خانواده, جسد او را به طور مخفیانه در بهشت محمدی دفن کرد و از تحویل جسد به خانواده این دانشجو خودداری کرد. ماموران دولت پس از دفن این دانشچو مزار اورا با بتون پر کردند و تا یک ماه نیز مانع از حضور اعضای خانواده و سایر بستگان و دانشجویان برمزار او می شدند و جتی مانع از برگزاری مجلس ترحیم نیز شدند. روز پنج شنبه به رغم همه تدابیر امنیتی در نخستین سالگرد شهادت ابراهيم لطف الهی دانشجویان و مردم سنندج بر مزار او گرد آمدند و با خواند ن سرود , یاد و خاطره او را گرامی داشتند. ماموران انتظامی و لباس شخصیها که در محل حضور داشتند و بهشت محمدی را محاصره کرده بودند بلافاصله به مردم یورش برده و حاضران را مورد ضرب و شتم قرار دادند. مردم و دانشجويان بخاطر جلوگیری از خشونت بیشتر و بهانه ندادن به ماموران متفرق شدند ولی بلافاصله موج بازداشتها از همان بهشت محمدی آغاز شد. براساس مشاهدات خبرنگار آژانس ايران خبر در همان دقایق اول حداقل 25نفر بازداشت و با یک دستگاه اتوبوس به نقطه نامعلومی انتقال داده شدند. گورستان بهشت محمدی سنندج تا ساعت 23 به شدت در کنترل ماموران امنیتی بود و به هیچکس اجازه حضور در محل را نمی دادند. &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7018437081223620982-2405261019383798328?l=democratl.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://democratl.blogspot.com/feeds/2405261019383798328/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7018437081223620982&amp;postID=2405261019383798328' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/2405261019383798328'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/2405261019383798328'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://democratl.blogspot.com/2009/01/blog-post_16.html' title='گزارشی از آخرین وضعیت دانشگاه شیراز // سالگرد شهادت ابراهیم لطف الهی دانشجوی کردستانی'/><author><name>آزادیخواهان دمکرات</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09324329976602755795</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7018437081223620982.post-6741807385415165550</id><published>2009-01-14T10:30:00.000-08:00</published><updated>2009-01-14T10:43:11.823-08:00</updated><title type='text'>گزارشی از مرگ مشکوک زندانیان در زندان های ایران</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;گزارشی از مرگ مشکوک زندانیان در زندان های ایران&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;مرگ مشکوک زندانیان در زندان ها و بازداشتگاه های ایران، مساله ای است که در سال های گذشته محوریت اعتراض بسیاری از فعالان حقوق بشر بوده است. با این وجود، در سیستم قضایی ایران هیچ گونه امکانی برای خانواده هایی که عزیزانشان در زندان به دلایلی نامعلوم درگذشته اند، وجود ندارد. در اینگونه موارد شکایت این خانواده ها در هزارتوی دادگاه ها، بی نتیجه مانده و گهگاه بستگان فرد به سبب "تشویش اذهان عمومی" مورد پیگرد و محاکمه قرار می گیرند. و هر روز بیم آن می رود که در سکوت نهادهای بین المللی نسبت به وضعیت زندانیان در ایران، افراد بیشتری در معرض خطر قرار گیرند.این حذف فیزیکی، می تواند از روشهایی چون عدم رسیدگی پزشکی به زندانی نیز صورت گیرد. گزارش زیر وضعیت 6 تن از زندانیانی را که به طور مشکوک در زندان ها و بازداشتگاه های ایران، درگذشته اند، بررسی می کند. این زندانیان افرادی را شامل می شوند، که مرگ آنان موجب اعتراضات وسیع بین المللی گردیده است. با این حال بسیاری نیز به طرق مشابه در زندان ها می میرند، بدون آنکه مرگشان ابعاد رسانه ای پیدا کند. &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;اکبر محمدی اکبر محمدی یکی از فعالان دانشجویی بود که از سال ۱۳۷۸ و در پی اعتراضات دانشجویی تیرماه ۱۳۷۸ تهران دستگیر, شکنجه و زندانی شد. محمدی به همراه 4 دانشجوی دیگر، در دادگاه بدوی به عنوان عاملان اصلی تظاهرات دانشجویی تیرماه 78 شناخته شده، و حکم اعدام دریافت کرد. این حکم پس از اعتراض های گسترده بین المللی، به 15 سال حبس( 10 سال تعزیری، 5 سال تعلیقی) کاهش یافت. محمدی که در جریان بازداشت در بازداشتگاه توحید که اینک به موزه تبدیل شده است، تحت شکنجه های شدید جسمی قرار گرفته بود، پس از تحمل حدود 5 سال از دوران حبس خود دچار بیماریهای مختلف شده و دوبار در بیمارستان های تهران، تحت عمل جراحی قرار گرفت. او در اواخر زندگیش، به دلیل عدم درمان مناسب و بازگشت به زندان، به سختی قادر به راه رفتن بوده است. وی که طبق گواهی پزشکی قانونی موجود در پرونده اش، تحمل حبس را نداشته و می بایست جهت درمان در مرخصی استعلاجی به سر می برد، پس از انتشار کتاب خاطرات زندانش درخارج از کشور، در تاریخ 21 خرداد ماه از سوی مأموران امنیتی بازداشت و به زندان اوین انتقال یافت. پس از بازداشت مجدد، محمدی چندین بار با نگارش نامه هایی خواستار اعطای مرخصی و ادامه درمانش در خارج از زندان شد. با این حال مسئولان زندان به خواسته های او توجه نکردند. اکبر محمدی در نامه ای که با شروع اعتصاب غذایش منتشر کرد، عدم توجه مسئولان زندان به خواسته هایش را دلیل اعتصاب خود دانست، و آنها را مسئول مستقیم جان خود معرفی نمود. روز 10 مردادماه، این زندانی سیاسی پس از 10 روز اعتصاب، دچار ایست قلبی شد و درگذشت. پیکر وی با عجله و بدون اطلاع خانواده اش در روستای چنگه میان از توابع شهر آمل به خاک سپرده شد. خلیل بهرامیان، وکیل این دانشجوی سابق رشته مددکاری، با طرح شکایتی خواهان روشن شدن علل اصلی مرگ وی شد، با این حال با گذشت بیش از دو سال نه تنها این پرونده به نتیجه ای نرسید، بلکه وکیل وی نیز در دادگاه به اتهام تشویش اذهان عمومی مورد محاکمه قرار گرفت. &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;ولی الله فیض مهدوی، ولی ‌‏الله فيض مهدوی در سال ۱۳۷۹ به سازمان مجاهدین خلق ایران پیوست و در پی آن در مهرماه سال ۱۳۸۰ و در سن ۲۲ سالگی در شهر دزفول دستگیر شد. بنابر اطلاعات اعلام شده از سوی مقامات قضائی جمهوری اسلامی ایران اتهام وی ماموریتی بوده است که از سوی سازمان مجاهدين خلق برای بمب‌گذاری به وی محول شده بود. وی هنگام دستگیری مواد منفجره به همراه داشت. وی در چند حکم پیاپی به دلیل حمایت و ارتباط با سازمان مجاهدین خلق در ایران و اقدام علیه امنیت ملی به حکم دادگاه انقلاب اسلامی به اعدام محکوم شده بود. ولی ‌‏الله فيض مهدوی در اعتراض به وضعیت نامناسب خود در زندانهای جمهوری اسلامی و به دلیل اینکه هیچ ترتیب اثری نسبت به خواسته هایش داده نشده بود، در تاریخ ۴ شهریور ۱۳۸۵ دست به اعتصاب غذای نامحدودی زد. خواستهای وی عبارت بودند از: 1. تقاضای ملاقات با وکیل. 2. انتقال از بند جنایتکاران زندان گُوهردشت به بند زندانیان سیاسی زندان اوین. 3. ابلاغ عدم اجرای حکم اعدام به مسئولین زندان گوهردشت. گفتنی است که درخواستهای ولی الله فیض مهدوی از حداقل های حقوقی یک زندانی بود که در قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز بدان اشاره شده است. فیض مهدوی در دهمین روز اعتصاب غذای خود دچار ایست قلبی شد. وی پس از آن به بهداری زندان رجایی شهر منتقل و با تلاش پزشکان زندان، قلب وی احیا شد، اما درهمین حال فیض مهدوی دچار سکته مغزی شده و پس از انتقال به بیمارستان شریعتی تهران درگذشت. سهراب سلیمانی مدیر کل سازمان زندان های ایران، علت مرگ وی را خودکشی دانست. سلیمانی اعلام کرد که وی در حمام زندان خود را حلق آویز نموده است، اما مأموران به موقع وی را نجات داده و به بیمارستان شریعتی تهران انتقال دادند. مرگ وی دقیقا در سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران و درست دو هفته پس از مرگ مشکوک اکبر محمدی، توجه محافل سیاسی و حقوق بشری بین المللی را برانگیخت.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;ابراهیم لطف اللهی، ابراهیم لطف اللهی دانشجوی ترم ۵ حقوق دانشگاه پیام نور سنندج، به دستور شعبه سوم بازپرسی سنندج، بعد ازخروج از جلسه امتحان در روز یکشنبه ۱۶ دی ماه ۱٣٨۶ بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج منتقل شد. خانواده وی 3 روز بعد از بازداشت موفق به دیدار با وی شدند. اما از آن تاریخ به بعد علیرغم پیگیری ها و مراجعات مکرر خانواده او به نهادهای ذیربط از مکان نگهداری و دلیل بازداشت وی هیچ اطلاعی به خانواده اش داده نشد. بعد از گذشت ۹ روز از بازداشت این دانشجو، شب سه شنبه، ۲۵ دی ماه، از اداره ستاد خبری سنندج به خانواده این دانشجو اطلاع دادند که پسرشان خودکشی کرده و برای گرفتن جنازه او به گورستان سنندج مراجعه کنند. به دنبال سخنان مسئول مربوط در ستاد خبری، خانواده لطف اللهی به گورستان سنندج مراجعه می کنند تا جنازه را تحویل بگیرند اما هنگامی که به گورستان مراجعه می کنند به آن ها می گویند: «ما جنازه را دفن کردیم و احتیاجی به شما نیست.» پس از آن، مسئولین امنیتی برای جلوگیری از پخش این خبر، خانواده ابراهیم لطف الهی را تحت فشار قرار می دهند. پس از مرگ مشکوک این دانشجو و خاک سپاری زودهنگام وی توسط نیروهای امنیتی، خانواده و وکیل مدافع وی، خواهان نبش قبر او و روشن شدن علت اصلی مرگ وی شدند. با این حال قاضی پرونده این امر را خلاف شرع دانست و از آن جلوگیری کرد. این درحالی است که در گزارش پزشکی قانونی ضمن اشاره به شکنجه ابراهیم لطف اللهی، شکستگی بینی و جمجه ابراهیم پیش از مرگ وی تایید شده است. همچنین در گزارش پزشکی قاونی آثار کبودی بر بدن ابراهیم لطف اللهی ثبت شده است. با این وجود اداره اطلاعات سنندج، مرگ وی را ناشی از خودکشی دانسته و پس از گذشت حدود 1سال، هنوز دلایل اصلی مرگ وی مشخص نشده است.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;زهرا کاظمی، زهرا کاظمی در ۱۹۴۹ میلادی در شیراز متولد شد. وی در ۱۹۷۴ برای تحصیل در رشته ادبیات و سینما به دانشگاه پاریس رفت و در سال ۱۹۹۳ همراه پسرش، استفان هاشمی، به کبک کانادا مهاجرت کرد. وی خبرنگار کانادایی- ایرانی تبار بود که در مسافرتی حرفه‌ای به قصد تهیه گزارش در ایران، هنگام ناآرامی‌ها و اعتراضات دانشجویی سال 82، به جرم عکس‌برداری حین تجمع برخی از خانواده‌های زندانیان در مقابل زندان اوین، بازداشت شد . گفته می شود پس از بازداشت در مقابل زندان اوین، وی همه فیلم‌های مربوط به سازمان مجاهدین در عراق را فوراً از کیف و دوربین خارج کرده و در مقابل نور آفتاب قرار می‌دهد.همین مسئله موجب سوءظن بیشتر مأمورین می‌شود. بنا بر تصریح دادستان عمومی و انقلاب تهران، زهرا کاظمی متهم به عکس برداری از اماکن و مناطق ممنوعه و ارسال آن برای سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه بوده‌است. معاونت اطلاعات نیروی انتظامی نیز قبل از تحویل پرونده متهم به وزارت اطلاعات، تصریح می‌کند که متهم دارای جرایم امنیتی بوده‌است. بر اساس گزارش هیأت ویژه رئیس جمهور، زهرا کاظمی ۲۶ ساعت در اختیار نیروی انتظامی، ۴ ساعت در اختیار دادسرا و ۲۶ ساعت در اختیار وزارت اطلاعات قرار داشته‌است و ضرب دیدگی جمجمه (۵ تیر ۱۳۸۲) نیز در زمانی صورت گرفت که زهرا کاظمی در اختیار وزارت اطلاعات قرار داشته‌است. زهرا کاظمی در حالی که مدت ۱۸ روز در بازداشت به سر می‌برد، در ۲۰ تیر به دلایلی نامعلوم،می‌میرد. مقامات ایرانی دلیل مرگ را غش و برخورد سر خانم کاظمی با زمین و نهایتاً ضربه مغزی ذکر کردند. حکومت ایران بالاخره در روز 25 تیرماه، خبر درگذشت زهرا کاظمی را تأیید کرد. گرچه مقامات حکومتی ایران بر تصادفی بودن مرگ وی بر اثر ضربه و خون‌ریزی مغزی ناشی از «برخورد جسم سخت به سر» پافشاری نمودند، شهرام اعظم، پزشک سابق و کارمند وزارت دفاع ایران که در سال ۲۰۰۴ میلادی ایران را ترک و از کانادا درخواست پناهندگی نمود، پس از معاینه بدن زهرا کاظمی، اعلام نمود که علایم ضرب و شتم شدید، شکنجه و تجاوز جنسی شامل: شکستگی جمجمه و بینی، له‌شدگی انگشتان پا، شکستگی انگشتهای میانی و کوچک دست راست و انگشت میانی دست چپ، کنده‌شدن ناخنهای انگشتهای شصت و اشاره دست، صدمات در ناحیه ریه و دنده، کبودی شدید ناحیه شکم، اندام تناسلی و پاها که حاکی از تجاوزات جنسی و شلاق خوردن در زمانهای مکرر دارد، نشان میدهد که او هنگام تحمل حبس به قتل رسیده‌است. وکلای پرونده زهرا کاظمی خواهان رسيدگی به اتهام قتل عمد هستند و به نقص تحقيقات در پرونده اعتراض کرده و خواهان تعيين بازپرس ويژه ای برای تکميل تحقيقات شده اند.اما پیگیریهای آنان نیز برای روشن شدن علل قتل و مجازات عاملان آن تاکنون بی نتیجه مانده است. &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;زهرا بنی یعقوب، دكتر زهرا بني يعقوب پزشك عمومي . متولد بيست و پنج مهر پنجاه و نه . ورودي مهر ماه 77 دانشگاه تهران . مجرد . ساكن تهران . فرزند پدري كه از زندانيان سياسي در رژيم سابق بوده است . و دكتر زهرا بني يعقوب بنا به قانوني كه سالهاي زندان پدر را معادل امتياز ” آزادگي ” به حساب آورده است از قانون خدمت اجباري پزشكان در مناطق محروم معاف بوده است اما پس از مدتي كه از فارغ التحصيلي اش مي گذرد با توجه به اين كه عملا امكان اشتغال پزشكان جوان در تهران و شهر هاي بزرگ وجود ندارد همراه دوست دوران تحصيل خود عازم رزن در استان همدان مي شود و مدت سه ماه در روستاي از توابع رزن مشغول به كار مي شود . پس از مدتي محل خدمت خود را به روستاي ” سيس” از توابع قروه سنندج تغيير مي دهد . روز پنج شنبه يك روز پيش از عيد فطر در پارك مردم روبروي دانشگاه بوعلي سيناي همدان به جرم همراهي با پسر جواني به اسم حميد بازداشت مي شود . به بازداشت گاه منتقل مي شود به مدت بيش از 48 ساععت در بازداشت مي ماند و دو روز بعد جسد حلق آويز شده وي در بازداشت گاه پيدا مي شود كه مسوولان ادعا دارند خانم دكتر با استفاده از يك پرچم تبليغاتي اقدام به خود كشي كرده است. خانواده زهرا بنی یعقوب، اما از همان لحظات ابتدایی، با رد کردن ادعای مربوط به خودکشی وی، خواهان بررسی دقیق دلایل مرگ و مجازات عاملان آن شدند. برادر این پزشک جوان، گفته است که نیم ساعت پیش از اینکه این اتفاق برای خواهرش بیفتد( در گزارش پزشکی قانونی ساعت مرگ، 9 شب اعلام شده است) با او تلفنی صحبت کرده و خواهرش از شرایط روحی خوبی برخوردار بوده است. این خانواده در هفته های ابتدایی پس از مرگ دخترشان، خواهان پرینت مکالمات تلفنی و اثبات صحت گفته های خود شدند. با این حال پرینت مکالمات، با گذشت حدود 4 ماه از زمان مرگ دکتر زهرا، به خانواده وی تحویل داده شد در حالی که ساعتهای تماس مربوط به روز مرگ، به شکلی نامشخص دست کاری شده و تغییر یافته بود. همچنین مأموران، پس از مرگ دکتر زهرا، تاریخ بازداشت او را 21 مهرماه عنوان کردند، در حالی که از ابتدا اعلام شده بود که وی روز 20 مهرماه بازداشت شده است. به نظر می رسد نیروی انتظامی با تغییر تاریخ بازداشت، قصد توجیه بازداشت غیرقانونی 48 ساعته وی را داشته است. ۱۹ تیرماه امسال، بازپرس شعبه سوم دادسرای عمومی و انقلاب همدان با مختومه اعلام کردن پرونده مرگ زهرا بنی‌یعقوب، با نوشتن این جمله «که اصولاً جرمی اتفاق نیافتاده که بتوان در باره آن رای صادر کرد» برای متهمان این پرونده قرار منع تعقیب صادر کرد. کمیسیون پزشکی تهران تا حد زیادی بر نظر پزشکی قانونی همدان مبنی بر خودکشی دکتر زهرا، صحه گذاشته است؛ با این تفاوت که این بار وارد آمدن ضربه‌ی لگد به جمجمه وی را تأیید کرده‌اند. خانواده دکتر زهرا بنی‌یعقوب پس از گذشت یک‌سال از مرگ مشکوک فرزندشان در بازداشتگاه امر به معروف و نهی از منکر همدان، با نوشتن نامه‌ای خطاب به مردم ایران، به‌ویژه فعالان حقوق بشر‌، روند پیگیری‌های خود را شرح داده‌اند و دست یاری به سوی آن‌ها دراز کرده‌اند. خانواده دکتر زهرا در نامه خود نوشته‌اند‌: «متاسفانه تاکنون پرونده مرگ فرزندمان به نقطه روشنی نرسیده است و متهمان هم‌چنان آزاد هستند و مجازاتی برای آن‌ها در نظر گرفته نشده است و هیچ‌کس پاسخ مشخصی به ما نمی‌دهد.» &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;عبدالرضا رجبی جدیدترین مورد مرگ یک زندانی در زندان، مربوط به یک عضو سازمان مجاهدین خلق است. عبدالرضا رجبی متولد سال 1341 و از فرزندان مردم محروم ماهیدشت كرمانشاه بود. وی در سال 1380 طي يک درگيري مسلحانه در منطقه مرزي درحالي که مورد اصابت ترکش نارنجک قرار گرفته بود، توسط مأموران امنیتی دستگیر و متعاقبا در دادگاه به اعدام محكوم شد. این حكم درسال 1385 با یك درجه تخفیف به حبس ابد كاهش یافت. وي ساليان متمادي زندان را با وجود ترکشهاي نارنجک در بدن که هيچگاه مورد رسيدگي پزشکي قرار نگرفت سپري نمود، وی در طی این سال ها به شدت نيازمند رسيدگي پزشکي بود. رجبی دوران حبس خود را درسخت ترین شرایط در زندان دیزل آباد كرمانشاه و سپس در بند 350 زندان اوین تهران سپری نمود. در ماههاي اخير نيز از بند 350 زندان اوين به اندرزگاه 8 زندان که محل نگهداری زندانيان بيگانه و معتادان مواد مخدر است، تبعيد شد. رجبی در تاریخ 7 آبان ماه به دلایل نامعلوم به زندان رجایی شهر کرج منتقل شده و در همان شب، خبر درگذشت وی اعلام شد.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7018437081223620982-6741807385415165550?l=democratl.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://democratl.blogspot.com/feeds/6741807385415165550/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7018437081223620982&amp;postID=6741807385415165550' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/6741807385415165550'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/6741807385415165550'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://democratl.blogspot.com/2009/01/blog-post_14.html' title='گزارشی از مرگ مشکوک زندانیان در زندان های ایران'/><author><name>آزادیخواهان دمکرات</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09324329976602755795</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7018437081223620982.post-1390040374049392806</id><published>2009-01-12T09:58:00.000-08:00</published><updated>2009-01-12T10:23:44.701-08:00</updated><title type='text'>دیدارعضوانجمن زندانیان سیاسی با همسرآیت اله بروجردی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://mohandestabarzadi.blogfa.com/post-788.aspx"&gt;دیدار دکتر بهیه گیلانی با همسر ایه اله بروجردی-انجمن زندانیان سیاسی&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;روز گذشته بانو دکتر بهیه ی گیلانی-جیلانی-با همسر ایه اله بروجردی در بیمارستان کلینیک تهران دیدار کرد.این عضو انجمن زندانیان سیاسی از نزدیک با شرایط نامناسب جسمی خانم بروجردی اشنا شد و همدردی سایر مبارزین از جمله مهندس طبرزدی با این خانواده ی ستمدیده را اعلام کرد. خانم گیلانی در این دیدار تاسف خود از برخورد های ضد انسانی رژیم با اقای بروجردی و خانواده اش را ابراز داشت. دکتر گیلانی که خود در جریان جنبش 18 تیر به مدت 2 سال تحمل حبس کرد و زیر شکنجه های قرون وسطایی قرار گرفت، خطاب به همسر بروجردی ابراز داشت که برای رسیدن به ازادی باید هزینه داد و شکیبا بود.ایشان تاکید کرد که قطع نظر از این که اقای بروجردی چگونه می اندیشد برای ما به عنوان مدافعین حقوق بشر ضروری است که از حقوق انسانی او و خانواده اش دفاع کنیم و زندانیان را به خودی و غیر خودی تقسیم نکنیم. همسر اقای بروجردی در این دیدار ضمن سپاس گذاری از خانم گیلانی و سایر مبارزین،گزارشی از نحوه ی برخورد رژیم با خانواده ی خود را ارایه داد و اعلام کرد:این حکومت همه ی اموال ما را مصادره کرده و ما حتا یک خانه برای سکونت نداریم. خانم بروجردی ابراز داشت:اگر هواداران ایه اله نبودند و به ما نمی رسیدند تا کنون مرده بودم. زیرا 3 بار سکته کرده ام و هزینه ی بیمارستان نیز نداشته ام. ایشان تاکید کرد که بروجردی با دین سیاسی مخالف است و به ازادی به معنای واقعی و مطلق ان احترام می گذارد و هرنوع دخالت دین و روحانی در حکومت را جایز ندانسته و به همین دلیل 15 سال است که مورد بغض این حکومت است.شایان ذکر است در این دیدار تعداد زیادی از هواداران اقای بروجردی حضور داشتند و از خانم گیلانی استقبال گرمی کرده و خواهان اتحاد همه ی مبارزین برای ازادی و جدا یی دین از حکومت شدند. این گروه همچنین از مهندس طبرزدی دبیر کل جبهه ی دموکراتیک ایران و سایر مبارزین راه ازادی سپاسگذاری کردند. همچنین اقای بروجردی با ابلاغ پیامی خطاب به خانم گیلانی و اعضای انجمن زندانیان سیاسی،ضمن تاکید بر جدایی دین از سیاست خواهان اتحاد همه ی نیرو های دموکراسی خواه شد. &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7018437081223620982-1390040374049392806?l=democratl.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://democratl.blogspot.com/feeds/1390040374049392806/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7018437081223620982&amp;postID=1390040374049392806' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/1390040374049392806'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/1390040374049392806'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://democratl.blogspot.com/2009/01/blog-post_12.html' title='دیدارعضوانجمن زندانیان سیاسی با همسرآیت اله بروجردی'/><author><name>آزادیخواهان دمکرات</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09324329976602755795</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7018437081223620982.post-6220651117412365307</id><published>2009-01-10T10:36:00.000-08:00</published><updated>2009-01-10T11:01:07.022-08:00</updated><title type='text'>دیدار مهندس طبرزدی از زندانی سیاسی جهاندار-انجمن زندانیان سیاسی//سه دانشجوی دیگر دانشگاه شیراز بازداشت شدند// اطلاعيه شماره (2) فعالين جنبش دانشجويي</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://mohandestabarzadi.blogfa.com/post-780.aspx"&gt;&lt;strong&gt;دیدار مهندس طبرزدی از زندانی سیاسی جهاندار-انجمن زندانیان سیاسی&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;مهندس طبرزدی دبیر کل جبهه ی دموکراتیک ایران واز اعضای انجمن زندانیان سیاسی روز گذشته با ابوالفضل جهاندار زندانی سیاسی که در مرخصی استعلاجی به سر می برد دیدار کرد.این دیدار در منزل اقای جهاندار واقع در عباس اباد از توابع شهرستان شهسوار صورت گرفت. در این دیدار اعضای خانواده ی جهاندار از جمله مادر و پدر ایشان نیز حضور داشتند.پدر ایشان از بد اخلاقی و قانون شکنی در دادگاه انقلاب سخن گفته و نارضایتی خود از عدم رعایت ایین دادرسی در این مراکز را ابراز داشت. همچنین مادر اقای جهاندار از تلاش های خود برای مرخصی ابوالفضل سخن گفت و ابراز داشت به قاضی حداد که از مرخصی فرزندش جلوگیری می کرد گفته است که فرزندش حتا قرص هم مصرف نمی کرده است ولی ان ها با این زندان و شکنجه اینک جوانی را روی دست او گذاشته اند که به کمر درد شدید مبتلا شده است. او اضافه کرد:به ان ها گفتم که پس شعار برابری-برادری-حکومت عدل علی همین بود!؟شایان توجه است که مادر اقای جهاندار شیر زنی است که همواره با سخنان کوبنده اش رژیم را افشا کرده است.در ادامه ی این دیدار اقای جهاندار از روند پیگیری پزشکی درمان کمر خود سخن گفت و از اقدامات ضعیف وکیل مدافع خود گلایه کرد. جهاندار همچنین نگرانی خود از وضعیت سایر زندانیان سیاسی به ویژه درخشندی و خرسندی و حمید محمدی را ابراز داشت. ایشان از نهاد های مدافع حقوق بشر دعوت کرد تا زندانیان سیاسی را به خودی و غیر خودی تقسیم نکرده و از همه ی ان ها دفاع نمایند. جهاندار همچنین ابراز داشت که در دوره ی دولت پیشین او را از تحصیل در دوره ی کارشناسی ارشد بازداشته اند. در حالی که رتبه ی 40 را به دست اورده است. در این دیدار،مهندس طبرزدی از مقاومت جهاندار تجلیل کرد و خطاب به اعضای خانواده ی ایشان ابراز داشت: من در دوره ای که با ایشان هم بند بودم میزان پایداری،متانت و فرهیختگی ابوالفضل را از نزدیک شاهد بودم. مهندس طبرزدی همچنین تاکید کرد که دادگاه انقلاب و سیستم امنیتی با زندانی کردن امثال جهاندار و درخشندی با خانواده ها درگیر می شود و طیف وسیعی از مردم را با خود درگیر می کند. طبرزدی از نقش مادر جهاندار تجلیل کرد و به مبارزات مادر خود در طول یک دهه ی گذشته اشاره کرد. او اشاره داشت:برای رسیدن به ازادی و دموکراسی این گونه هزینه ها الزامی است و خانواده ها با مقاومت خود رژیم را مایوس کرده اند. مهندس طبرزدی همچنین تاکید کرد که ترس مردم از سرکوب رژیم ریخته و سلاح ان ها را کند کرده است. این مقدمه ی پیروزی است که خانواده ها در ان نقش به سزایی داشته اند. شایان توجه است که اقای جهاندار 30 ماه پیش در یک پرونده سازی محکوم شد. یکی از محکومیت ها از سوی دادگاه انقلاب و به مدت 30 ماه و محکومیت دیگر از سوی دادگاه عمومی و به مدت 3 ماه و 10 روز بوده است. او اینک محکومیت دادگاه انقلاب را سپری کرده و می بایست محکومیت دیگر خود را بگذراند. این در حالی است که کمر او به دلیل شکنجه در 209 به شدت اسیب دیده است و امکان تحمل حبس را ندارد.اقای جهاندار و سعید درخشندی هم پرونده می باشند و درخشندی نیز نیاز شدید به درمان خارج از زندان دارد اما وزارت اطلاعات با مرخصی استعلاجی او موافقت نمی کند.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;انجمن زندانیان سیاسی&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;سه دانشجوی دیگر دانشگاه شیراز بازداشت شدند&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;سعید خلعتبری، عنایت تقوی و عباس رحمتی سه دانشجوی دانشگاه شیراز که روز دوشنبه 16 دی ماه و پس از برگزاری تجمع در دانشگاه شیراز و کشیده شدن تجمع به خیابان به اداره اطلاعات شیراز احضار شده بودند، صبح امروز، شنبه، پس از مراجعه به اداره اطلاعات شیراز بازداشت شدند و تا کنون از وضعیت آن ها اطلاعی در دست نیست.نکته جالب توجه در مورد احضاریه های این دانشجویان این است که این 3 دانشجو نیز مانند 4 دانشجویی که پیش از این بازداشت شده اند با سربرگ قوه قضائیه به دفتر اداره اطلاعات احضار شده اند و همچنین تاریخی که در احضاریه های آن ها درج شده 12 دی ماه می باشد.&lt;br /&gt;اتهام این دانشجویان در احضاریه های آن ها اقدام علیه امنیت ملی و توهین به مسئولان نظام عنوان شده است، با بازداشت این دانشجویان تعداد دانشجویان بازداشت شده دانشگاه شیراز به 7 نفر رسید.علاوه بر این 3 دانشجوی بازداشت شده، 7 دانشجوی دیگر دانشگاه شیراز نیز با احضاریه هایی مشابه با احضاریه های این 3 دانشجو به اداره اطلاعات شیراز احضار شده اند.&lt;br /&gt;لازم به ذکر است که پیش از این 3 دانشجو نیز، 4 دانشجوی دیگر دانشگاه شیراز در روز 12 دی ماه پس از مراجعه به اداره اطلاعات شیراز بازداشت شده اند و تا کنون در بازداشت به سر می برند، اما امروز از سوی قاضی دادگاه برای این 4 دانشجو احکام آزادی با قید وثیقه صادر شده است و این 4 دانشجو با ارائه وثیقه آزاد خواهند شد.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;اطلاعيه شماره (2) فعالين جنبش دانشجويي شيراز&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;در حالي كه فعالين دانشجويي دانشگاه شيراز در حال آماده شدن براي اعتصاب غذاي نا محدود بودند خبري دل گرم كننده مبني بر صدور نامه آزادي دانشجويان در بند منتشر شد. در اين نامه با صدور قرار وثيقه براي هر 4 دانشجوي بازداشتي از سوي دادستاني شيراز موافقت گرديده است. به نظر مي رسد پس از تجمعات روز هاي يكشنبه، دوشنبه و جمعه هفته گذشته و تهديد به اعتصاب غذا در صورت عدم آزادي دانشجويان، نهادهاي امنيتي استان از مواضع خود به شكل نسبي عقب نشيني نموده اند.&lt;br /&gt;ما فعالين دانشجويي دانشگاه شيراز اين اقدام را به حساب سر عقل آمدن نهادهاي سركوب گر گذاشته و تا اطلاع ثانوي اعتصاب غذاي خود را به تعويق خواهيم انداخت؛ اگر چه اين عمل به هيچ وجه به معناي كوتاه آمدن از مواضعمان نيست و همان طور كه در بيانيه شماره (1) نيز بيان داشتيم حركت اعتراضي خود را تا آزادي دوستان در بندمان ، لغو كليه احضاريه هاي اطلاعات و امحاء كليه احكام انضباطي صادر شده ادامه خواهيم داد و تا احقاق خواسته هاي به حق خود تمامي گزينه هاي ممكن را مد نظر خواهيم داشت. &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7018437081223620982-6220651117412365307?l=democratl.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://democratl.blogspot.com/feeds/6220651117412365307/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7018437081223620982&amp;postID=6220651117412365307' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/6220651117412365307'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/6220651117412365307'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://democratl.blogspot.com/2009/01/2.html' title='دیدار مهندس طبرزدی از زندانی سیاسی جهاندار-انجمن زندانیان سیاسی//سه دانشجوی دیگر دانشگاه شیراز بازداشت شدند// اطلاعيه شماره (2) فعالين جنبش دانشجويي'/><author><name>آزادیخواهان دمکرات</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09324329976602755795</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7018437081223620982.post-1341582151688402741</id><published>2009-01-09T11:39:00.000-08:00</published><updated>2009-01-09T11:51:12.929-08:00</updated><title type='text'>اعلام همبستگی جبهه ی  متحددانشجویی با دانشجویان مبارز دانشگاه شیراز</title><content type='html'>&lt;a name="2423658863371221600"&gt;&lt;/a&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://jdaneshjouee.blogspot.com/2009/01/blog-post_09.html"&gt;اعلام همبستگی جبهه متحد دانشجویی با دانشجویان مبارز دانشگاه شیراز&lt;/a&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;بار دیگر دانشگاه این آخرین سنگر آزادی آماج یورش های ضد انسانی و آزادی ستیز تاریک اندیشان حاکم قرارگرفت.درشرایطی که بوق های تبلیغاتی حکومت عوام فریبانه داد یاری ازمظلومین درفلسطین سرمی دهند چگونه است که درمیهن ما ایران حقوق ابتدایی دانشجویان که اظهار نظر و سخن گفتن ازحق تعیین سرنوشت و انتقاد ازسیاست های ناصحیح حکومت است زیر چکمه های نظامیان وغل وزنجیرامنیتی ها پایمال می گردد. آیا سلب حق سخن ازدانشجوی ایرانی نشانگرآن نیست که ادعای حمایت ازستم دیدگان دیگرملتهای جهان فریبی بیش نیست و حاکمیت بجای اصلاح رویکردهای ناصحیح خود درصدد فرافکنی ومنحرف کردن اذهان عمومی به خارج ازمرزهاست. درکشوری که دانشجویانش محق نباشند تا سالی یک روز آن هم درروزی که به نام دانشجو است آزادانه اظهارنظرکنند چگونه می توان باورداشت که حاکمیت برای دفاع ازحقوق انسانی دردیگرسرزمین ها شب ازروزنمی شناسد.درصورتی که بیشترین توان خود دردانشگاه های ایران را صرف انحلال انجمن های دانشجویی ، ایجاد انجمن های دولت ساخته ، سرکوبی تظاهرات دانشجویان وبازداشت ها و احضارهای پیاپی و محرومیت فرزندان ایران از ادامه تحصیل آنان می نماید.جبهه متحد دانشجویی احضار 37 دانشجوی دانشگاه شیراز به کمیته انضباطی این دانشگاه و صدور احکام ناعادلانه که منجر به محرومیت از تحصیل 18 تن ازآنان شده و احضاروبازداشت 14 دانشجو به نام های لقمان قديري گل تپه، عبد الجليل رضايي، كاظم رضايي ، محسن زرين كمر، سعیدخلعتبری، عباس رحمتی، آرش روستایی، هادی الم لی، عنایت تقوی، احمد کهنسال، اسماعیل جلیل وند، حمداله نامجو، آلما رنجبر و محبوبه خادمی که جرم همه آنان ابرازنظروبیان اندیشه بود را محکوم نموده و خواهان لغو فوری احکام صادره وآزادی دانشجویان دربند می باشد.ما همچنین حمایت خود ازتدوام تلاش دانشجویان دانشگاه شیراز برای احقاق حقوق شان را اعلام نموده وازدانشجویان دانشگاههای کشورمی خواهیم تا به نشانه اعتراض به اجحافات دامنه دارحکومت وهمبستگی با دانشجویان دانشگاه شیراز مادامی که حکومت ازبرآوردن مطالبات فعالان دانشجویی دانشگاه شیرازدریع می نماید امتحانات پایان ترم تحصیلی را به حالت تعلیق درآورند.&lt;/div&gt;زنده باد آزادی- گسسته باد زنجیراستبدادبرقرارباد دمکراسی&lt;br /&gt;بیستم دیماه هشتاد وهفت&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;جبهه متحد دانشجویی &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7018437081223620982-1341582151688402741?l=democratl.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://democratl.blogspot.com/feeds/1341582151688402741/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7018437081223620982&amp;postID=1341582151688402741' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/1341582151688402741'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/1341582151688402741'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://democratl.blogspot.com/2009/01/blog-post_1386.html' title='اعلام همبستگی جبهه ی  متحددانشجویی با دانشجویان مبارز دانشگاه شیراز'/><author><name>آزادیخواهان دمکرات</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09324329976602755795</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7018437081223620982.post-2030507151711393020</id><published>2009-01-09T07:53:00.000-08:00</published><updated>2009-01-09T07:59:45.143-08:00</updated><title type='text'>اطلاعيه مطبوعاتي گزارشگران بدون مرز دردفاع از آزادی مطبوعات</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.rsf-persan.org/" target="_blank"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;اطلاعيه مطبوعاتي&lt;br /&gt;چهارشنبه ۱٨ دی١٣٨٧&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;a href="http://www.rsf-persan.org/spip.php?article16670" target="_blank"&gt;  گزارشگران بدون مرز رئیس اتحادیه اروپا را به همیاری برای آزادی وب‌نگاران و روزنامه‌نگاران زندانی در ايران فرا خواند&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;در تاریخ ١٧ دی ماه ژان فرانسوا ژولیارد دبیر اول گزارشگران بدون مرز با ارسال نامه‌ای خطاب به نخست وزیر جمهوری چک ریاست دوره‌ای اتحادیه اروپا نسبت به وخیم شدن وضعیت حقوق بشر در ایران هشدار داد. در این نامه از رییس دوره ای اتحادیه اروپا خواسته شده است که همه تلاش خود را برای آزادی ١١ وب‌نگار و روزنامه نگار ایرانی بکار گیرد.&lt;br /&gt;ژان فرانسوا ژولیارد دبیر اول گزارشگران بدون مرز با ارسال نامه‌ای خطاب به نخست وزیر جمهوری چک ریاست دوره‌ای اتحادیه اروپا نسبت به وخیم شدن وضعیت حقوق بشر در ایران هشدار داد. در این نامه از رییس دوره ای اتحادیه اروپا خواسته شده است که همه تلاش خود را برای آزادی ١١ وب‌نگار و روزنامه نگار ایرانی بکار گیرد.&lt;br /&gt;در این نامه تاکید شده است که "در سال ٢٠٠٨ ایران بازهم از جمله سرکوبگرترین کشورهای خاورمیانه برای روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران بود که همچنان قربانی آزار و تهدید بدون توقف حاکمیت هستند. هم اکنون ٥ وب‌نگار و ٦ روزنامه نگار برای انتشار نوشته هایشان در زندان بسر می‌برند. از اول دی ماه نیز تهاجم و تهدید مدافعان حقوق بشر آغاز و همچنان ادامه دارد."&lt;br /&gt;" ما بارها از مسئولان جمهوری اسلامی خواهان ازادی این زندانیان عقیدتی و اجازه دادن به وکلای آنها برای انجام وظایف شان شده ایم. امروز در برابر سکوت مقامات جمهوری اسلامی از شما می‌خواهیم که از موقعیت خود استفاده و در مذاکرات با مسئولان ایران موارد زیر را به آنها گوشزد کنید&lt;br /&gt;در روزهای اخیر تظاهرات بسیجیان سازماندهی شده از سوی سپاه پاسداران برای محکوم کردن حملات اسرائیل به غزه در تهران همچنان ادامه دارد. روز ١٢ دی ماه بیش از صدتن از این بسیحیان در مقابل منزل شیرین عبادی تجمع و علیه وی و کانون مدافعان حقوق بشر شعار دادند. در تاریخ اول دی ماه دفتر کانون مدافعان حقوق بشر به بهانه نداشتن پروانه فعالیت از سوی ماموران امنیتی بسته شد، در تاریخ ٩ دی ماه ماموران امنیتی به نام بازرسان مالیاتی به دفتر وکالت شیرین عبادی حمله و بر خلاف قوانین ملی و بین الملی اسناد و پرونده های موکلین وی را ضبط کردند. سازمان های جهانی مدافع حقوق بشر،اتحادیه اروپا ، امریکا و کانادا و دبیر کل سازمان ملل تعرض به شیرین عبادی و همکارانش را محکوم کرده اند.&lt;br /&gt;در بخشی از این نامه گزارشگران بدون مرز به تفصیل در باره وضعیت وب‌نگاران زندانی &lt;a href="http://www.rsf-persan.org/spip.php?article16656" target="_blank"&gt;حسین درخشان،&lt;/a&gt; داوود آزادفر، &lt;a href="http://www.rsf-persan.org/spip.php?article16656" target="_blank"&gt;اسماعیل جعفری،&lt;/a&gt; &lt;a href="http://www.rsf-persan.org/spip.php?article16626" target="_blank"&gt;مجتبی لطفی&lt;/a&gt; و وب‌نگارفمینیست &lt;a href="http://www.rsf-persan.org/spip.php?article16645" target="_blank"&gt;شهناز غلامی&lt;/a&gt; توضیح داده است. این زندانیان که برخی از آنها در وضعیت نابسامان جسمی بسر می‌برند به جبس‌هایی از چهار تا سه سال زندان محکوم شده اند. گزارشگران بدون مرز از محل بازداشت و سرنوشت حسین درخشان و داود آزادفر بی اطلاع است.&lt;br /&gt;در این نامه انجمن جهانی مدافع آزادی بیان و مطبوعات با تاکید بر توقیف ٣٠ نشریه در سال ٢٠٠٨ در ایران خواهان آزادی ٦ روزنامه نگار زندانی در ایران شده است.&lt;br /&gt;بهمن توتونچی روزنامه‌نگار هفته‌نامه توقیف شده‌ی کرفتو در تاریخ ٢٨ آبان از سوی ماموران وزارت اطلاعات در منزلش بازداشت شد. در طی سال گذشته این روزنامه‌نگار از سوی مقامات قضایی – امنیتی بارها مورد تهدید قرار گرفته بود. کاوه جوانمرد همکار دیگری نشریه کرفتو و دیگر نشریات محلی کردستان از تاریخ روز ٢٦ آذر ماه ١٣٨٦ در سنندج دستگير شده است، وی در تاريخ ٢٧ ارديبهشت ماه سال جاری از سوی شعبه شش دادگاه سنندج و در پشت درهای بسته به دو سال زندان محکوم شد. این روزنامه نگار برای طی کردن مدت محکومیت خود به زندان مراغه تبعید شده است.&lt;br /&gt;محمد صدیق کبودوند در تاريخ ١٠ تير ماه ١٣٨٦ بازداشت و به زندان اوین انتقال یافت. مدت پنج ماه در سلول های انفرادی بند ٢٠٩ و ٢٤٠ زندان اوين نگاهداری شد و از سوی مقامات امنيتي برای انحلال "سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان" و پذيرش " انتشار گزارش‌هایی نادرست" از سوی اين سازمان، شديدا تحت فشارهای روحی و جسمي قرار داشت. در تاريخ ٣٠ ارديبهشت ماه در زندان اوين، دچار سکته خفيف مغزی شد. در تاریخ ٢ آبان ماه دادگاه تجدید نظر استان تهران حکم یازده سال زندان محمد صدیق کبودوند را تایید کرد. این حکم در دوم تیر ماه از سوی شعبه ١٥ دادگاه انقلاب تهران به اتهام تشکیل "سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان" و " تبلیغ علیه نظام" صادر شده بود. محمدصدیق کبودوند در شبانگاه ٢٧ آذر ماه مجددا قربانی نارسایی قلبی و به درمانگاه زندان انتقال داده می شود. به گفته همسرش بعد از معاینات در درمانگاه پزشکان درمانگاه توصیه به انتقال وی به بیمارستانی در خارج از زندان می‌کنند. مقامات قضایی – امنيتی با مرخصی این روزنامه نگار علیرغم وضعیت جسمی اش " به بهانه سپری نکردن سه سال از مدت محکومیت خود"مخالفت می کنند.&lt;br /&gt;مسعود کردپور در تاریخ ٢٤ مهرماه از سوی شعبه یک دادگاه انقلاب مهاباد به یک سال زندان محکوم شد. این روزنامه نگار در تاریخ ١٧ مرداد ماه در شهر بوکان از سوی ماموران وزارت اطلاعات بازداشت و بعد از ٢١ روز بازداشت و سلول انفرادی در زندان های اطلاعات و مرکزی بوکان به زندان مهاباد انتقال یافت. در تاریخ ٣١ شهریور از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی مهاباد به "تبليغ عليه نظام از طريق مصاحبه و گفتگو با رسانه هاي بيگانه " محاکمه شده بود. بنا بر اظهارات خانواده وی حکم زندان این روزنامه نگار از سوی دادگاه تجدید نظر تایید شده است.&lt;br /&gt;محمدحسن فلاحیه‌زاده خبرنگارتلويزيون العالم، شبکه عرب زبان راديو تلويزيون دولتي ايران، و همکار بسیاری از رسانه‌های عرب از جمله روزنامه المستقبل، رادیو دوبی، و تلویزیون ابوظبی، از آذرماه ١٣٨٥ در زندان بسر مي برد. در تاريخ ۹ ارديبهشت ١٣٨٦ از سوی دادگاه انقلاب اسلامي تهران در پشت درهای بسته به اتهام " جاسوسي" محاکمه و به سه سال زندان و پرداخت جریمه سنگین مالی دو برابر دستمزدش دریافتی از رسانه‌ها محکوم شد. وی هم اکنون در بند ٣٥٠ زندان اوین زندانی است محمد حسن فلاحیه‌زاده در اعتراض به وضعیت بازداشت خود در تاریخ ١٤ مهرماه دست اعتصاب غذا زد، این روزنامه نگار به بیماری تلاسمی مبتلا است و در شرایط نامناسب بازداشت به شکل جدی سلامت او را تهدید می کند.&lt;br /&gt;عدنان حسن پور روزنامه نگار هفته نامه ئاسو در تاريخ ٥ بهمن ماه ١٣٨٥ دستگير و در تاريخ ٢٢ خرداد در دادگاهي غير علني به اتهام "اقدام عليه امنيت ملي"، " جاسوسي" و "محاربه" محاکمه و به اعدام محکوم شد. ديوان عالي کشور در تاريخ ٣٠ مهر ماه حکم اعدام عدنان حسن پور را تائيد کرد. که مجددا با درخواست اعاده دادرسی از سوی وکلا در تاریخ ١٩ مرداد ماه دیوان عالی کشور این حکم اعدام را لغو کرد. وی هم اکنون در زندان مرکزی سنندج زندانی و در انتظار رای دادگاه سنندج &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7018437081223620982-2030507151711393020?l=democratl.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://democratl.blogspot.com/feeds/2030507151711393020/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7018437081223620982&amp;postID=2030507151711393020' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/2030507151711393020'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/2030507151711393020'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://democratl.blogspot.com/2009/01/blog-post_09.html' title='اطلاعيه مطبوعاتي گزارشگران بدون مرز دردفاع از آزادی مطبوعات'/><author><name>آزادیخواهان دمکرات</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09324329976602755795</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7018437081223620982.post-4278775192371897466</id><published>2009-01-08T10:55:00.000-08:00</published><updated>2009-01-08T11:31:24.776-08:00</updated><title type='text'>اطلاعيه فعالين جنبش دانشجويي دانشگاه شيراز//دیدار فعالان دانشجویی باخانواده دانشجوی زندانی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;اطلاعيه فعالين جنبش دانشجويي دانشگاه شيراز&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;em&gt;تا آزادي دانشجويان در بند و لغو كليه احكام كميته انضباطي از مواضع خود كوتاه نخواهيم آمد&lt;/em&gt;&lt;br /&gt;امسال در دانشگاه شيراز و ساير دانشگاه هاي كشور بر خلاف سال هاي قبل روند ديگري در پيش گرفته شد. حاكميت با اين توهم كه &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;دانشجو و جنبش دانشجويي در يك روز و در يك شعار و در يك نماد خلاصه مي شود سعي در مصادره اين روز و نماد جنبش دانشجويي نمود غافل از اينكه هر روزي كه دانشجو اعتراض كند، روز دانشجوست و نمي توان آن را به يغما برد. در 16 آذر ماه امسال تشكل هاي حكومتي در دانشگاه شيراز در برنامه اي هماهنگ اقدام به برگزاري روز دانشجو نمودند و خود را ميراث دار سه آذر اهورايي و جريان دانشجويي معرفي نمودند، مراسمي كه علي رغم حمايت برون دانشگاهي و نظامي، بسيار خوار و حقير تر از مراسم خود جوش فعالين جنبش دانشجويي شيراز بود.&lt;br /&gt;در اعتراض به مصادره روز دانشجو و ايجاد جو سركوب و خفقان در جامعه و به خصوص دانشگاه، در روز 18 آذر ماه تريبون آزادِ « آزادي دانشگاه ، آزادي جامعه » در دانشگاه شيراز برگزار شد. پس از برگزاري اين مراسم نيروهاي به اصطلاح ارزشي دانشگاه با هدايت و حمايت علني از نهاد هاي بيرون، با شايعه پردازي و دروغ پراكني به بهانه توهين به شهدا و مقدسات، اقدام به برگزاري اعتكاف سياسي نمودند، در اين اعتكاف آقاي انجوي ن‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ژاد، يكي از روحانيون افراطي شيراز ضمن انتقاد از مردم به خاطر عدم سركوب دانشجويان برگزار كننده تريبون آزاد اين دانشجويان را محارب (!) خواند و خواهان برخورد مسئولان با آنان شد.همچنين چندين نفر از سران استاني با حضور در جمع دانشجويان معتكف به آن ها قول هايي مبني بر سركوب دانشجويان دانشگاه شيراز دادند.&lt;br /&gt;متعاقب اين وقايع 37 تن از دانشجويان دانشگاه شيراز به كميته انضباطي دانشگاه احضار شدند كه تا كنون 18 نفر از آنان جمعا 28 ترم از تحصيل محروم شده اند. اما پروژه سركوب جنبش دانشجويي در دانشگاه شيراز در همين سطح باقي نماند و 4 تن از دانشجويان ( لقمان قديري گل تپه، عبد الجليل رضايي، كاظم رضايي و محسن زرين كمر ) در روز پنج شنبه 12 دي ماه با سربرگ قوه قضائيه به اداره اطلاعات (!) احضار شدند كه پس از مراجعه در روز شنبه بازداشت شدند و هم اكنون نيز در بازداشت به سر مي برند. در اعتراض به اين دستگيري ها فعالين جنبش دانشجويي اقدام به برگزاري 2 تجمع در روز هاي يك شنبه و دوشنبه نمودند و متعاقب اين تجمعات از طرف وزارت اطلاعات اطلاع داده شد كه قرار بازداشت دانشجويان به قرار وثيقه تبديل گشته است و اين دانشجويان در روز پنج شنبه آزاد مي شوند. اما با كارشكني اداره اطلاعات در ارسال پرونده دانشجويان به دادگاه اين دانشجويان هنوز در بازداشت هستند.&lt;br /&gt;ما فعالين جنبش دانشجويي دانشگاه شيراز همانطور كه در تجمعات، مراسم و بيانيه هاي خود اعلام كرده ايم تا آزادي دانشجويان در بند و لغو كليه احكام كميته انضباطي از مواضع خود كوتاه نخواهيم آمد و نخواهيم گذاشت كه پرچم ياران دبستانيمان بر زمين بماند.&lt;br /&gt;فعالين جنبش دانشجويي دانشگاه شيراز&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;دیدار فعالان دانشجویی باخانواده دانشجوی زندانی&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;درروز چهارشنبه تنی چند از دوستان عبدالجلیل رضایی و فعالین دانشجویی مشهد به منظور همدردی و اعلام حمایت از دانشجویان دانشگاه شیراز با خانواده رضایی دیدار کردند.&lt;br /&gt;به گزارش خبرنامه امیرکبیر در این دیدار که در خانه پدری رضایی انجام گرفت، فعالین انجمن اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد، دوستان جلیل رضایی و چند تن از دانشجویان بازداشت شده پیشین حضور داشتند.&lt;br /&gt;عبدالجلیل رضایی از دانشجویان دانشگاه شیراز می باشد که پس از برگزاری مراسم ۱۶ آذر در این دانشگاه در روز شنبه توسط وزارت اطلاعات بازداشت شد و اکنون ۵ روز است که در بازداشتگاه وزارت اطلاعات در شیراز به سر می برد.&lt;br /&gt;به گفته مادر جلیل رضایی از روز شنبه که جلیل به وزارت اطلاعات در شیراز احضار می شود، هیچ اطلاعی از وی در دست نیست و فقط روز شنبه مامورین وزارت با منزل ایشان تماس می گیرند و خبر بازداشت وی را به خانواده رضایی اطلاع می دهند و در این تماس طبق روال همیشگی خود خانواده وی را تهدید می کنند که هیچ ارتباطی با دوستان و همراهان وی نگیرند.&lt;br /&gt;در این دیدار که با حضور احمد قصابان و علی صابری از دانشجویان بازداشت شده دانشگاه امیرکبیر انجام گرفت، دانشجویان ضمن ابراز همدردی با این مادر و خانواده رضایی از ایشان به عنوان الگوی مادران ایرانی و تربیت کننده فرزندان آزادی خواهی چون جلیل یاد شد.&lt;br /&gt;این دیدار در انتها با اعلام حمایت از عبدالجلیل رضایی و تمامی دانشجویان دانشگاه شیراز و این حرکت آزادی خواهانه و ضد استبداد و آرزوی آزادی هر چه سریعتر این دوستان پایان گرفت.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7018437081223620982-4278775192371897466?l=democratl.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://democratl.blogspot.com/feeds/4278775192371897466/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7018437081223620982&amp;postID=4278775192371897466' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/4278775192371897466'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/4278775192371897466'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://democratl.blogspot.com/2009/01/blog-post_08.html' title='اطلاعيه فعالين جنبش دانشجويي دانشگاه شيراز//دیدار فعالان دانشجویی باخانواده دانشجوی زندانی'/><author><name>آزادیخواهان دمکرات</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09324329976602755795</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7018437081223620982.post-5858717113119374515</id><published>2009-01-07T09:48:00.000-08:00</published><updated>2009-01-07T09:55:48.441-08:00</updated><title type='text'>لیبرا لیسم، محصول جا نبی دموکراتیسم/محمدرضا نیکفر</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;پرسیده شده است که «‌آیا گفتار و کنش لیبرالیستی، همچون یک پروژه سیاسی و اجتماعی، می‌تواند به ‌تمامی گشایشی برای بن‌بست‌های جامعه ما باشد؟» پاسخ این است که هیچ پروژه‌ای نمی‌تواند «به‌تمامی» گشایش ایجاد کند.&lt;br /&gt;اگر کسی به پرسش بالا پاسخ دهد «آری»، لیبرالیسم را نفهمیده است. لیبرال کسی است که بگوید دوای واحدی برای همه‌ی دردها وجود ندارد، از جمله دوایی به نام «لیبرالیسم». پس لیبرال پیگیر کسی است که با لیبرالیسم تمامیت‌خواه هم مشکل دارد.&lt;br /&gt;یکی از جلوه‌های لیبرالیسم تمامیت‌خواه آن جریانی است که نئولیبرالیسم می‌خوانندش. نئولیبرالیست کسی است که درکی توتالیتر از مالکیت خصوصی دارد و ایده‌آلش را در آن می‌بیند که در همه‌ی عرصه‌های زندگی اجتماعی منطق بازار فرمان‌روایی تام یابد.&lt;br /&gt;نو‌لیبرال‌ها بر خلاف کهنه‌لیبرال‌ها، غم آزادی عقیده و بیان را نمی‌خورند. اصلاً مسأله‌شان این چیزها نیست و فکر می‌کنند اصل این است که آزادی مالکیت تأمین شود.&lt;br /&gt;وقتی از آزادی مالکیت سخن می‌رود، منظور سرمایه‌ی کلان است. نئولیبرال کسی است که اصل و غایت پروژه‌ی او آزادی مالکیت بزرگ باشد. از دید او چنین پروژه‌ای گشایشی برای «تمام» بن‌بست‌های اجتماعی است.&lt;br /&gt;لیبرال معمولاً به کسی می‌گویند که معتقد است دخالت دولت در امور جامعه بایستی محدود باشد. خواست اصیل او آن نیست که دولت به جامعه آزادی دهد، چون جامعه از نظر او در اصل آزاد است.&lt;br /&gt;لیبرال، در متن تفکر سیاسی غرب، جامعه را قلمرو آزادی در نظر می‌گیرد. جامعه آزاد است، چون آحاد آن آزاد هستند. انسان، آزاد به دنیا می‌آید. آزادی، حق طبیعی اوست.&lt;br /&gt;لیبرالیسم، زاده‌ی روشنگری است و روشنگری، اندیشیدن با مغز خود است. کنش کانون ذهن، با خودانگیختگی مشخص می‌شود. ذات خرد، آزادی است.&lt;br /&gt;بنابر آموزه‌ی روشنگری، به لحاظ عقلانی، تنها عقل محق است آزادی را محدود ‌کند. این، محدود کردن آزادی توسط آزادی است. برپایه‌ی این منطق، دولت، به عنوان نیروی محدودکننده‌ی آزادی، بایستی مظهر عقلانیت باشد.&lt;br /&gt;لویاتان هابسی، آن نهادی که انسان‌ها سلاح‌هایشان را به وی تحویل می‌دهند و روا می‌دارند که او با خشونت مانع جنگ داخلی شود، یک غولِ بی‌عقل نیست.&lt;br /&gt;او مظهر عقلانیت ماست، عقل او را ایجاد می‌کند و او در جایگاهی نشسته است که بایستی معقولانه عمل کند. پس مسأله‌ی فکر لیبرالی، حد آزادی‌های فردی و نحوه‌ی کنترل آن‌ها توسط یک نهاد عقلانی مرکزی است.&lt;br /&gt;فرد آزاد، خود عقل دارد و از این رو حق دارد با دید انتقادی، عقل دولتی را بسنجد. وظیفه‌ی هدایت مرکزی اساساً آن است که موانع بودش‌یابی آزادی و خرد فردی را از میان بردارد.&lt;br /&gt;لیبرال، این اطمینان را دارد که در جامعه‌ی لیبرال، آزادی‌ها و عقل‌های فردی در تقابل تخریبی با یکدیگر قرار نمی‌گیرند. در دیار ما، مسایل بنیادین رابطه‌ی فرد، جامعه و دولت این‌گونه مطرح نشده‌اند و در گفتار سیاسی، مقوله‌های عقل و آزادی چنین ارج و جایگاهی را نداشته‌اند.&lt;br /&gt;در سنت سیاسی، دولت مظهر عقلانیت نیست، عقلانیتِ چیرگی بر موقعیتِ ضد عقلیِ جنگِ همه علیه همه. طایفه‌ای حمله می‌کرده و سلطنت وقت را برمی‌انداخته. رییس طایفه بر تخت می‌نشسته و بدین سان سلسله‌ی تازه‌ای تشکیل می‌شده است.&lt;br /&gt;جان و مال مردم در دست سلطان و ایادی وی بوده است. در جهانی که توماس هابس توصیفش می‌کند، مردم به دولت پناه می‌برند، در جهان ما اما باید از دست دولت گریخت.&lt;br /&gt;سعادتمند بودیم اگر نظریه‌ی غالب در میان مارکسیست‌ها در این مورد که دولت ابزار سلطه‌ی دارایان است، در ایران صدق می‌کرد. در این حال، صاحبان ابزار به فکر کارآمدی ابزار می‌افتادند و همین امر شاید به آن کمی عقلانیت تزریق می‌کرد.&lt;br /&gt;در تاریخ ما دولت مظهر بی‌عقلی است. از طرف دیگر، جامعه را داریم که هر چیزی هست جز عرصه‌ی بودش و بروز آزادی. هنوز جمع شهروندان نیست، شأن جماعت رعایا را دارد و هیچ سنت فکری‌ای وجود ندارد که بخواهد در آن تحقق آزادی را ببیند.&lt;br /&gt;بنابر‌این نه دولت ما آن چیزی است که در ذهن لیبرال اروپایی مطرح است، نه جامعه‌ی ما و افراد آن با تصورات چنین ذهنی می‌خوانند. بر این قرار مقدم بر پرسش از پی کارآمدی «پروژه»‌ی لیبرالیستی در جامعه‌ی ما، پرسش از پی شرط‌های امکان لیبرالیسم در این جامعه است.&lt;br /&gt;در مورد سوسیالیسم هم می‌توان چنین گفت. فقط در مورد استبداد نیازی به پرسش نیست. برای «پروژه»های استبدادی، زمینه از هر نظر فراهم است.&lt;br /&gt;لیبرالی که این موضوع را نبیند و منتزع از مسأله‌ی محوری استبداد و نحوه‌ی تجسم آن در قدرت، پیشنهاد لیبرالی بدهد، ناچار به دورویی می‌شود.&lt;br /&gt;مثلاً هر طرحی در مورد مالکیت، که در آن به در هم‌رفتگی اقتصاد، ایدئولوژی و نظام توجه نشود، پذیرش بازاری است که در آن دو ارزش با بهره‌ی تضمینی وجود دارد و ارزش اقتصادی فقط با ورود به دسته‌بندی‌های معینی، عرصه‌ی عمل پیدا می‌کند، وگرنه بایستی به ریزه‌خواری بسنده کند. این نحوه‌ی بازی، طبعاً با منشِ اصیل لیبرالی نمی‌خواند.&lt;br /&gt;لیبرالِ اروپایی رفرمیست است. طرح‌های او برای اصلاح وضعیت موجودند. در خطّه‌ی ما، دستگاه قدرت می‌تواند «کارآمد»تر شود و به این معنا «اصلاح» گردد و چون چنین شود، قدرتمندتر می‌شود.&lt;br /&gt;جهت چنین اصلاحی طبعاً لیبرالی نیست و این «اصلاح» آنی نیست که معمولاً از این واژه برداشت می‌شود. در اروپا، سنت لیبرالی و سنت رفرمیستی تا حد بسیاری یکی هستند.&lt;br /&gt;در ایران، اصلاح‌طلبی فاقد یک سنت است. اصلاح‌طلبان سلسله‌های اخیر از یک مقوله نیستند و تجربه‌هایشان به سختی به یکدیگر پیوند می‌خورند. آنان اما شکست‌های مشابهی دارند.&lt;br /&gt;همه‌ی آنان در جایی به تختِ سینه‌ی واقعیت دستگاه می‌خورند. واقعیتِ مصدق در مقوله‌ی رفرمیسم می‌گنجد. اسطوره‌ی او اما وارد گفتارِ انقلابی شده است، چیزی که اتفاقی نیست.&lt;br /&gt;لیبرال‌ها می‌بایست انقلابی باشند و انقلابیون می‌بایست لیبرال می‌شدند. در این صورت شاید شرط امکان لیبرالیسم در کشور پیدا می‌شد. لیبرالیسم خود نمی‌تواند شرایط امکان خود را ایجاد کند.&lt;br /&gt;در اروپا نیز معمولاً تحولات انقلابی دموکراتیک برای لیبرالیسم زمینه‌ساز شده‌اند. مجموعه‌ی دگرگونی‌هایی که بایستی آن زمینه‌ای را بسازد که لیبرالیسم نیز در آن امکان رشد یابد، با صفت دموکراتیک تبیین‌شدنی است.&lt;br /&gt;منظور از آن در ساده‌ترین بیان، روندی است که در جریان آن رعیت شهروند می‌شود و می‌تواند سرنوشت خود را به دست گیرد. فقط یک سنت وجود دارد که این روند بتواند به آن رجوع کند: تجربه‌ی انقلابی.&lt;br /&gt;این اتکا برای لیبرالیسم وحشت‌زاست و این وحشت قابل فهم است. اما هیچ سنت دیگری وجود ندارد. تنها دگرگشتِ تکاملیِ سنجیده‌ی این تجربه است که می‌تواند شالوده‌ی دموکراسی را بسازد.&lt;br /&gt;جنبشِ دموکراتیک با یک ضربه همه‌ی مشکلات را حل نمی‌کند، اما با گسترش و ژرفاگیری آن راه‌هایی پیدا می‌شوند برای این‌که هر مشکلی درست و در جای خود تقریر شود و نیروی دموکراتیکی برای حل آن برانگیخته گردد. یکی از محصولات جانبی دموکراتیسم، لیبرالیسم خواهد بود.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;برگرفته از سایت سکولاریسم نو&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7018437081223620982-5858717113119374515?l=democratl.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://democratl.blogspot.com/feeds/5858717113119374515/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7018437081223620982&amp;postID=5858717113119374515' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/5858717113119374515'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/5858717113119374515'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://democratl.blogspot.com/2009/01/blog-post_07.html' title='لیبرا لیسم، محصول جا نبی دموکراتیسم/محمدرضا نیکفر'/><author><name>آزادیخواهان دمکرات</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09324329976602755795</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7018437081223620982.post-473317826211726895</id><published>2009-01-06T06:39:00.000-08:00</published><updated>2009-01-06T07:21:49.651-08:00</updated><title type='text'>احضار 10 دانشجوی دیگر دانشگاه شیراز به اداره اطلاعات</title><content type='html'>دانشجویان مبارز دانشگاه شیراز به شدت تحت فشار دستگاه های امنیتی میباشند احضار پیاپی به حراست و کمیته انضباطی وتهدید آشکار آنان آن هم در زمان امتحانات که امنیت را از دانشجویان سلب نموده است .احضاربه دادگاه انقلاب واداره اطلاعات شیراز به منظور ارعاب وحتا جلب آنان از دیگر اهرمهای فشار حاکمیت بر دانشجویان می باشد تا با سرکوب جنبش دانشجویی در شیراز از گسترش آن به دیگر دانشگاه ها جلوگیری نماید.امروز دانشگاه شیراز به صف اول مقابله باتهاجم حاکمیت اقتدار گرای مذهبی تبدیل شده است وحاکمیت باچنین نگرشی به سرکوب مضاعف این آزادیخواهان می پردازد.در چنین شرایطی از تمام نهادهای حقوق بشری واشخاصی که منتسب به این نهادها میباشند انتظارمی رودکه به یاری دانشجویان آمده ودر این شرایط سخت آنان راتنها نگذارند&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;هواداران جبهه ی دمکراتیک ایران _ استان تهران&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;احضار 10 دانشجوی دیگر دانشگاه شیراز به اداره اطلاعات&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;درروز دوشنبه 10 نفر از دانشجویان دانشگاه شیراز به اداره اطلاعات شیراز احضار شدند.این احضارها دقایقی پس از اتمام تجمع دانشجویان دانشگاه شیراز توسط کارمندان حراست به آنها ابلاغ گردید.&lt;br /&gt;سعیدخلعتبری، عباس رحمتی، آرش روستایی، هادی الم لی، عنایت تقوی، احمد کهنسال، اسماعیل جلیل وند، حمداله نامجو، آلما رنجبر و محبوبه خادمی دانشجویان احضاری به اداره اطلاعات می باشند. با احضار این دانشجویان ، تعداد دانشجویان احضاری به اطلاعات به همراه 4 دانشجویی که شنبه بازداشت شدند،به 14 نفر رسید.&lt;br /&gt;از نکات جالب احضاریه ها تاریخ صدور آن است که 12/10/1387می باشد و این در حالی است که احضاریه ها روز دوشنبه 16/10/1387 و بلافاصله پس از پایان تجمع دانشجویان به آنها ابلاغ گردیده است.&lt;br /&gt;اتهام این دانشجویان نیز همانند 4 دانشجوی بازداشتی اقدام علیه امنیت کشور و توهین به مسئولین نظام عنوان شده است.&lt;br /&gt;لازم به ذکر است که اکثر این دانشجویان در کمیته انضباطی دانشگاه به 2 ترم ممنوعیت از تحصیل و ارجاع به کمیته مرکزی وزارت علوم محکوم شده بودند.&lt;br /&gt;این احضارها در راستای پرونده سازی برای سرکوب دانشجویان دانشگاه شیراز انجام می شود و پیش بینی می شود که در صورت حضور این دانشجویان در اداره اطلاعات ، آنها نیز بازداشت شوند.&lt;br /&gt;کاظم رضایی، لقمان قدیری، عبدالجلیل رضایی و محسن زرین کمر روز پنج شنبه با سربرگ قوه قضائیه به اداره اطلاعات احضار شده بودند و پس از حضور در اداره اطلاعات بازداشت و پرونده قضایی برایشان تشکیل شد. در حالی 4 روز از بازداشت آنها می گذرد که دادگاه انقلاب از قبول وثیقه جهت آزادی ایشان امتناع می نماید. به نظر می رسد این احضارها در ادامه روند سرکوب جنبش دانشجویی در کشور می باشد که تا به حال در نوع خود بی سابقه بوده است.&lt;br /&gt;دانشجویان پس از این احضارها نیز اعلام کرده اند که به اعتراضات خود ادامه می دهند و این احضارها هیچ خللی در اراده آنها ایجاد نخواهد کرد و در این راه تمامی گزینه های مقاومت مدنی را پیش رو دارند . &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7018437081223620982-473317826211726895?l=democratl.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://democratl.blogspot.com/feeds/473317826211726895/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7018437081223620982&amp;postID=473317826211726895' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/473317826211726895'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/473317826211726895'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://democratl.blogspot.com/2009/01/10.html' title='احضار 10 دانشجوی دیگر دانشگاه شیراز به اداره اطلاعات'/><author><name>آزادیخواهان دمکرات</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09324329976602755795</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7018437081223620982.post-5253205152999394587</id><published>2009-01-05T11:31:00.000-08:00</published><updated>2009-01-05T12:03:06.232-08:00</updated><title type='text'>اخبارزندانیان سیاسی //نقد و نظر ي بر كارنامه بانو شیرین عبادی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;اعتصاب غذای زندانیان -انجمن زندانیان سیاسی&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;بنا به گزارش های رسیده و با تایید اکبر لکستانی که خود از زندانیان سیاسی است و در بیمارستان بستری می باشد،ابراهیم دادگستر جنی کانو دست به اعتصاب غذا زد. این زندانی کرد که در زندان ماکو به سر می برد در اعتراض به اقدامات دادگستری اذربایجان غربی دست به اعتصاب زده است. اقای لکستانی سخنگوی انجمن زندانیان سیاسی در اذربایجان ابراز داشت :52 تن دیگر از زندانیان کرد که در زندان ماکو در شرایط غیر انسانی به سر می برند در حمایت از ابراهیم دادگستر دست به اعتصاب غذا زده اند. این زندانی سیاسی می گوید که بیش از نیمی از زندانیان در زندان ماکو کرد هستند که به دلیل کرد بودن از سوی موسوی مدیر کل دادگستری اذربایجان تحت ستم مضاعف هستند. لکستانی که دبیری جبهه ی دموکراتیک ترک زبانان را نیز بر عهده دارد از این همه ظلم که در حق هموطنان کرد زبان ،از سوی مسئولین استان روا داشته می شود به فغان امده است. شایان ذکر است که موسوی یک اذری افراطی و ضد کرد است. لکستانی از سازمان های مداغع حقوق بشر که صرفا به دلیل تعطیل شدن یک دفتر ان همه سینه چاک می کنند دعوت کرده است تا در باره ی زندانیان کرد محبوس در زندان ماکو نیز سخنی بگویند و به این اپارتاید حقوق بشری و مافیا بازی پایان دهند. شایان ذکر است که اقای ابراهیم دادگستری بیش از 60 سال سن دارد و شرایط جسمی اش وخیم است.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;بازداشت یک وبلاگ نویس-انجمن زندانیان سیاسی&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;بنا به گزارش های رسیده یک وبلاگ نویس به نام اسماعیل جعفری بازداشت و به زندان برازجان منتقل گردید. این روزنامه نگار بوشهری برای چندمین بار است که بازداشت می شود. شایان توجه است که اقایان سعید شاه قلعه و هاشم شاهین نیا در این زندان نگهداری می شوند . شاهین نیا اخیرا دچار ضایعه ی قلبی شده و تنها ملاقات کننده ی او یک مادر پیر است که امکان رفتن به برازجان را ندارد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;همسرآقای بروجردی( روحانی زندانی )دچارسکته قلبی شد-انجمن زندانیان سیاسی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;با خبر شدیم شب گذشته همسر اقای بروجردی دچار حمله ی قلبی شد. این دومین بار است که ایشان که فقط 48 سال دارد دچار حمله ی قلبی می شود. همسر اقای بروجردی در کلینیک تهران و تحت مراقبت های ویژه قرار دارد.از دیگر سو شرایط اقای بروجردی خوب نیست. این زندانی عقیدتی نیز دچار امراض گوناگون است و شرایط نامناسب زندان یزد نیز مزید بر علت شده است. خانواده ی بروجردی از نهاد های بین المللی دعوت کرده است تا برای رهایی این خانواده از ظلم وارده تلاش نمایند.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;نقد و نظر ي بر كارنامه بانو شیرین عبادی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;درمیان پیام های رسیده (ایمیلها)مطلبی تحت عنوان نقدونظری بر کارنامه بانوشیرین عبادی انتخاب شده است که در ارتباط با زندانیان سیاسی میباشد&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;هواداران جبهه ی دمکراتیک ایران_ استان تهران &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;نقد و نظر ي بر كارنامه بانو شیرین عبادی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بي رحمانه ترين دروغها اغلب با سكوت گفته مي شود&lt;br /&gt;رابرت لوئيس استيو نسون&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زمانه ما چه بي رحم است اگر روزي با حكومت و حاكميت نرد پنهان عشق&lt;br /&gt;ميبا ختیم و باكمك همين حاكميت و در سكوت مطلق و معني دا ر دستگاههاي امنيتی داخل به دريافت جايزه نائل مي آمدید و آنچنان مغرور بوديد كه مي گفتيد شما براي كار در حقوق بشر بايد غذارا با معده من هضم كنيد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما خانم عبادی زمانه شما تمام شده است دوستان اصلاح طلب شما در دستگاههاي امنيتي به كار شما نمي آِيند زيرا هر فواره ای بالاخره فرود خواهد آمد این امر از آنجامهم است كه رژيم ديگر ژست حقوق بشر نمي گيرد و مرا ودات علني شما با بيگانگان ديگر كاربردي ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به ياد دارم روزي را كه در ايام اصلاحات دانشجو بودم و به ديدار آيت الله منتظري رفتم و موفق به ديدار ايشان نشدم اما به سرعت و پس از بازگشت به تهران به وزارت اطلاعات احظار شدم و 4 ساعت با زجوئي پس دادم.&lt;br /&gt;در همان ايام از باز جو پرسيدم كه چرا شيرين عبادي به خارج مي رود اما كاري به كار او نداريد او خطر ناكتر است يا من که تا قم بیشتر نرفته ام ؟ باز جوبا نيشخندي به من گفت فكر مي كني فردي با اين همه مراودات با ما مراوده ندارد و بخشي از كار هاي ما را انجام مي دهد ,در آن روزها اين حرف را به حساب شیطنت گذاشتم اما گذر زمان درستی این گفته را نشان داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چرا كه شما در دوران اصلاحات و پس از آن در دفاع از پرونده ها و اطلاع رساني جانب انصاف را رعايت نمي كريد و گوشه چشمي به وزارت اطلاعات اصلاحات داشتيد .&lt;br /&gt;آيا فراموش كرده ايد كه گروههاي زيادي از زندانيان كه با شما مخالف بودند يا مشهور نبودند مورد عنايات ملوکانه شما قرار نمي گرفتند!&lt;br /&gt;آيا پرونده مهرداد لهراسبي را بخاطر دارید؟ زنداني سياسي مظلومي كه توان مالي نداشت و خانواده اش اورا حمايت نمي كردند و مشكلات روحي فراوان وي شهره خاص و عام بوده است اما شما اورا به امان خدا رها کردید.&lt;br /&gt;ایا شما خانواده زندانیان سیاسی که به فرا خوان رادیو صدای ایران به خیابانها میآمدند و دستگیر میشدند را هنوز در خاطر دارید که با تحقیر از دفتر شما بیرون میرفتند هنوز در خاطر دارید؟&lt;br /&gt;آيا دوستان و ياران حشمت الله طبرزدی را فراموش نکرديد ؟ اگر او امروز زبان به نقد شما مي گشايد دليل آن همان ظلم هاي مضاعف است كه بروی رفته است.&lt;br /&gt;آيا شما در ديدار با گروههاي دانشجوئي فعال حقوق بشر كارهاي آنان را مسخره نخوانديد و فقط كانون خود وكلا را بنيان گذار فعالیتهای حقوق بشر خوانديد شما با جايزه هاي بيگانگان وحمايتهاي علني آنان و با چشم پوشي دستگاههاي امنيتي در داخل كشور از سال 82 تاكنون هر آنچه خواستيد كرديد و هيچ كاري با شما و دوستانتان نداشتتد حال كه دستگاه سركوب يقه شمارا گرفته است فرياد وا مصيبتا مي دهید !&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خانم عبادي هر بنگاه خيريه و عام المنفعه اي گزارش حسابهاي مالي خود را به هيات امناي خود مي دهد آيا شما تا كنون و ضعیت حسابهاي مالي خود را روشن كرده ايد آيا كسي مي داند كه شما پس از دريافت جايزه هاي ميليوني آنرا در كار تجارت و ساخت سازبكار انداخيتيد و هم اكنون شما يكي از سرمايه داران اين كشور هستید! واین همان دلیلی است که اگر مردم عادی ندانند دستگاههای امنیتی از آن بخوبی آگاهند و انگشت بر آن گذاشته اند.&lt;br /&gt;آيا شما باراه انداري كانون مدافعان حقوق بشر آنرا تبديل به يك بنگاه جايزه بگيري نكرديد چرا ما نبايد باور كنیم كه در صنعت سينما گروهي فقط براي جشنواره ها و جايزه گرفتن فيلم مي سازند و شما عيناً همين سناريو را در خصوص حقوق بشر بكار برديد !&lt;br /&gt;آيا شما در هنگامي كه خانم عشارباني این آمریکائی ایرانی تباردر بند بود و 15 روز بیشتر طول نکشیدپر تعداد ترين تيم وكلا را براي ايشان سازماندهي كرديد اما همزمان گروهي از زندانيان را در كردستان بر سركار گذاشته بوديد!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من امروز با صراحت اعلام مي كنم كه حرفه شما جايزه بگيري براي حقوق بشر شده است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خانم عبادي شما با تاسيس شوراي ملي صلح و كميته انتخابات آزاد و كميته بازداشتهاي خود سرانه گروهي از هم پالکی خود را كنار هم جمع كرده ايد اين چند سازمان تاكنون چه گلي برسراين ملت زده اند!&lt;br /&gt;مشتي پيرمرد فرتوت جوان جویای نام که عشق صدای آمریکا و پناهندگی هستند و حداكثر 1سال در زندان بود ه اند در اين سازمانهاي به اصطلاح مبارز به وصف دردهاي كمر وپا و چشم خود و پز دادن ثروتهای بیکرانشان مي پردارند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شما آنچنان تنگ نظريد كه حتي يكي از همين پيرمرد ها را به رياست يكي از اين سازمانها نرسانديد و خانم نرگس محمدي يا همان كارمند دفتر تان را به بالاترين سمت ها در شوراي ملي صلح و كانون مدافعان حقوق بشر رسانديد و ايشان هم در اين بلبشو قصد برگزاري مراسم قدارني از همسر خود را كه عالیترین و شایسته ترین فرد در دفاع از حقوق بشر ناميده مي شد را داشتند كه متاسفانه بازي ناتمام ماند .&lt;br /&gt;اجازه دهيد اين سئوال را از خودم بپرسم كه آيادر ميان اعضاي شوراي ملي صلح فرد لایق تر از خانم نرگس محمدي نبود كه به رياست برسد يا از همسر خانم نرگس محمدي ياهمان آقای تقي رحماني كه هنري جز مسخره كردن مبارزان با واژه هاي زیبا ندارد فردي استطاعت دريافت جايزه حقوق بشر را نداشت ؟&lt;br /&gt;چگونه است که از موسسان شورای ملی صلح همچون کورش زعیم وفعالان سازمان ادوار تحکیم خبری نیست و چرا عباس امیر انتظام در جلسات شورا شرکت نمی کند؟&lt;br /&gt;ایا این دلیلی بر آن نیست که شما در آن انتخابات هم تقلب کردید و دست کمی از این حاکمیت ندارید&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آيا واژه مافياي حقوق بشر زيبنده كانون مدافعان حقوق بشر نيست ؟&lt;br /&gt;فراموش نكنيم تمامي سركردگان مافيا در حاكميت هم مي توانند نفوذ داشته باشند اما دوره آنان به پايان مي رسد و مافياهاي قدرتمندتر آنان را قرباني خواهند نمود لذا خيلي ناراحت هر آنچه كه به شما مي رود نباشيد&lt;br /&gt;بالاخره دست بالای دست بسيار است .&lt;br /&gt;امیر سعید پور &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7018437081223620982-5253205152999394587?l=democratl.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://democratl.blogspot.com/feeds/5253205152999394587/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7018437081223620982&amp;postID=5253205152999394587' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/5253205152999394587'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/5253205152999394587'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://democratl.blogspot.com/2009/01/blog-post_05.html' title='اخبارزندانیان سیاسی //نقد و نظر ي بر كارنامه بانو شیرین عبادی'/><author><name>آزادیخواهان دمکرات</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09324329976602755795</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7018437081223620982.post-2420208343552415473</id><published>2009-01-04T11:33:00.000-08:00</published><updated>2009-01-04T11:45:44.464-08:00</updated><title type='text'>بازداشت چهار دانشجوی دانشگاه شیراز وبه دنبال آن تجمع اعتراضی دانشجویان</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;در پي بازداشت لقمان قديري، عبدالجليل رضايي، كاظم رضايي و محسن زرين كمر، چهار تن از فعالان سياسي دانشگاه شيراز،توسط ماموران وزارت اطلاعات، تجمعي اعتراضي از ساعت 11 امروز يكشنبه 15 دي ماه در اين دانشگاه بر پا شده است.در ابتداي اين تجمع دانشجويان شركت كننده كه تصاويري از دانشجويان بازداشت شده را در دست داشتند با سردادن شعارهايي همچون: "دانشجوي زنداني آزاد بايد گردد" ، "گر تير و فتنه بارد جنبش ادامه دارد" ، "مرگ بر ديكتاتور" ، "پينوشه پينوشه ايران شيلي نميشه" از دانشجويان بازداشت شده حمايت نمودند و خواهان آزادي اين دانشجويان شدند.در ادامه يكي از دانشجويان در ميان جمع حاضر شد و پيرامون علت دستگيري و بازداشت اين دانشجويان توضيحاتي داد و خواستار آزادي بي قيد و شرط دانشجويان و همچنين برداشته شدن احكام انضباطي صادر شده براي 27 نفر از دانشجويان دانشگاه شيراز شد. دانشجويان معترض سپس با سردادن شعار مرگ بر ديكتاتور از دانشگاه خارج شدند و پس از قريب به نيم ساعت به داخل دانشگاه بازگشتند.لازم به ذكر است كه از صبح امروز حضور افراد لباس شخصي و عوامل امنيتي در سطح دانشگاه مشهود است و حتي اين مساله منجر به درگيري دانشجويان با برخي از اين افراد شده است.همچنين ارتباط اينترنتي در سطح دانشگاه قطع شده است. دانشجويان معترض اعلام كرده اند كه در صورت عدم آزادي دانشجويان بازداشت شده به سمت ساختمان مديريت دانشگاه حركت خواهند كرد و آن را به تصرف خود در خواهند آورد&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7018437081223620982-2420208343552415473?l=democratl.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://democratl.blogspot.com/feeds/2420208343552415473/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7018437081223620982&amp;postID=2420208343552415473' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/2420208343552415473'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/2420208343552415473'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://democratl.blogspot.com/2009/01/blog-post_04.html' title='بازداشت چهار دانشجوی دانشگاه شیراز وبه دنبال آن تجمع اعتراضی دانشجویان'/><author><name>آزادیخواهان دمکرات</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09324329976602755795</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7018437081223620982.post-4413324696772005769</id><published>2009-01-02T07:23:00.000-08:00</published><updated>2009-01-02T07:31:26.135-08:00</updated><title type='text'>احضار دانشجویان دانشگاه شیراز به دادگاه انقلاب و وزارت اطلاعات</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;چهار نفر از دانشجویان دانشگاه شیراز به دادگاه انقلاب احضار شده اند. متن کامل خبر ضميمه شده است. با توجه به سکوت عجیب خبرگزاری ها در اين مورد و سرکوب گسترده و کلی دانشجویان دانشگاه شيراز، لطفا در سطح وسیع منعکس کنید. دانشجویان دانشگاه شیراز از تمامی نهادهای متعهد، مستقل و غیرحکومتی درخواست حمايت دارند.&lt;br /&gt;ائتلاف بزرگ فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;احضار دانشجویان دانشگاه شیراز به دادگاه انقلاب و وزارت اطلاعات&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;در پی برخورد شدید چند روز اخیر در دانشگاه شیراز و پس از صدور 27 ترم تعلیق اجرایی برای 17 نفر، ارجاع پرونده اکثر آنان به کمیته انضباطی مرکزی و ممنوع الورود کردن 3 نفر از دانشجویان،  شب پنج شنبه 12/10/87         تعداد 4 نفر از همین دانشجویان به نام های عبدالجلیل رضایی، کاظم رضایی، لقمان قدیری گل تپه و محسن زرین کمر با سربرگ دادگستری جمهوری اسلامی به اداره اطلاعات شیراز احضار شدند. اتهام این دانشجویان در برگه‌های احضاریه اقدام علیه امنیت ملی و اهانت به مسئولان نطام ذکر شده است. لازم به ذکر است  پیش از این محسن زرین کمر به علت انتقاد در حضور علی لاریجانی که بازتاب گسترده ای در رسانه ها به دنبال داشت ، به 2 ترم محرومیت از تحصیل به همراه ارجاع به کمیته مرکزی، کاظم رضایی، لقمان قدیری و عبدالجلیل رضایی که همگی از فعالین دانشجویی با سابقه دانشگاه شیراز هستند هر کدام به 2 ترم محرومیت از تحصیل به همراه ارجاع به کمیته انضباطی مرکزی  محکوم شده اند.&lt;br /&gt;به نظر می رسد این احضارهای گسترده و برخوردهای شدید در جهت سرکوب همه جانبه دانشجویان و جلوگیری از واکنش آنان نسبت به این برخوردهای شدید می باشد.  علت این برخوردها ظاهرا به دلیل تجمعات 16 و 18 آذر ماه امسال می باشد که در آن انتقاداتی نسبت سران نظام و اوضاع سیاسی و اقتصادی کشور صورت گرفت. اما این سرکوب گسترده تنها به دلیل برگزاری و شرکت در این تجمعات نیست و شامل تمامی فعالین صنفی و سیاسی دانشگاه شیراز که هیچ نقشی در اتفاقات اخیر دانشگاه نداشته اند  نیز می شود. این سناریوی سرکوب در پی اعتراض تشکل های حکومتی در دانشگاه شیراز نسبت به مراسم 16 و 18 آذر و در حالی انجام می شود که به علت قرار گرفتن در ایام امتحانات و به علت بحران های بین المللی سکوت خبری شدیدی نسبت به این موضوع برقرار است و به همین دلیل احتمال می رود که بزودی تعداد بیشتری از فعالین دانشجویی به نهادهای امنیتی احضار گردند.&lt;br /&gt;فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز قبلا طی بیانیه‌هایی که خطاب به «دانشجویان آگاه و بیدار و ملت شریف ایران» در سطح دانشگاه و خبرگزاری های متعهد منعکس شده است، خواستار حمایت همه جانبه برای جلوگیری از سرکوب دانشجویان دانشگاه شیراز شده اند.  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7018437081223620982-4413324696772005769?l=democratl.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://democratl.blogspot.com/feeds/4413324696772005769/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7018437081223620982&amp;postID=4413324696772005769' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/4413324696772005769'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/4413324696772005769'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://democratl.blogspot.com/2009/01/blog-post_02.html' title='احضار دانشجویان دانشگاه شیراز به دادگاه انقلاب و وزارت اطلاعات'/><author><name>آزادیخواهان دمکرات</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09324329976602755795</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7018437081223620982.post-5379484033875341109</id><published>2009-01-02T05:21:00.000-08:00</published><updated>2009-01-02T05:31:53.182-08:00</updated><title type='text'>بیانبه مهم جبهه ی دمکراتیک ایران ویک  مطلب ازدبیر کل جبهه ی دمکراتیک ایران</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://mohandestabarzadi.blogfa.com/post-756.aspx"&gt;خشونت شبه نظامی ها محکوم به شکست است-جبهه ی دموکراتیک ایران&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;درست پس از این که سردار جعفری فرمان لازم به شبه نظامیان بسیج دانشجویی را صادر کرد،این نگرانی در بین ازادی خواهان و کوشندگان مدنی و سیاسی به وجود امد که بار دیگر باید شاهد گروه فشار از نوع نظامی اش باشند. این پیش بینی درست از کار در امد و بار دیگر سفارت خانه ها و دفاتر نهاد های مدنی و فعالان حقوق بشری مورد حمله قرار گرفت. متاسفانه این حملات جدید به بهانه ی جنگ متقابل اسرائیل و فلسطینی ها صورت می گیرد. در واقع ملت ایران از دو طرف هزینه ی این جنگ بی حاصل را می پردازد. از یک سو هزینه های مالی-نظامی و سیاسی گروه افراطی و خشونت طلب حماس را می دهد و از دیگر سو،هزینه ی شکست او از اسرائیل را می دهد.در صورتی که اکثریت ملت ایران این جنگ را به نفع هیچ کس ندانسته و خواهان صلح بین دو طرف می باشد. به ویژه که ایران هیچ ارتباطی با ان دو ملت ندارد و نفعی از این گونه دخالت ها نمی برد. این گروه اقلیت حاکم بر کشور هستند که بی جهت کشور ما را در این گونه منازعات وارد کرده و بر خلاف نظرات اکثریت ملت ایران،از افراطیون خشونت طلب حمایت می کنند. ولی نکته ی اساسی این است که چرا فرماندهان نظامی و رهبران افراطی حاکم بر کشور درست در استانه ی انتخابات ریاست جمهوری در صدد بر امده اند که فضای سیاسی را رادیکالیزه کرده و از طریق تقویت حرکات نظامی و تشنج زا ،فضای رعب و وحشت را جایگزین گفتمان سیاسی کنند؟ پاسخ ان روشن است. نظامیان حاکم در یافته اند که کاندیدای ان ها حتا در بین جناح های سیاسی معروف به اصول گرا جایگاهی نداشته چه رسد که بخواهند با رقبای اصلاح طلب خود به مبارزه برخیزندو یا اجازه بدهند که نیروهای مردمی و اپوزسیون سکولار بخواهند با معرفی کاندیدای مخالف نظارت استصوابی انتخابات فرمایشی را به چالش بکشد. پس تلاش می کنند قاعده ی بازی را بر هم بزنند. اقلیت حاکم و نظامیان به خوبی در یافته اند که مبارزه را باخته و باید در انتظار باشند که از دولت کنار گذاشته شوند و منافع کلان اقتصادی و سیاسی را از دست بدهند. از این رو است که از حمله به سفارت خانه ها و نهاد های حقوق بشری شروع کرده اند تا به مخالفین و حتا رقبای خودی گوشزد کنند که اگر لازم باشد از اهرم نظامی برای حفظ قدرت استفاده خواهند کرد. اما لازم است به این نیروی نظامی سرکوب گر یاد اور شویم که این ترفند ان ها نیز به مرور کارایی خود را از دست خواهد داد. برای این که ملت به خوبی از وضعیت اقتصادی و اجتماعی که دولت اسلامی- نظامی بر ان ها تحمیل کرده است اگاه بوده و نیرو های ازادی خواه نیز به ان اندازه از توانمندی اجتماعی رسیده اند که با این گونه فضاسازی ها از میدان به در نروند. ایجاد رعب و وحشت به هدف ترساندن مردم و خارج ساختن رقیب از میدان کارایی ندارد و اگر نظامیان بخواهند از این شگرد استفاده کنند،جبهه ی ضد افراط گری و نظامی گری با حضور همه ی مبارزان و اصلاح طلبان و کو شندگان مدنی و اجتماعی تشکیل خواهد شد. بنابر این سعی نکنند شرایط اجتماعی را با رفتار نظامی بر هم بریزند. ما بار ها و بار ها اعلام کرده ایم که هیچ تمایلی به ورود در منازعه ی سیاسی بین جناح های حکومتی اعم از اصول گرا و اصلاح طلب را نداشته و در جنگ قدرت بین نظامیان با روحانیان ورود نخواهیم کرد. اما اگر نظامی ها بخواهند با ایجاد رعب و وحشت از قبیل حمله به دفتر برنده ی جایزه ی صلح نوبل و لابد به سایر نهاد های سیاسی و مدنی، به خطوط قرمز ازادی خواهان و طرفداران حقوق بشر تجاوز کنند،عملا ما را به مبارزه طلبیده و قطعا ارایش نیرو های سیاسی برهم خواهد خورد و نتیجه ی ان اگرچه به نفع اصلاح طلبان حکومتی خواهد بود ولی نظامی ها را نیز سر جای خود می نشاند. &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;جبهه ی دموکراتیک ایران/13 دی ماه/1387 خورشیدی &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://mohandestabarzadi.blogfa.com/post-754.aspx"&gt;فرایند گذار به دموکراسی - حشمت اله طبرزدی &lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;من بر این باور هستم که«فرایند گذار به دموکراسی»یک الزام عینی و عقلانی است.برای این که از مهم ترین شاخصه های دموکراسی،تسامح و تساهل در برخور با دیگری است و این امر به «پلورالیزم» مرجوع است و «پلورالیزم»ماهیت واقعی فرهنگ بشر در دوران مدرنیزم است که از ان گریزی نیست.من تلاش می کنم در این مقاله،این امر را روشن تر سازم.بشر در زندگی تاریخی-اجتماعی اش،هر اندازه از وابستگی خودش به«بدویت»کاسته،بیش از پیش دیگران را فهم کرده است.من«بدویت»را ناشی از جهل و ناتوانی تحلیل می دانم و طبعا اصالتی برایش قائل نیستم .جهل موجب می شده است تا بشر نتواند به یک تحلیل علمی و عقلانی درباره ی علل و عوامل پدیده های طبیعی یا اجتماعی نایل آید.همین مساله بر ناتوانی او برای تغییر شرایط دامن زده است.یکی از نتایج این جهل و ناتوانی،افتادن در دامن اندیشه های متافیزیکی از یک سو و تقویت بنیان های تعصب ورزی های عقیدتی یا قومی و طبقاتی از دیگر سو بوده است.برای این که عقیده و تعصب ورزی ناشی از جهل و نا توانی است. بشر در دوران کودکی فکری،به متافیزیک در حوزه ی اندیشه و عقیده پناه برد و همواره از این نگران بود که مبادا«دیگری» به این حوزه ی امن فکری و عقیدتی اش هجوم ببرد و ذهن او را نا امن سازد.از دیگر سو،از توان علمی یا تکنولوژی کافی برای جایگزینی،یک الگوی جدید زندگی برخوردار نبود که برای خودش یک امنیت عقلانی بسازد.این بود که مجبور می شد به تعصب ورزی رو بیاورد تا خودش و منافع قومی یا ایلی و یا صنفی و طبقاتی اش را از دستبرد « دیگری» حفظ کند.&lt;br /&gt;مطالعه ی تاریخ از منظر علمی و اجتماعی و فرایند تکامل مبارزات اجتماعی،به خوبی ادعای بالا را اثبات می کند.آن هایی که مبارزات طبقاتی را یک اصل تاریخی دانسته اند اما به مساله ی خود آگاهی نیز ارج می نهند،این خود آگاهی را در پناه خود آگاهی طبقاتی و برون رفت از خود بیگانگی یا خصلت شی وارگی می یابند.یعنی در اصل خود آگاهی تردید ندارند.ولی آن را به وابستگی طبقاتی تعلیل می کنند.من نیز می خواهم همین مساله را دستمایه ی بحث خودم قرار بدهم و تاکید کنم که،خود آگاهی یک فرایند اجتناب ناپذیر است.ولی خود آگاهی را صرفا به مبارزات طبقاتی فرو نمی کاهم.اگرچه مبارزات طبقاتی در یک پروسه ی تاریخی را به نفع خود اگاهی تحلیل می کنم.ولی می خواهم یک گام به جلو بگذارم و ادعا کنم که،خود آگاهی،حتی اگر معلول فرایند مبارزات طبقاتی و اجتماعی باشد،ولی نتیجه ی ان،رها شوندگی است.رها شوندگی از وابستگی های قومی،صنفی،طبقاتی و ایدئولوژیکی و تعصب های عقیدتی.برداشت من از مبارزات تاریخی-اجتماعی بشر،آموزه ی رها شوندگی است.نه این که رها شوندگی را به عنوان یک«تز»انتزاعی مطرح کنم.برای این که خارج از تعاملات و زمینه های اجتماعی،هیچ اصالتی برای این خود آگاهی و رها شوندگی قایل نیستم،اما مدعی هستم فرایند کلی تاریخ و پیشرفت های بشری،به ما نحوه ی رهایی بشر از قید وابستگی های غیر عقلانی،خرد ستیز و غیر علمی را نشان می دهد.&lt;br /&gt;عقیده،قوم،نژاد،صنف و طبقه،همواره وجود دارد.هیچ گاه نمی توان نقش آن ها را ندیده گرفت یا انتظار داشت،«سوژه»خارج از این ها قابل تصور باشد.هرچه هست در درون این تعاملات تاریخی-اجتماعی یا«ابژه» ی روبه روی ماست.اما بشر،در مسیر عقلانی سازی فعالیت های خود و نهادهای اجتماعی و مدنی،گام به گام وابستگی غیر عقلانی خود از این«ابژه»های اجتماعی را کاسته و پیوند های جدیدی با« دیگری» برقرار ساخته است.این یک فرایند تاریخی و یک الزام اجتماعی است که حاصل آن،مدارا و تحمل دیگری است.بدون تردید،قرن بیستم،قرن برگشت،بخش هایی از ملت های توسعه نیافته به سمت عصبیت های ایدئولوژیک و «بدویت»فکری و بلکه قومی و نژادی بود.آن گونه که در نژاد پرستی دوران هیتلر در آلمان اتفاق افتاد یا در ایدئولوژی گرایی بلوک شرق دیده شد و یا در برگشت مردم ایران به یک انقلاب مذهبی تجربه کردیم.ولی این یک برگشت موقت و ناپایدار بود.برای این که،دوران این نوع از خود بیگانگی های نژادی،ایدئولوژیک و مذهبی،سپری شده است ،اما برگشت هایی تعصب آلود و غیر خرد مندانه به ان«بدویت»های از اعتبار افتاده به صورت موقت روی داد که تعلیل آن را به فرصت دیگری وا می نهم.&lt;br /&gt;خود اگاهی یا «من تاریخی»هویت خودش را در خرد باوری و عینیت گرایی منطقی می یابد.در این فرایند ذهنی-عینی،هیچ امر خردستیز یا مقوله ای که با پیشرفت سازگار نباشد و توجیه عقلانی نداشته باشد،پایدار نیست.پایان قرن بیستم، بر برگشت از عصبیت های گوناگون مهر تایید زد و نشان داد که انسان هر اندازه به سوی خودآگاهی و رها شوندگی پیش برود،بیشتر تابع عقلانیت و عینیت گرایی منطقی خواهد بود.این سنت نیز،بیش از پیش بر مدارای فکری-سیاسی یا«پلورالیزم»تاکید می کند.«پلو رالیزم»از پایه ای ترین مبانی دموکراسی خواهی است.هرگاه اندیشه یا اجتماعی به«پلورالیزم»تن داد،خود به خود به دموکراسی رسیده است و هرگاه،جامعه ای دموکرات شد،«پلورالیزم» در نهاد فرهنگی اش مستقر شده است.دموکراسی و «پلورالیزم»لازم و ملزوم اند.&lt;br /&gt;اگرچه ملت ایران حدود یک قرن است که به آزادی و قانون گرایی،توجه کرده است اما،دموکراسی خواهی به مفهوم عمیق و فرهنگی اش،در دوره ی اخیر به عنوان گفتمان حاکم در بخشی از نخبگان ایران به رسمیت شناخته شده است.به همین دلیل،مردم ایران به مرور در می یابند که از تعصب ورزی های عقیدتی که وجه غالب وابستگی های«بدوی»جامعه ی ایران است،به در آیند و خرد گرایی را جایگزین این گونه وابستگی های غیر عقلانی کنند.این حرکت جدی و رو به جلو است.متناسب با خودش،الگوها،خواسته ها،نهادها و شیوه های مبارزه را به وجود می آورد و جایگزین گفتمان سنتی اعم از گفتمان ایدئولوزیک و یا جباریت سیاسی یا حتی گفتمان«اپوزسیون»سنتی می کند.&lt;br /&gt;رهایی و خود اگاهی(انتی تز) در مفابل وابستگی های غیر عقلانی و سنت گرایانه(تز)،حامل سنتزی است که تسامح و تساهل و تحمل« دیگری» از نتایج قطعی آن است و این سنتز،دارای چارچوب نظری است که نمی تواند،گفتمان سنتی یا بدوی را بپذیرد.به همین دلیل است که جنبش دموکراسی خواهی کنونی در گذار از سنت به مدرنیزم و درگذار از ایدئولوژی گرایی به پلورالیزم و از جباریت سیاسی به یک نظام دموکراتیک،جناح ها و گروه های به ظاهر اصلاح طلب که گفتمان اصلی جنبش را نپذیرفته و سعی می کنند،با اخذ آموزه هایی از دموکراسی خواهی،عملا جنبش را از هویت اصلی خودش که نفی هرگونه ایدئولوژی گرایی است ، تهی کنند را بر نمی تابد و پس می زند.زیرا،درگذار از سنت به مدرنیزم،خرد گرایی،جایگزین عقیده گرایی می شود و جنبش با متافیزیک برای همیشه وداع می کند.متافیزیک و پناه بردن به «تابو»و«اسطوره»از ویژگی های جامعه های ما قبل مدرن است.در صورتی که جنبش دموکراسی خواهی به شدت،عرفی و خردگراست.جنبش مدرن دموکراسی خواهی،عقیده و تعصب ورزی ایدئولوژیک را به ایمان آگاهانه ی فردی،ارتقا می دهد و با ان کنار می آید،اما به شدت با عقیده گرایی که حاصل تعصب ورزی است،دشمنی می ورزد.در باره ی ساز و کار این جنبش و سازواره ی درونی اش به عنوان یک جنبش درونزا باید مستقلا صحبت کرد.انچه اینک در ایران به عنوان گذار از سنت به مدرنیزم و از امریت سیاسی به مشارکت همه جانبه ی اجتماعی و از ایدئولوژی گرایی به عرفی سازی و ایدئولوژی زدایی تعبیر می شود ،نشانه از حرکتی عمیق و فرهنگی است که تلاش می کند همه ی امور فردی و اجتماعی را در مسیر عقلانی سازی قرار بدهد و نهاد های سنتی را که در طول تاریخ به عنوان گروه های مرجع اما به شدت متصلب و خردستیز عمل کرده اند را از بالا به زیر بکشد&lt;a title="لینک ثابت" href="http://www.bestindya.com/browse.php?u=Oi8vd3d3LmlkZnJhdmFiZXQuYmxvZ2ZhLmNvbS9wb3N0LTY4OC5hc3B4&amp;amp;b=29"&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7018437081223620982-5379484033875341109?l=democratl.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://democratl.blogspot.com/feeds/5379484033875341109/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7018437081223620982&amp;postID=5379484033875341109' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/5379484033875341109'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/5379484033875341109'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://democratl.blogspot.com/2009/01/blog-post.html' title='بیانبه مهم جبهه ی دمکراتیک ایران ویک  مطلب ازدبیر کل جبهه ی دمکراتیک ایران'/><author><name>آزادیخواهان دمکرات</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09324329976602755795</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7018437081223620982.post-5129876237221034971</id><published>2008-12-30T07:54:00.000-08:00</published><updated>2008-12-30T08:12:34.692-08:00</updated><title type='text'>پرويز سفري عضو شوراي مركزي جبهه دمكراتيك ايران : درحكومت اقتدارگراي مذهبي هرآنچه بجز اراده حكومت باشد جرم است</title><content type='html'>&lt;a name="2412796650735775633"&gt;&lt;/a&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://jdaneshjouee.blogspot.com/2008/12/blog-post_29.html"&gt;پرويز سفري : درحكومت اقتدارگراي مذهبي هرآنچه بجز اراده حكومت باشد جرم است&lt;/a&gt; &lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;خبرگزاري جبهه متحد دانشجويي- شبكه راديو تلويزيوني صداي آمريكا درگفتگو با پرويز سفري عضو شوراي مركزي جبهه دمكراتيك ايران نظرات وي را در زمينه نقض حقوق بشر درايران جويا شد . چكيده متن اين گفتگو را مي خوانيم.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;چالنگي (مجري) : آيا فشارهاي اخير بر زندانيان سياسي و فعالان حقوق بشر بخشي از مقدمات انتخابات آينده (رياست جمهوري) است&lt;/strong&gt; ؟&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;پرويز سفري : درمقدمه عرض كنم من هربار كه به همراه دوستان به ديدارخانواده ي زنداني سياسي مي روم كه آخرينش خانواده آقاي خرسندي بود. اين پرسش درذهنم مطرح است كه چرا زندانيان سياسي ما كه ازسوي حكومت به عنوان مجرمان امنيتي خوانده مي شوند، چون زيربارنمي روند كه ما زنداني سياسي داريم... مثل آقاي خرسندي كه فوق ليسانس اقتصاد دارد مدرس دانشگاه بود اهل فكروبرنامه است .... چرا اين اقشارفرهيخته كساني كه مي فهمند و اگربخواهيم تعريفي كنيم بايد بگوييم اينها ديده بان هاي جامعه هستند كه مسايل را زير نظر دارند، حاكميت اينگونه با آنها رفتار مي كند. اين برمي گردد به اينكه حاكميت غيردمكراتيك تحمل ندارد. چه درايران، چه دركشورهاي ديگر كوچكترين انتقادي را برنمي تابد. درواقع اين زندانيان سياسي به عنوان وجدان بيدارجامعه ، امنيت و زندگي خودشان را به خطر مي اندازند به خاطر اينكه درجامعه عدالت، برابري ودمكراسي وحاكميت ملي محقق بشود .حكومت ما كه حكومت اقتدارگراي مذهبي هست و حاضرنيست با يك انتخابات آزاد حاكميت ملي بوجود بيايد و مردم بتوانند به واسطه تشكيل جامعه مدني حرف خودشان را بزنند وبركارحاكميت نظارت كنند. حاكميت به هيچوجه قبول نمي كند كه اعمالش وتصميماتش درمسايل اقتصادي و ... زير سوال قراربگيرد. از طرف ديگر حاكميت به خاطر اشرافي كه در اين سي سال نسبت به مسايل بين المللي پيدا كرده و پولهاي زيادي هم خرج كرد و گروههاي مطالعاتي درداخل وخارج كشور دارد و متاسفانه برخي افرادي راهم كه دردانشگاه ها مختلف درخارج كشورتدريس مي كنند به واسطه مسايل مادي دراختيارگرفته شناختي پيدا كرد ومي داند كه درجهان به ويژه سازمان ملل يك اراده محكمي براي پيگيري مسايل حقوق بشر درايران وجود ندارد. هرچند وقت يك قطعنامه اي مطرح مي شود و ...&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;مجري: چه بايد&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;كرد؟&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;سفري : ما در مقالات و بيانيه هامان گفتيم وآقاي طبرزدي دبيركل جبهه دمكراتيك ايران بارها تاكيد داشته كه آن اراده قوي در نظام بين الملل بايد شكل بگيرد ..&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;.مجري: آن اراده قوي چيست ؟&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;   سفري : مثلا كميسيون حقوق بشر سازمان ملل&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;مجري : به آن كميسيون اجازه نمي دهند كه به ايران بيايند پس چه بايد بكند؟&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;سفري : نظام بين الملل اهرم هايي دارد... مثلا تحريم اقتصادي ... هرچند كه بگويند ورق پاره است اما تاثيرش را گذاشته ... دوم ديدارهاي سياسي مقامات جمهوري اسلامي كه متاسفانه بعضي كشورهاي اروپايي با فرش قرمز از اينها استقبال مي كنند.اين (حاكميت) هم دقيقا اين را دريافته است كه همين مسايل اقتصادي ازشكل گيري اراده قوي جلوگيري مي كند.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;مجري : چه چيزي موجب مي شود تا مردم نسبت به مسايلي مانند پلمپ دفترحقوق بشر واكنش نشان ندهند؟&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;سفري : اگر بخواهيم صريح بگوييم ميزان دوري و نزديكي مردم از يك جريان برمي گردد به عملكرد آن جريان، البته پارامترهاي مختلفي هم دخيل هست مثل فشارحاكميت ، افسردگي جامعه ، جامعه اي كه به لحاظ روحي افسرده است نسبت به مسايل مختلف سياسي يا اقتصادي و ... ازخود واكنشي نشان نمي دهد. درعين حال ما به عنوان منتقد جدي خانم عبادي هستيم. كسي كه جايزه صلح را گرفت وگفت خودم را وقف صلح ودمكراسي و رعايت حقوق بشر مي كنم . متاسفانه حداقل درجامعه اي كه خودش متعلق به آن است....(قطع صدا )&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;مجري : آيا ظرافت يا گستردگي دامنه امنيت ملي درايران است كه اقاي عباس خرسندي يا يك وبلاگ نويس تا كاري مي كند آن را به خطر مي افكند؟&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;سفري : آنچه ماهيت جرم سياسي را ازسايرجرايم ديگرتفكيك مي كند. صورت جرم نيست انگيزه ارتكاب جرم است. درقانون جرم سياسي كه چند باررقيق شد و آخرش هم تصويب نشد آنها مي گويند همين بحث است... اين اصل مشخصي است درتمام دنيا كه چون انگيزه جرم سياسي يك انگيزه شخصي نيست آن را به عنوان انگيزه شرافتمندانه مطرح مي كنند. شخصي كه درجامعه درپي عدالت و برابري از حاكميت انتقاد مي كند براي نفع خودش نيست براي مردم است. براي همين مي گويند كه انگيزه يك فعال سياسي يك انگيزه شرافتمندانه است. درآن كشورها سعي مي كنند محاكمه مجرم سياسي با بقيه مجرم ها فرق كند و به صورت ويژه دادگاهي مي شود. هيات منصفه اي كه درقوانين آمده هم ازآنجا نشات گرفته شده واين تاريخچه سياسي دارد.اما دركشورما نه تنها درمقدمه اين كارها نيستيم اينها الان ازنظرحقوق بشرحقوق زنداني را مراعات نمي كنند بدترين جاها در زندان ها را اختصاص دادند به زنداني سياسي و بقولشان مجرم امنيتي .مجري : چرا اين متهمين بسيارشان متهم مي شوند كه امنيت ملي را به خطرانداخته اند؟سفري : درواقع يك ماده قانوني كلي را به اين مسايل تعميم مي دهند. مثلا براي سه سال زندان من صحبت ها ومقاله مرا درآوردند گفتند اين امنيت ملي را زير سووال مي برد. صحبتي كه درجلسه محدود 10-15 نفره مطرح مي شود مي گويند امنيت ملي را به خطر انداخته ، دامنه اين نوع برخوردها به تمام رفتاريك فعال حقوق بشرشيوع پيدا مي كند.دريك جمله ازخاصيت هاي يك حكومت اقتدارگراي مذهبي يكي همين است كه بايد فرهنگ مذهب ايده و فكرهماني باشد كه ازسوي حكومت مطرح مي شود و اگرغيراين باشد جرم محسوب مي شود.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7018437081223620982-5129876237221034971?l=democratl.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://democratl.blogspot.com/feeds/5129876237221034971/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7018437081223620982&amp;postID=5129876237221034971' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/5129876237221034971'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/5129876237221034971'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://democratl.blogspot.com/2008/12/blog-post_30.html' title='پرويز سفري عضو شوراي مركزي جبهه دمكراتيك ايران : درحكومت اقتدارگراي مذهبي هرآنچه بجز اراده حكومت باشد جرم است'/><author><name>آزادیخواهان دمکرات</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09324329976602755795</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7018437081223620982.post-154062546920988286</id><published>2008-12-27T08:29:00.000-08:00</published><updated>2008-12-27T08:38:08.450-08:00</updated><title type='text'>ديدارفعالان سياسي با خانواده زنداني سياسي //سرمقاله پیام دانشجو</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;ديدارفعالان سياسي با خانواده زنداني سياسي عباس خرسندي&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;خبرگزاري جبهه متحد دانشجويي –به دعوت انجمن زندانيان سياسي روز گذشته (6 دي) جمعي ازفعالان سياسي درمنزل عباس خرسندي زنداني سياسي كه مدت يك سال و نيم از 8 سال محكوميت حبس خود را گذرانده ديداركردند. دراين ديدار جمعي ازاعضاي انجمن زندانيان سياسي، شماري از اعضاي شوراي مركزي جبهه دمكراتيك ايران‌، جبهه متحد دانشجويي و جبهه ملي ايران ازجمله مهندس حشمت اله طبرزدي ، پرويز سفري ، محمد مسعود سلامتي ، اسماعيل مفتي زاده ،دكتربهيه جيلاني، سپيده پورآقايي ، كاوه شيرزاديان ، عيسي خان حاتمي ، ايرج جانفشان ، منصورفرجي و ... حضورداشتند. مهندس طبرزدي دبيركل جبهه دمكراتيك ايران ضمن تقديرازپايداري عباس خرسندي درزندان ، نقش خانواده زنداني درتداوم مبارزات را مهم شمرده وازسوي ديگر سرزدن به خانواده زندانيان سياسي را يكي ازراههاي سهيم شدن جامعه درحركت هاي آزادي خواهانه و جلوه اي ازاعلام همبستگي مردمي دانستند. وي همچنين ابراز اميدواري كرد با جديت وكلا درمرحله رسيدگي راي درديوان عالي كشور امكان تقليل مدت حبس وآزادي وي فراهم گردد. عيسي خان حاتمي عضو شوراي مركزي جبهه ملي ايران نيز با تجليل ازنقش زنداني سياسي درمسيرمبارزات ،پايداري درزندان را نمادي ازشرافت ملي برشمرده ودرخصوص روحيه مقاوم عباس خرسندي به خانواده اش تبريك گفتند.همسر عباس خرسندي ضمن تشكر از حضور فعالان سياسي ازاينكه طي يك سال و نيم گذشته وي ازامكان مرخصي اززندان برخوردارنبوده و نيزسخت گيري زندان اوين درآخرين جلسه ملاقات ابراز نارضايتي كرد. وي افزود به خاطر مشاجره يكي از فرزندانش با مسوولين زندان درخصوص ملاقات حضوري به جاي ملاقات دركابين زندانبانان برخلاف حقوق زنداني اعلام نمودند ازاين پس عباس خرسندي ممنوع الملاقات مي باشد. پدراحمد باطبي يكي ديگرازحضار اين ديدار با ياد آوري مشكلاتي كه درزمان زنداني بودن فرزندش متحمل گرديده يكي ازدشواري هاي زنداني را ناشي ازسيستم ملاقات زندان با خانواده اش برشمرده وي همچنين اززحمات تاثير گذاروكلاي احمد باطبي ازجمله زنده ياد محمد علي سفري درجهت دفاع ازحقوق زنداني ياد نمود&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://jdaneshjouee.blogspot.com/"&gt;http://jdaneshjouee.blogspot.com/&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://mohandestabarzadi.blogfa.com/post-743.aspx"&gt;&lt;strong&gt;سخنان سردار جعفری و بیان یک واقعیت-پیام دانشجو&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;سخنان سردار جعفری و بیان یک واقعیت-  پیام دانشجو:سال 78-77 یا شاید پیشتر از ان بود که رحیم صفوی فرمانده ی وقت سپاه پاسدار،در تهدید اشکار ازادی خواهان،اعلام کرد که گردن می زنیم و زبان می بریم. و در جریان جنبش 18 تیر ماه 1378 بود که سپاه رسما وارد فعالیت های سیاسی و سرکوب ازادی خواهان شد. به ویژه در سال 1379 و در چریان سرکوب مطبوعات ازاد و بازداشت مخالفان این سپاه بود که فعالانه به تشکیل دستگاه امنیتی موازی پرداخت و به مرور زمام امور را در دست گرفت. اما در سال 1383 و در جریان انتخابات ریاست جمهوری و در غیاب اکثریت -که به دلیل غیر ازاد بودن انتخابات در ان شرکت نکردند،-این بسیج و سپاه بودند که رسما وارد فعالیت های سیاسی شده و احمدی نژاد را به ریاست جمهوری برای مردم ایران گزینش کرده و امور کشور را در دست گرفتند.دولت احمدی نژاد تنها دولت پس از انقلاب است که رسما نظامیان را وارد دولت کرد و یا بهتر است بگوییم،این نظامیان بودند که دولت را تشکیل داده و زمام امور را در دست گرفتند. بسیج و سپاه اینک به عنوان اعضای نظامی و شبهه نظامی این دولت فعالیت های خود را گسترش داده و نه تنها درصد بالایی از سهمیه ی دانشگاه ها را به خود اختصاص داده اند بلکه نبض اقتصاد کشور نیز در دست ان ها است.در باره ی این واقعیات مطالب زیادی گفته و نوشته شده و بیش از این نمی خواهیم کلام را طولانی کنیم. امروز همگان می دانند که احمدی نژاد و دولت او نماینده ی نظامیان است. اما نکته ی مهم این است که این دولت یک رقیب قدرتمند در دستگاه حکومت دارد و ان روحانیت است. روحانیت حکومتی که رفسنجانی و مهدوی کنی رهبری ان را بر عهده دارند و تلاش می کنند قدرت از دست رفته را باز یابند. چه زیرکانه در سال های پایان جنگ،مهدوی کنی این مطلب را مورد توجه قرار داد و از خطر به قدرت رسیدن نظامیان سخن گفت. اما اینک از هشدار و پیش گویی گذشته و عملات نظامی ها ،به برکت ضعف مفرط ... زمام امور را در دست گرفته اند.روحانیان اما می کوشند تا بتوانند بار دیگر نظامیان را به عقب رانده و خود زمام امور را در دست بگیرند. سردار جعفری و سایر سرداران نیز به این امر وقوف کامل دارند و به همین دلیل در جستجوی سازمان دهی مجدد هستند. سردار جعفری که به خوبی از نا کارامدی دولت تحت الحمایه ی خود اگاه است و نیک می داند که مردم در مشکلات اقتصادی و اجتماعی فرو رفته و تصمیم ندارند بار دیگر به کاندیدای نظامیان رای بدهند،به بسیج هشدار می دهد که اماده ی مقابله با دولت بعدی- اگر مورد تایید نباشد- باشند. سردار جعفری در این جنگ قدرت ،بر خلاف دفعات پیش به جای تهدید مردم و مخالفین حکومت،جناح های سیاسی خودی را تهدید می کند. بنا براین باید منتظر عکس العمل تند روحانیونی چون رفسنجانی،خاتمی ،حسن روحانی و احیانا مهدوی کنی و ناطق نوری باشیم.اگر سردار رحیم صفوی پس از روی کار امدن دولت خاتمی به تهدید مخالفین پرداخت،سردار جعفری اما پیش از این جا به جایی قدرت،به بسیجی ها اعلام اماده باش می دهد و به ان ها می گوید که اماده ی برخورد با دولت بعدی باشید. باور ما این است که جدال بین روحانیان و نظامیان بر سر قدرت،یک امر داخلی بین خود ان هاست و اگر چه نتیجه ی هر اقدام ان ها در زندگی مردم تاثیر می گذارد ولی ما نمی بایست خود را وارد چنین منازعه ای بکنیم و به نفع روحانیون وارد کارزار شویم. روحانیان با انحصار طلبی و سرکوب 30 ساله موجب انزوای همه ی ازادی خواهان و مردم شدند و در نتیجه ،میدان را برای دخالت نرم نظامیان مهیا کردند. اینک نوبت به خود ان ها رسیده است . انچه نیروی مردمی می تواند انجام بدهد استفاده از شرایط موجود برای تقویت جبهه ی دموکراسی خواهی است. روحانیان نشان دادند که صلاحیت حکومت را ندارند،بنابر این نمی توان بار دیگر فریب شعار های ازادی خواهی ان ها را خورد. نظامیان نیز بهتر از همه اگاه هستند که نه مشروعیت مردمی دارند و نه وجاهت قانونی. پس دیر یا زود باید منتظر باشند تا مردم با مبارزات مسالمت جویانه ،ان ها را از قدرت خلع نمایند. پس ما بر این باور هستیم که در کارزار بین روحانیان و نظامیان برای تصاحب قدرت ،نمی توان جانب هیچ کدام را گرفت و فقط منتظر می مانیم تا این دو نیرو،همدیگر را تضعیف کنند و نتیجه به نفع نیروی سوم یا نیروی مردمی باشد. کسانی که جانب خاتمی-رفسنجانی- ناطق نوری را می گیرند،هنوز از تاریخ نیاموخته اند.ممکن است گفته شود ،حکومت نظامیان بسیار بدتر از حکمت روحانیان است. پاسخ ما این است که این حکم سیاسی اگر چه ممکن است درست باشد ولی نتیجه ی منطقی ان نباید این امر باشد که پس باید به نفع روحانیان وارد مبارزات سیاسی شد. بلکه حکومت نظامیان پس از حذف روحانیان به دست ان ها به خودی خود مورد هجوم همگان قرار خواهد گرفت. در واقع انداختن حکومت نظامیان از حکومت روحانیان بسیا ر اسان تر خواهد بود. &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7018437081223620982-154062546920988286?l=democratl.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://democratl.blogspot.com/feeds/154062546920988286/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7018437081223620982&amp;postID=154062546920988286' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/154062546920988286'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/154062546920988286'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://democratl.blogspot.com/2008/12/blog-post_27.html' title='ديدارفعالان سياسي با خانواده زنداني سياسي //سرمقاله پیام دانشجو'/><author><name>آزادیخواهان دمکرات</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09324329976602755795</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7018437081223620982.post-6691587118079991354</id><published>2008-12-24T11:22:00.000-08:00</published><updated>2008-12-24T11:32:19.732-08:00</updated><title type='text'>براي شكستن بن بست – بگذارند فقه ازحكومت جداباشد/ مهندس طبرزدي</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://jdaneshjouee.blogspot.com/2008/12/blog-post_23.html"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;براي شكستن بن بست – بگذارند فقه ازحكومت جداباشد/ مهندس طبرزدي&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt; دبیرکل جبهه ی دمکراتیک ایران&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;خبرگزاري جبهه متحد دانشجويي – شبكه راديو تلويزيوني صداي امريكا درگفت و گو با مهندس حشمت اله طبرزدي دبيركل جبهه دمكراتيك ايران نقطه نظرات وي دررابطه با وضعيت بغرنج آلودگي هواي تهران ، رابطه سلطه آميز روسيه با ايران و پيشنهاد هاشمي رفسنجاني درخصوص لزوم ايجاد شوراي فقهي جويا شد. درپي متن نظرهاي مطرح شده را مي خوانيم.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;چالنگي مجري گفتگو: علل آلودگي هواي تهران را درچه مي دانيد؟&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;مهندس طبرزدي: من ريشه را در جهل وفقر مي دانم. جهل به اين دليل كه متاسفانه درتمام كشور به ويژه تهران مديريت علمي نداشتيم. اگر مديريت علمي حاكم باشد چه درگسترش شهر ، چه درمسايل مربوط به كارخانه ها و مربوط به آلاينده هاي متعددي كه ممكن است سلامت يك شهر را تهديد بكند مطابق استاندارد هاي شناخته شده بين المللي كارمي كند. متاسفانه ما چنين چيزي را نداشتيم شما اگر در تهران مطالعه داشته باشيد مي بيند كه كارخانه هاي بسياري تهران را احاطه كرده اند و اين كارخانه ها قديمي و فرسوده شدند ازيك طرف هواي تهران را آلوده مي كنند از طرفي هم زمين هاي كشاورزي را در جنوب تهران ازبين بردند. اگرخاطرتان باشد چند سال پيش مساله آلودگي تهران به منطقه پالايشگاه سرايت كرد و مردم به جاي آب نفت استخراج مي كردند. وقتي مديريت شهري علمي نيست مثلا همين آقاي قالي باف يك سردارسپاه هست .دركجاي دنيا الان اينگونه هست كه يك سردارسپاه با تيمش اداره كننده كلان شهري مثل تهران بشوند. پيش از آن هم كساني كه بودند نوعا افرادي بودند كه به مساله شهرو شهرسازي توجه درستي نداشتند. اين خيابان هاي تهران به پاركينگ هاي متحرك تبديل شده و اين نشانه اين است كه بي رويه اتومبيل وارد كردند ، مونتاژ كردند.اين ها هم دست مافيا هست آدمهايي كه اينها را دراختياردارند و توانستند ميلياردها بچاپند، حساب نكردند كه وضع تهران چه خواهد شد.نكته بعدي اينكه مردم به دليل فقر اقتصادي مجبور شدند به سمت تهران هجوم بياورند اگردرتهران زندگي كنيد مي بينيد كه هزاران انسان مجبورند ازراه مسافركشي و امثال اينها ارتزاق كنند. حتي فرهنگيان يا كارمندان ناچارند دويا سه شغله باشند. مساله فقرو بيكاري موجب اين مي شود كه اينها به چنين كارهايي روي بياورند و جمعيت هم زياد شده ، به نظر من اين مساله آلودگي هواي تهران و آلودگي صوتي وآلودگي زمينهاي زراعتي اطراف تهران و چاه هاي آب و... اينها راه حل فوري ندارد بايد درآينده برنامه اي صحيح باشد كه زير ساخت هاي اقتصادي اصلاح شود. نگرش حاكم برمديريت كلان شهري مثل تهران بايد مديريتي درست باشد نه اينكه دلال مسلك باشد.دربسياري ازاين ساخت و سازها وبرج سازي ها به نحوي دست اين مديريت ها دركاراست و با امتيازدادن ها و مجوزدادن هاي بي قاعده توانستند ثروتمند بشوند اين است كه جهل وفقر دست به دست هم مي دهند تا اين سبب شود كه چنين مساله اي رخ دهد.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;مجري : نظر شما در مورد رابطه سلطه آميز روسيه دربرابرجمهوري اسلامي ايران چيست؟&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;مهندس طبرزدي : دولت جمهوري اسلامي به دليل اينكه رفتاردرستي با مردم خودش نداشته و به دليل اينكه نقش بين المللي خودش را نتوانسته مسوولانه ايفا كند منزوي شده، يك دولت منزوي است كه در عين حال مساله حقوق بشر هم برايش اهميت ندارد. دولت روسيه هم درسوداي اينكه دوباره نقش قبلي خودش را درجهان پيدا كند، سعي مي كند كه به نحوي كشورهاي همجوار مثل ايران و كشورهايي كه نياز به او دارند را به نحوي زيرسلطه خود بياورد و سوء استفاده كند. روسيه دارد از يك خلايي استفاده مي كند كه كشورهايي مثل ايران درآن گرفتارند ومي داند كه هرجوري بخواهد سياست را اعمال كند اين دولت ها مثل دولت ضعيف شده ايران حاضرند . ضمن آنكه اين دولت روسيه هم پايبندي به حقوق بشر ندارد و اشتراكي كه بين دولت هايي مثل روس و ونزوئلا و ايران وجود دارد اين است كه حقوق بشربرايشان اهميت ندارد. ضمن آنكه گفته مي شود دولت روسيه با كمبود منابع مواجه شده و سعي مي كند ازكشورهايي مثل ايران سوء استفاده كند.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;مجري : درمورد پيشنهاد رفسنجاني درمورد لزوم ايجاد شوراي فقها چه نظري داريد؟&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;مهندس طبرزدي : اين پيشنهاد آقاي رفسنجاني بيانگر رويكرد عملگراي ايشان است،چون آقاي رفسنجاني بين روحانيان حاكم برايران به عنوان يك شخصيت عملگرا مطرح شده ، سال 76 كه آقاي خاتمي روي كارآمد ميتينگي دربرابردانشگاه تهران داشتيم پيشنهاد داديم كه رهبردوره اي،به انتخاب مستقيم مردم و پاسخگو باشد. آقاي منتظري هم درآن دوره يك سري انتقاداتي به رهبرجمهوري اسلامي داشتند. درنهايت بحث هاو درگيري هايي مطرح شد. همين آقاي رفسنجاني گفت نظرهايي درحوزه و دانشگاه درمورد ولايت فقيه مطرح شد صبركنند ما درمجلس خبرگان مي نشينيم و بحث مي كنيم وخواستند كه موضوع را به آنجا ارجاع بدهند. پس ازمدتها من دو سه سال پيش شنيدم كه گويا آقاي رفسنجاني همين پيشنهاد را به شكل ديگري با رهبرجمهوري اسلامي مطرح كرد و گفت من و شما خيلي ديگرعمرمان طولاني نيست بعدا ممكن است اتفاقات ديگري رخ دهد، بياييد رهبري را دوره اي و محدود كنيم ، همين پيشنهاد را ايشان درحوزه علميه قم مطرح كرد كه بعدا بالاترها ناراحت شدند و گقتند ديگراين بحث را شما ادامه ندهيد. اين بحث را آقاي رفسنجاني از قديم داشته و هنوزهم دارد. اما آقاي منتظري كه خودش پايه گذارولايت فقيه درقانون اساسي بود امروز من خواندم كه گفته ولايت مطلقه فقيه مصداق بارز شرك است، پس خود اين آقايون درحوزه نظرپردازي نحوه اداره حكومت ديني دچارتضاد وتناقض هاي زيادي هستند. آقاي رفسنجاني به لحاظ اينكه دربين اين روحانيان آدم عملگرايي هست و مي خواهد مشكلات حكومت راحل كند الان بارها شنيديم كه گفتند دربن بست هستيم و بحران هستيم مساله مربوط به آزادي انديشه ومسايل روابط بين الملل را مطرح كرده آقاي رفسنجاني چون آدمي است كه مقداري عملگراست درك و احساس كرده بحران ها وانسداد هايي درمديريت جامعه ايجاد شده اما نكته اي را هم لازم است كه عرض كنم و آن شناختي كه ما ازشخصيت ايشان داريم. اينكه حرفهايي كه مي زند حرفهاي چند پهلويي هست يعني بگونه اي حرف مي زند كه اگربخواهد بعدا بتواند عقب نشيني كند، كما اينكه دراين بحثي كه مطرح كرده مساله شوراي تخصصي و فقهي را نه درحوزه رهبري بلكه درحوزه شوراي نگهبان مي برد و مي گويد شوراي نگهبان كه ناظربرمجلس است بايد همه تخصص ها درآن وجود داشته باشد. درحالي كه ظرفيت فقه محدود هست وقرارنيست درمساله پزشكي ومهندسي و محيط زيست و روابط بين الملل و تخصص هاي متعدد موجود... فقه دراين حوزه ها اصلا حرفي براي گفتن ندارد. فقه درشيعه همانطور كه آقاي رفسنجاني هم معترف بوده در 1400 سال پيش محدود بوده به مسايل شخصي و مسايلي ازقبيل ازدواج وطلاق و... به نظر من آقاي رفسنجاني از فقه شيعه چيزي را طلب مي كند كه اصلا درتوان وظرفيت اين فقه نيست. ايشان به خوبي درك كرده كه دروضعيت فعلي حكومت فقهي و ديني پاسخگوي نيازهاي مردم نيست دراقتصاد درسياست درمسايل داخلي و بين المللي بن بستي ايجاد شده كه مي خواهد بشكند درحالي كه ما به اين فرمول معتقديم كه فقه را آقايون درهمان مسايل فردي مطرح بكنند، بگذارند مساله حكومت ازآن جدا باشد اين چيزي است كه امثال آقاي بروجردي مطرح مي كند اورابه زندان مي برند... ازفقه وفقاهت بايد همان ميزان انتظارداشت كه ظرفيت آنرا دارد به نظرمن علماي سنتي شيعه به خوبي گفتند كه مساله دين ازحكومت جداست&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7018437081223620982-6691587118079991354?l=democratl.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://democratl.blogspot.com/feeds/6691587118079991354/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7018437081223620982&amp;postID=6691587118079991354' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/6691587118079991354'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/6691587118079991354'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://democratl.blogspot.com/2008/12/blog-post_24.html' title='براي شكستن بن بست – بگذارند فقه ازحكومت جداباشد/ مهندس طبرزدي'/><author><name>آزادیخواهان دمکرات</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09324329976602755795</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7018437081223620982.post-1758902605164159488</id><published>2008-12-23T09:38:00.000-08:00</published><updated>2008-12-23T11:33:17.643-08:00</updated><title type='text'>حضرات ! دموکراسی پلمپ شدنی نیست</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;مطلبی که در ادامه آمده ازمیان پیامها(ایمیلها) ارسالی انتخاب شده.نویسنده به بهانه پلمپ دفتر کانون مدافعان حقوق بشر،نگاهی هرچند کوتاه به وضعیت کنونی جامعه ایرانی تحت سلطه مذهبیون اقتدار گرا انداخته است&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;هواداران جبهه ی دمکراتیک ایران - استان تهران&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;------------------------------------------------------------------------------------------------&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;حضرات ! دموکراسی پلمپ شدنی نیست&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;دفتر کانون مدافعان حقوق بشر پلمپ شد ؛ اما ، این بمعنای پلمپ فریاد دموکراسی خواهی ایران نیست و اشتباه اقتدارگرایان همین جاست . آیا با زندانی شدن وبلاگ نویسان ، وبلاگ نویسی پلمپ شد؟! مگر نه اینکه با بستن دهها نشریه و روزنامه ، همه در خیابان به نشریات زبانی تبدیل شدند !&lt;br /&gt;اقتدار هر چه توانسته کرده تا صدای تفاوت ها را در ایران سرکوب کند . همین بس که از حضور در میان دانشگاه بر خود می لرزند و مگر نه اینکه با 18 تیر قرار بود دانشگاه سرکوب شود و چه شده که پس از یکدهه از روبرو شدن با دانشجو ابا دارند ؟&lt;br /&gt;دوست وبلاگ نویسی چه خوب نوشته بود و پاسخ جنتی را با چه زبان عامیانه و قابل فهمی داده بود : " سوال اینست که اگر پرتاب لنگه کفش توسط یک خبرنگار عراقی را به انتفاضه تشبیه می کنیم، آتش زدن عکس احمدی نژاد در دانشگاه پلی تکنیک را (که اصولا در فرهنگ ما معنای خوبی ندارد) نیز باید آغاز یک انتفاضه دانست و آنرا برسمیت شناخت یا باید از کنار وقایع دانشگاه پلی تکنیک و سایر موارد مشابه آن به سادگی گذشت؟ "&lt;br /&gt;آری دموکراسی خواهی در ایران ادامه دارد و گرچه برخی از هوادارانش با محدودیت همراه می شوند ؛ اما ، در نهایت این اقتدار است که باید طعم تلخ شکست را بچشد . این صداهای متفاوت هر چه بیشتر شنیده می شود و پذیرفته رسیدن به آینده بهتر با سادگی و آرامش نیست . باید شنید که انجمن صنفی تهدید شود ، باید شنید شهروند تعطیل گردد ، باید شنید نه تنها مراکز مدنی تعطیل می شوند حتی انسان ها نیز جفا ببینند .&lt;br /&gt;جامعه ایران فراوان از این تهدیدها و فشارها را در کوله بار خود دارد ؛ اما ، چرا پس از سال ها باز فشار تعطیل نمی شود و مگر نه اینکه نشانه آنست دموکراسی خواهی تعطیل بردار نیست ! رویش ناگزیر جوانه ها را چه کنند ؟ مگر تمام شدنی است ؟! خستگی بر بازوان اقتدار تماشایی است . بیچاره چه کند؟ جلوی کدام را بگیرد ؟ موزیک پاپ ، ماهواره ، شادی پسران و دختران ، ، جک های دولتی ، کمپین ها و و و ... تمام ناشدنی است .&lt;br /&gt;توانی نمانده . رمق در انتهاست . طرح ها همه شکست خورده . چند نفر را به سیاه چالی کشاند که بازتولیدش پایان نیافتنی است . دیوارش کوتاه شده و این نتیجه عبرت نیاموختن از دیگران است &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7018437081223620982-1758902605164159488?l=democratl.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://democratl.blogspot.com/feeds/1758902605164159488/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7018437081223620982&amp;postID=1758902605164159488' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/1758902605164159488'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/1758902605164159488'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://democratl.blogspot.com/2008/12/blog-post_23.html' title='حضرات ! دموکراسی پلمپ شدنی نیست'/><author><name>آزادیخواهان دمکرات</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09324329976602755795</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7018437081223620982.post-279323386219526513</id><published>2008-12-22T10:23:00.000-08:00</published><updated>2008-12-22T10:29:27.474-08:00</updated><title type='text'>پارادوكس توهم توطئه / محمدمسعودسلامتی عضو شورای مرکزی جبهه ی دمکراتیک ایران</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;دراينكه يكي از مشكلات شايع جامعه سياسي ايران گرفتاري ذهني درچنبره ي تئوري توطئه است، امروز كمتركسي ترديد روا مي دارد. اما پرسش متصل به اين موضوع آن است كه به واقع اين مشكل ازكجا ريشه دوانده است. چرا شماري از تحليل گران به جاي درنظر گرفتن فكتهاي قابل اتكا وعيني مدام ازتراوشات بي مبناي ذهني مدد مي جويند تا راهي به سوي منويات خود بيابند.درزمره ي پاسخ ها به چرايي پديده ي پيش گفته مي توان از مطلق انديشي در بخش قابل توجهي ازاين نقش آفرينان عرصه سياست ياد كرد. اگر جرياني خواه رجعت گرا يا آينده نگر براين باورباشد كه درتحليل هايش هرگزدچارخطا نگرديده وهرديدگاهي جز خود را انحرافي قلمداد كند . اين منظر بطور طبيعي دربرخورد با نظرات و تحليلهاي غير، جوينده ي دست طرار دشمن است كه آگاهانه يا ناخودآگاه برآن ديدگاه ها سوار است.به عنوان نمونه تارنماي اينترنتي پيك نت درياد داشت سردبير(شماره اول دي ماه ) در نوشتاري تحت عنوان «كنفرانس برلين دردانشگاه تهران!» با امنيتي خواندن خيل جريان ها و چهره هاي سياسي كه انديشه اي غيرازنگارنده ي آن مقاله دارند . بطور تلويح و تصريح چنين نتيجه مي گيرد كه هرگروه يا فردي كه موافق رويه ي اصلاح طلبان حكومتي درايران نيست سرنخ آن در دستگاه امنيتي حكومت است؟!اين عينك توطئه انگار هجوم ذهني خود را از سازمان هاي به تعبيرخود «سوپر چپ» و كمونيست مستقر در خارج كشور آغاز كرده ودرادامه دامنه آن را به «اصغر زاده (خط امام)» ، « طبرزدي» و «منوچهرمحمدي» (جنبش ساختارشكن 18 تير) تا جاسبي (موتلفه)، قاليباف (سردارسپاه)،‌ دانشجويان دموكراسي خواه دانشگاه تهران و «دانشجويان مدعي چپ... كه تا پيش از دستگيري ها مانور سرخ مي دادند » و فرجام كار به پيروز دواني (از جان باختگان قتلهاي سياسي زنجيره اي سال 77 )ختم مي نمايد. احتمال مي رود اگر كسي ازافراد وجريان هاي سياسي از قلم افتاده ناشي ازآن باشد كه نويسنده دور ازايران است و آشنايي چنداني با مسايل و نيروهاي سياسي داخل كشور ندارد. چرا كه درغير اين صورت مي بايست جبهه ملي ايران، فعالان دانشجويي دانشگاه شيراز، پلي تكنيك تهران ، سهند تبريز، بوعلي همدان، فردوسي مشهد ، دانشگاه زاهدان ، تحكيم وحدت ، سازمان ادوار و ... را هم اضافه مي كرد . و همه را يك جا «فرو افتادگان در دامچاله بازي هاي سياسي» و«زود گر گرفته» و« گرفتار در هيجان سازي هاي هدايت شده ي امنيتي» مي خواند، چراكه آنها نيزمي گويند بالاي چشم اصلاح طلبان حكومتي ابروست.تامل در اينگونه شاخصه ها در نيروهاي سياسي جامعه مان آن هم آن بخشي كه در شعارهايش خواهان دمكراسي مي باشد، نشانگر آن است كه ما تا رسيدن به دمكراسي همچنان راه درازي درپيش داريم. چرا كه هنوز ابتدايي ترين مبادي آن را كه تحمل يكديگر و ضرورت طنين چند صدايي براتمسفر سياسي حاكم است را نمي پذيريم و به جاي اينكه دربرخورد با نظرات مخالف خود به گفتگو، نقد و چالش منطقي مواضع هم مبادرت ورزيم در پي آنيم تا با سفسطه و توطئه انگاري ديدگاه هاي غيرخود را منسوخ شماريم .نكته ديگري كه درياد داشت مورد اشاره و تحليل هاي مشابه آن به كرات مشاهده مي شود آن است كه به صرف اينكه دو جريان مختلف و بلكه مخالف هم در عرصه اي رويكرد مشابه داشتند با خلط انگيزه و انگيخته چنين نتيجه مي گيرند كه هر دو جريان آبشخور واحد دارند. اين متد سوفسطايي براي درهم كوبيدن مخالفان فكري هم درمطالب نويسندگان كيهان شريعتمداررواج دارد،هم درنوشته سردبيرپيك نت مشهود است. غافل از آنكه اين منطق ديريا زود دامن مروجان آن را خواهد گرفت . به اين جملات كه در ياد داشت مورد اشاره در تقبيح پرسش هاي انتقادي دانشجويان از خاتمي آمده توجه شود: « راستی نباید به این فکر کرد که چرا خبرگزاری فارس، بلافاصله اعلامیه دانشجویان دمکراسی خواه در باره رفتن خاتمی به دانشگاه تهران و سخنرانی 16 آذر اخیر را در صدر خبرهای خود منتشر کرد و به استقبال مقابله با خاتمی در دانشگاه رفت؟»درواقع اگر با چنين نگاه و منطقي بخواهيم اهداف يك جريان يا گروه سياسي را تحليل كنيم پس چاپ تحليل ها و تهديدهاي مندرج درنشريات غربي برضد حاكميت اقتدارگرا درپيك نت (آنهم دراسرع وقت )چه برداشتي دارد.نكته آخر اينكه پيك نت مانند هرنظرگاه سياسي ديگر محق است تا ازجريان ها وچهره هاي سياسي مقبول خود تبليغ كند اما نمي توان انتظار داشت كه ابراز نقطه نظرات سياسي درتيول افراد يا گروه خاصي است وچنانچه درصدد باشيم به بهاي حاكم كردن راي و نظر خود هر منتقدي را با پرونده سازي و مشوه كردن چهره اش زيرسووال ببريم آيا مي توان چشم انداز مناسبي از جامعه چند صدايي و حاكميت دمكراتيك ترسيم كرد؟&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7018437081223620982-279323386219526513?l=democratl.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://democratl.blogspot.com/feeds/279323386219526513/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7018437081223620982&amp;postID=279323386219526513' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/279323386219526513'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/279323386219526513'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://democratl.blogspot.com/2008/12/blog-post_22.html' title='پارادوكس توهم توطئه / محمدمسعودسلامتی عضو شورای مرکزی جبهه ی دمکراتیک ایران'/><author><name>آزادیخواهان دمکرات</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09324329976602755795</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7018437081223620982.post-8069411873867171022</id><published>2008-12-21T12:31:00.000-08:00</published><updated>2008-12-21T12:40:12.028-08:00</updated><title type='text'>احضار35دانشجوی دانشگاه شیراز به کمیته انضباطی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;پروژه سرکوب گسترده دانشجویان مبارز وآزادیخواه دانشگاه شیراز&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;با احضار 19 دانشجوی دیگر به کمیته انضباطی دانشگاه شیراز  بیش از 30  نفر به کمیته انضباطی احضار شدند.&lt;br /&gt;آرش روستایی،سعیدخلعتبری،هادی الم لی،حمداله نامجو،کاظم رضایی،جلیل رضایی،یونس میرحسینی،افشین هوشنگ،اسماعیل معدنچی،اسماعیل جلیل وند،محسن زرین کمر،امین درستی،عبداله داودیان،اکبر حسن پور،&lt;br /&gt;سعید خسروآبادی،لقمان فدیری،آرمین برازش،آلما رنجبر،همت جهانشاهی،احسان هاشمی،روح اله قاسمی،دلیر بارخدا،کامران محمدی،نسیم دالوند،ندااسکندری،محدثه محوی شیرازی،فاطمه آقایی،مجتبی شیخیان و چند دانشجوی دیگر به کمیته انضباطی احضار شدند.&lt;br /&gt;با توجه  به حجم وسیع احضار ها در دانشگاه شیراز احتمالا  تعداد بیشتری در روز های آینده احضار شوند.&lt;br /&gt;اتهام این دانشجویان برگزاری  و شرکت در تریبون آزاد روز دانشجو در 18 آذر و مراسم16 آذر اعلام شده است.&lt;br /&gt;برای تعدادی از دانشجویان احضار شده در گذشته احکام محرومیت از تحصیل صادر شده بود که هم اکنون در حال اجرا  می باشد.همچنین تعدادی از دانشجویان برای چندمین بار است که به کمیته انضباطی احضار می شوند  ودر معرض اخراج شدن از دانشگاه قرار دارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شنیده ها حاکی است که در جلسه شورای تامین استان که  با حضور مسولین  امنیتی استان چون رییس اطلاعات،دادستان و..تشکیل می شود ،موارد زیر مطرح شده است:&lt;br /&gt; اجرایی شدن احکام تعلیقی که در گذشته صادر شده و اجرا نشده،برخورد شدید کمیته انضباطی دانشگاه با دانشجویان،ارائه مدرک و سند به اطلاعات توسط بسیج دانشجویی وتشکیل پرونده توسط اداره اطلاعات برای سرکوب دانشجویان توسط قوه قضائیه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در روز 16 آذر عده ای از دانشجویان وابسته از دانشگاه های مختلف  در حالی که تعداد آنها به 150 نفر  نمی رسید ،در دانشگاه شیراز جمع شدند تا مراسم روز دانشجو را به نمایندگی از حکومت برگزار کنند.&lt;br /&gt; در مقابل تعداد زیادی از دانشجویان با زدن ماسک هایی  اعتراض خود را به حکومتی شدن روز دانشجو اعلام کردند.2 روز بعد تریبون آزاد با حضور گسترده دانشجویان برگزار شد.&lt;br /&gt;این احضار ها با فشار نهاد های بیرون دانشگاه و تشکل های وابسته مثل بسیج و..صورت گرفته است.&lt;br /&gt;بسیج دانشگاه که با نهاد های بیرون دانشگاه مثل سپاه پاسداران در ارتباط است ،با پخش اعلامیه ها و نشریات در سطح گسترده خواستار برخورد شدید با دانشجویان شد.برگزاری اعتکاف سیاسی و حضور در استانداری فارس از برنامه های بسیج  در راستای سرکوب دانشجویان بود .&lt;br /&gt;  توهین به شهدا،مقدسات و رهبری آخرین دستاویز برای سرکوب دانشجویان دانشگاه  شیراز شده است&lt;br /&gt;به نظر می رسد خشم مسولین از انتقادات بی پرده دانشجویان نسبت به مسولین نظام و خصوصا رهبری&lt;br /&gt;باشد  و توهین به مقدسات و شهدا بهانه ای بیش نیست.&lt;br /&gt;ترس از شکسته شدن تابوی رهبر جمهوری اسلامی در دانشگاه ها را می توان عامل اصلی سرکوب گسترده در دانشگاه شیراز دانست.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7018437081223620982-8069411873867171022?l=democratl.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://democratl.blogspot.com/feeds/8069411873867171022/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7018437081223620982&amp;postID=8069411873867171022' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/8069411873867171022'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/8069411873867171022'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://democratl.blogspot.com/2008/12/35.html' title='احضار35دانشجوی دانشگاه شیراز به کمیته انضباطی'/><author><name>آزادیخواهان دمکرات</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09324329976602755795</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7018437081223620982.post-4229120226100678658</id><published>2008-12-20T14:11:00.000-08:00</published><updated>2008-12-20T14:27:15.665-08:00</updated><title type='text'>سخنان مهندس طبرزدی درمراسم بزرگداشت یک مبارز آزادیخواه</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;درروزجمعه ی گذشته مراسم بزرگداشت شادروان علی اکبر بهمنش وکیل پایه یک دادگستری با حضور گروهی از ازادیخواهان و دوستان ان بزرگ مرد بر گزار شد. در این مراسم که علاوه بر آقای مهندس امیر انتظام وهمسرش اعضای خانواده ی ان شادروان نیز حضور داشتند مهندس طبرزدی دبیرکل جبهه ی دمکراتیک ایران در سخنان خود به نقش موثر شادروان بهمنش دریاری رساندن به آزادیخواهان درموقعیتهای مختلف یاد نمود.متن سخنان ایشان در ادامه آمده است&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;هواداران جبهه ی دمکراتیک ایران - استان تهران&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;من 10 سال پیش و در جریان بازداشتم با بهمنش آشناشدم. من پیش از 18 تیر از سوی شعبه 6 دادگاه انقلاب به دلیل انتشار هفته نامه ی هویت خویش و درج بیانیه ی ساختار سیاسی اینده ی ایران که در ان خواهان جدایی دین از سیاست شده بودیم بازداشت شدم. در ان دوره شادروان بهمنش همراه با شادروانان حشمت اله خیاط زاده و محمد علی سفری و دکتر ناصر طاهری وکالت مهندس امیر انتظام را پذیرفته بودند. به واسطه ی ارتباط ما با محمد علی سفری و مهندس انتظام این جمع وکالت من را نیز پذیرفت و اقای بهمنش در زندان اوین با من دیدار داشت. ان روز یک جمله به من یاد داد که همیشه در ذهنم باقی ماند و به ویژه در دوران سخت بازجویی و شکنجه در بند 209 و شکنجه گاه توحید از ان جمله بهره بردم. زیرا در ان دوران اگر چه من با دادگاه و زندان و بازجویی سر و کار داشتم ولی با مبانی حقوقی خیلی اشنا نبودم.او به من یاد داد:پسرم تو که خلاف قانون عمل نکردی. تو از حق قانونی خودت استفاده کرده ای. فضای تبلیغی وحشت انگیز رژیم به قدری سنگین بود که من گمان کرده بودم که تندروی کرده یا از قانون تخطی نموده و در مقابل بازجو و قاضی داد گاه انقلاب خلع شعار شده ام. ولی ا ین جمله ی اقای بهمنش به من تسلی داد و در تمام بازجویی ها بر این امر تاکید می کردم که من از حق قانونی خود استفاده کرده ام و در چارچوب قانون عمل نموده ام. من اگر میتینگی داشته یا چیزی نوشته و سخنانی ابراز داشته ام ،همگی در چارچوب قانون بوده است. این اموزه ی بهمنش من را در مقابل بازجو ها قرار داد وعملا ان ها بودند که خلع شعار شدند. و این مطلب به ظاهر ساده برای یک مبارزی که در مقابل بازجویی های ایدئولوژیک قرار می گیرد بسیار حیاتی است.طبرزدی افزود:دفاع مشترک بهمنش و سفری از من در جریان بازداشت سال 79 به اتهام برگزاری میتینگ 4 خرداد موجب شد تا 1 سال حبس من به یک میلیون جزای نقدی تبدیل شود. ولی مهم تر از ان،در پرونده ای بود که قاضی حداد در سال 82 برای من درست کرد و من را به 14 سال حبس در زندان برازجان محکوم کرده و 10 سال محرومیت اجتماعی را بر ان افزود. ولی با پیگیری های بهمنش بود که این حکم در شعبه ی تشخیص دیوان عالی به 7 سال حبس تقلیل یافت.طبرزدی افزود:بهمنش یک مبارز واقعی بود که مرتب به ملاقات من می امد و از مبارزات خود و خاطراتش از خسرو روزبه و دکتر مصدق و سایر مبارزین می گفت و به من می اموخت که در راه مبارزه نباید از زندان و شکنجه و اعدام هراسید. بهمنش برای من تعریف کرد که قاضی حقانی از او خواسته بود که از وکالت من انصراف دهد ولی او در پاسخ گفته بود که اگر خدا هم از اسمان به پایین بیاید و چنین درخواستی کند نمی پذیرد. در عوض به او پیشنهاد داده بود که اگر او هم روزی لازم داشته باشد،بهمنش اماده است تا از او دفاع کند. مهندس طبرزدی افزود:من تا کنون انسانی به این درجه از مقاومت و شرافت و انسانیت ندیده ام و به همین دلیل فکر می کنم که او اسطوره ای تکرار نشدنی است. او کسی بود که ارزو می کرد با من حبس بکشد و این در حالی بود که بیش از 90 سال سن داشت. بهمنش به من اجازه نمی داد که درخواست مرخصی کنم و می گفت که شان تو نیست که از این ادم های پست چنین درخواستی داشته باشی. در عین حال به قدری انسان بود که از دم در زندان تا سالن ملاقات به سرباز و افسر و زندان بان سلام می کرد و به همین دلیل همگان به او احترام می گذاشتن. بهمنش به من می گفت که از هیچ کس کینه به دل نگیر و اگر عیب من را نگویی مسئولی. او انسانی بود که در تمام مدت حبس به بچه های من سر می زد و می گفت به من بگویید بابا بهمنش. بچه های من او را پدر بهمنش صدا می زدند.تکیه کلام او دنیا سلام بود. پدر بهمنش در زندان به من می گفت:پسرم نباید ذره ای مشکل و نگرانی تو را ازار بدهد. او حتا نگران مشکلات مالی من بود که مبادا در راه مبارزاتم خللی به وجود بیاید. دوست داشت وکالت همه ی زندانیان سیاسی را بر عهده بگیرد. این مرد کهن سال و مبارز از شدت تواضع و احترام به مبارزین دست یکی از زندانیان سیاسی را بوسید و من شگفت زده شدم. طبرزدی گفت:بهمنش در زندان به من می گفت: پسرم این اخوند ها زن را نصف مرد به حساب می اورند و زن را تحقیر می کنند. او مدعی بود که برای اولین بار به اقای طالقانی برای تساوی حقوق زن و مرد طرحی ارایه داده است. بهمنش به شدت نگران محیط زیست بود و می گفت که این حکومت مذهبی حتا به محیط زیست هم رحم نکرده و همه چیز را از بین برده اند. بهمنش در مورد مبارزات طبقاتی و حقوق طبقات محروم حساس بود و همواره به من می گفت که این مهم را مد نظر داشته باشم. او معتقد بود که این حکومت را بیگانگان بر سر کار اورده اند و به جریانات پیش از کودتای 28 مرداد اشاره می کرد. او اطلاعات زیادی از خمینی و رفسنجانی داشت.طبرزدی افزود: اقای بهمنش خاطرات زیادی از دوران مصدق داشت و به مصدق ارادت زیادی داشت. او قاضی دادگاه افشار طوس بوده و در این مورد اطلاعات مستندی داشت. بهمنش به دانش جو و به ویژه جنبش دانش جویی 16 اذر عشق می ورزید چرا که خودش در ان ماجرا قاضی تحقیق بود. بهمنش یک مبارز پیر و یک ازادی خواه تجربه دیده و کار ازموده بود. زندگی او و کلام او به ما درس مبارزه می اموخت و اموخت. افتخار من این بود که چنین دوست و وکیلی داشتم. ان ها که بهمنش را از نزدیک می شناسند به خوبی می دانند که او تا چه اندازه به من لطف داشت. برای این که خیال می کرد من ادامه دهنده ی راه مبارزین راستین هستم و در راه ازادی و دموکراسی حاضرم جانم را فدا کنم. هرگاه او را می دیدم انگار همه ی مبارزین قدیم را یک جا می دیدم و در زندان اوین به احساس خوشی دست می یافتم.انگار این پیرمرد 95 ساله چون جوان 18 ساله ای است که برای ازادی می جنگد. من متاسفم که جامعه ی استبداد زده ی ما حتا یادی از این بزرگان نمی کند و ما تا این اندازه به گسست نسلی و تاریخی تنزل یافته ایم.طبرزدی افزود:بهمنش تاریخ زنده ی 100 سال اخیر ایران بود که خودش فعالانه در این تاریخ سازی نقش داشته است. اگر چه او هم مثل سایر انسان ها از اشتباه و خطا به دور نبود ولی نمونه یک انسان نیک اندیش و مسئول بود. من در شب پایان زندگانی اش با او بودم. از او پرسیدم چطوری؟ او در پاسخ گفت: پسرم بهتر از این نمیشه!در حالی که هر از چند گاهی نفس او قطع می شد و ممکن بود دیگر بالا نیاید.او همین که فرصت نفس کشیدن می یافت به من می گفت که برویم به کوه!من با خودم می اندیشیدم که این مرد مرگ را به سخره گرفته و چنین بود.در حالی که روی تخت خواب افتاده بود و امکان هیچ حرکتی نداشت،دست او را گرفتم و به علامت ادامه ی مبارزه مشت در مشت هم انداخته و دست یکدیگر را فشار دادیم. می دانم که روح بزرگ او شاهد روزگار ماست و من به پیمانی که با او بسته ام وفادارم. روحش شاد و راهش مستدام. ما مبارزی بزرگ و چریکی کهن سال و انسانی شریف را از دست دادیم. کسی که برای انسان ارزش قایل بود و همواره به این می بالید که در سر در سازمان ملل این ابیات از سعدی حک شده است:بنی ادم اعضای یکدیگر اند/که در افرینش ز یک گوهرند. چو عضوی به درد اورد روزگار/ دگر عضو ها را نماند قرار.تو کز محنت دیگران بی غمی/ نشاید که نامت نهند ادمی. وجود او بیانگر این ابیات بود. &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7018437081223620982-4229120226100678658?l=democratl.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://democratl.blogspot.com/feeds/4229120226100678658/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7018437081223620982&amp;postID=4229120226100678658' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/4229120226100678658'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/4229120226100678658'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://democratl.blogspot.com/2008/12/blog-post_20.html' title='سخنان مهندس طبرزدی درمراسم بزرگداشت یک مبارز آزادیخواه'/><author><name>آزادیخواهان دمکرات</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09324329976602755795</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7018437081223620982.post-2739262364268435815</id><published>2008-12-16T12:25:00.000-08:00</published><updated>2008-12-16T12:28:00.719-08:00</updated><title type='text'>اگاهینامه، آذر 1387 -دهم دسامبر سالروز حقوق بشر</title><content type='html'>اگاهینامه، آذر 1387&lt;br /&gt;دهم دسامبرشستمین سالروز حقوق بشر&lt;br /&gt;شست سال پیش، روز دهم دسامبر 1948، متن اعلامية جهاني حقوق بشر به تصويب سازمان ملل متحد  و به امضاي كشورهاي عضو از جمله ايران رسيد.&lt;br /&gt;مادة اول اين اعلاميه، كه پايه هاي انسانی آن در ايران سابقة ژرف فرهنگي  وتاريخي دارد، چنين ميگويد:&lt;br /&gt;« تمام افراد بشر آزاد بدنيا ميآيند و از لحاظ حيثيت و حقوق با هم برابرند. همه داراي عقل  و وجدان ميباشند و بايد نسبت به يكديگر با روح برادري رفتار كنند .»&lt;br /&gt;بررسی تاریخ تمدن بشر نشان میدهد که استقرار دموکراسی و حکومت قانون بر پایه حقوق بشر بنیاد استواری برای پیشرفتهای اجتماعی، اقتصادی و رفاه ملی کشورها بوده است. شایسته است که سالگرد این روز جهانی را بهمگان تبریک گفته وکوشش نمائیم که ملت ایران و همه ملتهای زیر یوغ دیکتاتوری، حقوق انسانی خودرا بدست آورده و به کاروان تمدن جهانی بپیوندند.&lt;br /&gt;بیش از یک سده است که زنان و مردان ایران دوش به دوش هم برای بدست آوردن آزادی و استقرار دموکراسی میکوشند. بررسی سه دهه گذشته حاکی از آن است که مردم ایران، از مزیتهای نخستین حقوق بشر محرومند و بعلت نادانی و واپسگرایی رژیم جمهوری اسلامی، اکثریت بالایی در فقرو فلاکت بسر میبرند. با وجود این شرایط غیر انسانی، مردم ایران بگونه ای خستگی نا پذیر و شجاعانه با این رژیم و قوانین وحشیانه آن مبارزه میکنند. &lt;br /&gt;جهانیان باید بدانند که آنچه در ایران میگذرد خواسته ملت ایران نیست . این رژیم جمهوری اسلامی است که اصول حقوق بشر را زیر پا میگذارد و در سیاستهای تروریستی بین المللی و ایجاد آشوب و نا امنی، که از فرهنگ ایرانی بدور است، شرکت دارد. جای آن دارد که یادآور شویم که کوروش بزرگ ، بیش از ••٢۵ سال پیش، نخستین اعلامیه حقوق بشر را به جهانیان عرضه کرد،  سندی که همواره باعث افتخار جامعه بشری بوده است. &lt;br /&gt;ما از کشورهای آزاد جهان میخواهیم که، بدون در نظر گرفتن منافع زود گذرخود، به مبارزات ملت ایران یاری دهند تا رژیم ضد بشری را، که سد راه آزادی و دمکراسی در منطقه و صلح جهانی میباشد، از میان بر دارد، زیرا یک  ایران آزاد، پیشرفته و مسئول، که بر پایه هدفهای حقوق بشر پایه گذاری شود، ضامن دمکراسی و صلح پایدار در منطقه و جهان و حافظ منافع دراز مدت جامعه جهانی خواهد بود.&lt;br /&gt;سازمانهای تهیه کننده آگاهینامه بترتیب الفبا:  &lt;br /&gt;پشتیبانان همبستگی دانشجوئئ – جبهه ملی ایران در خارج از کشور ( شمال&lt;br /&gt;کالبفرنیا – جنوب کالیفرنیا – سوئد – قبرس – انگلستان ) -  جبهه دمکراتیک&lt;br /&gt;ایران شاخه ی برونمرزی – جزب پان ایرانیست ( شاخه برونمرزی ) – حزب سبزها – حزب مشروطه ایران – همبستگی ملی ایرانیان "هما&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7018437081223620982-2739262364268435815?l=democratl.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://democratl.blogspot.com/feeds/2739262364268435815/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7018437081223620982&amp;postID=2739262364268435815' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/2739262364268435815'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/2739262364268435815'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://democratl.blogspot.com/2008/12/1387.html' title='اگاهینامه، آذر 1387 -دهم دسامبر سالروز حقوق بشر'/><author><name>آزادیخواهان دمکرات</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09324329976602755795</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7018437081223620982.post-4300868740890959953</id><published>2008-12-15T12:27:00.000-08:00</published><updated>2008-12-15T12:47:04.399-08:00</updated><title type='text'>ادامه فشار بر دانشجویان دانشکاه شیراز</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;درادامه متن کامل آخرین رویدادها در دانشگاه شیراز و نیز متن بیانیه فعالان دانشجويی دانشگاه شیرازآمده است. تعداد احضاری ها در دانشگاه شیراز به 7 نفر رسيده است و با سناریوی اعتکاف و توهین به مقدسات که دقیقا از طرف حفاظت اطلاعات سپاه و نیروهای بسیج هدایت می شود احتمال بازداشت و ... نیز وجود دارد.&lt;br /&gt;لطفا به خاطر کاهش فشارها بر دانشجویان دانشگاه شیراز، به صورت گسترده منعکس کنید و در حمایت از دانشجویان دانشگاه شیراز بیانیه بدهید، این امر به ما قوت و دلگرمی می دهد. احتمال این که چند هفته آینده دانشگاه شیراز عرصه زد و خورد شود بسیار زیاد است. تعدادی از فعالان دانشجویی اعلام کرده اند که دست به تحصن و اعتصاب غذای نامحدود خواهند زد.&lt;br /&gt;ائتلاف فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;تعداد دانشجویانِ احضاری در دانشگاه شیراز به 7 تن رسید؛ لجن‌پراکنی و اعمال فشار از طرف نیروهای بسیج و سایر تشکل‌های &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;وابسته همچنان ادامه دارد:&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;با احضار کاظم رضایی، جلیل رضایی و احمد کهنسال به کمیته انضباطی تعداد دانشجویانِ احضاری در در این دانشگاه به خاطر تجمعات روزهای 16 و 18 آذر به 7 نفر رسید. پیش از این، آرش روستایی، سعید خلعتبری، حمداله نامجو و هادی الم‌لی نیز به کمیته انضباطی احضار شده بودند. از این افراد تا کنون، کاظم رضایی و حمداله نامجو 4 بار و آرش روستایی، سعید خلعتبری و هادی الم‌لی دو بار به کمیته انضباطی دانشگاه شیراز احضار شده‌اند. در احضاریه‌های این افراد قید شده است که یک‌هفته وقت دارند خود را به کمیته انضباطی معرفی کنند.&lt;br /&gt;از طرفی نیروهای بسیج و سایر تشکل‌های وابسته نظیر جامعه اسلامی و انجمن اسلامی مستقل همچنان به اعتکاف خود در مسجد دانشگاه شیراز ادامه می‌دهند. شیوه‌‌ی آن‌ها در برگزاری مراسم اعتکاف اینچنین است که در آغاز شب و همزمان با نماز مغرب و عشاء عده‌ای از نیروهای خود را از دانشگاه‌های پیام نور، دانشکده فنی باهنر و... به درون دانشگاه می‌آورند و بعد از صرف شام(که از بیرون دانشگاه تهیه می‌شود) آن‌ها را از دانشگاه خارج می‌سازند. با وجود تبلیغات گسترده و به کار گرفتن هزینه‌های سرسام‌آور این اعتکاف و سناریوی از پیش طراحی شده، عملا ناموفق بوده است، چرا که افرادی که شب در مسجد دانشگاه می‌مانند، تعدادشان از 50 نفر نیز تجاوز نمی‌کند. در اقدامی بی‌نظیر به معتکفان گفته شده است، که روزها می‌توانند از مسجد خارج شوند و به کارهای خود برسند!&lt;br /&gt;در ادامه لجن‌پراکنی‌ها در شیراز بر علیه فعالان دانشجویی این دانشگاه، سید محمد انجوی نژاد رییس کانون رهپویان وصال که سال گذشته در حسینیه وی اقدام به بمب‌گذاری شد، مرتبا با ایراد سخنرانی جو عمومی را بر علیه دانشجویان تحریک می‌کند. به گزارش رجا نیوز وی برگزاری مراسم تریبون آزادِ«آزادی دانشگاه؛ آزادی جامعه» را عملیاتِ انتحاری خوانده است و آن را با عملیات انتحاری مجاهدین خلق مقایسه کرده است. وی همچنین قرار است، امشب(دوشنبه شب) در مسجد دانشگاه شیراز حاضر شود. حضور وی در دانشگاه تنها برای اعمال فشار بر مسئولین برای برخورد شدید با دانشجویان برآورد می‌شود. همچنین قرار است، ظهر سه‌شنبه، «عماد افروغ» از نمایندگان اصولگرای مجلس هفتم، در مسجد دانشگاه شیراز برای نیروهای بسیجی سخنرانی کند.&lt;br /&gt;سناریوی اعتکاف با هزینه فراوان که اصلا مشخص نیست از کجا تامین می‌شود، اجرا می‌گردد، چنانکه در چند روز گذشته نیروهای بسیج از سلف‌سرویس دانشگاه نیز استفاده نمی‌کنند و وعده‌های غذای آن مرتبا از بیرون دانشگاه آورده و در مسجد سرو می‌شود.&lt;br /&gt;معتکفان با پخش اعلامیه‌های خود در سطحی وسیع و خیره‌کننده عملا خواستار قلع و قمع شدید دانشجویان دانشگاه شیراز شده‌اند در قسمتی از بیانیه امروز آنان خطاب به وزیر علوم چنین نوشته شده است: « با ما بگویید از چه می ترسید آقای وزیر؟ از بوق های دروغین حقوق بشر و دموکراسی خواهی؟ مگر غزه و عراق و افغانستان و پاکستان را ندیده اید؟ این روبه صفتان چه گلی بر سر دنیای اسلام زده اند که قرار باشد از ادعای واهی آنها هراسی داشته باشی؟ از اغتشاش و درگیری و سوء استفاده تلویزیون های عناصر منافق و ضد انقلاب؟ از آنکه بگویند اینجا مستبد ترین کشور دنیاست؟ مگر امروزه که دست نوازش شما و مسئولین منتصب شما در دانشگاه ها بر سر پیاده نظام آنها سایه افکنده است نظام و انقلاب تو را به استبداد محکوم نمی کنند؟&lt;br /&gt;شما وزیر دولت محمودی احمدی نژاد هستی! شما وزیر نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران هستی، پس یا تصمیم انقلابی بگیر و لکه ننگ جامانده بر دانشگاه ها را محو کن و یا نظاره کن و ببین چگونه خشم انقلابی جنبش دانشجویی مسلمان نه تنها لانه امن کفتارها که میز صدارت شما را می سوزاند.»&lt;br /&gt;در واکنش به این فشارها امروز فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز که اقدام به برگزاری مراسم روز دانشجو در روزهای 16 و 18 آذر کرده بودند، با پخش بیانیه‌ای در سطح دانشگاه(که خطاب به دانشجویان آگاه و بیدار و ملت شریف ایران نوشته شده بود)، به سناریو بودنِ کلیتِ این جریان اشاره کردند و اعلام کردند که تا آخرین نفس در مقابل سلطه و سرکوب خواهند ایستاد. همچنین این دانشجویان به مقامات دانشگاه، استان و نیز مسئولان ارشد نظام هشدار داده‌اند که در صورتی که روند پروند سازی برای دانشجویان متوقف نشود، مسئولیت هر گونه اقدام احتمالی نظیر تحصن و اعتصاب غذای نامحدود بر عهده‌ی آنان خواهد بود.&lt;br /&gt;متن کامل بیانیه فعالان فعالان دانشجویی که امروز(دوشنبه) در سطح دانشگاه شیراز توزیع شد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دانشجویان آگاه و بیدار و ملت شریف ایران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بار دیگر نهادهای سرکوب دست به دست هم داده‌اند، تا سناریویی دیگر و این بار در دانشگاه شیراز به مرحله‌ی اجرا درآورند. اکنون بیش از هر چیز بر همگان محرز گشته است که سرکوبِ مخالف و منتقد، به بارزترین شاخصه‌ی حاکمیت تبدیل شده است. همه‌چیز در این‌جا به ابزاری جهتِ حذف و طرد دگراندیشان تبدیل شده است. کسانی که از برگزاری مراسمی 400 نفره در سطح دانشگاه عاجز هستند، با دروغ‌پردازی وقیحانه و آشکار، پروژه‌‌ای را پیش می‌برند که به لطف‌ حمایت‌های مالی و معنوی اربابانشان، امروز دیگر بر همگان آشکار گشته است که از کجا آب می‌خورد. کافی است به حجم بیانیه‌ها و اعلامیه‌های پخش شده توسط آنان و هزینه‌هایی که احتمالا از خزانه‌ی ملت تامین شده است، نگاه کنیم. اینان اگر ذره‌ای راستگویی و انصاف در وجودشان می‌بود، فیلم مراسم باشکوهِ تریبون آزاد را منتشر می‌کردند تا مشخص شود در کجا توهین صورت گرفته‌است. دانشجویان دانشگاه شیراز خوب می‌دادنند که در تریبون آزادِ «آزادی دانشگاه؛ آزادی جامعه» نه تنها به شهدا هیچ توهینی صورت نگرفت بلکه از احترام به حقوقِ خانواده و فرزندانِ شهدا سخن به میان آمد.&lt;br /&gt;امروز دیگر بر همگان روشن گشته است که هر گاه نهادهای سلطه و سرکوب، از فریادِ رهایی و آزادیِ مبارزان این مرز و بوم بهراسند، با توسل به انواع شیوه‌های غیراخلاقی، راه را برای حذفِ همیشگیِ مخالفان هموار می‌کنند. دست‌هایی که عروسک‌های این خیمه‌شب بازیِ وقیحانه را اداره می‌کند، دیگر برای همگان رو شده است. دانشجویان آگاه و بیدار و همچنین ملت شریف ایران، سناریوی جعل نشریات در دانشگاه امیرکبیر را از یاد نبرده‌اند؛ سناریویی که در نتیجه‌ی آن سه تن از یاران دبستانی ما، در نتیجه آن به زندانِ سرکوب و ارتجاع افتادند و جوِ پویایِ دانشگاه امیرکبیر نیز به شدتِ هر چه تمام‌تر سرکوب شد.&lt;br /&gt;امروز اما روز دیگری‌ست، از طرفی تشکل‌های وابسته و حلقه به گوش، ماهیت واقعی خود را به همگان نشان داده‌اند، همه‌ی تشکل‌های حکومتی، در عوضِ دم زدن از حقوق و آزادی‌های دانشجویان، بر سرکوب و حبس و تعلیق آن‌ها اصرار می‌ورزند و خود آلتِ دستِ حاکمیتِ سرکوب شده‌اند. اگر شرایط حال حاضر حاکمیت، دیکتاتوری و استبداد نیست، چرا از دیکتاتوری خطاب کردنِ وضعیتِ کنونی اینچنین به خشم آمده‌اید؟ دیکتاتوری و استبداد به چه نشانه‌ای بارزتر از بیانیه‌ها و اعلامیه‌های شما احتیاج دارد؟ از طرف دیگر جنبش دانشجویی شکل گرفته در شیراز، آنچنان بالغ و پخته شده است که به هیچ وجه مرعوب و مغلوبِِ این دسیسه‌های شوم نخواهد شد. یک مبارز، در جریان مبارزه برای آزادی و رهایی چیزی جز زنجیرهایش برای از دست دادن ندارد. آگاهی از این امر است که ما را واداشته است تا اعلام کنیم، تا آخرین نفس در مقابل سلطه و استبدادِ لخت و عریان قد علم می‌کنیم و می‌ایستیم.&lt;br /&gt;در نهایت، ما فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز، به مقامات دانشگاه و استان و نیز مقامات ارشد کشور که تا کنون در جریانِ سناریویِ در حالِ اجرا در دانشگاه شیراز قرار گرفته‌اند، اخطار می‌کنیم که روند پرونده سازی و سرکوبِ مخالفان باید خاتمه یابد، در غیر اینصورت مسئولیت هرگونه اقدام احتمالی نظیر تحصن و اعتصاب غذای نامحدود بر عهده‌ی آنان خواهد بود.&lt;br /&gt;فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همچنین فعالان دانشجویی اعلام کرده‌اند که از دانشجویان سراسر کشور و نیز کلیه نهادهای حقوق بشری درخواست حمایت می‌کنند. &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7018437081223620982-4300868740890959953?l=democratl.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://democratl.blogspot.com/feeds/4300868740890959953/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7018437081223620982&amp;postID=4300868740890959953' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/4300868740890959953'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/4300868740890959953'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://democratl.blogspot.com/2008/12/blog-post_15.html' title='ادامه فشار بر دانشجویان دانشکاه شیراز'/><author><name>آزادیخواهان دمکرات</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09324329976602755795</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7018437081223620982.post-6626366469905189184</id><published>2008-12-13T08:25:00.000-08:00</published><updated>2008-12-13T08:32:20.191-08:00</updated><title type='text'>پروژه امنيتي-نظامي حكومت عليه دانشجويان دانشگاه شيراز</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://mohandestabarzadi.blogfa.com/post-691.aspx"&gt;&lt;strong&gt;دردانشگاه شیراز:فاشیست ها علیه دانشجویان&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;پیام دانشجو:به دنبال خیزش جنبش دانشجویی در ۱۶ اذر امسال، و غافل گیر شدن نیرو های سرکوبگر، اینک نوبت به ان ها رسیده است تا نیرو های فاشیستی را وارد کارزار کرده و دانشجویان را به اتهام انتقاد یا اعتراض علیه پیشوا مورد سرکوب قرار بدهند. تجربه نشان داده است که هر گاه حکومت از برخورد با نیرو های مردمی و ازادی خواه باز مانده است ،نیرو های شبه نظامی و گروه های فشار را وارد کارزار می کند. این پروژه در دانشگاه شیراز کلید خورد. باید دید که نیرو های ازادی خواه و سایر جنبش های دانشجو یی در حمایت از دانشجویان شیراز و در برابر هجوم نیرو های فاشیستی چه واکنشی از خود نشان می دهند. گزارش زیر را با هم بخوانیم.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://jdaneshjouee.blogspot.com/2008/12/blog-post_13.html"&gt;&lt;strong&gt;پروژه امنيتي-نظامي حكومت عليه دانشجويان دانشگاه شيراز كليد خورد&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;خبرنامه ی شیراز: تشکل‌هاِی وابسته و حکومتِی دانشگاه شِیراز شامل بسِیج دانشجوِیِی، جامعه اسلامِی و انجمن اسلامِی مستقل دانشگاه شِیراز(حکومتی) طِی اعلامِیه‌هاِی که در سطح وسِیع در دانشگاه شِیراز پخش شده است اعلام کرده‌اند که ازروز(شنبه) در مسجد دانشگاه شِیراز معتکف خواهند شد. اِین تشکل‌هاِی وابسته که بعضِی از آن‌ها ماهِیت شبه‌نظامِی نِیز دارند، دلِیل اعتکافِ سِیاسِی خود را «هتک حرمت گستاخانه به شهدا، توهِین به مقدسات و اهمال مسئولِین» اعلام کرده‌اند. پس ازبرگزارِی مراسم بزرگداشت روز دانشجو در روزهاِی ۱۶ و ۱٨ آذر در دانشگاه شِیراز که با حضور پرشور دانشجوِیان اِین دانشگاه برگزار گردِید، نگرانِی‌هاِی مجموعه حاکمِیت نسبت به جو دانشگاه شِیراز به شدت افزاِیش ِیافته است و نِیروهاِی وابسته و شبه‌نظامِی درون دانشگاه به همراه مسئولِین دانشگاه شِیراز و نِیز مقامات امنِیتِی استان فارس دست به دست هم داده‌اند تا فعالِین دانشجوِیِی دانشگاه شِیراز را به شدت سرکوب کنند. اِین در حالِی است که خبرگزارِی‌هاِی وابسته و حکومتِی که ِید طولاِیِی در پرونده‌سازِی علِیه دانشجوِیان دارند نِیز با جوسازِی و لجن‌پراکنِی، فضا را به سمت برخورد شدِید با دانشجوِیان دانشگاه شِیراز پِیش مِی‌برند. «رجا نِیوز» و نِیز «شبکه خبر دانشجو» ساِیت خبرِی سازمان بسِیج دانشجوِیِی عملا از برخورد خشن با دانشجوِیان صحبت مِی‌کنند. به گزارش شبکه خبر دانشجو معاون سِیاسِی امنِیتِی استاندار فارس در دِیدار با دانشجوِیان بسِیجِی گفته است: «در روش تاکتیکی، باید به صورت تشکیلاتی عمل کنید و ابتدا با مشورت و در مرتبه بعد با عمل بتوانید بیشترین سود و کمترین ضرر را داشته باشید.» وِی همچنِین با اشاره به جلسه سخنرانِی علِی لارِیجانِی در دانشگاه شِیراز، که با اعتراض شدِید دانشجوِیان اِین دانشگاه همراه بود، گفت: « انتظار ما این بود که دانشجوی دشمن شکن فضای تالار را دست بگیرد تا دانشجویان افراطی و دشمنان نتوانند از این شور و هیجان فضاسازی کنند.» همچنِین بنا گزارش همِین خبرگزارِی، نِیروهاِی بسِیج در اِین جلسه به حداِیق معاون سِیاسِی امنِیتِی استاندارِی فارس گفته‌اند: « ما دانشجویان از حق خودمان نمی گذریم و خواهان برخورد قانونی و قاطع شورای تامین با این افراد هستیم... اگر با این مجرمین برخورد نشود مسامحه کرده اید چرا که این افراد با توهین از خط قرمز ارزش ها عبور کرده اند... توهین به ولایت فقیه، توهین به ساحت مقدس حضرت رسول الله می باشد و ما از آن نمی گذریم». پاِیگاه خبرِی رجانِیوز که نزدِیکِی زِیادِی با احمدِی‌نژاد و روزنامه کِیهان دارد، متن بِیانِیه‌ِی بسِیج دانشجوِیِی دانشگاه شِیراز که فعالان دانشجوِیِی را تهدِید به قتل کرده‌اند را منتشر کرده است و گزارش داده است که نِیروهاِی بسِیج دانشجوِیِی در دِیدار با مقامات استاندارِی فارس جهت برخورد با دانشجوِیان اولتِیماتوم سه‌روزه‌اِی صادر کرده‌اند. فشارهاِی بر روِی دانشجوِیان دانشگاه شِیراز در حالِی رو به افزاِیش گذاشته است، که رسانه‌هاِی اصلاح‌طلب در اِین مورد سکوت معنادارِی را پِیش گرفته‌اند و عملا همسو با حاکمِیت، شراِیط را براِی اِیجاد سنارِیوِیِی دِیگر در دانشگاه شِیراز مهِیا مِی‌کنند. اعتراضات نِیروهاِی بسِیج بِیشتر به مراسم ترِیبون آزاد که در روز ۱٨ آذر در دانشگاه شِیراز برگزار شد، برمِی‌گردد. در اِین مراسم، هِیچ‌گاه به شهدا توهِین نشد و ماجراِیِی که نِیروهاِی بسِیج به عنوان توهِین به شهدا از آن ِیاد مِی‌کنند اِین است که ِیکِی از دانشجوِیان در صحبت‌هاِی خود با اشاره به کوبِیدن سر ِیکِی از دانشجوِیان در دانشگاه تهران به نرده‌ها در مراسم ترِیبون آزاد اِین دانشگاه گفت: «دانشجوِیِی که سر وِی را به نرده‌ها کوبِیدند، دوست من بود و فرزند شهِید است... چرا مدعِی هستِید که به شهدا احترام مِی‌گذارِید و به استخوان‌هاِی آن‌ها احترام مِی‌گذارِید اما استخوان‌هاِی فرزندش را مِی‌شکنِید؟» جالب توجه است که تمامِی ساعات ترِیبون آزاد توسط دوربِین‌هاِی دانشگاه فِیلمبردارِی شده است و روابط عمومِی دانشگاه شِیراز مِی‌تواند جهت شفاف‌سازِی اِین فِیلم‌ها را نماِیش بدهد اما به دلِیل همدستِی مسئولان دانشگاه با نِیروهاِی سرکوبگر تا کنون چنِین اقدامِی صورت گرفته است. همچنِین تعدادِی از فعالان دانشجوِیِی اعلام کرده‌اند، فِیلم کامل تجمع دانشجوِیان را در اختِیار دارند که ظرف چند روز آِینده آن را در اختِیار خبرگزارِی‌ها خواهند گذاشت. اما آنچه که نِیروهاِی بسِیجِی از آن به عنوان توهِین به مقدسات ِیاد مِی‌کنند، چِیزِی جز انتقاد به رهبرِی نبوده است که متن آن قبلا در اختِیار رسانه‌ها قرار گرفته است و فِیلم آن نِیز موجود است. ِیکِی از دانشجوِیان در اِین مراسم در انتقاد به رهبرِی گفته بود: «اگر آِیت‌الله خامنه‌اِی دِیکتاتور نِیست، چرا اجازه داده نمِی‌شد در مورد وِی نظرسنجِی کنِیم. اگر خامنه‌اِی پِیرو امام علِی است، چرا در سفر وِی به استان فارس اِین همه رِیخت و پاش و تشرِیفات وجود داشت» اِین دانشجو که برادرش در جنگ شهِید شده بود، همچنِین گفته بود که: «برادر من براِی خامنه‌اِی شهِید نشد، بلکه در راه آزادِی و وطن شهِید شد.» تعدادِی از فعالان دانشجوِیِی در شِیراز معتقدند که در مراسم ترِیبون آزاد دانشگاه شِیراز به رهبرِی انتقاد شده است و اگر قرار است به خاطر اِین انتقادات، آن‌ها سرکوب شوند، مقامات ارشد نظام و از جمله شخص رهبرِی باِید پاسخگو باشد. به نظر مِی‌رسد دستاوِیزهاِیِی نظِیر توهِین به مقدسات و شهدا سرپوشِی بر پروژه سرکوب دانشجوِیان دانشگاه شِیراز باشد که امسال به شکل جسورانه‌اِی مراسم روز دانشجو را برگزار کردند. «جامعه اسلامِی دانشگاه شِیراز» نِیز با انتشار اعلامِیه‌اِی خواستار برخورد مسئولان دانشگاه شِیراز با فعالان دانشجوِیِی اِین دانشگاه شد. در قسمتِی از اِین بِیانِیه آمده است: « سوگمندانه باِید گفت که روز ۱٨ آذر دامن دانشگاه شِیراز به لکه‌ِی ننگ فحاشِی و هتاکِی آلوده گردِید که جز به آب مجازات و تادِیب قانونِی شسته نخواهد شد.» همچنِین قرار است در مراسم اعتکاف سِیاسِی نِیروهاِی بسِیج «عماد افروغ» حاضر شود و براِی آن‌ها سخنرانِی کند که اِین مطلب نشان مِی‌دهد که پروژه از طرف مقامات ارشد جمهورِی اسلامِی آب مِی‌خورد&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7018437081223620982-6626366469905189184?l=democratl.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://democratl.blogspot.com/feeds/6626366469905189184/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7018437081223620982&amp;postID=6626366469905189184' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/6626366469905189184'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/6626366469905189184'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://democratl.blogspot.com/2008/12/blog-post_13.html' title='پروژه امنيتي-نظامي حكومت عليه دانشجويان دانشگاه شيراز'/><author><name>آزادیخواهان دمکرات</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09324329976602755795</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7018437081223620982.post-4823617743348201021</id><published>2008-12-12T11:46:00.000-08:00</published><updated>2008-12-12T11:56:42.896-08:00</updated><title type='text'>اخبارزندانیان سیاسی//تهدیدبه قتل دانشجویان مبارز شیراز// بیانیه دانشجویان لیبرال</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;۱-ابوالفضل جهاندار به مرخصی امد. اقای جهاندار که از درد کمر رنج می بردد 27 ماه از حبس خود را گذرانده و فقط 3 ماه دیگر از دوران حبس غیر قانونی اش باقی مانده است و باید مرخصی او متصل به ازادی شود. کمر درد اقای جهاندار به دلیل شکنجه هایی است که در 209 دیده است.شایان ذکر است که سعید درخشندی که به 3 سال زندان محکوم گردید و فقط 8 ماه از حبس غیر قانونی اش باقی مانده ،هنوز از حق قانونی مرخصی استفاده نکرده است.2-52 زندانی: پنجاه و دو نفر از کسانی که اول اذر ماه در بهشت زهرا بازداشت شدند ،هنوز در انفرادی های 240 نگهداری می شوند. در هر سلول 3-4 زندانی نگهداری می شود. شبکه ی کانال یک که این شهروندان را به تظاهرات دعوت کرد و از برنامه ی خود به جنبش ما هستیم تعبیر می کند در باره ی این زندانیان سکوت کرده است!3- ان پنج زندانی: 5 تن از زندانیان بازداشتی در میتینگ 16 اذر را به بند 7 زندان اوین منتقل کردند.گفته می شود تعداد این زندانیان بسیار بیش از این رقم است.4- شرایط اقای بروجردی نا مناسب گزارش شده است.این زندانی از سوی زندان بانان زندان یزد مورد اهانت و تحقیر قرار می گیرد و مکالمات تلفنی اش محدود شده است.5- پس از گذشت یک ماه از برگزاری دادگاه اقای احمد دانش پذیر،هنوز حکمی برای او صادر نشده است. این زندانی مدت یک سال است که در بازداشت به سر می برد.دادگاه انقلاب و بازجو های وزارت اطلاعات اصرار دارند که او را مرتبط با مجاهدین خلق معرفی کنند . در حالی که او با صراحت گفته است که از پادشاهی پارلمانی حمایت می کند. 6- اقای عزیزی از زندانبانان دهه ی 60 و از شکنجه گران،حمید رضا محمدی را تهدید کرد. او این زندانی را فقط به دلیل این که مو هایش را کوتاه نکرده است به انفرادی انداخت و به او گفت که در دهه ی 60 دماغ خیلی ادم های گنده تر از او را به خاک مالیده است. &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://jdaneshjouee.blogspot.com/2008/12/blog-post_12.html"&gt;تهدید به قتل دانشجویان مبارز شیراز ازسوی شبه نظامیان این دانشگاه&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;خبرگزاری جبهه متحد دانشجویی – درپی برگزاری تجمع پرشکوه دانشجویان مبارز دانشگاه شیراز در 18 آذر ماه که طی آن نابسامانی ها ی ناشی از حاکمیت غیردمکراتیک درکشور به چالش کشیده شد از سوی بسیج دانشجویی دانشکده مهندسی این دانشگاه با صدور بیانیه ای تحت عنوان «بیایید طی یک عملیات دسته جمعی بمیریم» دانشجویان معترض به وضع موجود کشوررا تهدید به قتل کردند. بخش هایی ازاین بیانیه که اعتراض دانشجویان به مدیریت سیاسی کشور را توهین به مقدسات خواندند چنین است-حرفم را با مسئولینی شروع می کنم که دعوت خواب زمستانی را در پاییز لبیک گفته و دانشجویانی که مدعی مذهب و پاسداری از خون شهدا هستند اما خود را مصداق متحجران گوشه نشین در مسجد کرده اند…من فقط یک سوال از ایشان دارم! آستانه تحمل شما کجاست؟ باید چکارتان بکنند تا خم به ابرو بیاورید؟ در این دانشگاه مکرر دیدید که به تمام مقدسات حداقل زبانیتان توهین شد و دمی برنیاوردید-حرف دومم با کسانی است که خود را خط امام می نامند اما از آرمانهای او و نائب برحقش فاصله ها دارند.امامی که وقتی از رادیو شنیدند زنی می گوید: زهرا الگو هزار و چهارصد سال پیش بودند و الگوی امروز ما اشین است!!! فرمودند مصاحبه شونده و مصاحبه کننده و کارگردان هر سه مرتد هستند. تحقیق کنید اگر قصدی در مصاحبه بوده هر سه را اعدام کنید!!!-و اما آن گروه اقلیت روباه صفت و پرتزویر که با جنجال و هیاهو فضای علمی و فکری دانشگاه را شبیه میدان تره بار کرده اند و بدون هیچ دلیل منطقی و مستدل می خواهند دانشگاه را به آشوب بکشانند ...بدانند که ماه همیشه پشت ابر نمی ماند و چهره واقعی شما به زودی برای همه مشخص خواهد شد ( هرچند باد صحبت با تلویزیون های منافقین و آمریکایی هر ابری را کنار زده است)اما کلام آخر: اگر تمام مسئولین هم ساکت بنشینند ما با تمام وجود پیرو خط رهبری خواهیم بود اما در این کربلا دیگر حسین بن علی به قتلگاه نخواهد رفت.&lt;br /&gt;&lt;a href="http://mohandestabarzadi.blogfa.com/post-684.aspx"&gt;اعتراض لیبرالها به قتل مرزبانان به دست گروهک تروریستی جندالله&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;اخیرا گروهک تروریستی و بنیادگرای جندالله که اسلام سیاسی در نسخه وهابیش را نمایندگی می کند، پس از به گروگان گرفتن 16 مأمور نیروی انتظامی به جز یک نفر تمامی گروگانها را به قتل رسانده است. جندالله پیش از این موکداً اعلام می کرد که تنها به قتل کسانی دست می زند که آنان را مزدوران حکومت اسلامی می نامد و مدعی بوده دستشان به خون مردم بلوچ آلوده است.جدا از نادرستی چنین گزاره ای برای ترور افراد، چنانکه در خبرها آمده است تمامی یا اکثریت این گروگانها سربازان وظیفه بی گناهی بوده اند که از بد حادثه مجبور به گذراندن خدمت سربازی در منطقه بلا خیز سیستان شده اند ، سربازانی که نه تنها دلبسته حکومت ایران نبوده اند بلکه یقینا اکثرشان چون اکثریت مردم ایران منتقد این حکومت بوده اند، که اگر از نزدیکان حکومت بودند مجبور به خدمت در آن منطقه نمی شدند. این گروهک منحط وهابی مرتبط با القاعده و شبکه های قاچاق مواد مخدربا قتل فرزندان بی گناه ایران خط بطلان پررنگی بر ادعاهای دروغین خود مبنی بر مبارزه برای آزادی ایران کشیده است.ادعایی که پوچی آن از ابتدا معلوم بود و تنها برای آن دسته از حامیانشان که این قاچاقچیان تروریست را جنبش مقاومت مردمی ایران می خواندند خوراک فراهم می کرد. ما دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای تهران اعتراض خود را به آن دسته از رسانه های ارتباط جمعی که با پوشش رسانه ای به اخبار این گروهک تروریستی وانجام مصاحبه های اختصاصی با رهبر آن به صورت غیرمستقیم به آنان کمک می کردند اعلام می کنیم.کجایند رسانه هایی که می کوشیدند از این بن لادن وطنی ماندلایی بسازند و با بیشرمی تمام او را رهبر جنبش مقاومت مردمی ایران می نامیدند؟چرا آنان به این سبعیتی که روی حیوانات وحشی را نیز سفید کرده است پوشش خبری کافی نمی دهند؟آیا مبارزه با جمهوری اسلامی مجوزی می شود برای گذشتن از هر خط و مرز اخلاقی و انسانی که یک روز رهبر آدمکشان را رهبر جنبش مقاومت مردمی ایران بخوانید و روز دیگری فردی را نماینده جنبش دانشجویی دموکراسیخواه ایران معرفی کنید که کودکان را در کرستان می رباید و فدیه اش را به دلار می ستاند تا آن را خرج مبارزات ضدآمریکاییش کند ؟ این توشه های بلاهت را کجا اندوخته اید و این کوله های حماقت را به کجا می برید؟ ما دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای تهران اعتراض خود را به بی کفایتی و بی درایتی مسئولانی که به جای دفاع از منافع ملی ایرانیان و تأمین آرامش و امنیت آنان مدام به لفاظیهای بیهوده مشغولند اعلام می داریم.ما از آنان می خواهیم به جای آنکه منابع ملت ایران را صرف حمایت از گروههای تروریستی در لبنان و فلسطین و عراق و افغانستان نمایند، به جای آنکه منابع ملت ایران را صرف حمایت بی فایده از دولتهای پوپولیست ضدآمریکایی در آمریکای جنوبی نمایندد، به جای اینکه منابع ملت ایران را صرف تهدید دولتهایی در منطقه کنند که اگر درست بنگریم یگانه متحد استراتژیک ما در این منطقه هستند ، منابع ملت ایران را در جهت دفاع از منافع ملی ایران، رشد و توسعه و آبادانی مناطق محروم و برخورد قاطع با گروهکهای تروریست مصرف کنند. اما دریغ و درد که یقین داریم اعمال غیر انسانی جندالله تنها سیکل معیوب خشونت در منطقه را پایدارتر می سازد و برخوردهای غیرانسانی عمال حکومت در قبال مردمان بی گناه و محروم منطقه را بیشتر دامن می زند. ما همچنین به بعضی قدرتهای فرامنطقه ای که نسبت به حمایتشان از امثال این گروههای تروریستی در جهت آشوب افکنی و تجزیه ایران مظنونیم هشدار می دهیم که بدانند ایران با تاریخی چند هزار ساله کشوری نیست که بتوان آن را تجزیه کرد . دولتها آمده اند و رفته اند و می آیند و می روند؛ ایران و ایرانی اما مانده است و می ماند.اعتبار سیاسی در اذهان ملتها به دشواری کسب می شود اما به سادگی از کف می رود.همچنان که پس از حادثه 28 مرداد اعتبار به کف آمده در بیش از یک قرن دولت آمریکا به عنوان دولتی آزادیخواه در اذهان ملت ایران نابود شد و نیم قرن طول کشید تا دوباره به کف آید ، اعتباری که اکنون بر اثر عملکرد ناصواب جمهوری اسلامی به کف آمده نیز به طرفه العینی دود می شود و به هوا می رود.بنا براین بهتر است در قبال حوادث ایران رویکردی مسئولا نه تر و مدبرانه تر داشته باشند و و به جای این شیطنتهای ناشیانه، از جنبش دموکراسی خواهانه ملت ایران حمایت نمایند که ایرانی آزاد و امن، بهترین دوست آنان در منطقه خواهد بود. در پایان ، ما قتل مظلومانه این سربازان را به خانواده های آنان تسلیت گفته و آرزومندیم که مجرمان این جنایت وحشیانه به سزای اعمال خود برسند.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای تهران &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7018437081223620982-4823617743348201021?l=democratl.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://democratl.blogspot.com/feeds/4823617743348201021/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7018437081223620982&amp;postID=4823617743348201021' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/4823617743348201021'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/4823617743348201021'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://democratl.blogspot.com/2008/12/blog-post_4940.html' title='اخبارزندانیان سیاسی//تهدیدبه قتل دانشجویان مبارز شیراز// بیانیه دانشجویان لیبرال'/><author><name>آزادیخواهان دمکرات</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09324329976602755795</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7018437081223620982.post-1626564753969121427</id><published>2008-12-12T00:40:00.000-08:00</published><updated>2008-12-12T00:48:49.861-08:00</updated><title type='text'>بیانیه جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد به مناسبت برگزاری مراسم روز دانشجو</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;آزادنا:مراسم پر شور و با شکوه روز دانشجو با عنوان"دانشگاه، فریاد آزادی" در صحن دانشکده فنی دانشگاه تهران و با حضور گسترده دانشجویان برگزار شد. جمع گسترده ای از دانشجویان دانشگاههای آزاد نیز ضمن حضور پرشور در این مراسم با صدور بیانیه ای اعتراض و انتقاد خود را نسبت به نقض حقوق بشر و نبود آزادی های آکادمیک، مدنی و سیاسی در دانشگاه های کشور اعلام کردند. متن کامل این بیانیه که توسط نماینده دانشجویان دانشگاه آزاد در مراسم روز دانشجو قرائت شد، به این شرح است:&lt;br /&gt;پائیزی دیگر و آذری دیگر فرا رسیده است و اکنون نوبت ماست که در میانه آذر و در واپسین روز های خزان بهاری دیگر بیافرینیم.دانشگاه این اولین صف مبارزه علیه استبداد و این آخرین سنگر دفاع از آزادی علی رغم تمامی رنج ها و سختی هایی که در طول تاریخ این سرزمین بر آن رفته است زنده است وز نده نیز خواهد ماند. مادانشجویان دانشگاه آزاد نیز درکنار دیگر یاران دبستانی مان هستیم و اعلام می داریم که:&lt;br /&gt;1-با گذشت حدود 30 سال از انقلاب اسلامی و روی کارآمدن دولت نهم روند سرکوب جامعه مدنی از جمله دانشجویان ، زنان ، معلمان ، کارگران ، مطبوعات و ...سیری صعودی گرفته و علیرغم تمام شعارهایی که مبنی بر صلح و دوستی ومهرورزی از تریبون های رسمی نعره زده می شود آزادی به رویایی دست نیافتنی تبدیل شده است که تنها راه رسیدن به آن ایستادگی و مقاومت و مداومت در آن می باشد . سیاست سرکوب و ایجاد امنیت قبرستانی ، که در دستور کار دولت نهم قرار گرفته است هر گز نخواهد توانست صدای اعتراض را در جامعه ما خاموش کند ، کما اینکه اجتماع امروز ما دانشجویان این را ثابت می کند.&lt;br /&gt;2 – تبعیض علیه نیمی از جامعه و سرکوب خاموش زنان تحت هیچ عنوانی پذیرفتنی نیست و به واقع محروم کردن کشور از نیم از توانمندی های خویش می باشد. تبعیض و تفکیک جنسیتی که اینک در دانشگاه ها ی سراسری اعمال می شود امری است که سال هاست در دانشگاه آزاد وجود داشته است . مد عیان اخلاق که داعیه دفاع از دختران این سرزمین را دارند کوس رسوایی شان را به یاد آورند که چگونه در ماجرای دانشگاه زنجان و همچنین وزیر فوق دیپلم دولت نهم گوش فلک را کر کرد. جنبش زنان که در معرض شدیدترین سرکوب ها قرار داشته و دارد همواره روش های جدید مبارزه و مقاومت مدنی را به رخ کشیده است که از این حیث می تواند الگویی برای سایر بخش های جامعه مدنی باشد.&lt;br /&gt;3 – گرچه سیاست های نادرست اقتصادی دولت نهم بر عالم و آدم پوشیده نیست و تورم و بیکاری و فقر گسترده گواه بر این مدعاست. آنانی که روزی شعار آوردن نفت بر سر سفره مردم می دادند گویا دیگر صدای فقر را نمی شنودند. آنچه مسلم است آنکه ایران امروز نیاز به یک جراحی اقتصادی دارد و آن نیز چیزی جز حذف و هدفمند کردن یارانه ها نیست . هیچ دولتی در جهان این قدر ابلهانه به توزیع و دود کردن ثروت ملی نمی پردازد. صندوق ذخیره نذری که باید پشتوانه اقتصاد می بود از بذل و بخشش آقایان و سوء مدیریت ایشان خالی شده است و کفگیرش مدت هاست که به ته دیگ خورده است. در این میان پرداخت نقدی یارانه ها بیش از پیش انتخاباتی بودن این طرح را بیان می دارد و امری است که باید از آن پرهیز شود.&lt;br /&gt;4- عدم توانایی در دفاع از حقوق ملت ایران در عرصه جهانی و ضعف حاکمیت در احیای حقوق شهروندان ایرانی از جمله نقاط تاریک این 30 سال است. ادعای نامشروع شیخ نشین ها پیرامون جزایر3گانه و خلیج فارس، کم شدن سهم ایران از دریای مازندران به 13 درصد و عدم توانایی کافی در بهره برداری به موقع از منابع مشترک نفتی و برخورد غیر انسانی اعراب با شهروندان ایرانی ناتوانی حاکمیت را در حمایت از حقوق ارضی و ملی مردم ایران به وضوح نشان می دهد.&lt;br /&gt;5 – واما انتخابات ریاست جمهوری در پیش است و فرصت طلبان اخراج شده از قدرت که امتحانشان را پس داده اند در صدد سوء استفاده از نارضایتی موجود هستند و می کوشند تا بدون دادن برنا مه ای مدون و مشخص و تنها با ایجاد شور و هیجان به قدرت باز گردند. اینان روزی شعار ایستادگی همچون شمع سر دادند و روز دیگر صحبت از تدارکاتچی بودن به میان آوردند. اکنون نیز با پر رویی تمام شکست اصلاحات را نه بز دلی خویش که تند روی مطرح می کنند. آری قدرت آن قدر شیرین است که دانشجو را می توان به پایش فدا کرد ، ولی ما دانشجویان ضمن اینکه کسانی را که به یاری دانشجویان پرداختند فراموش نخواهیم کرد اعلام می داریم که دیگر جانب احزاب و افرادی که به دریوزگی قدرت می پردازند را نخواهیم گرفت ورنگ حنایشان را با ور نخواهیم کرد.&lt;br /&gt;اکنون وضعیت کشور و به خصوص اوضاع اقتصادی آن نابه سامان است . کشور با حاکمیتی فرقه ای رو به روست که برای تو جیه عملکرد نا صواب خویش از هیچ کاری ابا ندارد. سرکوب و اعدام ، سلب اختیار و قدرت انتخاب از مردم و دست اندازی به اعتقادات مردم و تر ویج خرافه گرایی و ... نمونه ای از این توجیه های نا بخردانه می باشد. در این بین لزوم توجه دانشجویان به وجوه مشترک خود که بیش از پیش احساس می شود باید مد نظر قرار گیرد و دانشجویان در یک صف به مبارزه علیه استبداد و دیکتاتوری بپردازند.&lt;br /&gt;ما داشنجویان دانشگاه آزاد نیز در کنار دیگر دوستانمان خواهیم بود و همانطور که در سال گدشته نیز نشان دادیم همراه با این عزیزان در روشن نگاه داشتن شعله مبارزه از هیچ کوشش دریغ نخواهیم کرد.&lt;br /&gt;جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7018437081223620982-1626564753969121427?l=democratl.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://democratl.blogspot.com/feeds/1626564753969121427/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7018437081223620982&amp;postID=1626564753969121427' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/1626564753969121427'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/1626564753969121427'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://democratl.blogspot.com/2008/12/blog-post_12.html' title='بیانیه جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد به مناسبت برگزاری مراسم روز دانشجو'/><author><name>آزادیخواهان دمکرات</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09324329976602755795</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7018437081223620982.post-182954864620562632</id><published>2008-12-10T07:47:00.000-08:00</published><updated>2008-12-10T07:53:20.180-08:00</updated><title type='text'>مهندس طبرزدي دبيركل جبهه دمكراتيك ايران: امروزمشكل اصلي مردم ايران حاكميت است</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://jdaneshjouee.blogspot.com/2008/12/blog-post_09.html"&gt;مهندس طبرزدي دبيركل جبهه دمكراتيك ايران: امروزمشكل اصلي مردم ايران حاكميت است&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;خبرگزاري جبهه متحد دانشجويي- مهندس حشمت اله طبرزدي دبيركل جبهه دمكراتيك ايران درگفتگو با شبكه راديو تلويزيوني صداي آمريكا به پرسش هاي اين رسانه درمورد مسايل جاري ايران پاسخ گفت متن اين گفتگو بدين شرح است&lt;br /&gt;چالنگي (مجري مصاحبه): باتوجه به اظهارات آقاي رفسنجاني وبطوركلي اوضاعي كه درايران حاكم است مساله ارتباط با آمريكا چطور قابل حل است&lt;br /&gt;مهندس طبرزدي : اكنون مساله اصلي براي مردم ايران تورم ، گراني مشكلات اقتصادي و سركوب هايي است كه متاسفانه حاكميت عليه مردم اعمال مي كند. گرچه مساله ارتباط با امريكا مساله اي فوق العاده مهم است اما امروزمشكل اصلي مردم ايران خود حاكميت است. اينكه هرازچند گاهي آقاي رفسنجاني يا ديگر عوامل حكومت سعي مي كنند كه مسايل خارجي به ويژه درارتباط با آمريكا را بيان كنند از ديد ما اين يك نوع فرافكني است. يعني وقتي كه خود آقاي رفسنجاني دردرون حكومت مشكل جدي دارد ودرون حاكميت حرفش را نمي خوانند به ويژه جناح آقاي احمدي نژاد، يا برعكس جناح دولت مي بيند كه با مشكل عديده روبروست اين همه وعده و وعيد آقاي احمدي نژاد به مردم داد ولي الان سفره هاي مردم خالي تر شده، جنبش دانشجويي به خاطرسركوب راديكال ترشده ، مطالبات اجتماعي مسايل زنان و ... هست اينها وقتي اين مشكل را نمي توانند حل كنند با اين چالشها درماندند سعي مي كنند مسايل را به بيرون ارتباط بدهند. براي اينكه وانمود كنند كه ريشه مشكلات جمهوري اسلامي در بيرون هست درصورتي كه ريشه مشكلات در درون هست. به اعتقاد ما هرگاه دولت جمهوري اسلامي و يا هرحاكميت ديگر بتواند ازطريق گفتگو با مردم خودش مشكلات را حل كند وبررسي كند ان شكاف عظيم كه بين حاكميت و مردم ايجاد شده چگونه آنرا مي تواند پركند آن وقت نوبت به اين مي رسد كه اين حاكميت چگونه مي تواند با دنيا مذاكره كند. دولتي كه با مردمش جزسركوب و بگيرو ببند و ايجاد وحشت ، سانسور، فقر و ايجاد تبعيض و نابرابري رويكردي ندارد اين حاكميت نمي تواند با دولت خارجي به ويژه آمريكا به گفتگو بنشيند و ازديدگاه من اكثريت مردم چنين انتظاري هم ازاين حاكميت ندارند.مردم مي گويند اگريك حكومت برسركارباشد كه به صورت دمكراتيك باشد در آن صورت مساله مذاكره با آمريكا مساله بسيارراحت خواهد بود.چالنگي : آخرين خبرها درمورد وضعيت زندانيان سياسي چيست؟مهندس طبرزدي : اين بحث مطولي است كه كوتاه اشاره مي كنم. آقاي حميد رضا محمدي به خاطر اينكه موهايش را كوتاه نكرد فرستادنش سلول انفرادي ايشان 11 سال زندان دارد (به اتهام اقدام عليه امنيت ملي )كه الان 4-5 سال زندان است. دربند 350 فقط به خاطراينكه آقاي فلاحي زاده صارمي و ظهورنبوي نرفتند نمازجماعت شركت كنند ملاقاتشان را قطع كردند. آقاي ابوالفضل جهاندار كمر درد دارد ايشان دوسال پيش در209 اوين دچاركمردرد شد. الان زندان مي گويد هزينه كمردرد با خودت هست به ما ربطي ندارد. ايشان رابا آقاي درخشندي باهم دستگيركردند. آقاي بروجردي كه متاسفانه آگاهيد كه ايشان رابه زندان يزد فرستادند. متاسفانه اينها آنهمه دم ازاسلام و قانون مي زنند و هروقت كم مي آورند مي گويند كه ما تعهد شرعي داريم كه چنين و چنان نكنيم ولي الان يك آيين نامه اي كه سازمان زندانها دارد كه براساس آن بايد تفكيك جرايم صورت بگيرد يعني مثلا زنداني سياسي را دركنارزندانيان خطرناك نفرستند اما اين را اجرا نكردند اصانلو، ماسوري ، بنازاده ها ، كهندل را فرستادند رجايي شهرهاناعبدي و صفارزاده را تبعيد كردند، هاشم شاهين نيا و سعيد شاه قلعه رافرستادند بوشهر. متاسفانه اتفاق بدي افتاد و يك مبارز به اسم علي كرم زاده يا درويش حدود 30 -40 روزپيش درخرامه فارس كشتند وانداختند درباغ هاي آن منطقه و انگشت اتهام به سمت سپاه آن منطقه هست . فرزاد كمانگرهم وضعش مشخص است آقاي اكبرلهكستاني يك آذري زبان هست كه فقط به جرم اينكه 3 سال پيش از آقاي احمدي نژاد انتقاد كرداو را به زندان انداختند واين مساله مفصل هست ...چالنگي : يك دانشجو در دانشگاه شيراز دربرابر لاريجاني به صراحت مي گويد شما قانوني نيستيد و به صراحت مي گويد من از آقاي احمدي نژاد متنفرم. اين تفسيرش چيست&lt;br /&gt;مهندس طبرزدي: با توجه به اينكه سياست سركوب آقاي احمدي نژاد دراين سالها تشديد شده و به دليل فشارهاي اقتصادي و اجتماعي كه برمردم هست در واقع دانشجوها و جنبش دانشجويي راديكال ترمي شود بطورمثال اگربرفرزندتان مدام فشاروارد كنيد اين يك جايي به ضد خودش تبديل مي شود. اين فشارهايي كه جمهوري اسلامي بر جنبش دانشجويي وارد كرد امروز اين جنبش به عنوان آوانگارد و پيشتاز مبارزات اين فشارها را بر مي گرداند به حالت اعتراض...چالنگي:آيا اين نشان دمكراسي نيست كه يك دانشجو مي تواند روبروي رييس مجلس بگويد شما قانوني نيستيد؟&lt;br /&gt;مهندس طبرزدي: خيراين دمكراسي نيست چون دانشجو كه الان اين اعتراض را مي كند مي داند كه 4روزديگرنه يك ماه ديگربايد برود زندان اوين يا عادل آباد شيراز و... اما درهمين دو سه روز گذشته بيش از2500 دانشجوي دانشگاه شيراز جمع شدند و درجواب حراست دانشگاه كه دانشجويان را تهديد كرد و گفت حراست شمشير را از رو بسته و اگر شما بخواهيد ميتينگي برگزار كنيد برخورد مي كنيم دانشجوها باصداي بلند اعتراض كردند و گفتند كه ما هم شمشير را از رو بستيم . بيش از 2-3 هزاردانشجو دردانشگاه تهران تجمع كردند و گفتند مرگ برديكتاتور دانشجوهاي دانشگاه بوعلي همدان تجمع كردند اينها مجبورشدند گازاشك آوربزنند. دردانشگاه زنجان هم دانشجوها گفتند كه زندان اوين دانشجو مي پذيرد! امروزاين حالت اعتراض حالتي است كه دانشجو مي داند مثلا هفته گذشته 4 دانشجوي دانشگاه علامه تحصن كردند به صورت مسالمت آميز فقط براي اينكه بروند سركلاس بنشينند آنها رابردند زندان اوين، بنابراين وقتي دانشجو اعتراض مسالمت آميز مي كند، حرف مي زند، نقد مي كند او را به زندان اوين مي برند و پس زندان اوين به تعبيرآقاي خميني شده دانشگاه(چون دانشجو مي برند انجا) اين چيزي ندارد از دست دهد اين اعتراضي است كه جنبش دانشجويي دربرابر عملكرد رژيم درپيش گرفته و اين نه به عنوان دمكراسي بلكه حركت اعتراضي است &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7018437081223620982-182954864620562632?l=democratl.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://democratl.blogspot.com/feeds/182954864620562632/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7018437081223620982&amp;postID=182954864620562632' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/182954864620562632'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/182954864620562632'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://democratl.blogspot.com/2008/12/blog-post_10.html' title='مهندس طبرزدي دبيركل جبهه دمكراتيك ايران: امروزمشكل اصلي مردم ايران حاكميت است'/><author><name>آزادیخواهان دمکرات</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09324329976602755795</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7018437081223620982.post-7240556980442767137</id><published>2008-12-09T07:19:00.000-08:00</published><updated>2008-12-09T07:35:37.126-08:00</updated><title type='text'>خروش جنبش دانشجویی در دانشگاه شیراز//16 آذر روز ماست!</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;پیام دانشجو&lt;/strong&gt;:جنبش دانشجویی در دانشگاه شیراز خروشید.ان ها که باور ندارند باور کنند. ان ها که نا امید شده بودند امید وار شوند. ان ها که ترسیده بودند از خانه به در شوند. ان ها که رادیکال و پوپولیستمان می خواندند یاد بگیرند. ان ها که تز اصلاحات از درون را تجویز می کردند پند بگیرند. ان ها که دشنه تیز کردند غلاف کنند. ان ها که سرکوب کردند از غصه بمیرند. بار دیگر جنبش دانشجویی پیشتاز شد. بار دیگر دانشجو خروشید. روح زمان بر امد. سکوت ملت شکست. سرکوب و تحمیل زور و فقر بر خلاف خواست دیکتاتور اثر گذاشت. درود بر دانشجو. درود بر ازاد زنان و ازاد مردان. درود بر سوسیالیست. درود بر لیبرالیست. درود بر کرد . درود بر بلوچ. درود بر تحکیمی. درود بر برابری طلب. درود بر کارگر. درود بر زنان و درود بر دموکراسی خواهان. درود بر همه ی کسانی که از ظلم حکومت دینی به فغان امده اند. درود بر سه دانشجوی شهید. قند چی و بزرگ نیا و شریعت رضوی. درود بر ۱۸ تیر. درود بر اکبر محمدی و عزت ابراهیم نژاد و درود بر بهروز جاوید تهرانی و درود بر جبهه ی متحد دانشجویی وارث ۱۸ تیر . درود بر جبهه ی بزرگ سکولار و خواهان تغییر رژیم خود کامه.گزارش زیر را بخوانید تا باور کنید. انگار ۱۶ اذر را هوای دگر امد:&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;تجمع بزرگ دانشجویان دانشگاه شیراز با جمعیتی بالغ بر 2500 نفر برگزار شد&lt;/strong&gt;:&lt;br /&gt;بنا به فراخوان فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز، درروزدوشنبه(18 آذر) تجمع پرشور دانشجویان این دانشگاه با جمعیتی بالغ بر 2500 نفر و در پردیس ارم برگزار گردید. در ابتدای این تجمع نیروهای حراست با حمله به دانشجویان قصد داشتند، سیستم صوتی و دستگاه‌های آمپلی فایر را مصادره کنند که با واکنش شدید دانشجویان مواجه شدند. نیروهای حراست که مشخص بود از بیرون دانشگاه آورده شده بودند، چند تن از دانشجویان را مضروب کردند و یکی از سه پایه‌های باند‌های سیستم صوتی را دزدیدند. در این هنگام دانشجویان یکصدا فریاد می‌زدند که «پینوشه، پینوشه؛ ایران شیلی نمیشه، 18 آذر ما، 18 تیر میشه» و «حراست، حراست، خجالت خجالت». یکی از دانشجویان اعلام کرد که اگر یک مو از سر یکی از دانشجویان دانشگاه کم شود، حادثه‌ای نظیر 18 تیر به وجود خواهند آورد.&lt;br /&gt;پس از این که نیروهای حراست موفق نشدند، سیستم صوتی دانشجویان را از کار بیندازند. دانشجویان در میدان پردیس حلقه زدند و سرود «یاردبستانی من» و نیز «حرکت از این بیش شتابان کنید» را خواندند. پلاکاردهایی در دست دانشجویان بود که روی آن‌ها نوشته شده بود: «دانشگاه پادگان نیست»، «روشن از ایمان به طلوعی غریب، چوبه‌ی اعدام چراغان کنید»، «نه به جنگ، نه به استبداد»، «آزادی دانشگاه، آزادی جامعه»، «گر تیر و فتنه بارد، جنبش ادامه دارد»، «Live free or die»، «دانشگاه آخرین سنگر آزادی»، «دانشگاه زنده است» و...&lt;br /&gt;این مراسم که با عنوان «آزادی دانشگاه، آزادی جامعه» راس ساعت 11:30 آغاز شده بود، پس از شعار دادن و سرودخوانی وارد فاز تریبون آزاد شد. اولین دانشجو از برخورد حراست دانشگاه و حمله به دانشجویان به شدت انتقاد کرد و گفت: «حاکمیت سعی دارد روز دانشجو را نیز حکومتی کند. و به این ترتیب هرگونه مخالفت را از جنبش دانشجویی حذف کرد». نفر بعدی نسبت به سیاست‌های دولت احمدی‌نژاد به شدت انتقاد کرد و صحبت‌های خود را به سیاست‌های اقتصادی و نیز برخورد سرکوبگرانه این دولت با فعالان دانشجویی و مدنی اختصاص داد.&lt;br /&gt;یکی دیگر از دانشجویان در مورد جنبش دانشجویی و شرایط آن صحبت کرد و گفت جنبش دانشجویی جنبشی آوانگارد و رادیکال است. وی گفت: «آوانگارد کیست؟ ما آوانگاردیم. من یک آوانگارد هستم. آوانگارد، یعنی گاردِ بی‌حفاظ و بی‌پوشش، کسی که بدون هیچ سپری در برابر ظلم و ستم می‌ایستد و مبارزه می‌کند، در برابر تندر می‌ایستد، خانه را روشن می‌کند و می‌میرد... اگر آوانگاردیسم و رادیکالیسم تبه‌کاری است، من به شخصه به این تبه‌کاری معترفم.» وی همچنین به دخالت‌های وزارت اطلاعات در امور دانشگاه‌ها و نیز به نهاد شورای عالی انقلاب فرهنگی به شدت اعتراض کرد. از جمله موارد دیگری که این دانشجو به آن پرداخت، بازداشت فله‌ای دانشجویان در 13 آذر 86 و نیز تابستان 87 بود. وی همچنین به بازداشت و حکم فرزاد کمانگر و دیگر معلمان دربند به شدت اعتراض کرد و خواستار لغو فوری احکام همه‌ی فعالان سیاسی و مدنی شد. این فعال دانشجویی که به شدت از طرف دانشجویان تشویق می‌شد، اعلام کرد که «مواردی که ما به آن اعتراض داریم لیستی از خواسته‌های ما نیست که بخواهیم ملتمسانه آن‌ها را از حاکمیت طلب کنیم، بلکه بر سر آن‌ها مبارزه می‌کنیم و تا پیروزی کامل از پای نخواهیم نشست.»&lt;br /&gt;یکی دیگر از دانشجویان  گفت: «بحث امروز من در مورد چماق است. یکی از چماق‌ها کارپرور معاون دانشجویی دانشگاه شیراز است. دیگری همین حراست دانشگاه شیراز است که آشکارا به دانشجویان حمله می‌کند. چماق دیگر وزارت اطلاعات و قوه قضاییه است.»&lt;br /&gt;دانشجویی دیگر در سخنان خود گفت: «بنده انتقاد از احمدی‌نژاد و دولت را به راننده‌های تاکسی می‌سپارم. علت سرکوب‌های موجود در جامعه، غیر مردمی بودن نظام حاکم است که سعی در کنترل تمام اجزای جامعه دارد.» وی انتصابی بودن مدیران دانشگاه‌ها را به شدت مورد اعتراض قرار داد و خواستار برکناری کارپرور معاون دانشجویی و ریاست کمیته‌ی انضباطی شد.&lt;br /&gt;یکی دیگر از فعالان دانشجویی صحبت‌های خود را به رهبری اختصاص داد. این دانشجو که از دانشجویان معتقد به روشنفکری دینی بود، گفت: «ما قرار بود نظرسنجی در مورد سطح محبوبیت رهبری در دانشگاه‌ انجام دهیم. هر جور سوال طرح کردیم با آن مخالفت شد و گفته شد که سوال‌های شما علمی نیست. این مطلب در نشریه ما به چاپ رسید و در نهایت بنده بدون احضار به کمیته‌ی انضباطی، به یک ترم محرومیت از تحصیل محروم شدم. من یک سوال دارم. اگر رهبری دیکتاتور نیست چرا نباید در مورد وی نظرسنجی شود؟ رهبر من علی است. اگر رهبری پیرو علی است، چرا در سفر وی به استان فارس این همه ریخت و پاش و تجملات وجود داشت؟ من برادرم شهید شده است. من اعلام می‌کنم که برادرم در راه خامنه‌ای شهید نشده است و در راه آزادی و وطن‌اش جان خود را داده است.» این دانشجو که سیاست‌های رهبری را به شدت مورد انتقاد قرار داد، در دفعات متعدد توسط دانشجویان تشویق شد. وی در نهایت که از هیچ‌کس و هیچ چیز نمی‌ترسد و حقیقت را در هر حال خواهد گفت.&lt;br /&gt;پس از صحبت این دانشجو یکی از دانشجویان اعلام کرد که فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز از تمام کسانی که به دلیل فعالیت‌های دانشجویی به کمیته انضباطی احضار شده‌اند، قاطعانه حمایت خواهند کرد. وی از جمله به مورد «یاسر رحمانی» که اخیرا به کمیته انضباطی مرکزی احضار شده است، اشاره کرد و گفت: «در صورتی که کوچکترین برخوردی با وی صورت گیرد، دانشجویان اعتراضات گسترده‌ای را سازمان خواهند داد»&lt;br /&gt;دانشجویی دیگر در مورد قتل‌های زنجیره‌ای صحبت کرد و گفت که این قتل‌ عام‌ها لکه‌ی ننگی است که هیچ‌گاه از دامن حاکمیت پاک نمی‌شود. وی سران ارشد نظام را مسئول این قتل‌ها خواند و گفت حتی مجلس نیز نتوانست آن‌ها را جهت ادای توضیحات احضار کند.&lt;br /&gt;یکی از دختران دانشجو هم در مورد حقوق زنان صحبت کرد و خواستار برابری جنسیتی شد.&lt;br /&gt;در پایان مراسم تریبون آزاد که تا ساعت 16:30 به طول انجامیده بود، یکی از دانشجویان که از طرف برگزارکنندگان این مراسم سخن می‌گفت، اعلام کرد:« از دیروز تا کنون عده‌ی کثیری از دانشجویان به حراست دانشگاه احضار شده‌اند و به آن‌ها گفته شده که دانشگاه شمشیر را از رو بسته است. ما نیز اعلام می‌کنیم که شمشیرمان را از رو بسته‌ایم. اگر یک نفر از دانشجویان به کمیته‌ی انضباطی احضار شود، باز ما تجمع برپا می‌کنیم. به خاطر تحصن آذرماه سال گذشته ما را به کمیته‌ی انضباطی احضار کرده‌اند، ساکت نشدیم. در جریان تحصن یازده روز احضار شدیم باز ساکت نشدیم، بلکه رادیکال‌تر هم شدیم. آنقدر احضار کنند تا ما نبرد مسلحانه پیش بگیریم.» وی همچنین گفت: «از این به بعد جواب هر احضار با یک تحصن داده خواهد شد و فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز نه تنها در مسایل دانشگاه شیراز، بلکه در مسایل دیگر دانشگاه‌ها نیز دخالت خواهند کرد.»&lt;br /&gt;دانشجویان در پایان این مراسم دور میدان پردیس با سرود «حرکت از این بیش شتابان کنید» رژه رفتند و همچنین سرود « لا لا دیگه بسه گل لاله» نیز پخش شد.&lt;br /&gt;در نهایت دانشجویان با شعار دادن مراسم را به پایان رساندند.&lt;br /&gt;لازم به ذکر است که پس از اتمام این مراسم، عده‌ای از بسیجیان در مسجد دانشگاه جمع شدند و گفتند: « این دانشجویان به رهبری توهین کرده‌اند و اگر ریاست دانشگاه نمی‌تواند با آن‌ها برخورد کند باید استعفا دهد و ما به صورت کفن‌پوش با آن‌ها برخورد می‌کنیم.»&lt;br /&gt;لازم به ذکر است، مراسم ذکر شده توسط ائتلاف فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز برگزار شده بود و دیگر دانشگاه‌های شیراز در برگزاری این مراسم نقشی نداشتند. لذا اخباری که در بعضی از سایت‌ها مبنی بر برگزاری مراسم توسط «دانشجویان سوسیالیست دانشگاه‌های سراسر کشور» درج شده است، کذب محض می‌باشد. «دانشجویان سوسیالیست دانشگاه‌های سراسر کشور» در بین فعالین دانشجویی دانشگاه شیراز حتی یک عضو هم ندارند و این خبر قویا تکذیب می‌شود.&lt;br /&gt;دوشنبه شب، بعضی از فعالین دانشجویی دانشگاه شیراز اعلام کردند که اگر لازم باشد، بیانیه خود را در این مورد صادر می‌کنند.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://mohandestabarzadi.blogfa.com/post-675.aspx"&gt;&lt;strong&gt; شانزده&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt; آذر روز ماست&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;درروز یکشنبه ۱۷ آذرماه ۸۷ تشکل دانشجویان اصلاح طلب با برگزاری مراسمی در امفی تئاتر دانشگاه و همچنین  صدور بیانیه ای ضمن گرامیداشت روز دانشجو  این روز گرامی داشت. این تشکل با  پخش تیزری با مضمون جنبش های دانشجویی و فاجعه ۱۸ تیر و پخش فیلم اعتراض وهمچنین انتشار نشریه کویر اندیشه ویژه روز دانشجو، اعتراض خود را نسبت به وضع موجود در دانشگاه ها اعلام نمود. این بیانیه که پیش از پخش فیلم "اعتراض" در آمفی تئاتر دانشکده فنی دانشگاه در جمع انبوه دانشجویان قرائت و توزیع شد به این شرح است:&lt;br /&gt; فصل پیوستن ما نزدیک است&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; باید آماده شویم&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; سفری در پیش است &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;باید از صحراهائی-همه خار&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;-باید از خارهائی-همه سنگ&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;-رود می بود و گذشت &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;باید آماده شویم... باید آماده شویم. . .&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;اینک 16آذری دیگر، عهد می بندیم که رادیکال تر از قبل ادامه خواهیم داد، دریغا که هر روز بی عمل تر از گذشته و سر در لاک خویش فرو رفته روزگار می گذرانیم و هر چه بیشتر می شویم مصداق این کلیشه که «هر چه پیش آید خوش آید»! این بیانیه ایست علیه تمامی چارچوب ها، علیه تمامی مسخ شدگان و علیه تمامی مستبدان.وضع موجود غیر قابل تحمل است، مناسبات موجود از وضع معیشتی گرفته تا اقتدار و دیکتاتوری حاکم بر دانشگاه ها، چنان ابعاد وسیعی به خود گرفته که آدمی ترجیح می دهد برای راحتی فکر و روان خویش هم که شده دست کم از ذکر فهرست این همه انباشت تهوع آور مصایب نا تمام، بپرهیزد. اندیشمندان اجتماعی برآنند که چنین وضعیتی به ایجاد انگیزه های وسیع در افکار عمومی برای به حرکت درآوردن موتور تحولات و تغییرات منجر خواهد شد؛ اما آیا براستی چنین است؟به 3 سالی که گذشت نگاه کنیم، واقعا دیگر چه اتفاقی باید می افتاد تا افکار عمومی مجاب شود که باید حرکتی را آغاز کرد؟ سرکوب های متعدد دانشجویان و محکومیت های بی دلیل آنان، اعمال فجیع ترین شکنجه ها بر روی ایشان، محرومیت از تحصیل و ستاره دار شدن، سرکوب جنبش کارگری، محکومیت رهبران جنبش کارگری به زندان های طولانی مدت، سرکوب جنبش زنان و صدور حکم های سنگین برای فعالان مدنی، بسته شدن مطبوعات، بازنشسته کردن اساتید دانشگاه، تورم فزاینده 30 درصدی، سرکوب های خیابانی گشت ارشاد و تجاوز به حقوق مدنی شهروندان، جدا سازی های جنسیتی گسترده از دانشگاه تا اماکن عمومی همچون پارک، ولخرجي بی حساب کتاب پول نفت و عدم پاسخ گویی دولت، بحران های متعدد بین المللی از تحریم ها گرفته تا قطعنامه های صادر شده علیه ایران، شکل گیری اجماع جهانی علیه ایران، نابودی صنایع داخلی و به خاک سیاه نشستن کشاورزان، روی کار آمدن وزرای بی لیاقت وعدم ثبات در ساختار دولت و تعویض متعدد وزرا، افزایش بی کاری، فحشا، خودکشی های اقتصادی و...می توان صدها صفحه در این باره نوشت و از لایه های پنهان فجایع ناشی از چنین اقداماتی پرده برداشت. اما چه سود؟ مگر کم نوشته شد در این سالها؟ باری، گویی واقعیت سنگین تر از آن چیزی است که تصور می کردیم:«وقتی جنایت بعد وسیعی پیدا کند، از نظرها پنهان می ماند. هنگامی که رنج ها تحمل ناپذیر شود آدمی دیگر فریادها را نمی شنود. انسانی را حقیر می کنند، انسانی را کتک می زنند، انسانی را گردن می زنند و با دیدن چنین صحنه هایی تنها از هوش می رویم. باری، گویی باید آن جمله معروف را چنین تغییر داد که: هر آنکس با هر آنچه سخت است برخورد کند دود می شود و به هوا می رود!»اکنون وضع چنین است. چگونه می توان با آن مقابله کرد؟ آیا راهی هست که مانع از بسته شدن چشم انسانها به روی فجایع شود؟ از کجا باید آغاز کرد؟ اگر این همه گواهی باشد بر این تئوری که «بدون به راه افتادن موتور کوچک، موتور بزرگ کاری نمی تواند بکند.» و حلقه ی مفقوده ی این انفعال، همچنان دانشگاه است، آنگاه باید از کلی گویی های آوانگاردیسم پرهیز کرد و مستقیما به سراغ تاکتیک ها رفت.ما وارثان سه دهه مقاومت های بی ثمر تشکیلاتی-حزبی، صنفی، پارلمانتاریستی، اصلاح طلبی و در نهایت پراکنده و نامستمر هستیم. از نخستین تجمع سیاسی زنان در روز جهانی زن در اسفند 57 گرفته تا 18 تیر 1378 چرا علی رغم کمیت قابل توجه معترضین، خواسته هایشان تحقق نیافته است؟اگر امروز در دانشگاه، اکثریت با دانشجویان سر به زیر و بی تفاوتی است که به مقررات شبه نظامی آکادمی تن داده اند و الگوی دانشجوی «نمونه» را پیش روی خود قرار داده اند و همگام با توده های مستحیل در متن واقعیت دلقک وار به دنبال ارزش های سخیفی چون مدرک، شغل، تشکیل خانواده، درآمد مکفی و... می دوند، تنها راه برون رفت از بن بست یأس و بی تفاوتی به یک معنا «عمومی کردن مشکلات» است. اگر زمانی این تئوری تجویز می شد که باید مبارزه را از داخل دانشگاه به فضای عمومی منتقل کرد ما می گوییم که بر عکس؛ باید پای همگان را به دانشگاه کشید. صحنه ی نبرد اینجاست. دانشگاه ماحصل استبداد نهفته در جامعه است؛ از توده هایش گرفته تا حاکمان. اگر دانشگاه موتور کوچک مبارزه علیه وضع موجود است، متقابلا موتور کوچک استبداد و دیکتاتوری حاکم بر جامعه هم هست. پس اگر این موتور کوچک سرکوب از کار بیفتد یقیناً می توان گفت موتور بزرگ خود به خود خاموش می شود.اینک ما باید تولید کننده ی دور جدیدی از تئوری های مبارزاتی باشیم که مشخصا به مقابله با سیاست های پدرسالارانه محیط آکادمی برمی خیزد. و این تئوری مشخصا باید از درون دانشگاه -جایی که صحنه ی اصلی مبارزه است- بیرون آید و نه از حاشیه ی روشنفکر نشین و محافظه کار رفورمیست. همان محافظه کارانی که پس از رخداد دوم خرداد، جنبش دانشجویی را بارها و بارها متهم به بدمستی کردند و از آنها می خواستند که اندازه نگه دارند. جامعه ی مدنی ایران باید بداند که یگانه «راه رهایی» از بند زور و سرکوب و دروغ و تزویر، متوقف کردن چرخه ی تولید «شهروند بی آزار» در دانشگاه است. اگر این گفته ی فیدل کاسترو را باور داشته باشیم که «دانشجویان پارتیزان های جدید عرصه ی فرهنگ اند» آنگاه مشخص است که این پارتیزان های نوظهور نیازمند مهمات و نیروی پشتیبانی اند. و این نیرو همان جامعه ی مدنی و افکار عمومی است که باید ندای دعوت ما را جدی بگیرند و به درون عرصه ی نبرد -دانشگاه- وارد شوند.نقل است که در فرانسه قرن 19 بازجویی از «آگوست بلانکی» شورشی پرسید: «شغل تو چیست؟» او جواب داد: «پرولتاریا» و جواب شنید: «پرولتاریا که شغل نیست». بلانکی پاسخ داد: «پرولتاریا شغل اکثریت مردمی است که از حقوق سیاسی شان محروم شدند». به این معنی پرولتاریا نامی بود برای همه کس. اگر «پرولتاریا» در آن روزگار واجد سیاسی ترین معانی بود، اینک و در شرایط سیاست گریزی جامعه ی ما هر مخالف وضع نفرت انگیز فعلی که خواستار درهم شکستن چارچوب های از پیش تعیین شده جامعه -اعم از اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی- است، از هر طبقه ای و در هر جایگاهی باید باور داشته باشدکه تنها یک شغل دارد و آن شغل «دانشجو»است. «دانشجو» اینک نامیست برای همه کس. نامی که اعلام می دارد: «من در حال نبردم». اگر هر یک از افراد جامعه به این باور برسد که «دانشجو» است نه به معنی «دانش»«جو» بلکه سرهم و واجد بار سیاسی و اجتماعی، آنگاه حس «تعهد» در برابر واقعیت به وجود می آید و دیگر نمی توان از سر هر صحنه ای بی تفاوت رد شد.تشکل اسلامی دانشجویان اصلاح طلب با اعلام همبستگی در این روز -16آذر- با تمامی فعالان مدنی، مبارزان و آحاد معترض جامعه از ایشان می خواهد که بیش از پیش مبارزه در عرصه ی دانشگاه را جدی بگیرند و در این راستا پیش از همه دست اساتید آگاه و مستقل را می فشارد. بیایید همگام باهم فریاد بزنیم: «16 آذر،روز ماست».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تشکل اسلامی دانشجویان اصلاح طلب&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7018437081223620982-7240556980442767137?l=democratl.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://democratl.blogspot.com/feeds/7240556980442767137/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7018437081223620982&amp;postID=7240556980442767137' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/7240556980442767137'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/7240556980442767137'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://democratl.blogspot.com/2008/12/16_09.html' title='خروش جنبش دانشجویی در دانشگاه شیراز//16 آذر روز ماست!'/><author><name>آزادیخواهان دمکرات</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09324329976602755795</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7018437081223620982.post-1165976134499508687</id><published>2008-12-08T08:38:00.000-08:00</published><updated>2008-12-08T08:47:49.565-08:00</updated><title type='text'>تحلیل جبهه ی دموکراتیک ایران از جنبش دانشجویی- آذر ۸۷</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt; برآمد تاریخی ۲- استراتژی درست۳- اتحاد نیروها&lt;/strong&gt;                                                                        &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;پرسش مقدر  در مورد برگزاری تظاهرات دانشجویی روز گذشته در دانشگاه تهران و دانشگاه های دیگر ُ این است که:نظر به این که این تظاهرات از سوی دفتر تحکیم  ،صورت گرفت و این دفتر در بیانیه ی اول مهر( که در ان، استراتژی یک ساله ی ان دفتر مشخص شد، )اعلام کرده بود که  رویکرد جدید ان ها فعالیت در حوزه ی مسائل اجتماعی و دوری گزینی از سیاست به ویژه حرکت های رادیکال است اما تظاهرات دانشجویی چند روز اخیر به ویژه در دانشگاه تهران با شعار مرگ بر دیکتاتور در تضاد با ان بیانیه است،بنابراین چنین تناقضی چگونه قابل توجیه است؟&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;برای پاسخ به این پرسش لازم است یک تحلیل  همه سو نگر  صورت بگیرد و برای مبارزات پیش رو رهنمود های کارامد تری به دست بیایید. ما به سهم خود این پرسش مقدر را به شرح زیر واکاوی می نماییم: ۱- ما این  استراتژی دفتر تحکیم وحدت را در همان زمان مورد نقد قرار دادیم و به ویژه این نقد در مقاله ای که از سوی مهندس طبرزدی دبیر کل جبهه ی دموکراتیک ایران  ارایه شد به خوبی میزان نا درستی برداشت دوستانمان در ان دفتر را باز می نماید. حاصل ان نقد این بود که اعضای دفتر تحکیم تحت تاثیر تحلیل های ناقص برخی فعالان مدنی از یک سو و فشارهای امنیتی از دیگر سو به ان استراتژی نادرست تن دادند .  البته در مقالات بعدی که از سوی برخی از از اعضای ان دفتر ارایه شد ،سعی کردند ان خطای استراتژیک را جبران کنند. باور ما  این است که جنبش دانشجویی به عنوان اوانگارد جنبش دموکراسی خواهی بر امده از روح زمان است که این امر را به برامدگی تاریخی تحلیل می کنیم. واقعیت این است که حاصل ۳۰ سال عوام فریبی،جنگ افروزی و خشونت،سرکوب و جاهلیت و فقر و ورشکستگی اقتصادی ناشی از عملکرد نظام دینی ،جامعه را با مطالبات انبوه و مالا انفجار روبرو کرده است. سیاست های افراطی احمدی نژاد در حدود ۴ سال اخیر مزید بر علت گردیده و مردم را در شرایط بسیار نا گواری قرار داده است.حاکمیت به جای این که به خواسته های به حق اقتصادی،مدنی و اجتماعی،حقوقی و سیاسی مردم توجه کند ،دست به سرکوب گسترده تر زده است و جامعه را در شرایط مشابه سال ۱۳۵۶ قرار داده است. در چنین شرایطی عکس العمل قهری مردم و به ویژه جنبش دانشجویی یک رویکرد رادیکال بوده و از ان گریزی نیست. رهبران جنبش دانشجویی و تشکل فعالی چون دفتر تحکیم اگر این واقعیت اجتماعی را درنیابد ،جنبش دانشجویی با رفتار خود به ان می فهماند و این امر دیروز در دانشگاه تهران اتفاق افتاد. اگر به تحلیل های ما در ۳ ماه اخیر دقت شود به خوبی این شرایط جدید در ان دیده شده است. هر اندازه رژیم بخواهد از راه سرکوب عریان به مطالبات قانونی اقتصادی و سیاسی-مدنی طبقات و گروه های مختلف اجتماعی پاسخ بدهد باید شاهد عکس العمل طبیعی مردم باشد که  صدای بلند فریاد مرگ بر دیکتاتو ر پاسخ به این رژیم  رو به زوال است. ۲- استراتژی درست: رژیم به خوبی از شرایط جدید اگاه است و به خوبی می داند که مردم در مقابل شرایط فاجعه بار اقتصادی و سرکوب مدنی-اجتماعی-سیاسی به مرور دست به اعتراض خواهند زد. به همین دلیل از مدتی پیش و به قصد جلوگیری از  تظاهرات دانشجویی ۱۶ اذر ماه دست به دو اقدام موازی زد. از یک سو سرکوب های دانشجویی را تشدید کرد و با بازداشت ۴ دانشجوی دانشگاه علامه ی طباطبایی این گونه وانمود کرد که در مقابل جنبش دانشجویی کوتاه نخواهد امد و از دیگر سو رهبران خود را برای سخنرانی در روز ۱۶ اذر اماده کرد و به نیروی شبه نظامی بسیج دانشجویی اعلام اماده باش داد. ولی در مقابل این استراتژی سرکوب و مصادره،گروه های مختلف دانشجویی استراتژی درست مبارزه ی فعال را بر گزیدند. دفتر تحکیم وحدت،جبهه ی متحد دانشجویی ،دانشجویان برابری طلب ُدانشجویان هویت طلب،جبهه ی دموکراتیک ایران و ادوار دفتر تحکیم وحدت با صدور اعلامیه انجام مصاحبه و ایجاد فضا سازی های مناسب به مقابله با این سیاست سرکوب و مصادره بر خاستند. این گرو ه هابا  هماهنگی به سمت یک استراتژی درست رو اوردند و به ویژه دفتر تحکیم وحدت با اعلام میتینگ دانشجویی در روز ۱۷ اذر ماه میزان هوشیاری و دلیری تشکیلاتی خود را نشان داد. اگر چه راهپیمایی خودجوش در روز ۱۷ اذر ماه که منجر به سردادن شعار های رادیکال همچون مرگ بر دیکتاتور  به عنوان خواست عمومی شد  ،از سوی این دفتر برنامه ریزی نشده بود و لی نیرو های ازادی خواه در یک اقدام درست و منطقی خواست ملی را اعلام نمودند. البته دفتر تحکیم نیز نباید دچار توهم دیگری بشود و این حرکت را به نام خود ثبت کرده بار دیگر به این فکر بیفتد که با نزدیکی با نیروهای اصلاح طلب به طرح استراتژی های خطا مبادرت نماید. ولی انچه اهمیت دارد این است که همه ی نیروهای دموکراسی خواه به یک استراتزی درست در مبارزه ی اخیر رو اورده و نشان داده اند که می توانند  با جنبش دانشجویی و برامد تاریخی که منجر به رهایی ملت ایران خواهد شدُ  همراهی کنند. ۳-اتحاد نیرو ها:فعل و انفعالات ناشی از برامد  تاریخی به صورت طبیعی جنبش دانشجویی را در مسیر درست با اتخاذ استراتژی مبارزه ی فعال قرار داد. شاید پس از چند سال این اولین بار بود که در اوج سرکوب و خفقان دولت افراطی- اسلامی،جنبش دانشجویی در مازندران،همدان،شیراز،تهران و دانشگاه های دیگر ،دست به چنین حرکت های گسترده و رادیکال زد. ما از این جنبش اخیر به استراتژی مبارزه ی فعال تعبیر کرده ایم. در این مبارزه ی فعال علاوه بر دو پارامتر پیشین،اتحاد عمل نیرو ها بسیار کارساز بود. دفتر تحکیم وحدت  با درک درست شرایط و دوری گزینی از تحلیل های خطا و با فاصله گیری از نیرو های سازشکار و بعضا حکومتی،میتینگ ۱۷ اذر را اعلام کرد. این میتینگ فورا از سوی جبهه ی متحد دانشجویی و دو تشکل دیگر یعنی ادوار و جبهه ی دموکراتیک ایران مورد استقبال قرار گرفت و یک حرکت تبلیغی موثر حول این برنامه شکل گرفت. کوروش صحتی،حسن زارع زاده ی اردشیر و کیانوش سنجری از سخنگویان جبهه ی متحد دانشجویی در کنار مهدی عربشاهی از دفتر تحکیم،پرویز سفری از جبهه ی دموکراتیک ایران،کریمی از دانشجویان چپ و عبداله مومنی از ادوار به حمایت تبلیغی از این حرکت برخاستند و در این زمینه نقش تریبون قدرتمندی چون صدای امریکا بسیار کارساز بود. این اتحاد عمل موجب امید نیرو های مبارز و قوت عمل دانشجویان گردید. تشکل های دموکراسی خواه با دیدگاه های متفاوت اما در یک برنامه ی مشترک نشان دادند که می توانند کارهای مهمی انجام بدهند. نا گفته نماند که در این اتحاد عمل نیرو های دموکراسی خواه و برابر طلب اعم از نیرو های هویت طلب،چپ،لیبرال و تشکل هایی که در جنبش ۱۸ تیرماه کار ازموده شده تا دانشجویان محروم از تحصیل و دانشجویان زندان رفته ،یک کار تشکیلاتی حد اقلی نیز صورت گرفت و این مهم بدون تشکیلات ممکن نبود. باید از این تجربه درس اموخت و با پرهیز از انحصارطلبی که در بین برخی نیرو های باقی مانده از چپ اعم از اسلامی و مارکسیستی ،رگه هایی از ان وجود دار د به طرح برنامه های مبارزاتی جدید پرداخت. مبارزه برای ازادی نیازمند هزینه است که جوانان از زن ومرد این امر را پذیرفته اند. هنوز بهروز جاوید تهرانی و فرهاد کهندانی از اعضای جبهه ی متحد دانشجویی و امیر ساران،عباس خرسندی،احمد دانش پذیر از نیرو های نزدیک به جبهه ی دموکراتیک ایران ،سعید درخشندی و ابوالفضل جهاندار از نیرو های نزدیک به ادوار و کسانی چون هانا عبدی،کبودوند،فرزاد کمانگر،جواد علیزاده،روناک صفار زاده از نیرو های مدافع حقوق بشر و هویت طلب و صد ها دختر و پسر دیگر در زندان به سر می برند. این مبارزین نشان داده اند که حاضر هستند هزینه ی مبارزه را بپردازند. پس باید با اتحاد و برنامه ریزی درست،مبارزات را پیش برد. باید با طرح انتخابات ازاد و نفی نظارت استصوابی و با محوریت کاندیدا هایی چون عباس امیر انتظام از سوی نیرو های سکولار که مورد حمایت جبهه ی دموکراتیک ایران و بخشی از نیرو های ملی و سایر ازادی خواهان است و عبد اله نوری  که مورد حمایت ادوار تحکیم است و یا افراد دیگری که مطمئن هستیم زیر بار ننگ نظارت استصوابی نمی روند،مبارزه را یک گام دیگر به پیش برد.علاوه بر دو فرد اخیر می توان ،شخصیت های دیگری که از سوی طرفداران انتخابات ازاد و نفی نظارت استصوابی مطرح می شود  را نیز مد نظر قرار داد. ان چه اهمیت دارد این است که نیروهای دموکراسی خواه و موثر وحدت استراتژی و اتحاد عمل داشته باشند. تجربه ی اخیر نشان داد که اگر اینجنبش موثر اجتماعی که از سوی سایر جنبش های اجتماعی چون زنان و کارگران و اقوام و نیز احزاب سیاسی حمایت می شودُ درست و خردمندانه عمل کند می تواند به خواسته های دموکراتیک خود دست یابد. شرایط اجتماعی و برامد  تاریخی حاکی از این امر است که نیروی استبدادی حاکم به شدت رو به زوال است و نیرو های بالنده می بایست اقدامات جدی تری را در دستور کار خود قرار بدهند.                              زنده باد ازادی-برقرار باد دموکراسی-گسسته باد زنجیر استبداد-&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;جبهه ی دموکراتیک ایران-۱۸/اذرماه/۱۳۸۷ خورشیدی          &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7018437081223620982-1165976134499508687?l=democratl.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://democratl.blogspot.com/feeds/1165976134499508687/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7018437081223620982&amp;postID=1165976134499508687' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/1165976134499508687'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7018437081223620982/posts/default/1165976134499508687'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://democratl.blogspot.com/2008/12/blog-post_08.html' title='تحلیل جبهه ی دموکراتیک ایران از جنبش دانشجویی- آذر ۸۷'/><author><name>آزادیخواهان دمکرات</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09324329976602755795</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7018437081223620982.post-7721802085753030101</id><published>2008-12-06T10:45:00.000-08:00</published><updated>2008-12-06T11:25:37.323-08:00</updated><title type='text'>بیانیه جبهه متحد دانشجویی/پیام هواداران جبهه متحد دانشجویی به دانشجویان آزادیخواه ایران/خاتمی جا زد</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;بیانیه جبهه متحد دانشجویی به مناسبت روزدانشجو&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;از شانزده آذر 32 که دانشگاه نخستین آهنگ مقاومت مردمی دربرابراستیلای نظامیان را سازکرد تا دهه های بعد که برفرازهرموج مردم نهاد ضد دیکتاتوری جنبش دانشجویی درخشیدن گرفت. آزادیخواهی و عدالت طلبی پرچمی بود که این جنبش همواره به اهتزاز درآورد. تاریخ گواه است نه هجوم چکمه پوشان به دانشگاه درسال 32 ، نه یورش برضد اعتصابیون در سال40 ، نه گلوله باران به نام انقلاب فرهنگی سال 60 ونه حمله شبانه و مغول آسا به خوابگاه دانشجویان در18 تیرسال هفتاد وهشت هیچیک قادرنبود که زبانه های ستم سوزاین جنبش را به خاموشی کشاند. جای تاسف است که حکومتگران کنونی پس از سالها سیاست سرکوب ، زندان ، محرومیت ازتحصیل و انواع روشهای غیرقانونی وضد حقوق شهروندی که جملگی منجر به شکست حکومت دربرابرخواستهای انسانی وقانونی دانشجویان گردید. امروزدرصددند تا با مستحیل کردن ماهیت روزدانشجو همان مقاصد ضد دانشجویی خود را پیش برند.اقدامی که پیشاپیش آثارشکست آن هویداستکارنامه جنبش دانشجویی درسالیان اخیرثابت نمود که رویکردهای پوپولیستی اعم ازجناح راست یا چپ حکومتی دربین دانشجویان محبوبیتی ندارد.آنانکه مترصدند تا با سوارشدن برامواج جنبش دانشجویی برای تکیه زدن برمسند ریاست جمهوری بهره برداری کنند می بایست قبل ازهرچیز به نقد ضعف های پیشین خود بپردازند و درعمل حمایت خود ازمطالبات جنبش دانشجویی ازجمله آزادی زندانیان سیاسی به ویژه دانشجویان دربند را به صراحت اعلام نمایند.اگر چه تجمع و راهپیمایی به منظور اعلام مسالمت آمیز خواست های سیاسی از حقوق اولیه همه شهروندان ازجمله دانشجویان است اما ممانعت های غیرقانونی از برگزاری مراسم روز دانشجو آنهم درداخل دانشگاه ها نشانگرعمق هراس حاکمیت ازاعلام نظرو مشارکت دانشجویان درسرنوشت سیاسی کشوراست.جبهه متحد دانشجویی ضمن تبریک روزدانشجو به دانشجویان بیداروبپاخاسته ایران و با پاسداشت یاد جمله دانشجویان جانباخته درراه آزادی و دمکراسی از قندچی ، بزرگ نیا و شریعت رضوی تا عزت ابراهیم نژاد و اکبرمحمدی فرصت را مغتنم شمرده باردیگر ازحکومتگران می خواهد به مطالبات برحق این جنبش دربرخورداری از حق تحصیل ، ایجاد تشکل های مستقل ، آزادی اندیشه و بیان وازادی انتشار نشریات دانشجویی و نیزرفع محدودیتهای ناروا ازجمله حذف دوربین ها و گیت های امنیتی ، آپارتاید جنسیتی ، کمیته های تفتیش عقاید موسوم به انظباطی و توقف حکم دادگاه های انقلاب و آزادی دانشجویان دربند سرسپارد.وعده ما ظهر روزیکشنبه17 آذر مقابل سردر دانشکده فنی دانشگاه تهرانزنده باد ازادی – گسسته باد زنجیراستبداد – برقرارباد دمکراسی پانزدهم آذر87جبهه متحد دانشجویی&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.jonbesh-daneshjoee.blogfa.com/post-438.aspx"&gt;&lt;strong&gt;پیام هواداران جبهه متحد دانشجویی به دانشجویان آزادیخواه ایران&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;هواداران جبهه متحد دانشجویی ضمن تبریک روز دانشجو به دانشجویان آزادیخواه ایران و گرامیداشت یاد و خاطره دانشجویانی که درراه مبارزه با استبداد به شهادت رسیدند.از دانشجویان دانشگاه های تهران می خواهیم تا در روز یکشنبه 17 آذر با تجمع در مقابل دانشکده فنی دانشگاه تهران به استبداد طلبان اعلام دارند که نمی توانند جنبش دانشجویی را به نفع خود مصادره کنند.از دانشجویان سراسر کشور نیز می خواهیم تا با برگزاری هر چه با شکوه تر مراسم روز دانشجو اعتراض خود را نسبت به سرکوب جنبش دانشجویی و سیاستهای غلط اقتصادی دولت احمدی نژاد اعلام دارند.حامیان دولت پلیسی-امنیتی احمدی نژاد گمان کرده اند که با تهدید دانشجویان و خانواده های آنها می توانند از اعتراض دانشجویان نسبت به خود بکاهند.این تهدیدها حاکی از ترس حاکمیت نسبت به جنبش دانشجویی است.پیام ما به دانشجویانی که به دنبال گرفتن مجوز برای برگزاری مراسم روز دانشجو هستند این است:مبارزه با استبداد مجوز نمی خواهد! &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://mohandestabarzadi.blogfa.com/post-671.aspx"&gt;&lt;strong&gt;خاتمی جا زد&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;پیام دانشجو:مطابق معمول خاتمی جا زد. خاتمی قرار بود به دعوت انجمن حکومتی دانشگاه تهران به مناسبت ۱۶ اذر در دانشگاه تهران نطق انتخاباتی بکند. اما مطابق معمول و به دو دلیل جا زد. دلیل اولش این بود که دانشجویان ،همزمان با سخنرانی تدارکات چی پیشین و احتمالا گاری چی بعدی ،بنای یک میتینگ دانشجویی را داشتن که این اخوند با شهامت با یک تلفن دستگاه امنیت جا زد و اعلام کرد که مراسم ۱۶ اذر را ۲۵ اذر برگزار می کند!چه ایرادی دارد !مگر پیش از این نگفته بودند که اخوند معاویه نماز جمعه را پنج شنبه خوانده بود!به راستی که از این جماعت همه چیز بر می اید. دلیل دوم را این گونه گفته اند ُکه خاتمی از ترس دانشجویان جا زده است. برای این که امنیتی ها بدشان نمی اید این ادم بی عرضه،حد اقل برای گرم کردن تنور انتخابات چند مانور سیاسی بدهد و بار دیگر گروهی از جمله همین انجمن حکومتی که او را برای سخنرانی انتخاباتی دعوت کرده است را نیز سر کار بگذارد. به راستی که این اصلاح طلب ها تا چه اندازه سر در گم هستند که همچنان دل در گرو ادم تاریخ مصرف گذشته ای چون خاتمی دارند. یعنی در این حزب های حکومت ساخته ی کارگزاران و مشارکت ،قحط الرجال است؟یا این که خود انها نیز دریافته اند که هیچ ادم عاقلی که سرش به تنش بیرزد حاضر نیست در نمایش انتخابات وارد شود؟پرسش اصولی ما از طرفداران این سلطان حسین مدرن این است که فرض را بر این قرار بدهید که او امد و رای هم اورد. یعنی رژیم به دلیل بن بست جدید و این بازی اخیر که رفسنجانی به راه انداجته است ،برای خروج از بحران به سلطان بی خطر تن داد. در ان صورت اگر این ادم بی عرضه بخواهد تغییری بیش از ان که می خواست در ان ۸ سال انجام دهد ، به وجود بیاورد ، که رژیم کارش تمام است و به همین دلیل اجازه نمی دهند. برای این که شرایط فعلی رژیم به گونه ای نیست که بار دیگر بتواند ان دو گانگی در حاکمیت را تحمل کند. اگر بخواهد همچون ان ۸ سال کذایی که دگر اندیشان و دانشجویان هزینه ی ان را دادند و ۲ خردادی ها سود ان را بردند عمل نماید،اصلا چه لزومی دارد که بیاید. اهان،پوزش می خواهیم. ما از منظر پیام دانشجویی به قضیه نگاه کردیم. فراموش کرده بودیم که جیب اصلاح طلب های عزیز و تدارکات چی و پیروان صدیق ان امام به شدت طرفدار دموکراسی و حقوق بشر، فقط و فقط خودی(؟!)و صد در صد اسلامی ،در این مدت ۴ سال که از حاکمیت به بیرون ریخته شده اند،به شدت خالی شده است. اخ طفلکی ها! باور بفرمایید قصد توهین و تحقیر شما را نداریم. به عنوان کسانی که از بیرون این ما جرا ها را تماشا می کنیم،برداشتی غیر از این برای ما متصور نیست. مگر همین خاتمی نبود که در دوره ی دوم ریاست جمهوری اش کم اورد و حاضر نبود دوباره وارد کارزار شود؟ اخر چرا تصمیم گرفته اید میخ اخر را بر تابوت اصلاح طلبی بکوبید. اجازه دهید نامی از شما پیروان صدیق ان امامی که اعلام کرد میزان رای ملت است ولی در عمل همه ی مخالفین و غیر خودی ها را قلع و قمع کرد ند تا روشن سازند منظورشا ن از ملت همان پیروان صدیقی چون شما بوده است، بر جا بماند و خط امام را زنده نگه دارید!؟چرا خود را مضحکه ی عام و خاص می کنید؟اگر به راستی قصد خدمت به مردم را دا
